فرانسوا تروفو – زندگینامه و فعالیت‌های هنری و سینمایی و فهرست آثار – Francuis Truffaut

0

تاریخ تولد: ۶ فوریه ۱۹۳۲ در پاریس، فرانسه.

تاریخ مرگ: ۲۱ اکتبر ۱۹۸۴ (در ۵۲ سالگی).

فیلم‌های مهم: ۴۰۰ ضربه (۱۹۵۹)، به پیانیست شلیک کنید (۱۹۶۰)، ژول و ژیم (۱۹۶۱)، داستان آدل ه. (۱۹۷۵).

فرانسوا رولاند تروفو فیلمساز، نظریه‌پرداز و منتقد سینمایی برجسته فرانسوی بود. وی از پیشروان جریان موج نوی فرانسه محسوب می‌شد. اولین اثر سینمایی وی فیلم چهارصد ضربه، در زمرهٔ شاهکارهای سینمای دنیا و سه فیلم بلند آغازین موج نو قرار می‌گیرد.

تروفو نویسنده یا همکار نویسنده فیلمنامه تمام فیلمهایی بود که خودش کارگردانی کرد. آثار او ترکیبی از کمدی، غم، تردید و عشق بود. یکی از مضامین اصلی فیلم‌های تروفو زندگی خودش بود. از این جهت پاره‌ای از فیلم‌هایش فیلم‌های زندگی‌نامه‌ای محسوب می‌شوند. چهارصد ضربه نیز یکی از آن فیلم‌هاست و تصویر پاره‌ای از وقایع دوران کودکی فیلمساز است.

تروفو پیش از آنکه فیلمساز شود نویسنده و منتقد نشریهٔ کایه دو سینما بود. یکی از مشهورترین نوشته‌های او نظریه مؤلف است که به همراه اندرو ساریس نوشت و عملاً به یک مانیفیست برای فیلمسازان موج نو تبدیل شد. طبق این رساله، باید فیلمسازان مؤلف را از فیلمسازان مقلد جدا کرد. تروفو بسیاری از فیلمسازان زمان خودش را مقلد، دنباله‌رو و بسیار محافظه‌کار خواند. سینمای آن‌ها را کهنه و پوسیده خواند و نوید پیدایش یک سینمای نو را داد که در آثار موج نو تبلور یافت.

تروفو در فیلم‌های خود داستانی جذاب و زیبا را روایت می‌کند که اعتماد و باور تماشاگر را جلب می‌کند و فیلم‌هایش پیچیدگی و ابهام خاصی ندارند. او در فیلمنامه‌های خود بی‌گمان از انوره دو بالزاک بسیار گرفته است. پیوندهای عاطفی، از رابطه‌های زودگذر سبکسرانه تا عشق‌های سودایی و جنون‌آمیز، خمیرمایه اصلی سینمای تروفو است.

سینمای او از موضوعات اجتماعی و سیاسی دور است و تنها در جریان ناآرامی‌های مه ۱۹۶۸ فرانسه از خود چهره‌ای سیاسی نشان داد. از این نظر، نگاه او رو در تقابل با بزرگترین رقیب‌اش ژان-لوک گدار قرار می‌گیرد که فیلم‌هایش سرشار از نگره‌ها و پیام‌های سیاسی است.


* در نوجوانی شرایطی مشابه آنتوان دوانل فیلم ۴۰۰ ضربه داشت.

* به وسیله پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌اش بزرگ شد.

* آلفرد هیچکاک را همیشه به عنوان استاد خودش معرفی می‌کرد.

* عضو هیئت داوران جشنواره کن در سال ۱۹۶۲.

* روابط گرم‌اش با ژان لوک گدار زمانی به هم خورد که تروفو اعتقاد پیدا کرد گدار کار دیگران را بی‌ارزش جلوه می‌دهد تا توجهات را به خودش جلب کند.

* اولین گزینه وارن بیتی برای کارگردانی بانی و کلاید (۱۹۶۷) بود، ولی پیشنهاد او را نپذیرفت.

* در نظرسنجی هفته‌نامه اینترتیمنت به عنوان بیست و هفتمین کارگردان بزرگ تمام دوران‌ها برگزیده شد.

* توسط مجله مووی میکر، نوزدهمین کارگردان تاثیرگذار تاریخ نام گرفت.

* زمانی که سرگئی پاراجانف، کارگردان مشهور روس، توسط دولت شوروی زندانی شد، تروفو بیانیه‌ای را خطاب به دولت آن کشور جهت آزادی پاراجانف امضا کرد.

* در زمان مرگ‌اش، دختر کوچک‌اش ژوزفین (حاصل رابطه تروفو با فنی آردان، ستاره سینمای فرانسه)، یک ساله بود.

ژانر معمول فیلم‌هایش:

در زمینه‌های مختلفی فیلم ساخته: درام، ملودرام، کمدی-درام، رمانس، نوآر مدرن و … .

چند کلمه که دنیای فیلمساز را می‌سازند:

آزادی، کودکی و جوانی، انتقام، قانون‌شکنی، آموزش اجتماعی، حصار.

لقب پیشنهادی: یک آمریکایی در پاریس.

چند جمله از دیگران درباره او:

* وودی آلن: «اصالت و تازگی تروفو در این بود که او فیلم‌هایی کاملا شخصی می‌ساخت.»

* رومن پولانسکی: «تروفو تنها سینماگری است که توانست از دگرگونی‌های سینما در دوران موج نو جان سالم به در ببرد.»

* دیوید بوردول و کریستین تامپسن (در کتاب «تاریخ فیلم»): «تروفو به دنبال نابودی سینمای سنتی نبود؛ بلکه در تلاش برای دوباره‌سازی آن بود.»

* جرالد مست: «برخلاف دوست و همدوره‌اش ژان لوک گدار، تروفو همواره به مضامین بسیار قراردادی‌اش درباره هنر و زندگی، فیلم و تخیل، جوانی و آموزش، هنر و آموزش … متعهد ماند.»

چند جمله مهم از او:

* (پس از دریافت جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره کن برای فیلم «۴۰۰ ضربه»): این مرگ‌آور است که من حرفه‌ام را با بهترین فیلم زندگی‌ام آغاز می‌کنم.

* اگر به سینما نمی‌آمدم، حتما ناشر می‌شدم.

* از سینما انتظار دارم که لذت فیلم ساختن را نشان دهد و یا رنج و عذاب‌اش را؛ به چیزی بینابین اصلا علاقه‌ای ندارم.

* حداقل دویست فیلم اول زندگی‌ام را دزدکی و بدون پرداخت پول دیدم. از درهای اضطراری و پنجره‌های دستشویی وارد سینما می‌شدم.

* برخلاف سینماروهای هم سن وسالم، کمتر با قهرمان‌ها همذات‌پنداری می‌کردم و معمولا به آدم‌های منفی و شخصیت‌هایی که به دردسر می‌افتادند علاقه‌مند می‌شدم.

* فیلم‌های آینده به دست کارمندان دوربین ساخته نخواهد شد. بلکه به وسیله کسانی کارگردانی می‌شود که ساختن فیلم را به منزله ماجرایی هیجان‌انگیز و شگرف تلقی خواهند کرد.

* عشاق فیلم، مردمانی بیمارند.

* من فیلم‌هایی را می‌سازم که در دوران جوانی دوست داشتم ببینم.

* (درباره مارلون براندو): هرگز بازیگر محبوب من نبود، اما با دیدن بازی بچه‌ها می‌فهمم آنچه که براندو را جذاب می‌کند، همان جنبه غیرقابل پیش‌بینی‌اش است.

* (درباره همفری بوگارت): هیچ بازیگری نمی‌توانست مانند او بدون این که برای مدت طولانی کلمه‌ای بر زبان آورد، این‌چنین در یک صحنه بازی کند.

مولفه‌های سبکی و مضمونی تکرارشونده:

تلاش برای واقع‌گرایی، استفاده از برخی شیوه‌های تدوینی فیلم‌های قدیمی (همچون روبش و آیریس) و نمایش مضامینی چون آزادی، طغیان، فرار از حصارهایی که بزرگسالان برای کودکان ایجاد می‌کنند و آدم‌های به ته خط رسیده از مولفه‌های سینمای تروفو به شمار می‌روند.

یک سکانس مهم از فیلم‌هایش (۴۰۰ ضربه):

در انتهای ۴۰۰ ضربه، آنتوان دوانل به سمت دریا می‌دود، به سمت دوربین می‌آید و در حالی که به دوربین نگاه می‌کند، تصویر ثابت می‌شود و فیلم این گونه به پایان می‌رسد. خود تروفو گفته فریز شدن تصویر در این صحنه به این دلیل بود که ژان پی‌یر لئو آن‌گونه که او انتظار داشت، بازی نکرد و برخلاف خواست تروفو، سرش را به این طرف و آن طرف تکان داد. ولی عامل ثابت کردن تصویر فیلم هر چه که بود، به تاثیرگذاری دوچندان آن کمک کرد. پسری در آستانه رسیدن به دریا و آزادی، نگاهی که ثابت می‌ماند و باری که انگار آنتوان با همین نگاه خیره و ثابت‌اش به دوش تماشاگران می‌اندازد. انگار خود ما هم در ایجاد چنین فضایی برای آنتوان مقصریم.

دستاوردهایش در سینما:

مهم‌ترین دستاورد تروفو نه به عنوان یک فیلمساز، که به عنوان یک منتقد شکل گرفت: نگره مولف.

هنرمندانی که از او تاثیر گرفته‌اند:

تروفو در کنار ژان لوک گدار بیشترین تاثیر را بر سینمای آینده فرانسه گذاشت.

همکاران مورد علاقه:

ژان پی‌یر لئو (بازیگر)، نستور آلمندروس (فیلمبردار)، سوزان شیفمن (فیلمنامه‌نویس)، مارتین باراک (تدوینگر)، رائول کوتار (فیلمبردار)، ژان لوئیز ریچارد (فیلمنامه‌نویس)، مارسل بربر (تهیه‌کننده) و … .

جوایز مهم:

جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره کن برای فیلم ۴۰۰ ضربه (۱۹۵۹)، جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان و جایزه کارگردانی انجمن ملی منتقدان فیلم به خاطر فیلم شب آمریکایی (۱۹۷۳).

دلایل شهرت:

به همراه بزرگان دیگری چون ژا لوک گدار، کلود شابرول و دیگران از بنیان‌گذاران موج نوی سینمای فرانسه بود. در مقابل سینمای فاخر قدیمی فرانسه که تروفو و همکارانش به عنوان تحقیر آن را «سینمای پاپابزرگ‌ها» می‌نامیدند، تروفو و دوستانش، فیلم‌هایی به شدت رئال و کم‌هزینه ساختند و با ساختارشکنی‌های خاص خود، سبکی جدید را پایه‌ریزی کردند.

هنرمندانی که از آن‌ها تاثیر گرفته:

تاثیر دو نفر بر زندگی هنری او را نمی‌توان نادیده گرفت: آلفرد هیچکاک و آندره بازن. ضمن این که ردپای سینماگران دیگری از جمله ژان ویگو، ژان رنوار، کنجی میزوگوچی و روبر برسون را در سینمای او می‌توان ردیابی کرد.

آثار کمتر دیده شده یا دست کم گرفته شده:

۱) عروس سیاه‌پوش (۱۹۶۸): فیلمی پرتعلیق. ادای دین تروفو به هیچکاک که از خیلی از فیلم‌های خود استاد هم بهتر از آب درآمده است.

۲) اتاق سبز (۱۹۷۸): با مطالعه فیلم‌های دوران مختلف تروفو، می‌فهمیم که جهان‌بینی او به تدریج پخته‌تر و کامل‌تر شده است. این پختگی در اتاق سبز به کمال می‌رسد. شاید عمیق‌ترین تصویر تاریخ سینمای از پدیده‌ای به نام مرگ.

آرزوها:

در نظر داشت ۳۰ فیلم بسازد و سپس خود را از کار سینما بازنشسته کرده و باقی عمرش را به نوشتن کتاب بگذراند. در هنگام مرگ، ۵ فیلم تا رسیدن به دوران بازنشستگی مد نظرش فاصله داشت.


   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.