جورج رومرو – زندگینامه و فعالیت‌های هنری و سینمایی و فهرست آثار – George A. Romero

0

تاریخ تولد: ۴ فوریه ۱۹۴۰ در نیویورک آمریکا.

فیلم‌های مهم

شب مردگان زنده (۱۹۶۸)، مارتین (۱۹۷۷)، سپیده دم مردگان (۱۹۷۸).

ژانر معمول فیلم‌هایش

وحشت، تریلر، اکشن، درام، علمی – تخیلی، جنایی.

همکاران مورد علاقه

تام ساویانی (در سمت‌های مختلفی از جمله بازیگر، طراح گریم، مسئول جلوه‌های ویژه و بدلکار)، مایکل گورنیک (فیلمبردار) در ۵ فیلم، پاسکواله بوبا (تدوینگر) در ۶ فیلم، بارابارا اندرسون (طراح لباس) در ۶ فیلم.

دلایل شهرت

  • قبل از ساخت فیلم شب مردگان زنده را به عنوان سازنده فیلم‌های تبلیغاتی کم خرج می‌شناختند.
  • موفق شد در سال ۱۹۶۸ با فیلم کم هزینه شب مردگان زنده ژانر وحشت را دوباره احیا کند.
  • آن چه به عنوان دوره مدرن ژانر وحشت نام می‌برند با ورود او به سینما رقم خورد.
  • رومرو تعریف جدیدی از هیولا در سینما ارائه می‌دهد که این تعریف در رابطه بین مرده آدم خوار (زامبی) و انسان نمایان می‌شود و بعضاً در این رابطه انسان‌های او نسبت به زامبی‌هایش قسی القلب‌ترند.
  • مجموعه فیلم‌های مردگان او در بطن خود نگاهی تند و تیز به جامعه معاصر امریکا دارند و از این نظر مورد توجه منتقدان زیادی قرار گرفتند. از شب مردگان زنده که نمودی از شرایط سیاسی – اجتماعی جامعه آمریکا در پایان دهه شصت و اوایل دهه هفتاد بود تا سرزمین مردگان که در لایه‌های زیرین این داستان خود به مبارزه علیه تروریسم جورج بوش اشاره داشت.

مؤلفه‌های سبکی و مضمون تکرار شونده

  • فیلم‌های او اغلب با بودجه اندک ساخته می‌شوند.
  • او از شیوه فیلمبرداری دوربین روی دست در آثار اولیه‌اش سود برد که در آثار بعدش هم این شیوه دیده می‌شود و فیلم‌های او را هم چون آثار مستند نشان می‌دهد.
  • آثار جورج رومرو بازیگران اغلب ناآشنا دارد اما با وجود همین آماتور بودن، قادرند بیننده را میخکوب کند. آثار او سرشار از صحنه‌های خشونت آمیز است.

لقب پیشنهادی

پدر بزرگ زامبی‌ها

چند کلمه که دنیای فیلمساز را می‌سازند

وحشت، دنیای مردگان، زامبی‌ها، خون، قتل، مرد قدرتمند و عضلانی اما کم خرد.

جوایز مهم

این کارگردان و فیلم‌هایش هیچ گاه مورد توجه جشنواره‌های معتبر نبوده‌اند. از جالب‌ترین جوایزی که به او تعلق گرفت می‌توان به برنامه جیغ ۲۰۰۹ از کانال اسپایک تی وی در تاریخ ۲۷ اکتبر سال ۲۰۰۹ اشاره کرد که با جایزه‌ای به نام مستر مایند آوارد از او قدردانی شد. کسی که این جایزه را به او داد کوئینتین تارانتینو، یکی از طرفداران پر و پا قرص فیلم‌های او بود که در سخنرانی‌اش توضیح داد که این A وسط نام جورج ا. رومرو مخفف «یک نابغه لعنتی» است.

چند نکته از زندگی‌اش

  • با نام جورج اندرو رومرو.
  • نژادی کوبایی – لیتوانیایی داشت.
  • در سالروز تولد ۱۴ سالگی، پدر و مادرش یک دوربین سوپر ۸ به او هدیه می‌دهند که اولین فیلم‌هایش را با آن می‌ساخت.
  • از دانشگاه کارنی ملون پیتسبورگ در رشته هنر، طراحی و تئاتر فارغ التحصیل شد.
  • پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه در سال ۱۹۶۰، شروع به فیلمبرداری و ساخت فیلم‌های تبلیغاتی کوتاه نمود.
  • با ۹ نفر از دوستانش ایمیج تن پروداکشنز را بنا کردند که فعالیت اصلی‌شان تولید پیام‌های بازرگانی کم هزینه بود و معروف‌ترین آن‌ها مجموعه همسایه آقای راجرز نام داشت. اولین فیلم خود را هم چون اکثر فیلم‌هایش در پیتسبورگ ساخت که اولین فیلم بزرگی بود که در آن شهر با بودجه بسیار اندک ساخته می‌شد.
  • رومرو از سال ۲۰۰۹ شهروند کانادایی محسوب شده و در اونتاریوی تورنتو ساکن شد. او سه فیلم آخرش را در این شهر ساخت.
  • صاحب دو فرزند پسر و دختر است.

چند حاشیه و جنجال

  • هیچ گاه با کمپانی‌های بزرگ هالیوودی کار نکرده و همواره لقب فیلمساز مستقل را حفظ کرده است.
  • ایتدا قرار بود اهریمن ساکن (۲۰۰۲) را او کارگردانی کند.
  • بارها در فیلم‌هایش از بازیگران آفریقایی – آمریکایی در نقش قهرمان‌هایش بهره برد و این نوع استفاده از این بازیگران سیاه پوست در مقابل کلیشه‌های رایج ژانر وحشتی قرار گرفت که رنگین پوستان همواره در ابتدای فیلم کشته می‌شدند.
  • یکی از طرفداران پر و پا قرص فیلم‌های مایکل پاول و امریک پرسبرگر بوده و به گفتهخودش فیلمی که باعث شد فکر کارگردان شدن به سرش بزند قصه‌های هافمن بود. در دی وی دی فیلم قصه‌های هافمن محصول کرایتریون کالکشن مصاحبه‌ای با رورو موجود است که از هنر کارگردانی این فیلم، رنگ‌ها و استفاده از زمینه‌های فانتزی / وحشت در آن سخن می‌گوید.
  • در ۳۰ اکتبر ۱۹۹۶ فیلمی تبلیغاتی برای بازی ویدئویی اهریمن ساکن ۲ برای کمپانی کپکام می‌سازد.
  • او قصد دارد فیلم سرخ تیره از ساخته‌های داریو آرجنتو را در سال ۲۰۱۲ به شیوه سه بعدی بازسازی کند.

دستاوردهایش در سینما

در سال ۱۹۶۸ فیلمی ساخت که ژانر وحشت را دوباره احیا کرد و تأثیری بسیار عیق بر فیلم‌های این ژانر در سال‌های بعد باقی گذاشت و فیلم‌های او الهام بخش کارگردانان بسیاری شد.

منابع الهامش

همیشه از فیلمهای ژانر وحشت محصول یونیور سال که در کودکی و نوجوانی دیده سخن می‌گوید. رومرو محبوب‌ترین فیلم دوران کودکی‌اش را چیزهایی از جهان دیگر (۱۹۵۱) می‌داند. در سال ۲۰۰۲ سایت اند ساوند، لیستی از فیلم‌های مورد علاقه رومرو ارائه داد که او خود را وامدار این فیلم‌ها و کارگردان‌هایشان می‌داند. این لیست شامل برادران کارمازوف (ریچارد بروکس، ۱۹۵۸)، کازابلانکا (مایکل کورتیز، ۱۹۴۲)، دکتر استرنج لاو (استنلی کوبریک، ۱۹۶۴)، ماجرای نیمروز (فردزینه مان، ۱۹۵۲)، گنج‌های حضرت سلیمان (جی و لیو تامپسن، ۱۹۵۰)، شمال از شمال غربی (آلفرد هیچکاک، ۱۹۵۹)، مرد آرام (جان فورد، ۱۹۵۲)، انزجار (رومن پولانسکی، ۱۹۶۵)، نشانی ازشر (اورسن ولز، ۱۹۵۸، و داستان‌هایهافمن (مایکل پاول و امریک پرسبرگر، ۱۹۵۱) بود.

چند جمله از دیگران درباره او

  • دیوید کوئینلان: «رومرو، یکی از تأثیرگذارترین کارگردانان ژانر وحشت بین سال‌های ۱۹۶۸ تا ۱۹۸۸، استعداد خود را هدر داد. هنوز شب مردگان زنده او با آن تصاویر سیاه و سفیدش تمثیلی از وحشتی حقیقی در تاریخ سینمای مدرن هالیوود است».
  • دایره المعارف بین المللی فیلم مک میلان: «اولین فیلم بلند رومرو یعنی شب مردگان زنده هم چنان به عنوان نقطه تحولی در فیلم‌های ژانر وحشت باقی مانده است. دو دنباله بعدی آن یعنی سپیده دم مردگان به اندازه همان اولی محکم بود اما فیلم بعدی یعنی روز مردگان ناامید کننده بود. با این که کار رومرو فراز و نشیب زیادی داشته و غیر قابل پیش بینی بوده اما تأثیر تصاویر خشونت آمیز فیلم‌های او را می‌توان در آثار کارگردانانی هم چون برایان دی پالما، جان کارپنتر، دیوید کراننبرگ و وس کریون پیدا کرد».
  • جف اندرو: «استعداد پر افت و خیزی به نام جورج اندرو رومرو به دلیل پیشبرد یک تنه ژانر وحشت مطرح است. او از فرمی که تهدید را به شیوه‌ای اشاره‌ای و با سایه روشن مطرح می‌نمود به سمت ژانر احشایی جدیدی که خون و خونریزی و خشونت را در حد زیادی آشکار و هویدا نشان می‌داد تغییر مسیر داد. تأکید او بر لحظاتی است که هیچکاک در روانی یا ماریو باوای ایتالیایی آن را از قلم می‌انداختند».
  • راجر ایبرت: «واکنش من به نمایش فیلم شب مردگان زنده شایسته فیلم نبود و تنها نوشته‌ای بود درباره واکنش بینندگان آن. خود من فیلم را تحسین می‌کنم و از آن بعد از ظهر سال ۱۹۶۸ تا به حال دو بار آن را دیده‌ام و در نوشته‌ام برای دنباله آن یعنی سپیده دم مردگان آن را تحسین کردم. آن زمان من ستاره‌ای به این فیلم ندادم که دلیل‌اش مشخصاً به علت نوع نوشته‌ام بود که نیازی به ستاره نداشت اما اگر بخواهم امروز این فیلم را ارزش گذاری کنم به آن سه ستاره و نیم خواهم داد».
  • الیوت استین: «جسارت قابل ملاحظه آغاز به کار با کمترین هزینه، درباره گروهی که برای دفاع از خود در خانه‌ای روستایی جمع می‌شوند، تمامی کلیشه‌های ژانر را زیر پا می‌گذارد. او وحشت اکسپرسیونیستی سنتی را با سبکی نئورئالیستی جایگزین می‌کند».
  • هنری شیهان: «رومرو انسانیت را هم ناخوشایند و هم نجات یافتنی و غیر قابل تقلیل می‌یابد. ما ممکن است در دنیای هر روزه‌مان کمی بیشتر از زامبی‌ها باشیم، اما هنوز نیم نگاهی به ستاره‌های آسمان داریم».
  • پالین کیل: «گرین دار بودن فیلم شب مردگان زنده به همراه جدیت پیش پا افتاده‌اش کارگر افتاد و به آن ویژگی یک رئالیسم خام و زمخت را داد».

چند جمله مهم از او

  • ععلاقه‌ای به گرایش‌های جدید در سینمای وحشت ندارم. تمام این ابزار شکنجه و تمهیدات جدید بی روح به نظر می‌آیند. دیگر مردم فراموش کرده‌اند چطور بخندند و من هیچ کارگردانی را ندیده‌ام که از آن به مثابه کنایه یا تمثیل استفاده نماید. کارگردان مورد علاقه من هم اکنون گیلرمو دل تورو است. دوست داشتم فیلمی هم چون هزار توی پن می‌ساختم.
  • اگر فیلم ترسناکی موفقیت بزرگی کسب کند همه می‌گویند یک فیلم ترسناک بسازیم. این ژانری است که هرگز نمی‌میرد.
  • استودیوها همیشه به من به عنوان کارگردان ژانر نگاه کرده‌اند. من چندین فیلم خارج از ژانر ساخته‌ام که هیچ کس نمی‌خواهد آن‌ها را در نظر بگیرد. گمان می‌کنم هرگز عضوی از این گروه نخواهم بود.
  • شما ۶۰ نفر در اختیار دارید که مثل زامبی‌ها لباس پوشیده‌اند و هر چیزی می‌خواهید با آن‌ها نشان دهید، باید این ۶۰ نفر کار یکسانی انجام دهند. به نظر من شیوه صحیح راه رفتن زامبی‌ها این گونه است که باید سر را طوری به طرفی رها کنند که انگار کمی زیادی سنگین است یا ماهیچه‌های آن تحلیل رفته است!
  • امیدوارم که زامبی‌های من تاریخ مصرف نداشته باشند. زامبی‌ها هرگز بر دنیای انسان‌ها مسلط نخواهند شد چرا که من به انسان‌ها نیازمندم اما از آن‌ها دل خوشی ندارم. تمامی مشکلات و معضلات ریشه در انسان‌ها دارند. زامبی‌ها مثل پشه هستند.
  • تنها وقتی آزادی عمل دارید که یا با هزینه‌ای بسیار کم کار کنید یا با هزینه‌ای بسیار زیاد.
  • حقیقی‌ترین خونی که تا به حال دیده‌ام زمانی بود که مارلون براندوی فیلم در بارانداز کتک می‌خورد.

یادگاری فیلم‌هایش

مردگان زنده خواری که آرام و با طمأنینه راه می‌روند و با نام زامبی آن‌ها را می‌شناسیم هر چند قدمت‌شان به سال‌ها پیش از رومرو می‌رسد اما این هیولاها در هر فیلم و یا حتی بازی کامپیوتری که دیده شوند بدون شک نام جورج رومرو را به سبب احیای مجدد آن‌ها به شیوه‌ای منحصر به فرد، یاد هر کسی خواهد آورد.

هنرمندانی که از او تأثیر گفته‌اند

اکثر کارگردانان سینمای وحشت هم چون وس کریون، جان کارپرنتر و گیلرمو دل تورو از او تأثیر گرفتند.

آثار کمتر دیده شده یا دست کم گرفته شده

مارتین یکی از فیلم‌های مهجور اما مهم کارنامه رومرو است. کاراکتر خون آشامی که رومرو در این فیلم به تصویر می‌کشد یکی از تأثیر گذارترین خون آشامان تاریخ سینما لقب گرفت.

یک سکانس مهم از فیلم‌هایش

قابی که در آن زامبی‌ها به آهستگی راه می‌روند و به سمت طعمه‌های انسانی خود قدم بر می‌دارند، مشهورترین و به یاد ماندنی‌ترین نما از فیلم‌های او است. با طمأنینه و آرامش خاص‌شان در راه رفتن گویی واپسین فرصت را به طعمه‌هایشان می‌دهند تا بگریزند یا از خود دفاع کنند.


   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.