خبر دستگیری صدام – ساعت ۲۰ روز شنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۲، ۱۳ دسامبر ۲۰۰۳ در گودالی نزدیک تکریت

0

سرمقاله روزنامه شرق در سال ۸۲ به همین مناسبت:

دیکتاتور بزرگ خاورمیانه، ژنرال صدام حسین، دستگیر شد. رئیس رژیم ساقط شده عراق ساعت ۲۰ روز شنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۲، ۱۳ دسامبر ۲۰۰۳ در گودالی نزدیک تکریت، زادگاهش، توسط نیروهای ائتلاف حاکم بر عراق به رهبری آمریکا بازداشت و بلافاصله به نقطه نامعلومی منتقل شد تا از هرگونه سوءقصد به وی جلوگیری شود. محل اختفای صدام توسط یک مرد تکریتی یعنی همان مردمی که صدام در پناه ایشان به مقاومت های تروریستی خویش در برابر آمریکا ادامه می داد، لو رفت. آمریکایی ها برای بازداشت صدام ۲۵ میلیون دلار پاداش تعیین کرده بودند. خبر بازداشت صدام اما برای اولین بار از سوی ایرانیان برملا شد. ایرنا، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی نیمروز دیروز به نقل از جلال طالبانی عضو کرد شورای حکومتی انتقالی عراق اعلام کرد صدام حسین بازداشت شده است. اندکی بعد رویتر خبرگزاری معروف جهانی خبر را به نقل از ایرنا مخابره کرد.

سپس دیگر خبرگزاری ها و سایت های خبری با تردید خبر را منتشر کردند. مهمترین تردید آن بود که ممکن است فرد بازداشت شده نه صدام که یکی از بدل های او باشد. رئیس رژیم سابق عراق همچون همه اسلاف خود (ناپلئون و هیتلر) بدل هایی داشت تا پیش مرگ او شوند. با وجود این منابع خبری به نقل از پل برمر حاکم آمریکایی عراق اعلام کردند فرد بازداشت شده مورد آزمایش DNA قرار گرفته و پس از انطباق با DNA به دست آمده از فرزندان صدام (عدی و قصی که چندی پیش کشته شدند) ثابت شده است او همان صدام حسین است. ساعتی بعد عبدالعزیز حکیم رئیس شورای حکومتی انتقالی عراق نیز انجام این آزمایش و نتیجه مثبت آن درباره تشخیص هویت صدام حسین را تایید کرد. بدین ترتیب برای اولین بار علم توانست یکی از مهمترین دشواری های موجود در تشخیص دیکتاتورهای اصلی و بدلی را از بین ببرد. پیش از این بارها در تاریخ ادعا شده بود ناپلئون بازداشت شده در جنگ واترلو یا هیتلر سوزانده شده در جنگ دوم جهانی واقعی نبوده اند. خبر بازداشت صدام حسین در حالی از تهران به سراسر جهان مخابره شد که رسانه های بین المللی هنوز با تردید به تلاش منحصربه فرد خبرنگاران ایرانی در کسب این خبر می نگریستند. چه ایران فاقد نظام جامع و معتبر اطلاع رسانی در سطح بین المللی است. با وجود این، این بار این فتاحی خبرنگار گمنام ایرانی بود که مهم ترین خبرسال را منتشر می کرد و این جمهوری اسلامی بود که خبر بازداشت مهم ترین دشمن ایران را در بیش از سه دهه به جهان اعلام می کرد. به تدریج اهمیت کار ایرنا بیش از پیش احساس شد.

ساعت ۱۵ روز یکشنبه پل برمر حاکم نظامی عراق، عدنان پاچه چی عضو شورای حکومتی انتقالی و ژنرال سانچز فرمانده نیروهای نظامی ائتلاف در سالنی روبه روی خبرنگاران قرار گرفتند. صدایی در سالن به گوش نمی رسید. گویی نفس ها در سینه حبس شده بود. برمر با شعف سلام کرد و گفت: «خوشحالم به اطلاع برسانم ما صدام حسین را بازداشت کرده ایم. مردی که مردم عراق را رو در روی یکدیگر قرار می داد اما اینک همه عراقی ها از عرب، کرد، شیعه و ترکمن در صلح زندگی می کنند و به رفاه می اندیشند.» سخنان برمر اما هنوز جدی گرفته نمی شد. کسی چه می دانست شاید صدام همچنان آزاد باشد و این تنها یک بلوف آمریکایی باقی بماند. سپس عدنان پاچه چی از رؤسای دوره ای شورای انتقالی عراق روبه روی حاضران قرار گرفت. حرف های او هم شعاری بیش نبود: «حکومت خوف رفت و دیگر برنگشت.»

اما حرف های سانچز شنیدنی بود: «ما از طریق یک تکریتی مطلع شدیم صدام در نزدیک این شهر در روستایی پنهان شده است. طی عملیاتی به نام طلوع سرخ به او یورش بردیم. عملیات برق آسایی بود اما صدام هیچ مقاومتی نکرد. تنها از کلبه گلی محل اختفای خود به گودالی از آجر و کاهگل به اندازه سنگری انفرادی پناه برد. با وجود این کار تمام شده بود و ما او را دستگیر کردیم در حالی که وی کمال همکاری را با ما انجام می داد.» باور همکاری صدام سخت بود. دیکتاتور مغرور نه تنها خودکشی نکرد (چنان که هیتلر کرده بود) که دست به همکاری زد.
با وجود این سانچز همه را غافلگیر کرد. به دو صفحه تلویزیون بالای سر خویش اشاره کرد و گفت صدام را ببینید. ابتدا گودالی نشان داده شد و سپس مردی با ریش های بلند همچون مارکس یا داستایوفسکی که موهایش را مأموران آمریکایی و پزشکان خارجی می جستند، همچون مبتلایان به امراض پوستی. سپس زبانش را در برابر دوربین نمایش دادند و ریش هایش که برخلاف اظهارنظرهای اولیه مصنوعی به نظر نمی رسید. صدام دستی به محاسنش می کشید و با گیجی و منگی سعی می کرد خونسرد باشد. جمع حاضر در کنفرانس خبری اما دیگر تاب آرامش نداشتند. فریاد می زدند: خود اوست. خود صدام. مرگ بر صدام و برمر با لبخندی رضایت مندانه به آنها نگاه می کرد.

سفارش طراحی سایت در کارلنسر با قیمت توافقی
خرید ساعت سونتو و لوازم جانبی ساعت Suunto

سانچز ادامه داد که «همراه صدام ۲ قبضه سلاح و مقداری دلار آمریکایی و نیز یک تاکسی نارنجی و سفید کشف شده است.» در جلسه دیگری عبدالعزیز حکیم (که در اروپا به سر می برد) در کنار وزیر خارجه اسپانیا خبر از بازداشت صدام در یک انبار تره بار داد. انبار یا گودال اما تفاوتی نمی کند. صدام از کاخ به کوخی کوچ کرده بود و این کوخ او را در هیبت انسانی اولیه در پناه خود گرفته بود. سانچز افزود: «او بسیار حرف می زد.» حرف های صدام مخابره نشده است اما بی شک ثبت این حرف ها از برگ های مهم تاریخ خواهد بود. تاریخ جهان دیکتاتورهایی چون صدام را کمتر به خود دیده است. اولین آنها در عصر جدید ناپلئون بناپارت بود. مردی کوتاه قد با اراده قوی که اروپا را فتح کرد. به هنگام شکست در جنگ واترلو مقاومت بسیاری از خویش نشان داد. ناپلئون را رهبران متحد اروپا دستگیر کردند و به تبعید در جزیره سنت هلن فرستادند اما او از تبعید درآمد و فرمانده لشکر ارسال شده برای شکست خویش را مفتون کرد و تلاشی دوباره برای به قدرت رسیدن انجام داد اما دولت ۱۰۰ روزه هم فروپاشید و چراغ دولت ناپلئون برای همیشه خاموش شد. آدولف هیتلر دیکتاتور آلمان هم از زمره دیکتاتورهای بزرگی بود که پس از به آتش کشیدن اروپا مجبور به خودکشی شد. به همراه معشوقه اش اوا براون که با هم پیش از رسیدن ارتش سرخ روسیه خاکستر شدند. صدام حسین اما نه جرأت مقاومت داشت و نه قدرت مفتون ساختن مخالفانش را. به هنگام سقوط بغداد گریخت و در عهد فرار جز عملیات تروریستی کاری نکرد. صدام دیروز همچنین نشان داد شهامت خودکشی هم ندارد. اینک او همچون میلوشوویچ رهبر یوگسلاوی یک جنایتکار جنگی در قفس است.

پس از کنفرانس خبری برمر تقریباً همه مطمئن شدند دیکتاتور بزرگ دستگیر شده است. جورج بوش و تونی بلر خبر را تایید کردند. ژاک شیراک دستگیری صدام را گامی برای ثبات در عراق و خاورمیانه دانست

عبدالعزیز حکیم (مغموم از سفر بی موقع خویش به اروپا، که اگر نبود او اینک در کنار برمر خبر را اعلام می کرد و جای خویش را به پاچه چی نمی داد) دستگیری صدام را نه خبری ملی که خبری جهانی خواند.

عدنان پاچه چی روز بازداشت صدام را روز ملی عراق دانست. چه بلافاصله پس از بازداشت صدام مردم عراق رقصان و شادان در خیابان های عراق ظاهر شدند. از صدام ۷۵۰ هزار دلار پول نقد به دست آمد. پول هایی که با آن احتمالاً سلاح تهیه می کرد و فاشیسم را در شکل جدید خویش -تروریسم -ادامه می داد. در واقع صدام حسین که در قامت هیتلر ظهور کرده بود، در چهره بن لادن دستگیر شد. آمریکایی ها به هنگام بازداشت هر دو چهره صدام را به رخ کشیدند: ابتدا با محاسنی انبوه همچون بن لادن و سپس با صورتی تراشیده همانند هیتلر اما زار و نزار. خفت او در هنگام بازداشت مشهود بود. چون بردگان زبانش را می جستند و چشمانش را با دست تنگ و گشاد می کردند. صدام حسین همچون هیتلر از سویی خود را سوسیالیست می خواند و از سوی دیگر ناسیونالیست بود (زندگینامه صدام را در صفحه ۷ بخوانید) مردی نظامی بود و بیش از آن که سیاستمدار باشد، دوست داشت ژنرال نامیده شود. اینک اما ژنرال دستگیر شده است. با همه خفت و خواری. بی هیچ مقاومت. پسرانش کشته شده اند، دخترانش او را رها کرده اند، تکریتی ها او را فروخته اند و عراقی ها برای حبس و تعزیرش شادی می کنند. سرنوشت صدام تراژیک ترین پایان دیکتاتورهای تاریخ است. او نه چون چنگیز و استالین بخت مرگ در بستر را یافت و نه چون ناپلئون و هیتلر در اوج مرد. پایان کار صدام نشان داد جهان دیگر دیکتاتور  ها را بر نمی تابد و آنان را که یک عمر مردم را به خواری نشانده اند، خوار می کند. بدین ترتیب حتی صدام که مغرور ترین حاکم خاورمیانه بود چنان مبهوت در دوربین های آمریکایی می نگرد که ترحم مردمان را بر می انگیزد. غولی که در شیشه شد.

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.