فیلم صخره – معرفی، نقد و خلاصه داستان – The Rock 1996

0

کارگردان: مایکل بی. تهیه‌کنندگان: دان سیمپسونف جری بروکهایمر. فیلمنامه: دیوید وایزبرگ، مارک راسنر. مدیر فیلمبرداری: جان شوارتزمن. موسیقی: نیک گلنی، هانس زیمر. بازیگران: شون گانری، نیکلاس کیج. اد هریس، مایکل بیهن، ویلیام فورسایت. محصول آمریکا، ۱۳۶ دقیقه

وقتی عده‌ای توریست به بازدید زندان بدنام آلکاتراز در سن فرانسیسکو می‌روند، پیش‌بینی نمی‌کنند که امکان دارد در پایان خودشان هم به زندانی‌های ناخواستهٔ آن «صخره» تبدیل‌شده و توسط سربازهای نیروی دریایی به رهبری ژنرالی ناراضی، فرانسیس هامل (اد هریس) به گروگان گرفته شوند. هامل احساس می‌کند با سربازانش ناعادلانه رفتار شده و خانواده‌شان لیاقت‌اش را دارند به خاطر جانفشانی آن‌ها در مأموریت‌های مخفیانه که به مرگ تعدادی از آن‌ها منجر گردیده، غرامت پرداخته شود. هامل که از حق‌کشی‌ها به تنگ آمده، به این نتیجه می‌رسد که تنها راه جلب توجه دولت، تسخیر آن جزیره کوچک و تهدید به حمله شیمیایی یه سن‌فرانسیسکو است.

بدیهی است دولت واکنش نشان دهد و گروهی کماندو بفرستد تا کنترل جزیره را از دست هامل و مردانش خارج ساخته و گروگان‌ها را آزاد و سلاح‌های شیمیایی را خنثی سازند. برای این منظور، با درنظر داشتن این مسئله که آلکاتراز ظاهراً دست‌نیافتنی است، دولت از پاتریک میسن (شون کانری)، جاسوسی بریتانیایی کمک می گیرد که بدون اطلاع مردم، تنها فردی است که موفق شده از آن زندان فرار کند؛ مردی که از رازهای فراوانی باخبر است که می‌توانند به امنیت ایالات متحده لطمه زنند و از این‌رو با وجود فرار موفق‌اش از آلکاتراز، بعداً دوباره دستگیر و زندانی‌شده و حالا برای انجام این مأموریت آزاد می‌شود.

یکی از متخصصان سلاح‌های شیمیایی FBI، دکتر استنلی گودسپید (نیکلاس کیج) در این مأموریت به میسن می‌پیوندد. صخره با بازیگران با استعدادی که به کار گرفت، بلافاصله به یک محصول سینمایی استثنایی تبدیل شد. اما فقط وجود این بازیگرها نیست که فیلم را دیدنی کرده. سیمپسون و بروکهایمر، یهیه‌کننده‌های تاپ‌گان (۱۹۸۶)، بهترین عوامب فنی، به خصوص مایکل بی، استاد فیلم‌های ماجراجویی را هم انتخاب کردند تا یک اکشن درجه یک بسازند. فیلم مملو است از صحنه‌های اکشن درخشان در دریا، خشکی و آسمان، ازجمله، قتل‌عام در یک حمام بزرگ، وقتی سربازها و کماندوها درگیر می‌شوند؛ صحنه‌ای که افراد تحت فرمان هامل، دست به شورش می‌زنند؛ و یا صحنه اوج پایانی که طی آن گودسپید خود را در میانهٔ حمله‌ای هوایی می‌یابد.

فیلمبرداری جان شوارتزمن، فوق‌العاده است، موسیقی متن پرشور، و فیلم ضرباهنگی سریع و فیلمنامه پر از دیالوگ‌های هوشمندانه است. کیفیت فیلمنامه آن‌قدر خوب است که حتی هامل حالت کلیشه‌ای یک نظامی مطرود را که حالا به سرش زده و مزدور شده، ندارد و صرفاً آدمی است سمپاتیک که به کشورش خدمت کرده ولی توسط دولت نادیده و به حاشیه رانده شده. اما به هر حال، بهترین قسمت‌های فیلم صحنه‌هایی است که بین میسن (کانری) و گودسپید (کیج) می‌گذرد.


   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.