فیلم مرد آهنین – معرفی، نقد و خلاصه داستان – Iron Man 2008

0

کارگردان: جان فاورو تهیه کنندگان: آوی آراد، کوین فج. فیلمنامه: مارک فرگوس، هاک آبستی، آرت مار کوم، استن‌لی دان‌هک جک کربی لری، لی‌بر مدیر فیلمبرداری: متیولیباتیک موسیقی رامین جوادی. بازیگران: رابرت داونی جونیور، ترنس هاورد، جف بریجز، گوئینت پالترو، محصول آمریکا، ۱۲۶ دقیقه.

سراغاز کار رابرت داونی جونیور به عنوان یک «سوپر قهرمان»، منتقدها سینماروها را به یک اندازه، به دلشوره انداخته بود. جونیور وقتی بازی در این فیلم را قبول کرد که بالای چهل سال داشت و این در واقع، انتخاب جسورانه‌ای از سوی کارگردان فیلم جان فاورو محسوب می‌شد؛ به خصوص که جونیور هنوز به طور کامل از شر مشکلات گذشته‌اش خلاصی پیدا نکرده بود. این بلاک باستر، فیلم «کام بک» این بازیگر محسوب می‌شود و البته، روزگار سیاهی که در زندگی واقعی سپری کرده بود کمک کرد تا حالت پختگی و جدیتی نیز به شخصیت‌اش، تونی استارک، تاجر و صنعتگر میلیاردر، دمیده شود.

استارک نوعی لئوناردو داوینچی مدرن است؛ نابغه‌ای که از قابلیت‌هایش برای خلق و تولید سلاح های جدید کارخانه‌ای که از پدرش ارث برده، استفاده می‌کند. اما او ضمنا، ادم اهل عیش ونوشی هم هست و کنترل چندانی بر غرایزش ندارد. بنابراین استارک میانسال، یک عنصر ایده آل برای سوپر قهرمان شدن به نظر نمی‌رسد، اگر چه جذابیت و شوخ طبعی‌اش از او شخصیت‌گیرایی می‌سازد. اما آنچه او را به یک سوپر قهرمان تبدیل می‌کند، زره آهنینی است که به کمک قابلیت‌های بی‌نظیرش خلق کرده و مأموریتی است که برای کمک به مردم برای خود تعیین می‌کند.

فیلم، مسیر پرفراز و نشیب استارک را برای «مرد آهنین شدن» توصیف کرده. براساس شخصیتی کامیک با همان نام، مرد آهنین، داستانش را به روز کرده و ابتدا استارک را نشان می‌دهد که توسط تروریست‌ها در افغانستان به گروگان گرفته می‌شود و در همان جاست که زره آهنین‌اش را درست می‌کند و بعد به کمک همان از اسارت می‌دهد. این تجربه، «بچه پولدار» ما را، هم از لحاظ فیزیکی تغییر می‌دهد و هم عاطفی. او که هنگام اسارت مجروح شده، به کمک ابزاری که ترک‌اش گلوله را از قلب اش دور نگه می‌دارد، زنده می‌ماند. سپاس و حق‌شناسی از این «تولد دوباره»، باعث می‌شود عزم کند که دیگر از آن پس کارخانه‌اش سلاح تولید نکند و خودش هم از آن به بعد تصمیم بگیرد استعداد و ثروت عظیم اش را در راه خیر به کار زند.

دیری نگذشته که فرصت خدمتگذاری در اختیارش گذاشته می‌شود و آن هم وقتی که متوجه می‌شود شریک تجاری مشکوک‌اش او بادیا استین (جف بریجز)، تکنولوژی کارخانه‌اش را نه تنها به دولت آمریکا بلکه به دشمنانش نیز فروخته است. قراردادن ماجراهای فیلم در قرن ۲۱ ام بر مناسبت پیداکردن داستان و شخصیت، اصلی‌اش افزوده و به آن عمقی بخشیده که از یک اقتباس کامیک بوکی توقع نمی‌رود. گوئینت پالترو، در نقش پپرپاتز، زنی که عاشقانه مرد آهنین را دوست دارد و به زبان نمی‌آورد و جف بریجز، در نقش فردی دیوانهٔ قدرت ظاهر شده‌اند. کارگردانی جان فاورو، حکایت از اعتماد به نفس و اشراف‌اش بر پیرنگ و شخصیت‌ها دارد؛ او سکانس‌های اکشن را در فواصلی حساب شده به کار زد و چنان در کارش موفق بود که سفارش ساخت دنباله‌اش را هم به خود او دادند. فاورو از جلوه‌های ویژه نیز، به خصوص آنجا که مرد آهنین در زره طلایی / قرمزش در آسمان به پرواز در می‌آید، و با جت‌های جنگنده درگیر می‌شود، مقتصدانه و درست استفاده کرد.


   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.