فیلم در خط آتش – معرفی، نقد و خلاصه داستان – In the Line of Fire 1993

0

کارگردان: ولفگانگ پترسون. تهیه‌کنندگان: جف اپل، گیل کتز. مدیر فیلمبرداری: جف مگوایر. مدیر فیلمبرداری: جان بیلی. موسیقی: انیو موریکونه. بازیگران: کلینت ایستوود، جان مالکوویچ، رنه روسو، دیلن مک درمونت، گری کل، سلی هیوز. محصول آمریکا، ۱۲۸ دقیقه.

کلینت ایستوود و جان مالکوویچ در نقش آدمکش‌های دست‌پروردهٔ دولت، در این تریلر مهیج ساختهٔ ولفگانگ پترسونبازی‌های غریبی ارائه داده‌اند. ایستوود در نقش فرانک هاریگان، مأمور مخفی مسن ظاهرشده؛ مردی که هیچ وقت خودش را به خاطر ناتوانی‌اش در حفاظت از پرزیدنت جان اف.کندی هنگام ترورش در دالاس، نبخشیده. فیلم او را به عنوان مردی توصیف کرده که فکر می‌کند می‌توانسته بیشتر مایه بگذارد و بنابراین، احساس گناه وجودش را در منگنه گذاشته. او بین مأمورهای دولتی به عنوان مردی بزرگ شهرت دارد که تنها کسی است که در آن روز محتوم آفتابی در آن‌جا حضور داشته و هنوز به خدمت‌اش ادامه می‌دهد.

مالکوویچ در نقش میچ‌لیری بازی کرده؛ یک مأمور سابق سیا که یک‌باره دچار فروپاشی روانی شده و احساس می‌کند سازمانی که او برایش مایه گذاشته، به وی خیانت کرده است. هر دو شخصیت به خاطر سال‌ها خدمت به کشورشان و حقه‌های کثیفی که به نام‌اش زده‌اند، خسته شده‌اند. در حالی‌که هاریگان تک‌رو در گذشت زمان، صرفاً بدبین‌شده، لیری روانی شده و به فکر افتاده با کشتن پرزیدنت از کارفرماهای سابق‌اش انتقام بگیرد. شخصیت مالکوویچ، قدم به قدم، هم پرزیدنت را تعقیب می‌کند و هم هاریگان را. چون احساس می‌کند هاریگان، رقیبی قدر، احتمالاً تنها فردی است که می‌تواند انگیزه‌های او را درک نماید. هاریگان را به خاطر ناکامی گذشته‌اش تحقیر کرده و با این ادعا که توانایی و جربزه‌اش را ندارد تا در تصمیمی آنی برای نجات جان یک پرزیدنت، جان خودش را فدا کند، او را به چالش می‌طلبد؟ بازی موش و گربه بین هاریگان (ایستوود) و لیری، مالکوویچ‌ای که دیوانگی وجودش را فراگرفته، تنش را در فیلم بالا نگه داشته است.

با کمک تدوین ان و.کوتیز (تدوین‌گر اسکار بردهٔ لارنس عربستان!)، و موسیقی متن رعب‌انگیز استاد انیو موریکونه، پترسون، از این تنش تا آن‌جا که توانسته برای میخکوب نگه‌داشتن بیننده، استفاده کرده است. طوری‌که حتی قهرمان ماجرا (مردی معمولی با نقطه ضعف‌ها و عیب و ایرادهایش و نه یک سوپرقهرمان) به موجودی نگران و پرجنب‌وجوش تبدیل شده است. این فیلم که با همکاری سازمان‌های مخفی ساخته شده، در توصیف زندگی روزانه یک مأمور مخفی نیز بسیار واقع‌گرایانه عمل کرده است.

در خط آتش، پترسون را در ردیف کارگردان‌های درجه یک هالیوودی قرار داد و فیلم‌های قبلی‌اش، به خصوص داستان ابدی (۱۹۹۵) را به دست فراموشی سپرد. او در صحنه‌های اکشن بیشتر روی بدلکای تکیه داشته تا جلوه‌های ویژه و کاری کرده که تماشاگر مدام ناخن می‌گزد و از خود می‌پرسد بالاخره آیا هاریگان رستگار می‌شود یا کارش به ایستادن کنار گورِ یک پرزیدنت دیگر می‌کشد.


   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.