فیلم گلادیاتور – معرفی، نقد و خلاصه داستان – Gladiator 2000

0

کارگردان: ریدلی اسکات. تهیه کنندگان، دیوید فرنزونی، داگلاس ویک. فیلمنامه: دیوید فرنزوئی، جان لوگان، ویلیام نیکلسون. مدیر فیلمبرداری: جان مایسن. موسیقی: لیزا جرارد، هانس زیمر، بازیگران: راسل کرو، خواکین فینیکس، کانی نیلسن، اولیور رید، ریچارد هریس، درک جکوبی. محصول بریتانیا، آمریکا، ۱۵۵ دقیقه.

ماکسیموس (راسل کرو)، ژنرالی در خدمت امپراتور مارکوس اورلیوس (ریچارد هریس) می‌گوید: «با علامت من، جهنم را برسرشان آوار کنید.» پشت سرش ارتشی متشکل از سربازانی حرفه‌ای و مقابل‌اش، لشگری از قبایل ژرمن با گرز و تبر و سپر ایستاده‌اند. ابتدا صدای شیهه اسب‌ها و اصطکاک شمشیرها به گوش می‌رسد و سپس، رگباری از تیرکمان‌ها دل جنگلی انبوه را می‌شکافد. آسمان تاریک می‌شود و ماکسیموس که دشمن را شکست داده، غرقه در خون و دیوانه از خشم و نفرت، آماده است تا به آغوش پر صلح و صفای همسر و فرزندش بازگردد.

در این حماسه تاریخی، ساده‌انگاری اخلاقی به ملاقات دسیسه و توطئه می‌رود و خشونت با خشونت در هم می‌آویزد. دست و پاها قطع و جمجمه ها خرد می‌شود و قهرمان ما ماکسیموس، که نه تنها با همسرش پیوند زناشویی بسته، به ایده و آرمان روم نیز وابسته است، وفادار و پاک باقی می‌ماند.

وقتی کمودس (خواکین فینیکس)، پسر امپراتور، پدرش اورلیوس را برای غصب تخت شاهی، به قتل می‌رساند، ماکسیموس از فرمانبرداری از وی سر باز می‌زند و پس از چندی به رویارویی‌های گلادیاتوری تن می‌دهد، اما در حالی که به خاطر فشارهای شدید از زندگی دست کشیده، قابلیتی که به وی در حرفه نظامی گری کمک کرده، به طرز نامنتظری در کولوسیوم کمکش می‌کند: آنجا، محبوبیت ژنرالی که حالا به بردگی کشیده شده، از کمودس بیشتر می‌شود.

خیلی راحت می‌توان این حکایت را، نمونه بارز و آرمان گرایانه آدمی شریف و پایبند به اخلاق (ماکسیموس) در برابر نمادی از ظلم و ریاکاری (کمودس) تعبیر کرد. اما آنچه گلادیاتور را جذاب کرده، مسیری است که برای انتقام طی می‌شود. ماکسیموس فردی است که مظلوم واقع شده. او را از اوج قدرت پائین آورده و به بردگی کشیده‌اند. سپس، توسط گلادیاتوری آزاد شده، پراکسیمو (اولیور رید)، تعلیم می‌بیند و نقشه قتل کمدوس را می‌ریزد. او با هم‌قطار گلادیاتورش، جوبا (جیمون هانسو) دوست می‌شود و هر دو عهد می‌کنند در نبردهای مرگبار بار یکدیگر باشند و زنده بمانند، پس از پایان فیلم آنچه در خاطر حک می‌شود، مصیبت‌هایی است که ماکسیموس تاب می‌آورد.

موسیقی متن زیبای‌هانس زیمر به همراه فیلمنامهٔ روان دیوید فرنزونی، جان لوکان و ویلیام نیکلسون، ماکسیموس را در مسیر زدن، دفع حمله، تمرین، و رهبری کردنش همراهی کرده‌اند. اما منسجم و حرفه‌ای از کار در آمدن گلادیاتور، به کارگرانی ریدلی اسکات مربوط می‌شود که تمرکزش را گذاشته روی به ثمر رساندن نقشه انتقام. با این منظور در سر، راسل کرو قهرمانی را روی پرده کشیده که چشمی به علفزارها دارد و چشمی دیگر به آن میان دشمنانش. در آن واحد خوددار و تشنه خون، دشنه‌ای دست این مرد داده شده تا ببینم چطور از یک نظامی که چندان رغبتی به کشتن ندارد، به فرشته انتقام تبدیل می‌شود.


   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.