فیلم هوگو – معرفی، نقد و خلاصه داستان – Hugo 2011

0

کارگردان: مارتین اسکورسیزی بازیگران آساباترفیلد (هوگو کابره). بن کینگزلی (ژرژ مدلیس)، ساشا بارون کوهن (بازرس ایستگاه)، کریستوفر لی (آقای لیسه)، جود لاو (پدر هوگو)، کلونه مورنس (ایزابل). ۱۲۷ دقیقه، درجه نمایشی: PG

هوگو شباهت چندانی به دیگر فیلم‌های سازنده‌اش، مارتین اسکورسیزی، ندارد اما به قول راجر ایبرت دلی‌ترین و شخصی‌ترین فیلم اسکورسیزی است. هوگو فیلمی است در ستایش پیشگامان سینما و در ستایش روحیهٔ ابداع و اختراع که با ذات سینما از همان آغاز تا زمان حاضر عجین بوده است. سبک سیاق بصری فیلم آن چیزی نیست که از یک فیلم اسکورسیزی توقع داریم، رویکرد بازی گوشانهٔ فیلم با رگه های دیکنزی‌اش و تکه‌های رئالیسم جادویی‌اش ما را بیشتر به یاد فیلم‌های تری گیلیام، ژان ژونه و تیم برتون می‌اندازد. این سبک فیلمسازی اصلا تازگی ندارد اما حالا حداقل نوبت اسکورسیزی رسیده تا با بهره گیری از این سبک تکراری یک فیلم به راستی زیبا و فراموش نشدنی بسازد.

فیلم درجای PG دارد و قهرمان‌اش هم یک پسر بچه است اما بعید است که عامهٔ تماشاگران خردسال قادر به برقراری ارتباط با فیلم باشند. هوگو ظاهر یک فیلم کودکانه را دارد اما برای بزرگسالان ساخته شده است. به عبارت دیگر، مارتین اسکورسیزی موفق به ساختن فیلمی برای بزرگسالان شده که در آن هیچ نشانه‌ای از سکس، خشونت و بدزبانی نیست؛ فیلمی با درجهٔ PC برای بزرگسالان، چند سینماگر را در هالیوود امروز سراغ دارید که از عهدهٔ ساختن چنین فیلمی یا از پس چنین چالشی برآید؟ به قول یکی از منتقدان آمریکایی اسکورسیزی سبک و شیوهٔ فیلمسازی همیشگی خود را کنار گذاشته تا با بهره‌گیری از مدیریت و کاردانی حرفه‌ای‌اش فیلم متفاوتی بسازد؛ فیلمی مسحورکننده و زیبا. همانطور که دیوید لینچ در یک تغییر مسیر حرفه‌ای فیلم متفاوت و زیبای داستان استرایت را ساخت و همانطور که دیوید ممت فیلم متفاوت پسر وینسلو را ساخت.

هوگو بر اساس یک کتاب داستانی مصور به نام اختراع هوگو کابره، نوشتهٔ برایان سلزنیک، ساخته شده است. قصهٔ فیلم در ایستگاه قطار مونپارناس پاریس در اوایل دههٔ سی میلادی می‌گذرد. قصهٔ فیلم متمرکز بر پسر بچهٔ یتیمی به اسم هوگو کابره (آسا باترفیلد) است که در اتاق‌های پشتی و مکان‌های مخفی داخل ایستگاه زندگی می‌کند. پدر هوگو (جود لاو) ساعت سازی بود که وظیفهٔ حفظ و نگهداری برج ساعت ایستگاه قطار را بر عهده داشت. هوگو که پسر بچهٔ باهوشی است مهارت‌های فنی را از پدرش یاد گرفته است. پدر هوگو به هنگام مرگ مشغول کار بر روی یک آدم آهنی بود. او دفترچهٔ یادداشت‌های خود را که در آن نحوهٔ تکمیل آدم آهنی را شرح داده برای پسرش به یادگار گذاشته است.

هوگو سعی دارد که این آدم آهنی را تکمیل کند. او با دله‌دزدی از فروشگاه‌های داخل ایستگاه غذایی برای زنده ماندن به دست می‌آورد و از پشت پنجرهٔ برج ساعت زندگی آدم‌ها و مسافران ایستگاه را زیر نظر دارد. هوگو برای کامل کردن آدم آهنی‌اش نیاز به قطعات و وسایلی دارد که تدریجا آنها را از فروشگاه یک اسباب بازی ساز پیر می‌دزدد و این اسباب بازی‌ساز کسی نیست جز ژرژ مه‌لیس (بن کینگزلی)، کارگردان افسانه‌ای سینمای فرانسه از پیشگامان اختراع سینما، آقای مه‌لیس حالا در اوایل دههٔ سی، در سنین کهنسالی، اوقات دشواری را می‌گذراند. او که در فاصلهٔ ۱۸۹۶ (آغاز تاریخ سینما) تا ۱۹۱۴ بیش از ۵۳۰ فیلم کوتاه ساخته بود به دلیل ورشکستگی مجبور شد تقریبا همهٔ این فیلم ها را از بین ببرد و آنها را به ماده‌ای مبدل کند که در ساختن پاشنهٔ کفش خانم ها به کار می‌رفت و خریدار داشت. آقای مه‌لیس تصور می‌کند که زندگش‌اش یک شکست کامل بوده است. هوگو همچنین با ایزابل (کلوئه مورتس)، دختر خواندهٔ اقا و خانم مه‌لیس، آشنا می‌شود. او ایزابل را با دنیای درونی خودش آشنا می‌کند و ایزابل هم هوگو را با دنیای کتاب‌ها آشنا می‌کند. اما هوگو یک دشمن سمج هم دارد که کسی نیست جز بازرس بد اخلاق ایستگاه (ساشا بارون کوهن) که دنبال پیدا کردن هوگو و تحویل دادن او به یتیم خانه است …

تصویری که اسکورسیزی از پاریس ارائه کرده همان پاریس رویایی و پرزرق و برق بین دو جنگ جهانی است؛ شهری که به حق لقب رمانتیک‌ترین شهر دنیا را از آن خود ساخته بود. هوگو در این شهر بزرگ، از پشت پنجرهٔ امن خودش، با دقت جهان بیرون را زیر نظر دارد و در عین حال تلاش می‌کند تا بیاموزد و خود را ارتقا بدهد. داستان این پسربچه یک جورایی داستان دوران کودکی و نوجوانی خود اسکورسیزی نیز هست. او هم دانش آموختهٔ دانشگاه‌های بی‌در و پیکر جامعه است و حرفهٔ سینما را با تماشای فیلم‌ها در تلویزیون و سینماهای محلی نزد خودش یاد گرفته است.

اسکورسیزی در هوگو برای اولین بار به استفاده از روش سه بعدی رو می‌آورد. اما این بهره‌گیری از سر ضرورت و هوشمندی است و نه برای ایجاد جذابیت کاذب. ما در تاریخ سینما خوانده‌ایم که تماشاگران اولیهٔ سینما موقع تماشای فیلم کوتاه رسیدن قطار به ایستگاه (ساختهٔ برادران لومیر، ۱۸۹۷) از دیدن قطار روی پرده دچار چنان ترسی شدند که همگی از سالن سینما فرار کردند. اسکورسیزی در هوگو صحنهٔ مشابهٔ را به صورت سه بعدی به تصویر کشیده تا تماشاگران امروزی همان بهت و هراس تماشاگران اولیهٔ سینما را احساس بکنند. فیلم هوگو پایان نسبتا خوشی دارد. آقای مه‌لیس تدریجا پی می‌برد که زندگی‌اش نه تنها بیهوده نبوده بلکه بسیار پرثمر بوده و ایندگان از او به عنوان یک قهرمان یاد خواهند کرد. هوگو در عین حال این پیام را برای اهالی صنعت سینما و دوستداران سینما دارد که فیلم‌ها جزو میراث تمدنی ماست و ما وظیفه داریم که از این میراث بزرگ که در بردارندهٔ شناسنامه و هویت ماست محافظت و مراقبت کنیم. ما می‌دانیم که مارتین اسکورسیزی از ۵۳۰ فیلم ژرژ مه‌لیس تاکنون حداقل ۸۰ فیلم پیدا شده که فیلم معروف سفر به ماه یکی از آنهاست.


   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.