مرور رده

داستان‌ها و قصه‌هایی برای کودکان

داستان روباه موش مرده

روزی روزگاری خرگوش بدجنسی بود که با کار‌های بدش همه را ناراحت می‌کرد و هر کار می‌کردند که او را بگیرند و تنبیهش کنند نتیجه‌ای نداشت. یکروز گرگ و روباه نقش‌های طرح کردند و گرگ بروباه گفت: این خرگوش بدجنس را می‌گیریم و امشب او را می‌خوریم.…

داستان مردی برای پادشاهی

روزی روزگاری پادشاهی بود که قدرت و ثروت زیادی داشت؛ ولی زن و فرزندی نداشت. یکروز پیر مرد کوتوله فال بینی که چشمانش آبی رنگی بود، بقصر او آمد. پادشاه با و گفت: «از آینده من صحبت کن. » پیرمرد گفت: « جانشین تو از خانواده خودت نیست و شخصی…

داستان ملکه سرزمین برف‌ها

سال‌ها پیش در ده کوچکی در شمال نروژ پسر و دختر کوچولوئی بنام گیلدا و پیتر که از دو‌ فامیل بودند، در یک خانه زندگی می‌کردند. پیتر در یکی از شب‌های سرد زمستان، و گیلدا درست یکسال بعد از او متولد شده بود و وقتی که کشیش خواسته بود آن‌ها را…

داستان کفش بلورین (سیندرلا)

در زمان قدیم، همان وقتی که در دنیا جن و پری فراوان بود، دختری العاده زیبا و دوست داشتنی باسم سیندرلا زندگی می‌کرد. او دو خواهر ناتنی داشت که هر دو زشت بودند و با وخیلی حسودی می‌کردند. آن‌ها هیچوقت اجازه نمی‌دادند که سیندرلا بفهمد چقدر…

داستان مار و لاک پشت

روزی بود و روزگاری بود. یک لاک پشت و یک مار در کنار رود خان‌های زندگی می‌کردند. این‌ها با هم دوست نبودند و هرکدامشان می‌خواست فرمانروای آن رودخانه باشد. مار خیلی سعی می‌کرد لاک پشت را نیش بزند، اما لاکپشت سرش را عقب می‌کشید و پا‌هایش را…

داستان سفید برفی و هفت کوتوله

روزی بود و روزگاری بود. زیر د ر گنبد کبود ملکه‌ای بود که زندگی خوش و راحتی داشت. این ملکه رنگ سفید را خیلی دوست داشت و به همین جهت برای فرزندی که بزودی به دنیا می‌آورد پارچه سفیدی تهیه کرده بود. روزی از روز‌های زمستان که برف می‌بارید ملکه…

داستان گربه چکمه پوش

روزی بود و روزگاری بود. مردی بود که سه پسر داشت و تنها داراییش یک خانه ویک الاغ ویکگر به بود. وقتی که این مرد از دنیا رفت خانه را پسر بزرگتر برداشت و الاغ را پسر وسطی؛ گربه هم برای پسر کوچک ماند. اسم پسر کوچک تام بود. تام گفت: « با این…

داستان اردک سحر آمیز

روزی بود و روزگاری بود. هیزم شکن فقیری بود که سه پسر داشت. وقتی که پسر‌هایش بزرگ شدند به آن‌ها گفت: «دیگر نمی‌توانم خرجتان را بدهم. خودتان باید کار کنید و خرج زندگیتان را در بیاورید، چون دیگر بچه نیستید و برای خودتان مرد شده‌اید. » آن…