تئو آنجلوپولوس – زندگینامه و فعالیت‌های هنری و سینمایی و فهرست آثار – Theodoros Angelopoulos

0

تاریخ تولد: ۱۷ آوریل ۱۹۳۵ در آتن، یونان.

فیلم‌های مهم: بازسازی (۱۹۷۰)، روزهای ۳۶ (۱۹۷۲)، اسکندر کبیر (۱۹۸۰)، سفر به سیتر (۱۹۸۴)، چشم‌اندازی در مه (1988)، گام‌های معلق لک‌لک (1991)، نگاه خیر اولیس (1995)، ابدیت و یک روز (1998)، دشت گریان (2004)، غبار زمان (2008).


* تحصیلات‌اش را در آتن نیمه‌کاره رها کرد و به سوربن فرانسه رفت تا در رشته هنر و ادبیات تحصیل کند. پس از آن به آتن بازگشت و به روزنامه‌نگاری و نقد پرداخت. اما پس از مدتی به دلیل مشکلاتی که کودتا در کشورش ایجاد کرد ممنوع‌الچاپ شد.

* سینما را در مدرسه مشهور سینمایی ایدک در فرانسه فرا گرفت.

* اولین فیلم بلندش را با نام بازسازی در سال ۱۹۷۰ساخت اگرچه قبل از آن تجربه ساخت مستند را نیز در کارنامه خود دارد.

سفارش طراحی سایت در کارلنسر با قیمت توافقی
لیزر هموروئید درمان بواسیر در کلینیک تخصصی هموروئید تهران

* آنجلوپولوس خیلی سینماگر مشهوری نیست. البته نزد طرفداران سینمای روشنفکری و هنری همواره محبوب و مشهور بوده است اما اساسا نمی‌توان وی را مشهور نامید. به عنوان مثال در آمریکا به هیچ وجه فیلمساز نام‌آشنایی نیست اما از طرفی به هیچ وجه نمی‌توان سینمایش را نادیده گرفت.

* او را سینماگری شاعر می‌دانند. سینماگری که به هر پلان به دید یک بیت شعر نگاه می‌کند. چندان در بند جذابیت در ریتم نیست و به هر اندازه که نیاز داشته باشد پلان‌هایش را طولانی می‌گیرد.

* فیلم سفر به سیترا در سال ۱۹۸۶ جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره کن را از آن خود کرد و از این نظر می‌تواند اولین فیلمی باشد که آنجولوپولوس را به عنوان یک سینماگر اروپایی روشنفکر معرفی کرد. اگرچه قبل از این فیلم، آنجلوپولوس چند اثر شاخص دیگر را نیز ساخته است. فیلم‌هایی چون روزهای 36 و یا اسکندر کبیر.

چند کلمه که دنیای فیلمساز را می‌سازند:

خاک، سرزمین، آوارگی، مهاجرت، جنگ، یونان، اسطوره، تراژدی، موسیقی.

* سبک فیلمسازی وی به شدت به سینماگران مدرنی همچون تارکوفسکی شباهت دارد و تاثیرپذیری‌اش از آثار مدرن اروپا به هیچ‌وجه قابل انکار نیست و اتفاقا خودش هم به اذعان دارد.

* آثار وی به شدت نخبه‌گرا هستند و کمتر سینمادوستی تاب پلان‌های آرام و باحوصله وی را دارد. ریتم اکثر آثار او به شدت آرام است و فضاسازی آثارش کاملا تحت سیطره وی هستند. سینمای آنجلوپولوس سینمای درک میزانسن است. سینمایی است که مخاطب باید به ذره‌ذره داخل قاب توجه کند و به سادگی از آن عبور نکند.

* آنجلوپولوس چهار سه‌گانه ساخته است. سه‌گانه تاریخ، سه‌گانه سکوت، سه‌گانه مرز، سه‌گانه علفزار گریان (یا سه‌گانه تراژدی).

* وی در آثار ابتدایی‌اش به تاریخ معاصر یونان می‌پردازد. البته نه به شکلی که اکنون به آن می‌پردازد. پس از آن به دلیل حوادث سیاسی و فراز و نشیب‌های حکومت‌های خودکامه‌ای که در یونان سرکار آمدند و سقوط کردند نگاه‌اش به تاریخ معاصر یونان کمی تغییر کرد. او تاریخ را به عنوان مهم‌ترین اصل فیلمسازی‌اش در نظر گرفت، اما آن را با زبانی شاعرانه و با استفاده از فرهنگ اساطیری و غنی کشورش درهم آمیخت. او درباره تاریخ می‌گوید: «من تاریخ را روایت می‌کنم. مگر می‌شود تاریخ را از ما گرفت؟ تاریخ همه وجود ماست.»

همکاران مورد علاقه:

النی کاریندرو آهنگساز اکثر آثار آنجلوپولوس می‌باشد. کاریندرو نیز همانند آنجلوپولوس زاده یونان است و در فرانسه در رشته موسیقی تحصیل کرده است. اما نکته جالبی که در خصوص او وجود دارد این است که وی در نگارش فیلمنامه و نمایشنامه نیز مهارت دارد و نوشته‌های زیادی از وی ساخته و یا بر روی صحنه رفته‌اند.

چند جمله از دیگران درباره او:

* کاستا گاوراس: «روزی رفتم و یکی از فیلم‌های آنجلوپولوس را دیدم. دوربین خیلی آرام و بی‌عجله در کافه‌ای شروع به چرخیدن کرد. بعد آمد و کلی زمان برد تا از کافه بیرون برود. در ادامه سر دوربین به طرف یک کوچه چرخید و من دیدم یک کوچه دراز است با خودم گفتم یا مسیح، یعنی می‌خواهد تا ته کوچه برود؟»

منابع الهامش:

آنجلوپولوس در بسیاری از مصاحبه‌هایش از لئونه و تاثیرپذیریش از او می‌گوید. وی لئونه را خلاق‌ترین سینماگری که تاکنون دیده معرفی می‌کند و با وجود تفاوت‌های بنیادین میان سینمای او با لئونه، او را یکی از منابع الهام‌اش می‌خواند.

چند جمله مهم از او:

* فیلمسازی پروسه دشواری‌ست. شکست‌ها همیشه وجود دارند اما می‌توان پیروز شد. چیزهایی هستند که تصویر درست نامیده می‌شوند. ولی صحنه‌هایی هم وجود دارند که وقتی به صورت تصویر شکل می‌گیرند چیزی کم دارند. شما نمی‌توانید صحنه‌ها را مثل ادبیات بنویسید. برای سینما باید فرمول درستی پیدا کنیم و این دشوارترین بخش کار است.

جوایز مهم:

نخل طلای جشنواره کن برای فیلم ابدیت و یک روز (۱۹۹۸)، جایزه شیر طلایی ونیز برای فیلم اسکندر کبیر (۱۹۸۰)، جایزه بهترین فیلمنامه برای فیلم سفر به سیترا در جشنواره کن (۱۹۸۴)، نامزد دریافت جایزه خرس طلایی برلین برای فیلم دشت گریان (۲۰۰۴).

یک سکانس مهم از فیلم‌هایش (دشت گریان):

بی‌شک سکانس تشییع جنازه بر روی آب در فیلم دشت گریان یکی از مهم‌ترین و در عین حال به یادماندنی‌ترین سکانس‌های آثار آنجلوپولوس است. در مهم‌ترین قاب از این سکانس که قایق‌ها روبروی دوربین قرار می‌گیرند، تمام عناصر داخل قاب آنقدر منظم و دقیق چیده شده‌اند که گویی آنجلوپولوس با خط‌کش جای تمام قایق‌ها و کاراکترها را مشخص کرده است. در سینمای قرن بیست و یکمی کمتر فیلمسازی آنقدر جدی به میزانسن و قاب توجه دارد. هرچند دشت گریان از این دست صحنه‌های ماندگار کم ندارد. نمونه‌اش صحنه خداحافظی النی با همسرش است و آن کلاف نخی … که النی در دستان همسرش می‌گذارد.


   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.