ژانگ ییمو – زندگینامه و فعالیت‌های هنری و سینمایی و فهرست آثار – Zhang Yimou

0

تاریخ تولد: ۱۴ نوامبر ۱۹۵۱ در چین.

فیلم‌های مهم: ذرت سرخ (۱۹۸۷)، جدایی سخت (۱۹۹۷)، یکی هم کمتر نه (۱۹۹۸)، به سوی خانه (۱۹۹۹)، وقت خوش (۲۰۰۰) ، خانه خنجرهای پرنده (۲۰۰۴)، نفرین گل طلایی (۲۰۰۶)، یک زن، یک اسلحه و یک مغازه نودل فروشی (۲۰۰۹)، زیر درختان هاتورن (۲۰۱۰).

ژانگ ییمو، یکی از پیش‏بینی ناشدنی‌ترین فیلمسازان معاصراست. شاید تنها نقطه مشترکی که بتوان در فیلم‌های او پیدا کرد نوآوری و جسارتش‏ در تجربه کردن باشد.
او داستان‌سرایی توانا است که از زندگی روستایی دو قرن پیش‏ چین گرفته تا زندگی مدرن و شلوغ امروز پکن و تا حماسه‌های کهنه کشورش،‏ قصه برای گفتن دارد.

ژانگ ییمو متعلق به گروهی از فیلمسازان چینی است که به “نسل پنجم” مشهور هستند. چن کایگه و تیان ژوانگ ژوانگ هم از همین گروهند. “نسل پنجم” به دورانی از سینمای چین گفته می‌شود که از نیمه‌های دهه هشتاد میلادی تا به امروز ادامه دارد و مشخصه‌های اصلی آن رودرویی با سانسور دولتی، انتقاد از سیاست‌های حزب کمونیست، و شکستن تابوهای جامعه سنتی چین است.

برعکس‏ چن کایگه و تیان ژوانگ ژوانگ، ژانگ ییمو در خانواده‌ای به دنیا آمد که در ترمینولوژی حزب کمونیست چین “بدسابقه” نامیده می‌شوند، یعنی گروهی که پدرانشان در انقلاب چین نقشی بازدارنده داشته‌اند، چیزی مثل رفتاری که بعد از انقلاب با اعضای خانواده وابستگان به حکومت شاه سابق در ایران شد.

فرزندان این خانواده‌ها هنوزهم نسبت به هم‌ردیفان‌شان در خانواده‌های وفادار به حزب از امکانات کمتری برخوردارند. این موضوع مانع بزرگی برسر راه فیلمسازی او بود.

حتی یک‌بار مجبور شد برای ادامه کار”انتقاد از خود” بنویسد.

سه فیلم معروفش یعنی قهرمان(۲۰۰۲) ، خانه خنجرهای پرنده، و آخرین فیلمش‏ نفرین گل طلایی(۲۰۰۶) هستند. در این دوران ژانگ ییمو به سراغ هنرهای رزمی چین می‌رود و از این چارچوب برای بازسازی و بازگویی داستان‌ها و حماسه‌ها و تاریخ غنی کشورش‏ استفاده می‌کند که پیش‏ از این در غرب مخاطبی پیدا نکرده بودند.

اگرچه به‌کارگیری هنرهای رزمی در سینمای اخیر دنیا با “ببر غران، اژدهای پنهان” ساخته انگ لی شروع شد اما تریلوژی اخیر ییمو به دلیل غنای تصویری آن‌ها ارزش‏ متفاوتی یافتند.

مشخصه‌های اصلی این سه فیلم بکارگیری دوباره فضاسازی مطلق‌گرای تریلوژی اولیه او برای داستان‌سرایی از اسطوره‌های تاریخی است. بار دیگر رنگ‌ها در فیلم غوغا می‌کنند. داستان بر اساس‏ میزانسن‌هایی به دقت از پیش‏ طراحی شده پیش‏ می‌رود، و برای اولین بار موسیقی از ستون‌های اصلی فیلم می‌شود.

دکورها و لباس‏های باشکوه برای بازسازی کاخ‌های امپراطوران چینی به دقت طراحی می‌شوند. تفاوت اصلی تریلوژی آخر ییمو با تریلوژی اول او در پیام آن‌ها است.

در سه‌گانه اول، ییمو با زبانی تلخ به انتقاد از سنت‌های اجتماعی چین می‌پرداخت که اغلب مورد حمایت حزب کمونیست این کشور هم بودند. اما در سه‌گانه اخیر، او با زبانی شیرین عظمت تاریخ و فرهنگ کشورش‏ را به رخ جهانیان می‌کشاند. و آن‌چه در این سه فیلم با تمامی ساخته‌های قبلی او مشترک است نقش‏ تعیین کننده و تاثیرگذاری است که زنان در برابری با مردان دارند.

قهرمان داستانی افسانه‌ای دارد. پادشاه چین حکمروایی ظالم است که بسیاری در فکر از بین بردنش‏ هستند. او پهلوانی را به خدمت می‌گیرد تا مخالفانش‏ را از بین ببرد. داستان فیلم چندین بار از دیدگاه چندین شخصیت تکرار می‌شود و هربار پایانی متفاوت به خود می‌گیرد.

آخرین این دیدگاه‌ها پایانی خوش‏ را برای فیلم برجا می‌گذارد. ییمو هر صحنه از فیلم را با دقت و ظرافت یک نقاش‏ رنگ‌آمیزی می‌کند. صحنه‌های خیره‌کننده شمشیربازی و رزم‌آوری قهرمانان فیلم به آن هویتی افسانه‌ای می‌بخشند.

به دلیل همین هویت افسانه‌ای است که چنین صحنه‌هایی برخلاف فیلم‌های مشابهش‏ تصاویری مشمئز کننده نیستند. به عنوان مثال در تمام طول فیلم قطره‌ای خون ریخته نمی‌شود حتا اگر شمشیری تا دسته در سینه کسی فرو رفته باشد.

خودنمایی باشکوه قهرمان در خانه خنجرهای پرنده هم ادامه پیدا می‌کند با این تفاوت که همان قدر که قهرمان فانتزی و افسانه‌ای است خانه خنجرهای پرنده حماسی است. به دلیل همین تفاوت است که ساخت این دو فیلم به رغم شباهت‌های ظاهری‌شان با هم متفاوت هستند.

قهرمان به دلیل افسانه‌ای بودنش‏ پر است از صحنه‌های دور از واقع مثل راه رفتن روی آب و پرواز آدم‌ها. چنین صحنه‌هایی در خانه خنجرهای پرنده به دلیل حماسی بودنش‏ معتدل‌تر و نزدیک‌تر به واقعیت شده‌اند. داستان فیلم برمی‌گردد به قرن نهم میلادی.

حکومتی فاسد بر چین حکمروایی می‌کند که زندگی را بر مردم تنگ کرده است. خنجرهای پرنده نام یک گروهی چریکی است که سعی در سرنگونی این حکومت دارد. عشق بین دختری چریک و ماموری دولتی که سعی در رخنه کردن در این گروه دارد داستان فیلم را به سمتی غیر قابل پیش‏بینی سوق می‌دهد.

این حماسه عشقی محکوم شرایطی غیر انسانی است که درگیری‌های سیاسی بر مردم تحمیل کرده است. در یک سو حکومتی خون‌ریز است و در سوی دیگر نیرویی انقلابی که بنابر شرایط سخت مبارزه بسیاری از همان ارزش‏های انسانی را که به خاطرش‏ می‌جنگد را خود زیرپا می‌گذارد.

توانایی ژانگ ییمو در تصویرپردازی در این فیلم به اوج می‌رسد. خانه خنجرهای پرنده به یک شعر بلند حماسی می‌ماند که بوسیله یک نقاش‏ در قالب فیلم سروده شده باشد.

نفرین گل طلایی تازه‌ترین ساخته ییمو در چارچوب بازسازی هویت تاریخی چین است. این فیلم که پرهزینه‌ترین فیلم تاریخ سینمای چین است به قرن دوازده میلادی، یعنی چند صد سال بعد از دوران خانه خنجرهای پرنده باز می‌گردد و داستان از هم پاشیدن درونی سلسله تانگ در چین را بیان می‌کند.

همسر امپراطور به پسر بزرگ او از ازدواج قبلی‌اش‏ چشم دارد. امپراطور همسرش‏ را با سمی که به آهستگی تاثیر می‌کند دارد به دیوانگی می‌کشاند. پسر دوم امپراطور به تلافی مرگ تدریجی مادر‏ با پدر در می‌افتد.

پسر سوم و آخر هم در این میان به دلیل تنها افتادن و مورد توجه نبودن توطئه‌ای دیگر در سر دارد. این جنگی است که در آن هیچکس‏ نمی‌تواند پیروز شود. فیلم نسبت به دو ساخته قبلی ییمو بسیار تلخ است و به لحاظ روایی به تراژدی‌های شکسپیر نزدیک می‌شود.

داستان در آغاز بسیار کند پیش‏ می‌رود و ناگهان جان می‌گیرد و پر می‌شود از صحنه‌های خشونت‌آمیز و کشتارهای بیرحمانه. زنان باز در این فیلم جایگاهی برابر با مردان دارند و همگی جنگجو و مبارز هستند و داستان فیلم را به دنبال خود می‌کشانند.

مثل فیلم‌های قبلی دکورها و لباس‏های باشکوه تمام صحنه‌ها را پر کرده‌اند و رنگ‌ها- که این‌بار مغلوب رنگ طلایی هستند- هر تصویر را به یک مینیاتور ظریف چینی شبیه کرده‌اند.


* ژانگ ییمو را متعلق به نسل پنجم فیلمسازان چینی می‌دانند. با این حال او برخلاف سایر فیلمسازان این نسل، در خانواده‌ای به دنیا آمد که خیلی با حزب کمونیست رابطه خوبی نداشت، و جز مخالفان انقلابیون بودند.

* ذرت سرخ نخستین فیلم بلند وی محسوب می‌شود که وی آن را در سال ۱۹۸۷ کارگردانی کرد. فیلمی که با وجود محدودیت‌های فراوانی که برای ژانگ وجود داشت ساخته شد و موفقیت جهانی نیز پیدا کرد. ذرت سرخ برنده جایزه خرس طلایی جشنواره برلین شد.

* بسیاری از فیلم‌هایش به اکران عمومی در نیامدند و در بعضی موارد نیز با آن‌ها برخورد شد. اما موفقیت فیلم‌های جدایی سخت محصول ۱۹۹۷ و یکی هم کمتر نه محصول ۱۹۹۸ در جشنواره‌هایی چون برلین، ونیز و کن باعث شد تا محدودیت‌ها تا حدی از وی برداشته شود. پس از آن بود که وی تا حدودی مسیر فیلمسازیش را تغییر داد و آثاری چون قهرمان، خانه خنجرهای پرنده و پس از آن نفرین گل طلایی را ساخت. فیلم‌هایی که به داستان‌های فولکلور و حماسی چین می‌پردازند و رویکردی متفاوت با آثار گذشته ژانگ ییمو دارند.

* اکنون ژانگ ییمو از مشهورترین سینماگران شرق آسیا محسوب می‌شود. جز سینماگران مورد علاقه جشنواره‌هایی چون برلین و ونیز است و در فیلم هرکس سینمای خودش که به مناسبت شصتمین سالگرد جشنواره کن در سال ۲۰۰۷ و به تهیه‌کنندگی ژیل ژاکوب تولید شد، در کنار سینماگران مطرحی چون عباس کیارستمی، ایناریتو، کن لوچ، یوسف شاهین، برادران کوئن و برادران داردن، رومن پولانسکی، ویم وندرس و بسیاری از بزرگان دیگر اپیزودی کوتاه را کارگردانی کرد.

* در سال ۲۰۰۸ نیز کارگردانی مراسم اختتامیه المپیک پکن به وی واگذار شد که به یکی از بزرگ‌ترین و به یادماندنی‌ترین افتتاحیه‌های تاریخ المپیک تبدیل شد.

ژانر معمول فیلم‌هایش:

وی در هر دوره از دوره‌های مختلف سینمایی‌اش سراغ ژانری خاص رفته است. اما بیشتر با ژانر تاریخی حماسی آثار اخیرش شناخته می‌شود. سه فیلم قهرمان، خانه خنجرهای پرنده و نفرین گل طلایی بیش از سایر آثارش دیده شده‌اند. هر سه فیلم در ژانر تاریخی و حماسی ساخته شده‌اند و به نوعی ژانر هنرهای رزمی را در چین احیا کرده‌اند.

دلایل شهرت:

کمتر فیلمسازی وجود دارد که اولین فیلم‌اش موفقیت‌های جهانی را به دست آورد. اما ذرت سرخ وی که در سال ۱۹۸۷ ساخته شد این موفقیت را برای وی به ارمغان آورد. توجه به مقوله زن، توانایی حضور و تعیین سرنوشت‌اش و نیز تابوهای اجتماعی از دلایل اصلی به شهرت رسیدن ژانگ ییمو بود. ذرت سرخ داستانی تکان‌دهنده داشت. به گونه‌ای که برای ساخت‌اش نیاز به یک کارگردان جسور احساس می‌شد. شاید بتوان گفت جسارت از ویژگی‌های اصلی سینمای او و از دلایل اصلی شهرت‌اش چه در چین و چه در سطح جهانی به شمار می‌آید.

چند کلمه که دنیای فیلمساز را می‌سازند:

چین معاصر، تاریخ چین، حماسه، شمشیر، سرنوشت، زن، مبارزه.

جوایز مهم:

برنده خرس طلایی جشنواره برلین برای فیلم ذرت سرخ (۱۹۸۸)، برنده جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز برای فیلم کیو جو (۱۹۹۲)، برنده جایزه ویژه هیات داوران جشنواره کن برای فیلم طول عمر (۱۹۹۴)، برنده جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز برای فیلم یکی هم کمتر نه (۱۹۹۹)، و بسیاری از جوایز دیگر که اکثرا از همین دو جشنواره اخذ کرده است.

چند جمله مهم از او:

* تنها بعد از ساده شدن افکار است که عواطف تقویت می‌شود.

* ما هنرمندها خیلی در مباحث تئوری وارد نمی‌شویم. در هنر لحظه پیدایش خلاقیت نقشی اساسی‌تر از تئوری دارد.

لقب پیشنهادی: «شوالیه صنعت سینمای چین» لقبی است که به او داده‌اند. لقب پیشنهادی ما برای او «شوالیه هفت رنگ» است.

مولفه‌های سبکی و مضمونی تکرارشونده:

* سینمای او را به چند دوره تقسیم می‌کنند. دوره‌هایی که هر کدام تفاوت‌های فراوانی با یکدیگر دارند و طبیعتا مولفه‌های سینمایی هر کدام نیز با یکدیگر متفاوت است. به عنوان مثال در چند فیلم ابتدایی کارنامه‌اش دغدغه‌های اجتماعی معاصری به چشم می‌آیند و مفاهیمی چون اجتماع و زن به عنوان یکی از ارکان آن مطرح هستند. در چند فیلم میانی کارنامه‌اش مثل کیو جو، یکی هم کمتر نه و وقت خوش کاملا تحت تاثیر سینمای هنری برخی از سینماگران مطرح همچون عباس کیارستمی است. استفاده از بازیگران، لوکیشن‌های ساده و در عین حال فیلمبرداری و نورپردازی‌های ساده و به دور از افه‌های رایج سینمایی از مولفه‌های سینما ژانگ ییمو در این گونه از آثار هستند.

* اما پس از سال ۲۰۰۲ ییمو فیلم قهرمان را می‌سازد و مسیر فیلمسازیش را به کلی تغییر می‌دهد. خانه خنجرهای پرنده و نفرین گل طلایی در ادامه این مسیر به فرهنگ و تاریخ حماسی پر فراز و نشیب چین می‌پردازد. به فرهنگ فولکلور چینی که مبارزه، شمشیر، قهرمان و دلاور، حاکم، ستمکار و ستمدیده و از این دست عناصر در آن وجود دارد ژانگ ییمو در این دوره به هنرهای رزمی کشورش می‌پردازد که به نوعی شناسنامه سرزمین‌اش به حساب می‌آید. به نوعی می‌توان گفت وی ژانر رزمی چین را به طرز هنرمندانه‌ای احیا کرد. اگرچه در این راه تنها نبود و افرادی چون چن کایگه نیز تاثیرات خودشان را در این احیا گذاشتند.

همکاران مورد علاقه:

فنگ جز فیلمنامه‌نویسان محبوب ژانگ ییمو به حساب می‌آید. ژانگ عقیده به فیلمنامه‌نویسی گروهی دارد و معمولا خودش نیز در کنار فیلمنامه‌نویسانش برای نگارش حضور دارد. فنگ لی در بسیاری از آثار اخیرش به عنوان فیلمنامه‌نویس همکاری داشته است. ضمن این که بینگ وانگ به نوعی جز گروه فیلمنامه‌نویسی ژانگ محسوب می‌شود.

یک سکانس مهم از فیلم‌هایش (ذرت سرخ):

صحنه‌ای که جیو در فیلم ذرت سرخ، همسر پیرش را می‌کشد. از تاثیرگذارترین صحنه‌های آثار ژانگ ییمو محسوب می‌شود. ذرت سرخ نخستین فیلم بلند وی محسوب می‌شود.


   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.