فیلم درخشش – خلاصه داستان، نقد و بررسی – The Shining (1980)

0

سال تولید : ۱۹۸۰
کشور تولیدکننده : انگلستان
محصول : استنلی کوبریک
کارگردان : کوبریک
فیلمنامه‌نویس : دایان جانسن و کوبریک، برمبنای رمانی نوشته استیون کینگ.
فیلمبردار : جان آلکات
آهنگساز(موسیقی متن) : بلا بارتوک، وندی کارلوس، ریچل الکایند، گیورگی لیگتی و کریشتف پندرسکی.
هنرپیشگان : جک نیکلسن، شلی دووال، دانی لوید، اسکاتمن کرادرز، باری نلسن، فیلیپپ استون و جو تورکل.
نوع فیلم : رنگی، ۱۴۴ دقیقه.

یک نویسنده به نام «جک تورنس» (نیکلسن) برای گفت‌وگو جهت تصدی شغل نگه‌داری از هتل دورافتاده «اُوِرلوک» که در زمستان خالی از مشتری است، به آنجا می‌رود. هنگام گفت‌وگو، مدیر هتل، «اولمن» (نلسن)، به او می‌گوید که «گریدی» (استون)، نگهبان قبلی، ظاهراً به دلیل انزوای طولانی‌ مدت دچار جنون شده و همسر و دو دختر دو قلویش را کشته است. در خانه، «دانی» (لوید)، پسر کوچک «جک» به مادرش، «وندی» (دووال)، می‌گوید که «دوست» کوچکش، «تونی»، مایل نیست به این هتل برود و «دانی» بعدها تصاویر هولناکی از دوقلوها می‌بیند. در روز تعطیلی هتل، خانواده «تورنس» از راه می‌رسند، در حالی که کارکنان هتل آماده می‌شوند تا آنجا را ترک کنند.

آشپز سیاه‌پوست هتل، «هالوران» (کرادرز)، در می‌یابد که «دانی» هم مثل خود او نیروی ادراک فراحسی (تلألو) دارد که او را از وقایع خشونت‌آمیز گذشته هتل آگاه می‌کند. او به «دانی» هشدار می‌دهد که به اتاق دویست و سی و هفت نرود. یک ماه بعد «جک» که هر روز آشفته‌تر می‌شود، توانائی‌اش را برای نوشتن از دست می‌دهد و با همسرش با خشونت رفتار می‌کند. وقتی توفان خطوط تلفن هتل را قطع می‌کند، «وندی» از طریق رادیو از مأموران کمک می‌خواهد؛ «دانی» همچنان تصاویر دوقلوها را می‌بیند که از او می‌خواهند نزدشان برود و تا ابد با آنان بازی کند. «دانی» وارد اتاق دویست و سی و هفت می‌شود و «وندی» او را در حالی که دچار شوک شده است پیدا می‌کند و «جک» را مقصر می‌داند. «جک» در سالن مهمانی هتل، «گریدی» را در نقش متصدی نوشگاه می‌بیند.

«دانی» می‌گوید که در اتاق دویست و سی و هفت پیرزنی به او حمله کرده و «جک» به این اتاق می‌رود و زن جوان زیبائی را می‌بیند که ناگهان تبدیل به یک جسد پوسیده متحرک می‌شود. او به «وندی» می‌گوید که چیزی در اتاق ندیده است. وقتی «وندی» به او می‌گوید که می‌خواهد هتل را ترک کند خشمگین می‌شود. «جک» دوباره به سالن مهمانی هتل می‌رود که این بار یک ضیافت دهه بیستی در آنجا برپاست و «گریدی» نیز که در نقش سرپیش‌خدمت ظاهر شده به او می‌گوید باید خانواده‌اش را به‌دلیل دخالت در امر نگه‌داری هتل تنبیه کند. «هالوران» که در حال گذراندن تعطیلات در میامی است، علایمی را زا سوی «دانی» دریافت می‌کند و به سوی هتل راه می‌افتد.

«وندی»، «جک» را که اکنون دچار جنون شده با چوب بیس‌بال از پا در می‌آورد و او را در انبار هتل زندانی می‌کند. «گریدی» او را از آنجا آزاد می‌کند و «جک»، تبر به دست، «وندی» و «دانی» را در حمام‌گیر می‌اندازد. «هالوران» از راه می‌رسد، اما «جک» او را می‌کشد و «دانی» را که به‌سوی هزارتوی باغ می‌کند و با «وندی» سوار بر اتوموبیل برف‌ران «هالوران» می‌شود؛ «جک» در هزارتو گم می‌شود و همان‌جا یخ می‌زند و می‌میرد. عکسی روی دیوار هتل، تصویر او را در مهمانی چهارم ژوئیه سال ۱۹۲۱ نشان می‌دهد.

بر مبنای رمان پُرآوازه کینگ و نخستین تجربه کوبریک در ساختن فیلمی هراس‌آور. کوبریک با ساخت این فیلم باز هم نشان داد که توانائی و مهارت کافی را برای کار در ژانرهای مختلف دارد. جذابیت خاص تلألو در این است که کارگردان برای خلق صحنه‌های ترسناک به جای نمایش مستقیم عناصر آن، به کمک میزانسن و فضاسازی استادانه و استفاده دقیق از صدا، حس ترس و دلهره را در تماشاگگر به وجود می‌آورد (در تمام طول فیلم فقط در چند صحنه از دید «دانی» موجی از خون می‌بینیم). استاده از دوربین متحرک و تراولینگ‌های متعدد در صحنه‌های «واقعی»، و نماهای ثابت در صحنه‌های تخیلی نیز فضای فیلم را به فضای پُراضطراب خاص رمان‌های کینگ‌ نزدیک می‌کند. اغراق‌های گاه و بی‌گااه نیکلسن در ایفای نقش نویسنده روان‌پریش به لحظاتی از فیلم لطمه می‌زند. نکته جالب توجه اینکه موسیقی مؤثر این فیلم دلهره‌آور، اُریژینال نیست.

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.