میشاییل هانکه – زندگینامه و فعالیت‌های هنری و سینمایی و فهرست آثار – Michael Hanele

0

تاریخ تولد: ۲۳ مارس ۱۹۴۲ در مونیخ آلمان

فیلم‌های مهم: ویدئوی بنی (۱۹۹۲)، بازی‌های مسخره (۱۹۹۷)، معلم پیانو (۲۰۰۱)، زمانه گرگ (۲۰۰۲)، پنهان (۲۰۰۵)، روبان سفید (۲۰۰۹).

چند کلمه که دنیای فیلمساز را می‌سازند:

رسانه، خشونت، اجتماع، وجدان.

جوایز مهم:

نخل طلای بهترین فیلم جشنواره کن برای فیلم روبان سفید (۲۰۰۹)، جایزه بهترین کارگردانی جشنواره کن برای فیلم پنهان (۲۰۰۵)، نامزد دریافت نخل طلای بهترین فیلم جشنواره کن برای فیلم‌های پنهان، معلم پیانو، کد مجهول و بازی‌های مسخره.

چند حاشیه و جنجال:

* پس از دریافت نخل طلای بهترین فیلم برای فیلم روبان سفید، مطبوعات فرانسه حاشیه‌های فراوانی را به راه انداختند که این جایزه بده-بستانی میان هانکه و ایزابل بوده است. هوپر بازیگر سرشناس فرانسوی در آن دوره جشنواره کن ریاست هیات داوران را بر عهده داشت. وی در فیلم معلم پیانو یکی از درخشان‌ترین بازی‌ها و در عین حال سخت‌ترین کار کارنامه‌اش را انجام داد و موفق به دریافت جایزه بهترین بازیگر زن از همین جشنواره شد. مطبوعات فرانسه اهدای این جایزه به هانکه را تشکر هوپر از وی برای بازگرداندن وی به سطح اول بازیگری در جهان دانستند. اما این حاشیه‌ها چند روزی بیش دوام نیاوردند و خاموش شدند. هر کسی روبان سفید را دیده باشد می‌داند که نخل طلا را هوپر با هانکه نداد.

* روبان سفید حاشیه‌های دیگری نیز داشت. دلخوری آلمانی‌ها از اتریشی‌ها برای معرفی این فیلم به جشنواره کن نیز در نوبه خود جالب و جنجال بود که البته پس از چند روز آن هم فروکش کرد.

دلایل شهرت:

* جسارت در نمایش عریان خشونت در آثار ابتدایی از جمله ویدیوی بنی و بعد از آن بازی‌های مسخره در کنار ذکاوت فراوانش در ساختاری مینی‌مالی از دلایل شهرت وی محسوب می‌شوند. این خصوصیات در آثار ابتدایی هانکه او را خیلی سریع مطرح کرد.

* اما پس از کد مجهول بود که هانکه به جز شهرت، به محبوبیت نیز رسید. فیلم در بسیاری از جشنواره‌های معتبر از جمله کن نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم شد و هانکه را در مقام فیلمسازی صاحب سبک و اصیل شناساند. کد مجهول علاوه بر طرح سوال‌هایی اساسی و عمیق، از ساختار و فرم بدیعی برخوردار است. این ساختار و فرم یکی از دلایل اصلی به شهرت رساندن هانکه است.

* نگاه جدی او به مسئله نژادپرستی در سال‌هایی که این موضوع خیلی مورد توجه قرار نمی‌گیرد و به نوعی رنگ فراموشی را به خود گرفته است خیلی از توجهات را به او معطوف کرد.

همکاران مورد علاقه:

هانکه همکاران دائمی چندانی ندارد. فیلسازی وسواسی است اما خیلی روی این موضوع حساسیت نشان نمی‌دهد. اما در بین بازیگران، به ایزابل هوپر و ژولیت بینوش، بازیگر چند فیلم کارنامه‌اش اعتقاد فراوانی دارد و او در بسیاری از مصاحبه‌ها و گفتگوهایش از آن‌ها تمجید کرده است. وی در خصوص هوپر می‌گوید: «ایزابل هوپر استعداد فراوانی دارد و می‌تواند هر نوع احساساتی را نشان دهد. قطعا یکی از بزرگترین بازیگران جهان است.»

مولفه‌های سبکی و مضمونی تکرارشونده:

* استفاده از تعلیق‌های هیچکاکی اما در راستای هدفی خاص، نگاه تلخ به جامعه، تاریخ و به‌خصوص رسانه از مهم‌ترین ویژگی‌های سینمای هانکه به شمار می‌ِآیند. سینمای او به شدت متکی به ساختار است و این تلخی‌ها در آثارش در قالب دیالوگ‌هایی سرد، تلخ و روشنفکرانه بروز نمی‌کنند. تمام تلخی‌ها در ساختار است که بروز می‌کنند و خودشان را نشان می‌دهند. فاصله‌گذاری‌های گاه به گاه وی حتی گاهی این تلخی‌ها را به یک دنیای هراسناک بدل می‌کند و این تفاوت سینمای هانکه با سینمای خیلی از فیلمسازان ظاهرا روشنفکر است. اساسا هانکه جز فیلمسازانی است که بالقوه فیلمسازند و نه بالفعل. به این معنا که حتی اگر فیلم هم نسازند فرقی نمی‌کند. درک و شعور او از سینما، فلسفه، تاریخ و روانشناسی به حدی است که به راحتی نمی‌توان از سبک و مولفه‌هایش گفت. درک او از سینما و درک او از زمانه در یکدیگر تنیده شده‌اند و مدام با یکدیگر با شمایل متفاوتی تبدیل می‌شوند و همین کار را برای تحلیل مولفه‌های سینمایی‌اش سخت می‌کند.

* سینمای او را با عناوین متعددی یاد می‌کنند. از مینی‌مال تا مدرن و پست‌مدرن. و این واژگان برای سینمایی که اتفاقا ایجاد شده تا زیر سایه این عناوین قرار نگیرد به نوعی نچسب است. سینمای هانکه به شدت با زمان سروکار دارد و مهم‌ترین مولفه سینمایش را همین زمان تشکیل می‌دهد. هانکه خوب می‌داند چه اثری را چه زمانی بسازد و زمان داستان در چه سالی اتفاق بیفتد.

* طرح سوال‌هایی اساسی و عمیق، دکوپاژی که تماشاگر را درگیر مسئله می‌کند، و در نهایت رها کردن همه چیز و عدم پاسخ به سوالات. هانکه این کار را در تمام فیلم‌هایش انجام داده و بی‌شک انجام خواهد داد. وی در این خصوص می‌گوید: «اساسا دوست ندارم از موضوعاتی صحبت کنم که خیلی واضح و ساده می‌توان درباره آن‌ها بحث کرد. به جای جواب دادن به سوال‌ها علاقه دارم تا سوال‌ها را خودش پیدا کند. اگر من جواب آن‌ها را بدهم، راه او را بسته‌ام.»

یک سکانس مهم از فیلم‌هایش (پنهان):

در اواسط فیلم پنهان، ژرژ به خانه مجید می‌رود تا از زبان او بشنود که فیلم‌ها و نقاشی‌های ارسالی از جانب او بوده است. و تنها جوابی که می‌شوند، صدای بریده شدن خرخره مجید است. مجید جلوی چشمان ژرژ سر خودش را با چاقو می‌برد و ژرژ را آشفته‌تر از قبل به خانه‌اش می‌فرستد. تصویر خون پخش شده روی دیوار، تصویر پوستر اصلی این فیلم نیز هست.

چند نکته از زندگی‌اش:

* اگرچه متولد مونیخ است اما ملیتی اتریشی دارد. او در شهر کوچکی در اتریش بزرگ شده است. در دانشگاه وین روانشناسی، فلسفه و تئاتر خوانده است. در طول سالیان تحصیل و در جوانی به نقد ادبی و سینمایی پرداخته است و در اواخر دهه شصت میلادی به عنوان تدوینگر و نویسنده در تلویزیون کار کرده است. البته در برلین و وین تئاترهایی نیز به روی صحنه برده است اما آنچنان حائز اهمیت نیستند که بتوان از آن‌ها یاد کرد.

* او در دهه هفتاد کارگردانی را در تلویزیون آغاز کرد.

* هفتمین قاره اولین فیلم سینمایی وی به شمار می‌آید. فیلمی که در سال ۱۹۸۹ رنگ پرده را به خود دید.

* هانکه در سال ۲۰۰۸ فیلم بازی‌های مسخره خودش را که در سال ۱۹۹۷ با زبان آلمانی ساخته بود را بازسازی کرد. بازیگران نقش زن و شوهر فیلم را نیز به نائومی واتس و تیم راث واگذار کرد.

* هانکه از جشنواره کن جوایز فراوانی را دریافت کرده بوده. اما در سال ۲۰۰۹، پس از چندین بار نامزدی دریافت نخل طلای بهترین فیلم، بالاخره این جایزه را برای فیلم روبان سفید دریافت کرد.

چند جمله مهم از او:

* «دیدن فیلم‌هایم سخت‌تر از ساختن‌شان است.» این مهم‌ترین جمله‌ای است که از بین صدها جمله درخشان وی می‌توان یافت. جمله‌ای است که نه با اغراق بیان شده و نه با بی‌اعتقادی. این حرف حتی اگر زده هم نمی‌شد فرقی نمی‌کرد. دیدن فیلم‌های او سخت‌تر از ساختن‌شان است.

* تنها چیزی که از روانشناسی و فلسفه آموختم این بود که قبل از مطالعه فکر می‌کنیم که پاسخی برای سوال‌هایمان خواهیم یافت. اما در آخر جوابی در کار نیست، فقط سوال‌هاست که برایمان باقی می‌ماند. تنها چیزی که از تحصیل آموختم همین است. به سوال کردن ادامه خواهیم داد. اگرچه این به معنی یافتن جوابی برا سوال‌های‌مان نخواهد بود.

تاثیرات سیاسی و اجتماعی‌اش:

هانکه در خیلی از آثارش به سیاست و اجتماع می‌پردازد. پرداختی همراه با طعنه، طرح سوال‌هایی عمیق اما بدون پاسخ کامل به آن‌ها. فیلمسازی سیاسی به معنای کلاسیک‌اش نیست اما در پنهان، کد ناشناخته و یا آخرین اثرش یعنی روبان سفید به گونه‌ای به سیاست می‌پردازد که نظیرش را در تاریخ سینما به این شکل و شمایل کمتر دیده‌ایم. به سیاست پرداختن او همواره با در نظر گرفتن شرایط و احوال اجتماعی همراه بوده و هیچ‌گاه بیانیه‌ای صرفا سیاسی صادر نکرده است. سیاست را همواره با اجتماع در نظر بگیرید و اجتماع را نیز با سیاست. نه کاری به چپ داشته و نه به راست. همان‌طور که در روبان سفید به پدیده فاشیسم نمی‌پردازد. به پدیده فاشیسم‌پروری می‌پردازد. سینمای هانکه از این جنس است. ضمن این که در اکثر آثارش، مستقیما به رسانه حمله‌ور می‌شود و افسارگسیختگی آن در جامعه را به شکلی خیلی عریان و با همان افسارگسیختگی نشان می‌دهد. ویدیوی بنی بهترین مثال در این خصوص است.

منابع الهامش:

* مجله سایت اند ساند در یکی از پرونده‌هایش سراغ بسیاری از منتقدان و فیلمسازان سرشناس رفته بود تا از فیلم‌های عمرشان را بگویند. لیست فیلم‌های محبوب هانکه این بود: آلمان سال صفر (روسلینی)، سالو (پازولینی)، آینه (تارکوفسکی)، روانی (هیچکاک)، ملک‌الموت (بونوئل)، زنی تحت تاثیر (کاساوتیس)، ناگهان بالتازار (برسون)، کسوف (آنتونیونی)، جویندگان طلا (چاپلین).

* ضمن این که هانکه بارها در گفتگوهایش از علاقه به سینمای کیارستمی گفته و آن را ستوده است. در فیلم‌های او رگه‌هایی از سینمای کیارستمی قابل رویت است.

* اگرچه فیلم‌های محبوب هر سینماگری دلیلی بر تاثیرگذاری رویش نیست اما درخصوص هانکه این لیست خییل چیزها را مشخص می‌کند. وجود فیلمی مثل سالو در این لیست در کنار گفتگوهای فراوان هانکه درخصوص علاقه‌اش به صراحت و کارکردهای خشونت در این فیلم، چیزی فراتر از یک علاقه صرفا معمولی  سلیقه‌ای است. هانکه نه کاملا بی‌تاثیر از این آثار و این کارگردانان است و نه کپی کامل این‌ها. هانکه در فرآیندی کاملا پیچیده منابع الهامش را ارتقا می‌دهد و چیزی را خلق می‌کند که با وجود تاثیرپذیری منحصر به فرد و ناب است.

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.