فیلم شبح اپرا – معرفی، نقد و خلاصه داستان – The Phantom of the Opera 2004

0

شبح اپرا عنوان معروفی در تاریخ سینمای جهان است. شبح اپرای ۲۰۰۴ که توسط جوئل شوماکر کارگردانی شده، ششمین نسخهٔ سینمایی از روی نوول‌گاستون لورو (‌Gaston Leroux‌) به شمار می‌رود. ‌

اولین شبح اپرای سینمایی در سال ۱۹۲۵ به‌صورت صامت ساخته شد و در آن لان چینی نقش شبح را بازی کرد نسخه‌های بعدی به ترتیب توسط کارگردان‌های زیر ساخته و عرضه شدند؛ آرتور لوبین (۱۹۴۳)، ترنس فیشر (۱۹۶۳)، دوایت اچ‌لیتل (۱۹۸۹) و داریو آرجنتو (۱۹۹۹). با این وجود باید اذعان کرد که شبخ اپرا بر روی صحنهٔ تئاتر درخشش بسیار بیشتری داشته است. نسخهٔ مزیکال تئاتری این اثر که کاری است از اندرو لوید وبر، در نوع خود بی‌نظیر است و طرفداران پر و پا قرص بسیاری دارد. فیلم حاضر نیز اقتباس شده از نسخهٔ موزیکال تئاتری است و آقای اندرو لوید وبر جدای از تهیه‌کنندگی و ساخت موسیقی فیلم، در نگارش فیلمنامه با جوئل شوماکر همکاری کرده است. ‌

اندرو لوید وبر بی‌تردید مشهورترین و موفق‌ترین هنرمند در عرصهٔ تئاترهای موزیکال است. او آهنگساز کم‌نظیری است که حداقل هفت جایزهٔ تونی را از آن خود ساخته است. از جمله کارهایش می‌توان به موزیکال‌هایی مثل عیسی مسیح سوپر استار (۱۹۷۰)، گربه‌ها (۱۹۸۰) و اویتا اشاره کرد. وبر که‌زادهٔ لندن است و هم‌اکنون ۵۷ سال دارد، آهنگ‌های شبح اپرا و رسیون تئاتری این اثر را در سال ۱۹۸۸ تصنیف و تألیف کرد. در نمایش تئاتری شبح اپرا که در برادوی نیویورک به روی صحنه رفت، مایکل کرافورد و سارا برایتمن در قالب شبح و دختر (کریستین) ظاهر شدند و طرفداران بسیاری برای خود دست و پا کردند.

تقریباً دو سال بعد از به روی صحنه رفتن شبح اپرا، فکر ساختن یک فیلم سینمایی از روی این اثر در استودیوی برادران وارنر مطرح شد. در ابداً قرار بود که کرافورد و برایتمن در نسخهٔ سینمایی بازی کنند اما با طولانی شدن پروسهٔ ساخت، نام کسان دیگری از جمله آنتونیو باندراس و کیت هولمز مطرح شد. تا این که عاقبت قرعهٔ شانس نصیب گروهی از بازیگران نسبتاً ناشناس شد. ‌

در فیلم شبح اپرا، جرالد باتلر نقش شبح را بازی می‌کند. معروف‌ترین فیلم قبلی باتلر، فیلمی است به نام فرانکی عزیز، ایمی روسام نیز در قالب کریستین ظاهر می‌شود. این دختر ۱۸ ساله نیز قبلاً در فیلم رودخانهٔ مرموز نقش کوچکی را برعهده داشت. داستان شبح اپرا را همه می‌دانند. کریستین دختر جوان و خوش‌صدایی است که می‌تواند ستارهٔ آتی اپرا باشد. کریستین درس آواز را نزد موجود مرموزی (فانتوم یا شبح) که در زیر زمین اپرخانهٔ پاریس زندگی می‌کند و همواره نقابی بر چهره دارد، خوانده و یاد گرفته است.

سفارش طراحی سایت در کارلنسر با قیمت توافقی
لیزر هموروئید درمان بواسیر در کلینیک تخصصی هموروئید تهران

شبح عاشق کریستین است اما تمایلی به نشان دادن چهرهٔ کریه و دفرمهٔ خود ندارد زیرا مایل به ترساندن و فراری دادن کریستین نیست. هدف شبح این است که کریستین را به ستارهٔ اپرا تبدیل کند. شبح نهایتاً به هدف فوق دست می‌یابد. اما در ادامهٔ داستان، هنگامی‌که شبح در می‌آید کریستین دلباختهٔ دوست دوران نوجوانی‌اش، رائول (پاتریک‌ویلسن) شده حسادت وی شعله‌ور می‌شود و نهایتاً دست به کارهای فاجعه‌باری می‌زند. ‌

فیلم شبح اپرا را باید از دو وجه مورد بررسی قرار داد؛ موسیقی و تصویر. نوع موسیقی اندرو لوید وبر به نحوی است که سلیقه‌های خاصی را راضی می‌کند. کسانی که به این موسیقی علاقه‌مند هستند قطعاً از تماشای فیلم شبح اپرا لذت می‌بردند اما کسانی که به این موسیقی بی‌علاقه‌اند، می‌توانند از تصاویر چشم‌نواز جوئل شوماکر لذت ببرند. هر چند که برخی از منتقدان، شوماکر را انتخاب نادرستی برای مارگردانی این فیلم ذکر کرده‌اند، اما باید اذعان کرد که شوماکر با اتخاذ سبک و رویکردی مناسب و تا حدودی سر راست موفق به خلق تصاویر زیبا و باشکوهی شده است. صحنه‌پردازی‌ها، دکور و لباس از هر حیث چشم‌نواز و خیره‌کننده است.

بهترین صحنه‌پردازان و طراحان لباس و صحنه در شبح اپرا با شوماکر همکاری کرده‌اند؛ کسانی مثل آنتونی پرات (طراح صحنهٔ اکسکالیبور)، جان فنر (طراح صحنهٔ مهاجمان صندوقچهٔ گمشده)، سلیا بوبک (طراح دکور فیلم‌های هنری پنجم و هملت کنت برانا) و الکساندر بایرن (طراح لباس الیزابت). جدای از این، شوماکر برای ایفای نقش‌های مکمل فیلمش از گروهی از بازیگران طراز اول سینمای بریتانیا بهره برده است؛ کسانی مثل میراندا ریچاردسن، مینی درایور و …. ‌

شبح اپرا از حیث داستانی، انسجام بیشتری در قیاس با داستان نسخهٔ تئاتری‌اش دارد. اما آن انرژی‌ای که در بازی‌های نسخهٔ تئاتری وجود داشت، در نسخهٔ سینمایی رخت بر بسته است. در مجموع فیلم شبح اپرا را باید اثری متوسط و می‌ان‌مایه ارزیابی کرد؛ اثری که به اعتقاد بسیاری از منتقدان یک سر و گردن پایین‌تر از نسخهٔ صامت ۱۹۲۵ است. شاید بزرگ‌ترین و ریشه‌ای‌ترین معضل فیلم، ترکیب دو چیز اساساً ترکیب‌نشدنی است؛ صحنه‌پردازی‌های گوتیک و فیلم موزیکال پر هزینه. ‌

   

پستهای اخیر

معرفی کتاب دوپامین، مولکولی با خواص شگفت‌انگیز، نوشته دانیل زد لیبرمن و مایکل ای. لانگ

نوروترنسمیترها یا  مواد شیمیایی میانجی، به ما انگیزه می‌دهند در پی رسیدن به چیز‌های بسیار دور برآییم؛ چه امور مادی و چه اموری مانند عشق و دانش و قدرت. یکی از مهم‌ترین میانجی‌های شیمایی در مغز، دوپامین نام دارد. این ماده چه بخواهیم نمکدان…

ویدئو: اگر اپل زمان معرفی نخستین نسخه کامپیوتر مک، فناوری ساخت تبلیغات ویدئویی به سبک الان داشت…

ویدئوهای تبلیغی این روزهای محصولات فناوری را در نظر بگیرید. همیشه کنجکاوم بدانم چه حسابگری‌هایی برای ساخت آنها صورت می‌گیرد؟ سناریوی ساخت آنها با چه حساسیت‌هایی دنبال می‌شود؟ چطور ویدئوهای گرفته شده با دوربین‌های پیشرفته و ویدئوهای سه‌بعدی…

افزایش ناگهانی بازیکنان بتلفیلد ۴ شرکت EA را وادار به نصب سرورهای اضافی کرد

بازی بتلفیلد ۴ همزمان با نزدیک شدن به هشتمین سالگرد انتشار خود؛ با هجوم گسترده و ناگهانی گیمرها مواجه شده است. البته، در این میان چندین عامل در دست یکدیگر باعث شدند تعداد بازیکنان به طور ناگهانی افزایش پیدا کنند. اعلام تاریخ انتشار نسخه…

چگونه حالت شب (Dark Mode) اینستاگرام را در اندروید و iOS فعال کنیم؟

ویژگی Dark Mode روی دستگاه‌ها و اپلیکیشن‌ها یک مزیت بزرگ است. حالت تاریک یا حالت شب می‌تواند امکان استفاده از دستگاه‌ها در نور کم را ممکن است و مانع از آسیب بیشتری به کره چشم شود. همین‌طور، مانع از مزاحمت و اختلال‌هایی می‌شود که با نور شدید…

شرکت هیوندای، بوستون داینامیکس -شرکت معروف سازنده روبات‌های حیوان‌نما- را خرید

گروه هیوندای موتور اعلام کرد بخش عمده‌ای از سهام شرکت Boston Dynamics را از شرکت فناوری ژاپنی Softbank خریداری کرده است. هیوندای با این خرید، گام بسیار بزرگی به سوی دنیای رباتیک موبایل برداشت. شرکت بوستون داینامیکس بیشتر به خاطر ساخت…

مینی‌سریال جدیدی که باید ببینید: کاتلا، رازهای شهر آتشفشانی

همان طور که قبلا هم در `پست‌های معرفی مینی سریال‌ها در «یک پزشک» نوشته بودم، در دوران همه‌گیری کرونا ما مدتی است که با فصل طلایی مینی‌سریال‌ها مواجه شده‌ایم و هر چند وقت یک بار یک مینی سریال دیدنی، غافلگیرمان می‌کند. برای همین است که من…

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.