کتاب فریب ایکاروس؛ چقدر بلندپرواز هستید؟ خلاصه و معرفی

0

کتاب فریب ایکاروس الهام‌بخش‌ترین اثر ست گودین است که خوانندگان خودش را به چالش می‌کشد تا شجاعت پیدا کنند و با کار خود به عنوان نوعی هنر برخورد کنند. گادین در کتاب فریب ایکاروس با اشاره به افسانه ایکاروس نکات مهمی را به ما یادآوری می‌کند. او می‌گوید فقط قسمت اوج‌گیری این افسانه، برجسته و دهان‌به‌دهان می‌چرخد؛ اما در این داستان توصیه‌های دیگری نیز هستند که کمتر به آن توجه شده است.

ایکاروس نام شخصیتی افسانه‌ای در اساطیر یونانی است که به‌همراه پدرش، یعنی دایدالوس در زندان مینوس زندانی بودند. پدر ایکاروس برای اینکه بتوانند از این زندان رهایی‌ شوند به‌فکر ساختن بال‌هایی از جنس موم و پر افتاد تا به کمک آن‌ها بتوانند فرار کنند. او به پسرش توصیه کرد که از تکبر و غرور دوری کند و زیاد از حد اوج نگیرد؛ زیرا هرچه بیشتر اوج بگیرد، به خورشید نزدیک‌تر می‌شود و این موضوع می‌تواند باعث آب‌شدن موم‌ها شود. دایدالوس علاوه‌بر اوج‌گیری بیش‌از حد به پسرش هشدار داد که در ارتفاع پایین نیز پرواز نکند؛ زیرا اینگونه خطر سقوط به دریا او را تهدید خواهد کرد. با‌این‌حال ایکاروس این هشدار را نادیده گرفت، و با پرواز در ارتفاع زیاد باعث ازبین‌رفتن بال‌هایش و در نتیجه سقوط و مرگش شد. ما در این افسانه یاد می‌گیریم که جانب احتیاط را رعایت کنیم و به حرف افراد متخصص گوش کنیم. این یک تبلیغ سیاسی عالی برای اقتصاد صنعتی بود.

ست گودین در کتاب فریب ایکاروس به دفعات از واژه‌ی هنر و هنرمندی استفاده کرده‌اند. او هنر و هنرمندی را برابر با خلق چیزی تازه و بی‌نظیر تعریف می‌کند. او باور دارد هنرمند کسی است که جرئت قدم‌گذاشتن به همان راهی که هیچ‌کس تاکنون جرئت قدم‌گذاشتن در آن را نداشته، داشته باشد. این راه همان حوزه‌های جدیدی هستند که کارآفرینان به آن قدم می‌گذارند و محصولی انقلابی در آن حوزه تولید می‌کنند.

کتاب فریب ایکاروس؛ چقدر بلندپرواز هستید؟
نویسنده: ست گودین
مترجم: امیر بیرانوند
نشر نوین


مسیری که در اختیار ماست انسان بودن است

آن مکان‌هایی که احساس امن بودن می‌دهند، مانند دفتر واقع در کنج، دانشگاه معروف و شغل امن، درواقع امن نیستند. شما در حال درجا زدن هستید و روی معمولی بودن شرط‌بندی می‌کنید،

پرواز در ارتفاع کم بسیار خطرناک‌تر از پرواز در ارتفاع بالاست، زیرا پرواز در ارتفاع کم احساس امن بودن را می‌دهد. ما به توقعات کم و رویاهای کوچک قانع می‌شویم و خودمان را دست‌کم می‌گیریم. با پرواز کردن بیش‌ازحد در ارتفاع کم، نه‌تنها به خودمان، بلکه به کسانی که وابسته به ما هستند یا ممکن است از تلاش ما سود ببرند، ضرر می‌رسانیم

ما اشتباه کردیم و به منطقه امنیتی قانع شدیم که به‌اندازه کافی جسورانه نبود و این تصمیم باعث شد تا سلطه و اطاعت را بپذیریم. ما منطقه آسایش خود را براساس مطیع بودن و کوچک شمرده شدن ساختیم

اینکه شما برنده بازی هستید، به این معنا نیست که آن بازی خوب است.

تنها چیزی که دلم می‌خواهد آن زمان می‌دانستم این است که هر اتفاقی که بیفتد، درنهایت همه‌چیز روبه‌راه خواهد بود، اینکه رنج کشیدن بخشی از مسیر است و اینکه بدون رنج کشیدن، واقعاً مسیری وجود ندارد که ارزش رفتن داشته باشد.

می‌توانید تا آنجا که دوست دارید به گردهمایی‌ها بروید، کتاب بخوانید و در بسیاری از سمینارها شرکت کنید، اما اگر ندانید که چطور منطقه آسایش خود را مجدداً با منطقه امنیت جدید امروز تنظیم کنید، تمام استراتژی‌های موجود در دنیا به شما کمکی نخواهند کرد.

درس این افسانه: از پادشاه نافرمانی نکنید. از پدرتان نافرمانی نکنید. تصور نکنید که می‌توانید بهتر از حال حاضرتان باشید و مهم‌تر از همه، هرگز باور نداشته باشید که توانایی انجام کاری را دارید که ممکن است فقط یک الهه انجام دهد.

دنیا به شما زندگی بدهکار نیست، اما درست زمانی که به آن نیاز دارید، دری به روی شما باز می‌شود تا تمایزی ایجاد کنید. اینکه زمان زیادی هدر رفته است بسیار ناخوشایند است، اما اینکه بیش از این منتظر بمانید، بخشیدنی نیست. شما توانایی زیادی در کمک کردن دارید. همین حالا به شما نیاز داریم

«چینی‌ام را بند نزن، مرا به خاطر ترک‌هایم دوست داشته باش»

جوانی عدد نیست؛ جوانی نگرش است. بسیاری از هنرمندان خلاق، حتی هنرمندان مسن، جوان بوده‌اند. هنر تقدیر ژنتیکی یا مرتبط با زمان نیست؛ هنر انتخابی در اختیار هر کسی است که مایل به معاملهٔ رنج با شگفتی باشد.

ما مدرسه را از محل تحقیق به مرکز بهینه‌سازی شده برای از عهده برآمدن استانداردها تغییر دادیم. این شیوه‌ای است که عصر صنعتی به ما آموخت، شیوه‌ای که می‌گوید یک سری پاسخ وجود دارند و شما برای موفقیت به آن پاسخ‌ها نیاز دارید. پس باید پاسخ‌های کافی را حفظ کنید و آمادهٔ موفقیت باشید.

شاید بخشی از این افسانه به شما گفته نشده باشد: دایدالوس علاوه بر اینکه به ایکاروس گفت تا بیش‌ازحد اوج نگیرد، به پسرش دستور داد تا بیش‌ازحد در ارتفاع پایین و بیش‌ازحد نزدیک به دریا نیز پرواز نکند زیرا آب می‌توانست قدرت پرواز بال‌های او را از بین ببرد.

اگر تعداد افرادی که به شما تردید دارند به‌اندازهٔ دلخواه نباشند، در حال ایجاد تمایز نیستید.

مقصر دانستن نظام موجود تسکین‌دهنده است زیرا به شما اجازه می‌دهد تا خود را تبرئه کنید. اما وقتی‌که نظام موجود نابسامان است، جای تعجب است که چرا شما از همان اول به نظام موجود متکی بودید؟

مشکل با مقصر دانستن نظام موجود ..این است که ما می‌دانیم نظام موجود نابسامان است. اگر علت دیر رسیدنتان به کنفرانس را گردن این بیندازید که شرکت هواپیمایی پروازهای شما را مختل کرده است، نمی‌توانیم برای شما احساس دلسوزی کنیم زیرا این اتفاق همیشه رخ می‌دهد. اگر آمار ضعیف دوره‌های سه‌ماههٔ خود را گردن کاهش قدرت تبلیغات تلویزیونی بیندازید، نمی‌توانیم شما را بی‌گناه بدانیم زیرا کاملاً می‌دانیم که این قدرت در حال افول است. و اگر نداشتن آیندهٔ شغلی خود را گردن تقاضای بی‌تفاوت برای کارگران سخت‌کوش و ماهر، اما قابل تعویض می‌اندازید، به ما خبر جدیدی نداده‌اید. مقصر دانستن نظام موجود تسکین‌دهنده است زیرا به شما اجازه می‌دهد تا خود را تبرئه کنید. اما وقتی‌که نظام موجود نابسامان است، جای تعجب است که چرا شما از همان اول به نظام موجود متکی بودید؟

مشکل با مقصر دانستن نظام موجود ..این است که ما می‌دانیم نظام موجود نابسامان است. اگر علت دیر رسیدنتان به کنفرانس را گردن این بیندازید که شرکت هواپیمایی پروازهای شما را مختل کرده است، نمی‌توانیم برای شما احساس دلسوزی کنیم زیرا این اتفاق همیشه رخ می‌دهد. اگر آمار ضعیف دوره‌های سه‌ماههٔ خود را گردن کاهش قدرت تبلیغات تلویزیونی بیندازید، نمی‌توانیم شما را بی‌گناه بدانیم زیرا کاملاً می‌دانیم که این قدرت در حال افول است. و اگر نداشتن آیندهٔ شغلی خود را گردن تقاضای بی‌تفاوت برای کارگران سخت‌کوش و ماهر، اما قابل تعویض می‌اندازید، به ما خبر جدیدی نداده‌اید. مقصر دانستن نظام موجود تسکین‌دهنده است زیرا به شما اجازه می‌دهد تا خود را تبرئه کنید. اما وقتی‌که نظام موجود نابسامان است، جای تعجب است که چرا شما از همان اول به نظام موجود متکی بودید؟

هنر ترسناک است هنر زیبا نیست. هنر نقاشی نیست. هنر چیزی نیست که بر دیوار آویزان کنید. هنر چیزی‌ست که زمانی انجام می‌دهیم که واقعاً سرزنده هستیم. اگر قبلاً به این نتیجه رسیده‌اید که هنرمند نیستید، پس ارزشش را دارد تا بررسی کنید که چرا به این نتیجه رسیده‌اید و چه چیزی ممکن است نیاز باشد تا از این نتیجه‌گیری منصرف شوید. اگر اعلام کرده‌اید که هیچ استعدادی (در هیچ‌چیز!) ندارید، درآن‌صورت در حال پنهان کردن یک احساس هستید. هنر ممکن است شما را بترساند. هنر ممکن است شما را ورشکست کند. اما هنر هویت ماست و چیزی هست که انجام می‌دهیم و نیاز داریم. هنرمند کسی است که از شجاعت، بینش، خلاقیت و جسارت برای به چالش کشیدن وضعیت موجود استفاده می‌کند.

منطقه آسایش شما (در مقابل منطقه امنیت شما) برای مدت‌ها، این دو اصطلاح با هم یکسان بودند. کوهنوردی که می‌داند از منطقه امنیت خود خارج شده است، احساس نگرانی می‌کند و توقف می‌کند و صعود را به روز دیگر موکول می‌کند. کل زندگی شما در مورد هماهنگی میان منطقه آسایش و منطقه امنیت شما بوده است. یعنی یادگیری اینکه چه زمانی پیشروی و چه زمانی عقب‌نشینی کنیم، درک اینکه زمانی که نزدیک به منطقه خطر می‌شوید احساستان چگونه است. ما همانند روباه مذکور، آموزش دیده‌ایم تا در حصار بمانیم، زیرا داخل حصار امن است، تا اینکه زمانی می‌رسد که دیگر بسیار دیر شده است. ما وقت نداریم تا هر بار که تصمیم می‌گیریم منطقه امنیت را مجدداً ارزیابی کنیم، بنابراین در طول زمان، شروع به فراموش کردن منطقه امنیت می‌کنیم و فقط به خواهر دوقلویش، یعنی منطقه آسایش توجه می‌کنیم. ما خیال می‌کنیم چیزی که باعث آسایش ما می‌شود، باعث امنیتمان نیز می‌شود.

پرواز در ارتفاع کم بسیار خطرناک‌تر از پرواز در ارتفاع بالاست، زیرا پرواز در ارتفاع کم احساس امن بودن را می‌دهد. ما به توقعات کم و رویاهای کوچک قانع می‌شویم و خودمان را دست‌کم می‌گیریم. با پرواز کردن بیش‌ازحد در ارتفاع کم، نه‌تنها به خودمان، بلکه به کسانی که وابسته به ما هستند یا ممکن است از تلاش ما سود ببرند، ضرر می‌رسانیم. ما بسیار نگران خطر متمایز شدن هستیم به‌طوری‌که به هر شغلی پرداخته‌ایم تا از آن اجتناب کنیم. مسیری که در اختیار هریک از ماست، نه حماقت بی‌پروا و نه پیروی غیرعاقلانه است. نه، این‌طور نیست، مسیری که در اختیار ماست انسان بودن است؛ یعنی دست به هنر زدن و پرواز کردن بسیار بالاتر از حد ممکنی که به ما آموخته شده است. ما دنیایی ساخته‌ایم که در آن می‌توان بالاتر از همیشه پرواز کرد و فاجعه این است که فریب خورده‌ایم تا باور کنیم در عوض باید پایین‌تر از همیشه پرواز کنیم.

دایدالوس علاوه بر اینکه به ایکاروس گفت تا بیش‌ازحد اوج نگیرد، به پسرش دستور داد تا بیش‌ازحد در ارتفاع پایین و بیش‌ازحد نزدیک به دریا نیز پرواز نکند زیرا آب می‌توانست قدرت پرواز بال‌های او را از بین ببرد. جامعه این افسانه را تغییر داده و ما را تشویق کرده است تا بخش مربوط به دریا را فراموش کنیم و فرهنگی ایجاد کرده است که به‌طور مداوم دیگران را به یاد خطرات ایستادگی کردن، متمایز شدن و غوغا به پا کردن می‌اندازیم. صاحبان صنعت، غرور را گناه کبیره دانسته‌اند، اما به‌راحتی ضعف بسیار متداول‌تری را نادیده گرفته‌اند: قانع شدن به کمترین.

اینکه زمان زیادی هدر رفته است بسیار ناخوشایند است، اما اینکه بیش از این منتظر بمانید، بخشیدنی نیست. شما توانایی زیادی در کمک کردن دارید. همین حالا به شما نیاز داریم.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.