معنی already به فارسی چیست؟

0

معنی already

قبلا، پیش از این
معانی دیگر: از پیش، از قبل، تا حالا، هم اکنون، همین حالا، فعلا، به نقد، به این زودی، همانگاه، همان وقت


۱ : prior to a specified or implied past, present, or future time : by this time : previously He had already left when I called.
۲ —used as an intensive All right already.Enough already!

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.