مل گیبسون – زندگینامه و فعالیت‌های هنری و سینمایی و فهرست آثار – Mel Gibson

0

تاریخ تولد: ۳ ژانویه ۱۹۵۶ در نیویورک، آمریکا

فیلم‌های مهم

شجاع دل (۱۹۹۵)، مصائب مسیح (۲۰۰۴)، آپو کالیپتو (۲۰۰۶).

ژانر معمول فیلم‌هایش

تاریخی، جنگی، درام

جوایز مهم

اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی برای فیلم شجاع دل (۱۹۹۶)، گلدن گلوب بهترین کارگردانی برای فیلم شجاع دل (۱۹۹۶)، جایزه بهترین تهیه کننده سال از جشنواره فیلم هالیوود (۲۰۰۴).

دلایل شهرت

یکی از دلایل مهم شهرت مل گیبسون به عنوان فیلمساز، موضوعاتی است که به سراغشان می‌رود و به همین دلیل هم است که او با تعداد محدودی فیلمی که به عنوان کارگردان در کارنامه دارد، در این زمینه فرعی کاری‌اش، به یکی از چهره‌های برجسته تبدیل شده. او همواره به سوی موضوعاتی می‌رود که یا تنش برانگیز و چالش آورند، نقطه کور و مبهم و البته هیجان‌زا در تاریخ بشر را در بر می‌گیرند؛ آخرین ساعات زندگی حضرت مسیح و مصلوب شدنش بر جُلجُتا، زندگی ویلیام والاس حماسه مجسم که تا در تصلیبی همسان مسیح برای آزادی و رهایی هموطنان‌اش جنگید، نجات خانواده کوچکی از قبایل وحشی در یکی از نقاط بحرانی تاریخ و خرده داستان‌های دیگری که در میان این روایات اصلی گنجانده شده اند. مثل زندگی پادشاه انگلستان در زمان قدرت یافتن ویلیام والاس، آداب و رسوم تمدن‌های کهن و غیره.

چند نکته از زندگی‌اش

  • نام اصلی مل کولمسیل جرارد گیبسون.
  • گیبسون دوران کودکی‌اش را در استرالیا گذراند و هم چنین در دانشگاه نیو ساووث ولز سیدنی درس بازیگری آموخت. جایی که با وجودی دیویس همبازی شد و نقش‌های رومئو و ژولیت را در دانشگاه بازی کردند.
  • بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه در چند نقش کوچک تلویزیونی بازی کرد تا این که بازی در فیلم‌های مکس دیوانه و تیم به او پیشنهاد شد.
  • گیبسون جزو افراد گروهی به نام “موج نوی استرالیا” در اوایل دهه ۸۰ شناخته می‌شود که همگی تقریباً همزمان در دنیای سینما شهر پیدا کردند کسانی چون پیتر ویر و جیلیان آرمسترانگ.
  • در طی فعالیت هنری‌اش، نقش‌های مهم بسیاری به او پیشنهاد شد که به دلایلی آن‌ها را قبول نکرد مانند نقش اصلی ترمیناتور (۱۹۸۴)، نقش جیمز باند در چشم طلایی (۱۹۸۵)، نقش بتمن در بتمن (۱۹۸۹)، نقش وولورین در افراد ایکس (۲۰۰۰)، نقش جیمز گریسون در جی اف کی (۱۹۹۱) …
  • گیبسون در زندگی عشق و مشکلات زیادی مواجه شد، سفر خانواده‌اش از آمریکا به استرالیا در کودکی و مشکلات مصرف مواد مخدر و استفاده از نوشیدنی‌های الکلی و هم چنین افسردگی‌اش که او را تا مرز خودکشی کشانده بود. او یک بار نیز به خاطر رانندگی در حالت غیر متعادل دستگیر شد.
  • تنها چهار فیلم کارگردانی کرده که جز فیلم اولیه‌اش مردی بدون چهره، ۳ فیلم دیگرش کارهای پرسروصدا و جنجالی و پر فروش بوده‌اند.
  • برای ساخت فیلم مصائب مسیح (۲۰۰۴)، که از سال ۱۹۹۲ بر روی آن تحقیق می‌کرد، ۲۵ میلیون دلار از پول‌های خودش خرج کرد، فیلم فروش فوق العاده‌ای داشت و برای گیبسون نزدیک به ۲۵۰ میلیون دلار سود داشت.

چند کلمه که دنیای فیلمساز را می‌سازند

مذهب، تاریخ، جنگ، فداکاری

یک سکانس مهم از فیلم‌هایش

جاگوار پاو که زن باردار به فرزندش را پیش از اسارت به دست سربازان مایا به گودالی برده و پنهان‌شان کرده، حالا، پس از گریختن از دست نیروهای مهاجم و فرار از مسلخی که برایشان ترتیب دیده بودند به سمت جنگل می‌دود. نیروهای مسلح، او را قدم به قدم دنبال می‌کنند و همین طور که آن‌ها یکی یکی به دست نیروهای طبیعی جنگل ناکار می‌شوند نیروی جاگوار هم تحلیل می‌رود. در انتهای این تعقیب و گریز پر فراز و نشیب، جاگوار که کم آورده و خسته شده، در ساحل زانو می‌زند و دو تن از باقی ماندگان ماموران به او می‌رسند. اما هیچ کس به او حمله نمی‌کند. همه به منظره دریا خیره شده‌اند؛ کشتی‌های اسپانیایی‌ها دارند وارد ساحل می‌شوند (آپوکالیپتو)

مولفه‌های سبکی و مضمون تکرار شونده

قهرمان، همواره بخش جدا نشدنی از مولفه‌های داستانی مورد علاقه مل گیبسون بوده. در هر چهار فیلمش، میل به عظمت بخشیدن به وجود یک قهرمان، نمایش مسیر او در به دست آوردن آرمان‌ها و رویاهایش، و ساختن مجموعه حماسی از تمام عناصر دیگر استخوان‌بندی ثابت روایت بوده که داستان‌ها و پیچ‌هایش بر آن استوار شده‌اند. ایمان و اراده یک قهرمان واقعی، رنج‌هایی که برای رسیدن به خواسته‌هایش تحمل می‌کند، البته رشادت‌هایش در این راه همیشه در آثار او تکرار شده‌اند.

منابع الهامش

مل گیبسون فیلمسازی را از سه فیلمساز استرالیایی و محبوبش یاد گرفته؛ ریچارد دانر، پیتر ویر و جورج میلر. کارگردانانی که مل در طی فعالیت‌اش با آن‌ها کار کرده. او هم چنین طرفدار فیلم‌های تاریخی و جنگی بوده و به گفته خودش اسپارتاکوس ساخته استنلی کوبریک تأثیر زیادی بر تفکرات فیلمسازی‌اش گذاشته.

چند جمله مهم از او

  • از کارگردانی بیشتر خوشم می‌آید، باحال‌تر است! همه چیز درونش هست، در واقع همون داستان سرایی است، اما خوب کنترل بیشتری در نحوه تعریف کردن داستان دارید، خیلی باشکوه است، عاشق این کارم.
  • ممکن است ناگهان به جایی بروم که کسی نتواند من را پیدا کند. میدانید چنین جایی کجاست؟ می‌دانید کجا می‌شود رفت که کسی شما را پیدا نکند؟ به این فکر می‌کردم که چادرم را بغل سلاح‌های کشتار جمعی بر پا کنم. این طوری کسی نمی‌تواند پیدایم کند.
  • کاملاً درست است، کسی نمی‌رود سراغ فیلمی که با دو زبان منسوخ ساخته شده. آن‌ها فکر می‌کنند من دیوانه‌ام. شاید دیوانه باشم، شاید هم یک نابغه!
  • هالیوود یک کارخانه است. باید این را بدانید که هالیوود یک کارخانه است و تو هم قسمتی از همین مکانیزمی؛ اگر خطایی بکنی، تعویض می‌شوی.

چند جمله از دیگران درباره او

  • راجر ایبرت: «مل گیبسون تاکنون فیلمی نساخته که بشود برچسب “فیلم تجاری” رویش گذاشتن و اگر فیلمش میلیونی هم بفروش، به این علت نیست که مردم را سرگرم کرده، بیشتر به خاطر نوع رادیکال پیام فیلم است. گیبسون تاریخ را بازسازی می‌کند و به شکلی دیگر به مردم نشان می‌دهد».
  • شارون اس. لیلوس: «مل گیبسون با فیلم شجاع دل به نقطه رسیده است که باقی فیلم‌های تاریخی / جنگی باید با این فیلم مقایسه شوند و محک بخورند».
  • مایک پریکن: «گیبسون پس از ساخت این فیلم ها، ثابت کرده که به عنوان یک کارگردان دارد و زرد خودش می‌جنگند و سعی دارد مسیر خودش را از یک بازیگر اکشن کار به کارگردانی با اعتقادات خاص تغییر بدهد».


   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.