ترک متادون

0
رپورتاژ

مقدمه:

. متادون یک داروی درمانی بسیار قوی است که برای درمان بعضی از مواد مخدر پرخطر و البته زیر نظر پزشک، یک درمان بسیار موثر است ولی مصرف خودسرانه آن عوارض و عواقب جبران ناپذیر بسیاری دارد. این دارو در زمان جنگ جهانی دوم ساخته شد و بعد از پایان جنگ بود که از این دارو برای درمان مواد مخدر پرخطری از قبیل هروئین و… استفاده شد.

 

ترک متادون

عنوان: تا خدا هست ناامید نشوید

.هر بار که به شیشه متادون نگاه می کنم و به درد شدیدی که بعد از چند روز قطع مصرف تمام بدنم رو درگیر میکنه، ترس از ترک به وجودم رخنه میکنه و بیخیال ترک میشم. اینکه متادون از لحاظ علمی چرا ساخته شده و برای ترک چه موادی قابل استفاده است رو بارها مطالعه کردم. ولی من که معتاد مواد مخدر نبودم و حالا 2 ساله با مصرف هر روز، بجای اینکه درد جسمی من کمتر بشه، عذابی جان کاه به سراغم میاد.

.از آخرین باری که به سر قبر خانواده ام رفته ام مدت زیادی میگذره و با اینکه بعد از اون تصادف هولناک و فوت همه عزیزانم در یک لحظه و زنده مونده من، فقط وقتی کنار قبرشون می نشستم و گریه میکردم و باهاشون درد دل، کمی حال روحیم بهتر میشد. ولی بعد از درگیر شدن به شربت متادون و متنفر شدن از خودم، ماه به ماه به سر قبر خانواده نمیرم و مثل آدمهای افسرده توی خونه کز کرده و خودخوری میکنم.

.بعد از تصادف و صدمات زیاد جسمی و احتمال قطع نخاع شدن، یکی از اقوام برای تسکین دردهای جسمیم به من متادون داد و من که شرایط روحی و جسمی خوبی نداشتم بدون کسب اطلاعات بیشتر پیشنهاد ایشون رو پذیرفتم و خودم رو در دام مصرف متادون انداختم و حالا بعد از دوسال که به لطف خدا مشکلات جسمی بعد از تصادف برطرف شده و خدارو شکر قطع نخاع هم نشدم، عذاب مصرف متادون بیشتر از مرگ عزیزانم من رو عذاب میده. اصلا توی خانواده و فامیل من کسی مصرف مواد و… نداره. حالا من دختر حاج آقا حسینی، که به قول بابا نگین خانواده و فامیل بودم بخاطر یک بی فکری و مصرف داروی اشتباه، آبروی خودم و خانواده رو به خطر انداخته بودم.

.شب و روز رو کنج خونه سر می کردم و دل و دماغ هیچ کاری رو نداشتم. با اینکه قبل از اون حادثه، من حسابدار شرکت بابا بودم، ولی توی این دو سال یکبار هم به شرکت نرفته بودم و نمی دونستم امور شرکت چطور میگذره. یکی از دوستان صمیمی من که توی شرکت بابا کار میکرد، برای من اطلاعات شرکت رو می آورد ولی من بدون هیچ توجه به اتفاقات و خطراتی که شرکت و آبروی بابا رو تهدید میکرد نداشتم و فقط فکرم درگیر ترک متادون بود. ومیگفتم تا ترک نکنم نمیتونم هیچ کاری بکنم و از خونه بیرون نمیرم. (چون نگران بودم کسی متوجه مصرفم بشه).

 

ترک اعتیاد سریع

.یه روز که مثل همیشه توی گوشی وقت میگذروندم، سایت سمزدا یزد روی گوشیم باز شد و با خوندن مطالب سایت و دیدن توضیحاتی در مورد مواد مخدر و حتی بعضی داروها از قبیل متادون و شیره ترک هر کدوم از این مواد، ذهنم درگیر ترک سریع متادون افتاد ولی نگران دردش بودم.

.دو دل بودم چکاری انجام بدم که شماره مشاور کلینیک رو توی سایت دیدم. با استرس برای مشاوره در مورد شیوه درمان، ثبت نام کردم. قلبم داشت از توی سینه در می اومد. فکر اینکه چه کسی با من تماس میگیره و چی بهش بگم، اصلا میتونم به یک فرد غریبه اطمینان کنم و راز دلم رو بهش بگم و اصلا می تونند کمک کنند یا فقط مثل آگهی های دیگه، تبلیغاته و می خوان کسی رو سر کیسه کنند. تمام این افکار از ساعتی که ثبت نام کرده بودم توی ذهنم رژه میرفت به حدی که بعد از ناهار خوابم نبرد. کمی چرتی شده بودم که ساعت 18 با صدای گوشیم از خواب بیدار شدم. با اکراه گوشی رو برداشتم و صدای یک خانم که خودش رو مشاور کلینیک سمزدا یزد معرفی میکرد من رو مثل برق از تخت جدا کرد. مشاور با معرفی خودش، ازمن سوال کرد که توی سایت برای مشاوره ثبت نام داشتم که جواب دادم بله. و از من خواست در مورد نوع ماده مصرفی و سنم و… توضیح بدم.

.مشاور توضیح دادند که متادون بخاطر شیمیایی بودن و قدرت بالایی که دارند سمزدایی سخت و زمان بری دارند و برای اینکه بشه متادون رو مثل مواد سبکی مثل تریاک با زمان کوتاه و بدون درد سمزدایی اعتیاد کرد، باید یکماه شربت تریاک از مراکز ترک اعتیاد تهیه کنم و بخورم و بعد اقدام به سمزدایی کنم. چون مشاور خانم بود به راحتی باهاش درد دل کردم و از اینکه بخاطر حفظ آبرو حتی از خونه بیرون نمیرم، در مورد شرایطم بهش توضیح دادم . اینکه تهیه شربت اپیوم برام مشکله. ایشون گفتند که میتونم به کلینیک خودشون برم تا پزشک برام شربت تریاک تجویز کنند و بعد از یکماه سمزدایی انجام بدم.

 

سم زدایی اعتیاد

.زیر نظر پزشک کلینیک مصرف اپیوم رو شروع کردم. اولش برام سخت بود ولی با راهنمایی پزشک بعد از یک هفته بدنم به دارو عادت کرد و حتی شروع به کم کردن دارو کرد. بعد از یکماه نوبت سمزدایی داشتم. مجدد نگرانیم زیاد شد. از اینکه موقع سمزدایی اذیت بشم و یا کسی متوجه بشه و یا بعد از سمزدایی میتونم مثل قبل به زندگی ادامه بدم. سوالاتی بود که مثل خوره ذهنم رو درگیر کرده بود. که با صحبت های دکتر زارع و مشاور کلینیک استرسم کم شد و با اقامت در هتل و شروع سمزدایی، گامی بزرگ در درمان و ترک متادون برداشتم. طی 5 روز اقامت در هتل، درمان به خوبی و بدون درد گذشت و حضور خانم مدیر هتل ولبخندهای مادرانه و دلسوزانه اش برای من، قوت قلبی بود که تا از انتخاب نوع درمان مطمئن تر بشم.ترک اعتیاد سریع

مراقبت های پرستاران و رسیدگی های خدمه هتل زیر نظر مدیریت هتل برای من که یک دختر تنها بودم جدا از درمان، امنیت خاصی برام به وجود آورده بوده که هیچ وقت خاطره اون روزها رو فراموش نمیکنم. طی روزهای درمان و سرو دم نوش دارچین، من رو به یاد مامانم می انداخت که قبل از کنکور و سر درس خوندن، با یک لیوان دم نوش به اتاقم می اومد و میگفت: نگین جان این دم نوش رو بخور تا خواب از سرت بپره و یادگیریت بهتر بشه. بخاطر این رفتارهای مهربانانه اشک شوق می ریختم و به حضور خدا در زندگیم مطمئن تر میشدم و خدارو بخاطر فرشته های زمینی اش شکر میکردم.

.بعد از پایان درمان و قبل از ترخیص، پزشک با تجویز داروهای کمکی و تقویتی، رژیم غذایی، کپسول نالترکسون (برای کنترل وسوسه) و توصیه های لازم برای بعد از درمان رو در آخرین جلسه ارائه دادند و من به خونه رفتم. هنوز نگران بعد از درمان بودم ولی چون تماس تلفنی با پزشک و مشاور برای من آزاد بود نگرانیم رو کمتر میکرد. خانم مشاور بخاطر تنهایی که داشتم از من خواست با دوستم صحبت کنم و چند روزی پیش من باشه. دوستم با درخواست من تعجب کرد. آخه تا هفته قبل، درب منزل رو به زور براش باز میکردم ولی حالا پیشنهاد داده بودم به خونه ما بیاد. با حضور دوستم و با داشتن هم صحبتی مورد اطمینان، گذر زمان برام راحت تر شده بود.

شربت اپیوم

.بعد از مدتی، ترس از بیرون رفتن از بین رفت و از خونه بیرون اومدم و با قدم زدن توی پارک نزدیک منزل مون، حال روحیم بهتر شد. یک شب جمعه هم یک جعبه شیرینی گرفتم و رفتم سر قبر خانوده ام و در مورد اتفاقات خوب زندگیم باهاشون صحبت کردم. به عکس پدرم که روی سنگ قبرش بود نگاه کردم و بابا که مثل همیشه لبخند به لب داشت، ازش تاییده اقدام خوبم رو گرفتم. عکسها رو یکی یکی بوسیدم و با قدم های محکم برای برنامه آینده زندگیم به شرکت بابا رفتم. تا آخر شب به طور مختصر امور شرکت رو مرور کردم و از شنبه هفته آینده اش، بدون مرخصی، به شرکت میرفتم و کارهای شرکت رو مجدد به دست گرفتم. اولش سخت بود ولی بعد از مدتی به امور مسلط شدم و برای بار دوم نگین بابا شدم و آبروی بابا و شرکت رو به حالت قبل برگردوندم.

.حدود یکساله از ترک متادون من توی سمزدا یزد به دست دکتر زارع میگذره و هر وقت از جلوی کلینیک و هتل رد میشم تا سر قبر خانواده بروم دعای خیرم رو نثارشون میکنم و براشون بهترین ها رو چه در کار انسان دوستانه شون و چه زندگی شون از خدا میخوام. چون با کمک کادر مهربان سمزدا یزد بود که مجدد به زندگی برگشتم و تونستم یک زندگی جدید رو از نو شروع کنم.

.از شمایی که داستان زندگی من رو میخونید میخوام که حتما یه سری به سایت سمزدا یزد بزنید و در مورد مشکل تون با مشاور صحبت کنید و با راهنمایی دکتر زارع (پزشک درمان) بهترین گزینه درمان رو برای خودتون انتخاب کنید.

با آروزی موفقیت برای شما

آگهی متنی در همه صفحات
دکتر فارمو / آموزش رانندگی با ماشین دنده اتومات / فروشگاه لوازم بهداشتی / آموزش زبان فرانسه / هایلند بیوتی / شیشه اتومبیل / کاهش وزن قطعی با اسلیو معده / دانلود ریمیکس های جدید /بهترین جراح اسلیو معده در تهران / درمان سرد مزاجی بانوان / قیمت گوسفند زنده / موتور فن کویل /کپسول پرگابالین / لیزر زگیل تناسلی /بهترین کلینیک کاشت مو مشهد /داروخانه آنلاین / بهترین سریال های ۲۰۲۴ / خرید دستگاه تصفیه آب / تجهیزات و وسایل دندانپزشکی /ثبت برند /خدمات پرداخت ارزی نوین پرداخت /جراح تیروئید / پزشکا /سریال ایرانی کول دانلود / مجتمع فنی تهران / دانلود فیلم دوبله فارسی /موتور فن کویل / نرم افزار حسابداری / مقاله بازار / شیشه اتومبیل /بهترین دکتر لیپوماتیک در تهران /کاشت مو / درمان طب / تجهیزات پزشکی /داروخانه اینترنتی آرتان /اشتراك دايت /فروشگاه لوازم بهداشتی /داروخانه تینا /سایت نوید /کلاه کاسکت /ساعت تبلیغاتی /تجهیزات پزشکی /بهترین سریال های ایرانی /کاشت مو /قیمت ساک پارچه ای /دانلود نرم افزار /

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.