فیلم جی.ادگار – معرفی، نقد و خلاصه داستان – J. Edgar 2011

0

کارگردان: کلینت ایستوود. بازیگران: لئوناردودی‌کاپریو (جی ادگار هوور)، آرمی همر (کلاید تولسون)، نائومی واتس (هلن گاندی)، جودی دنچ (مادر هوور)، درموک مالرونی (مامور پلیس نیوجرسی)، جاش لوکاس (چارلز لیندبرگ). ۱۳۷ دقیقه. درجه نمایشی: R

جی‌ادکار هوور در زمان خودش قدرتمندترین فرد در آمریکا بود، می‌گویند جان‌اف کندی رئیس جمهوری آمریکا هر زمان که با هوور روبرو می‌شد از ترس به خود می‌لرزید. دلیل این ترس، اسناد و پرونده‌های محرمانه‌ای بود که هوور به عنوان رئیس اف‌بی‌آی (ادارهٔ آگاهی آمریکا) از تمامی سیاستمداران کشور و به ویژه خانوادهٔ کندی‌ها در اختیار است. هوور برای مدت ۳۸ سال مدیر اف‌بی‌آی بود و این اداره تحت مدیریت آمرانهٔ هوور به قدرتمندترین نهاد ضد جنایی جهان مبدل شد، هوور شیوه‌های عملی و نوین مبارزه با جنایتکاران و خلافکاران را در نهاد تحت مدیریت‌اش برقرار و رایج کرد. هوور در مبارزه با کمونیست‌ها، گنگسترها و عناصر رادیکال» با موفقیت کامل عمل کرد؛ هر چند که در این «مبارزه» بارها قوانین کشور را زیر پا گذاشت و اشتباهات مهلکی هم مرتکب شد. یکی از بزرگترین اشتباهات‌اش این بود که جنبش مدنی سیاه‌پوستان را یک فتنهٔ کمونیستی تلقی کرد و مارتین لوترکینگ را «بزرگترین دروغگوی تاریخ» نامید.

فیلمی که کلینت ایستوود، کارگردان ۸۲ سالهای آمریکایی، دربارهٔ جیادگار هوور ساخته تصویر سرراست و شسته رفته ای از این «قدرتمندترین فرد آمریکا، ارائه می کند. فیلم با اینکه استادانه و ماهرانه ساخته شده اما از شور و هیجان تهی است. ایستوود که خودش جمهوری خواه است با رویکردی همدلانه نسبت به کاراکتر هوور فیلم‌اش را ساخته و از ورود به حیطه‌های بحث انگیزی مثل همجنس‌خواه بودن هوور اجتناب کرده است. با این حال، بازی عالی دی کاپ‌ریو و فضاسازی تاریخی بی‌عیب و نقص فیلم و چند صحنه‌ای که فوق العاده‌عالی از کار درآمده، جبران معایب فیلم را می‌کند. در مجموع فیلم ارزش تماشا کردن را دارد عالی از کار درآمده، جبران معایب فیلم را می‌کند. در مجموع فیلم ارزش تماشا کردن را دارد اما مسحور کننده نیست. هوور کاراکتری فوق معمولی بود اما فیلمی که ایستوود درباره‌اش ساخته یک فیلم زندگینامه‌ای معمولی است؛ فیلمی که به زودی از خاطره‌ها خواهد رفت.

جی‌ادگار راوی زندگی ادگار هوور مدیر اف‌بی‌ای از نخستین سال‌های ورودش به نظام قضایی آمریکا تا سال پایانی زندگی‌اش است؛ سالی که او به جنگ ریچارد نیکسون رفت زیرا معتقد بود «این فرد برای حفظ قدرت‌اش حاضر به انجام هر کاری است» (پیش بینی ای که ماجرای واترگیت درستی آن را ثابت کرد). فیلم به ما نشان می‌دهد که چگونه هوور در سال‌های آغازین مدیریت‌اش بر اف‌بی‌آی به صورت دائم و بی‌وقفه به «رادیکال‌های کمونیست» حمله می‌کرد و خلافکاران دورهٔ منع خرید و فروش مشروبات الکلی را تعقیب و دستگیر می‌کرد. یکی از فرازهای حرفه‌ای هوور مشارکت او در تحقیقات راجع به ماجرای ربودن فرزند لیندبرگ (خلبان رکوردشکن آمریکایی بود که جای مهمی در فیلم دارد. البته همهٔ اینها در قالب صحنه‌های بازگشت به گذشته ارائه می‌شود. خط زمانی «حال» یک دورهٔ ده ساله از ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۲ را شامل می شود که طی آن هوور مشغول بازگو کردن زندگی‌اش برای یک زندگینامه نویس است. از بخش‌های جالب زمان حال، تلاش هوور برای مبارزه علیه کندی‌ها و مارتین لوترکینگ است.

ایستوود گرچه رابطهٔ دوستانه و بسیار نزدیک هوور با معاون‌اش، کلاید تولسون (آرمی همر) را به تصویر کشیده اما از ورود به ماجرای رابطهٔ همجنس خواهانهٔ این دو اجتناب کرده. هوور فیلم بیشتر یک کاراکتر غیرجنسی از کار درآمده تا یک کاراکتر همجنس خواه. قضیهٔ زنانه پوشی هوور نیز در فیلم به صورت ضمنی و گذرا مورد اشاره قرار گرفته است. دی کاپریو با ایفای نقش ادکار هوور یکی از بهترین بازی های خود را ارائه کرده است. در فیلم های زندگینامه‌ای بازیگری که نقش اصلی را بازی می‌کند باید در کار خود چنان ماهر باشد که تماشاگر با دیدن او بر روی پرده فقط شخصیتی را ببیند که بازیگر دارد نقش‌اش را بازی می کند و نه خود بازیگر را. دی‌کاپریو از این امتحان سربلند بیرون آمده و آن کسی که ما روی پرده می‌بینیم ادگار هوور است و نه دی کاپریو؛ هر چند که در برخی لحظات گریم دی‌کاپریو مسئله ساز می‌شود و توجه ما را معطوف دی‌کاپریوی بازیگر می کند.

بازی آرمی همر نیز حائز اعتناست تا آنجا که برخی از منتقدان گفته‌اند که همر در غالب اوقات موفق شده بازی دی‌کاپریو را تحت الشعاع خود قرار بدهد. نائومی واتس نقش هلن گاندی، منشی وفادار هوور را بازی می‌کند. متأسفانه ایستوود فرصت چندانی به واتس برای هنرنمایی نداده و این گفته شامل حال جودی دنچ که نقش مادر هوور را در فیلم بازی کرده نیز می شود. ایستوود علاوه بر واتس و دنج از وجود چند بازیگر سرشناس دیگر برای ایفای نقش‌های کوچک فیلم-اش استفاده کرده که برای مثال می‌توان به در موت مالرونی، جاش لوکاس ولی تامپسون اشاره کرد، در مجموع باید گفت که بازیگری یک وجه شاخص فیلم به شمار می رود. وجه شاخص دیگر، فضاسازی‌های تاریخی فیلم است. تصاویر فیلم به قدری رنگ زدایی شده که تقریبا شبیه تصاویر سیاه و سفید شده است. این نوع فیلمبرداری تناسب زیادی با فضای تاریخی دهه-های بیست و سی میلادی دارد.

جی‌ادگار فیلم محافظه کارانه‌ای است در حالی که ایستوود با فیلم های قبلی خودش نشان داده که فیلمساز محافظه کاری نیست، و دقیقا به همین دلیل نباید جی‌ادگار را یک فیلم ایستوودی به شمار آورد. آرامش محافظه کارانهٔ این فیلم در تضاد با بقیهٔ فیلم های ایستوود است؛ ایستوودی که زمانی با خلق و عرضهٔ هری خبیث آتش به جان نظم موجود انداخته بود، جی‌ادکار در بعضی از قسمت-هایش دستخوش ملال و یکنواختی می‌شود و به جای غور کردن در آبهای پرتلاطم عمقی، شناور شدن در آبهای آرام سطحی را ترجیح می‌دهد.

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.