کاستا گاوراس – زندگینامه و فعالیت‌های هنری و سینمایی و فهرست آثار – Costa Gavras

0

تاریخ تولد: ۱۲ فوریه سال ۱۹۳۳ در یونان.

فیلم‌های مهم: زد (۱۹۶۹)، حکومت نظامی (۱۹۷۲)، اعتراف (۱۹۷۰)، گمشده (۱۹۸۲) و آمین (۲۰۰۳).

کوستا گاوراس (کوتاه‌شدهٔ کنستانتینوس گاوراس) کارگردان یونانی‌تبار فرانسوی است که در فرانسه زندگی می‌کند. نام اصلی او که در یونان به دنیا آمد در ۲۱ سالگی به فرانسه مهاجرت کرد و نام خود را سپس به کوستا گاوراس تغییر داد.

وی اغلب به‌دلیل ساخت فیلم‌هایی با پس‌زمینهٔ سیاسی شناخته می‌شود، از جمله فیلم معروف او زد (۱۹۶۹) که برندهٔ جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان در سال ۱۹۶۹ میلادی شد. با این حال، وی فیلم‌های کُمدی نیز ساخته‌است. او را استاد بزرگ خلق فیلم‌های جدی، پرهیجان و در عین حال سرگرم‌کنندهٔ سیاسی می‌دانند

او فعالیت‌های سیاسی خود را از کودکی آغاز کرد و آن را از پدر به ارث برد. پدرش یک ارتشی یونانی بود؛ که در برابرهجوم ارتش نازی مقاومت کرد ولی پس از جنگ دولت یونان گاوراس را به اتهام کمونیست بودن از کشور تبعید کرد.

او در ابتدا تمایل داشت که به آمریکا برود و در آنجا سینما بخواند؛ ولی به دلیل کمونیست بودن مک کارتیسم آمریکا از پذیرش او سرباز زد. گاوراس به فرانسه رفت و در سوربن ادبیات خواند و به عنوان دستیار کارگردان با بسیاری از فیلم سازان فرانسوی همکاری نمود.

او در اولین تجربه خود با نام «قتل ماشین خواب ۱۹۶۶» از تکنیک‌های خاص کارگردانی که دوستش داشت یعنی رنوارودمی استفاده نمود که بیشتر به تعریف داستان فیلم توجه کرد تا به دغدغه فرم.

پس از حکومت نظامیان بر کشور گاوراس تمرکز خود را بر وقایع کشور مادریش قرار داد و فیلم سینمایی زد را در سال ۱۹۶۹ کارگردانی کرد. وی با زد، سومین فیلم خود، به شهرتی جهانی رسید. او در فیلم «زد» داستان حکومتی را روایت می‌کند که با ابزار سرکوب می‌کوشد سیاستمداران و هواداران جناح اپوزیسیون، دستگاه قضایی و مطبوعات را خاموش کند. اگر چه در این فیلم نام این کشور گفته نمی‌شود، اما به روشنی مشخص است که گاوراس در پی توصیف دیکتاتوری نظامی در زادگاهش یونان بوده است

این فیلم اشاره به قتل گریگوری لمبراکیس نماینده چپ‌گرای پارلمان یونان دارد که در ۱۹۶۳ به دست نیروهای راست‌گرا در یونان صورت گرفت. فیلم «زد» در سال ۱۹۷۰ جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان را از آن خود کرد و در سال ۱۹۶۹ نیز از سوی آکادمی سینمایی فرانسه به عنوان بهترین فیلم سال برگزیده شد.

از دیگر آثار گاوراس «اعتراف» (۱۹۷۰) دربارهٔ زندان‌های پشت دیوار آهنین، حکومت نظامی (۱۹۷۳) دربارهٔ مبارزات گروه‌های ضد آمریکایی اروگوئه، گمشده (۱۹۸۲) در مورد کودتای ژنرال پینوشه در شیلی، «هاناک» (۱۹۸۳) در مورد جنایات اسرائیل، جعبه موسیقی (۱۹۸۹) بر محور حضور جنایتکاران نازی در آمریکا و «آمین» (۲۰۰۳) در مورد روابط نازی‌ها با واتیکان موجب شدند که فیلم‌های کمتر سیاسی او از قبیل «شهر دیوانه» (۱۹۹۷) چندان به چشم نیایند.

فیلم «بهشت غرب» <Eden Is West)<Eden à l’ouest)نام اثر بعدی «کوستا گاوراس» است که بعد از ساخت فیلم «ساطور» در سال ۲۰۰۵، دیگر فیلمی نساخته بود. محور اصلی فیلم «بهشت غرب» مسئله (مهاجرت) است. فیلمنامه این اثر را خود «گاوراس» با همکاری «ژان کلود گرومبرگ» نوشته‌است؛ و بازیگر اصلی فیلم «ریکاردو اسکامارچیو» نام دارد که یک ایتالیایی است. این فیلم در سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۷) به نمایش درآمد. آخرین کار سینمائی کوستا گاوراس، «سرمایه» (فرانسوی: Le Capital) فیلمی در ژانر درام است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. از بازیگران آن می‌توان به گابریل بیرن، گاد الماله، و سلین سلت اشاره کرد.

* نام کامل‌اش کنستانتینوس گاوراس است.

* گاوراس به همراه خانواده‌اش دوران کودکی‌اش را که مصادف با جنگ جهانی دوم بود در دهکده‌ای کوچک در یونان گذراند و بعد از جنگ به همراه خانواده‌اش برای زندگی به آتن رفتند.

* شاید ریشه فیلم‌های سیاسی گاوراس به پدرش بازگردد که عضو یک گروه چپ به نام EAM بود که شاخه اصلی نهضت مقاومت یونان به شمار می‌رفت. بعد از اتمام جنگ پدر گاوراس که مظنون به عضویت در حزب کمونیست بود، زندانی شد.

* گاوراس مدتی در یونان بالرین بود.

* سابقه زندان پدر او باعث شد که گاوراس نتواند به راحتی در یونان به دانشگاه برود. او حتی به دلیل مشکل پدرش نتوانست به آمریکا مهاجرت کند. در نتیجه برای ادامه تحصیل و زندگی در سال ۱۹۵۱ به فرانسه رفت تا در آنجا حقوق بخواند.

* وقتی به فرانسه رسید رشته ادبیات را انتخاب کرد و در دانشگاه سوربن مشغول به تحصیل شد.

* سال ۱۹۵۶ علاقه گاوراس به فیلمسازی باعث شد که دانشگاه را نیمه‌کاره رها کند و به مدرسه فیلمسازی ملی فرانسه، IDHEC، برود تا آن‌جا فیلمسازی بخواند.

* بعد از اتمام درس‌اش در مدرسه فیلمسازی مدتی زیر نظر ایو آلگره، کارگردان فرانسوی که در ژانر نوآر فیلم می‌ساخت، کار کرد. برای اولین بار کار حرفه‌ای در سینما را به عنوان دستیار کارگردان در فیلم‌های رنه کلر تجربه کرد. او دستیار هنری ورنوی و ژاک هم بوده است.

* بعد از چند فیلم که به عنوان دستیار اول کارگردان حضور داشت، توانست اولین فیلم خودش را به نام جنایت در واگن در سال ۱۹۶۵ کارگردانی کند. جالب است که در اولین فیلم‌اش هم ایو مونتان بازی می‌کرد. همکاری که بعدها بارها تکرار شد.

* تنها دو سال طول کشید تا گاوراس مشهورترین فیلم‌اش و یکی از معروف‌ترین تریلرهای سیاسی تاریخ سینما یعنی زد را در سال ۱۹۶۷ بسازد. زد سومین فیلم گاوراس، اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته و اسیلیس و اسیلیکوس بود و ایو مونتان و ژان لویی ترینیتیان در آن بازی می‌کردند. هرچند ماجراهای فیلم زد در کشوری بی‌نام می‌گذرد اما گاوراس به وضوح اشاراتی در فیلم دارد که مشخص می‌کند کشور مورد نظر وطن وی، یونان، است. در واقع زد داستان دوران حکومت و قدرت ژنرال‌ها و نظامی‌ها در یونان و چگونگی فعالیت گروه‌های چپ و جوانان دانشجو علیه آنان است.

* زد در الجزایر فیلمبرداری شده است به دلیل این که گاوراس برای تهیه پول ساخت فیلم دچار مشکل شده بود و بازیگر نقش گزارشگر یعنی ژاک پرن به گاوراس پیشنهاد می‌کند که فیلم را در الجزیره بسازند تا هزینه کمتری بکنند. از آنجا که بازیگران زد فیلمنامه را پسندیده بودند با گاوراس برای ساخت این فیلم خیلی همکاری کردند.

* سال ۱۹۷۶ گاوراس به عنوان یکی از اعضای هیئت داوران جشنواره فیلم کن انتخاب شد.

* گاوراس از سال ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۷ رئیس سینماتک فرانسه، یکی از مهم‌ترین مراکز فرهنگی-سینمایی جهان، شد و از سال ۲۰۰۷ تاکنون دوباره این سمت را به وی داده‌اند.

* سال ۱۹۶۹ با میشل ری ازدواج کرد که بعد از آن تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار بسیاری از فیلم‌های گاوراس مانند بخش ویژه (۱۹۷۵) و آمین (۲۰۰۲) بود.

* دختر و پسر او، ژولی و رومن گاوراس هر دو فیلمساز هستند.

* گاوراس بیشتر فیلم‌هایش را در فرانسه ساخته است و ملیت فرانسوی هم دارد.

* سال ۱۹۷۰ فیلم اعتراف و ۱۹۷۲ فیلم حکومت نظامی را ساخت که هر دو از فیلم‌های مطرح وی و در ادامه زد هستند. این سه فیلم در کنار هم هویتی به سینمای گاوراس می‌دهند و نام او را برر سر زبان‌ها می‌اندازند. گاوراس با همین سه فیلم تبدیل به یکی از مهم‌ترین کارگردانان ژانر سیاسی سینما می‌شود. و زوج او و ایو مونتان هم نام‌شان در تاریخ سینما ثبت می‌شود.

* گاوراس فقط یکی از مهم‌ترین فیلمسازان در ژانر سیاسی نیست. او در فعالیت‌های سیاسی هم مشارکت دارد. سال ۲۰۰۲ گاوراس یکی از کسانی بود که از ریاست جمهوری لیونل ژوسپن، نامزد حزب سوسیالیست فرانسه، حمایت کرد و برای انتخاب شدنش تلاش کرد. هرچند ژوسپن در همان دور اول گوی رقابت را به شیراک و لوپن واگذار کرد.

* دیدگاه گاوراس با توجه به فیلم‌هایش بیشتر از هر چیز آنتی‌فاشیسم است.

* گاوراس سال ۲۰۰۸ به عنوان رییس هیئت داوران جشنواره بین‌المللی فیلم برلین انتخاب شد.

ژانر معمول فیلم‌هایش: تریلر و درام سیاسی

دلایل شهرت:

* فیلم‌های گاوراس غالبا بر مبنای حوادث واقعی هستند. از او سوال کردند با توجه به این که فیلم‌هایش گاهی شبیه کارهای مستند می‌شوند و مبنایشان هم که حوادث واقعی است، پس چرا مستندسازی را انتخاب نکرده؟ و گاوراس پاسخ داد که به نظرش ساختن فیلم داستانی در مقایسه با مستند، کار آسان‌تری است.

* نمی‌شود از فیلم‌های گاوراس حرف زد ولی به موسیقی متن آن‌ها اشاره نکرد. بی‌ربط نیست اگر بگوییم میکیس تئودوراکیس در موفقیت گاوراس نقشی اساسد داشته است. تم موسیقی زد و حکومت نظامی ساخته تئودوراکیس تا آخر عمر در خاطرتان باقی می‌ماند، حتی اگر خود فیلم‌ها را از یاد ببرید.

لقب پیشنهادی: چه‌گوارای سینما.

چند جمله از دیگران درباره او:

* راجر ایبرت (درباره «اعتراف»): «کوستا گاوراس در اولین فیلمی که بعد از اثر مطرح‌اش زد می‌سازد بار دیگر به ما نشان می‌دهد که چطور دروغ‌ها می‌توانند طوری ساخته و پرداخته شوند که به اندازه حقیقت خوب به نظر برسند.»

* راجر ایبرت (درباره «شهر دیوانه»): «شهر دیوانه از روی فیلم تک‌خال در حفره ساخته شده. فیلم می‌داند که می‌خواهد چه چیزی به مخاطب‌اش عرضه کند. مشکل اینجاست که فاقد آن سرعت لازم برای جهش و اوج‌گیری است.»

آثار کمتر دیده شده یا دست کم گرفته شده:

اکثر فیلم‌هایش اتفاقا خوب دیده شده‌اند، به جز آن‌هایی که سیاسی نبوده‌اند مانند فیلم‌اولش جنایت در واگن قطار که بیشتر نوآر است.

همکاران مورد علاقه:

ایو مونتان (بازیگر) در همه فیلم‌های مهم‌اش مانند زد، اعتراف، حکومت نظامی و حتی اولین فیلم‌اش جنایت در واگن قطار بازی کرده است؛ اولریچ تاگور (بازیگر) در آمین و غرب بهشت؛ ژرژ سمپرون (فیلمنامه‌نویس) در بخش ویژه، اعتراف و زد؛ ژان کلود گرومبرگ (فیلمنامه‌نویس) در آمین و غرب بهشت؛ رائول کوتارد (فیلمبردار) در زد و اعتراف؛ آرماند آمار (آهنگساز) در آمین و غرب بهشت؛ یانیک کرگوت (تدوینگر) در آمین و غرب بهشت؛ و میکیس تئودوراکیس (آهنگساز) در زد و حکومت نظامی.

مولفه‌های سبکی و مضمونی تکرارشونده:

* گاوراس استاد ساختن تریلرهای سیاسی مهیج است که احساسات تماشاگر را تحریک می‌کند. فارغ از این که طرف چپ باشد مانند زد یا طرفدار راست مثل اعتراف، می‌تواند قهرمان بسازد. آن هم قهرمانانی که تماشاگر را درگیر کنند.

* مضامین مورد علاقه گاوراس، قدرت و حقوق انسانی هستند که توسط قدرت نقض می‌شود. او چالش آدم‌ها برای به دست آوردن حقوق‌شان را به تصویر می‌کشد. قانون و عدالت، ظلم و فشار و خشونت قانون و غیرقانونی  و از سوژه‌های مورد علاقه گاوراس است.

* گاوراس در فیلم‌هایش سوژه‌های بحث‌انگیز سیاسی را با مولفه‌های سینمایی و تجاری چنان ترکیب می‌کند که از دل آن فیلم‌هایی بیرون می‌آید که هم برای تماشاگر عام جذاب است و هم مخاطب خاص‌تر سینما. البته گاهی هم فیلم‌هایش شبیه بیانیه‌های سیاسی شده‌اند که به تصویر درآمده. اما هر وقت گاوراس توانسته توازن را بین سینما و اهداف سیاسی‌اش حفظ کند، فیلمساز موفقی بوده و فیلم‌های جذابی ساخته است. گرچه گاوراس معتقد است که اصلا سینما، سیاسی است چون حتی در فیلم‌های اکشن هم قهرمانی داریم که قرار است کره زمین را نجات بدهد.

* در فیلم‌های گاوراس تعلیق حرف اول را می‌زند. او گریبان تماشاگرش را می‌گیرد و تا انتهای فیلم او را رها نمی‌کند. البته این کار را به کمک بازیگری چون ایو مونتان و تدوین خوب و خوش‌ریتم فیلم‌هایش انجام می‌دهد.

یک سکانس مهم از فیلم‌هایش (زد):

سکانس سو قصد به ایو مونتان در فیلم زد با آن تعلیق نفس‌گیری که دارد و حرکت دوربین حول جمعیت و ایو مونتان.

و پایان زد وقتی نصاویر سوقصدکنندگان به زد در تلویزیون پخش می‌شود و حکم و سرنوشت هر یک از آن‌ها روی عکس‌هایشان خوانده می‌شود و صحنه بازجویی از ژنرال‌ها و سران قصدکننده. وقتی رو به روی ژان لویی ترینینیان می‌نشینند و در مقابل سوالات و شواهد و مدارک کم می‌آورند و محکوم می‌شوند. بعد از در پشتی به بیرون برده می‌شوند تا کسی آن‌ها را نبیند اما خبرنگاران پشت در منتظر هستند. همه این صحنه‌ها با موسیقی شاهکار تئودوراکیس.

جوایز مهم:

اسکار بهترین فیلمنامه برای گمشده (۱۹۸۳) به همراه دونالد استوارت؛ جایزه بفتا بهترین فیلمنامه برای گمشده (۱۹۸۳)؛ شیر طلایی جشنواره برلین برای بهترین کارگردانی فیلم جعبه موسیقی (۱۹۸۹)؛ نخل طلای جشنواره کن برای فیلم گمشده (۱۹۸۲)؛ جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره کن برای فیلم بخش ویژه (۱۹۷۵)؛ جایزه هیئت داروان جشنواره کن برای فیلم زد (۱۹۶۹)؛ جایزه سزار بهترین فیلمنامه برای فیلم آمین (۲۰۰۲).

چند جمله مهم از او:

* من به طرز معقولی خوش‌بین هستم.

* امروزه رسانه‌ها از مشکلات بزرگ جوامع هستند. آن‌ها نقش بسیار مهمی را در جامعه بازی می‌کنند. چون مردم هر روز می‌خواهند ببینند که چه اتفاقی دارد در دنیا می‌افتد. در نتیجه آن‌ها باید هم نقش اطلاعاتی و هم آموزشی داشته باشند. آن‌ها به پول و بیشتر از آن به موفقیت و سیاست و سیاستمداران وابسته هستند. و مشکل بزرگ هم همین است.

* اول می‌خواستم ادبیات بخوانم و تلاشم را هم کردم. اما وقتی شروع به نوشتن کردم به نظر بیشتر یک رویای کودکانه می‌آمد. بعد سینما را کشف کردم و به نظرم آمد رسانه جدیدی است که با آن می‌شود داستان‌ها را به روش جدیدی بیان کرد.

* من به عنوان دستیار کارگردان در فرانسه شروع به کار کردم. دستیاری در فرانسه خیلی متفاوت از مثلا آمریکاست. در فرانسه دستیار خیلی به کارگردان نزدیک‌تر است و باید کارهایی از جمله کار با بازیگران و غیره را خودش انجام دهد. من دستیار آلن رنه بودم که از دوره صامت می‌آمد و ژاک دمی که بخشی از موج نوی فرانسه بود. در واقع با همه شیوه‌های فیلمسازی فرانسوی آشنا شدم.

* ارتباط با ایو مونتان و سیمونه سینیوره برای من خیلی مهم بود. چون من مهاجری بودم که از یک شهر کوچک وارد دنیای بزرگی شده بود که هیجان‌انگیزترین مردم دنیا را داشت که درباره سینما و تئاتر و سیاست و همه چیز خیلی جدی حرف می‌زدند. در چنین شرایطی مونتان و سینیوره به من کمک کردند که فیلم اولم را بسازم. خیلی ساده به من گفتند که در فیلم‌ام بازی می‌کنند. مثل یک شوخی بود. و تازه آن‌ها فقط برای من این کار را نکردند. خیلی فیلمسازان جوان دیگری هم بودند که آن‌ها کمک‌شان کردند.

* بزرگ‌ترین مشکل برای یک فیلمساز پیدا کردن داستان درست برای فیلم‌اش است. داستان یک فیلم چیست؟ این که چند تا شخصیت داشته باشی. البته نه خیلی، برای این که گیج‌کننده می‌شود. و بعد بتوانید با شخصیت‌هایتان به چالش بپردازید و بعد شروع و وسط و پایان دارید. همین می‌شود یک داستان قوی. و حالا می‌توانید فیلم‌تان را بسازید.


   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.