مرور رده

داستان کوتاه

داستان کوتاه ‌دوچرخه – نوشته سمپ هوسینی – برگردان: پرویز شهریاری

بابا نمی‌خواست برای من دوچرخه بخرد. همیشه می‌گفت: بچه‌ها بی‌احتیاطاند، انواع کلک‌ها را می‌زنند، هم دوچرخه را می‌شکنند هم به خودشان آسیب می‌رسانند. ولی من به بابا می‌گفتم: من مواظب خودم هستم و با احتیاط رانندگی می‌کنم. بعد گریه می‌کردم، بغض گلویم را می‌گرفت و…

داستان کوتاه در کنار پل – نوشتهٔ هاینریش بل

ترجمهٔ حسن نوری‌:  آن‌ها زخم‌های پای مرا دوختند و به من پستی دادند که بتوانم بنشینم: من مردمی را می‌شمارم که از روی پل عبور می‌کنند-آخر آن‌ها لذت می‌برند که تلاش و پشتکارشان را با اعداد نشان دهند. لذت از این هیچ و پوچ تشکیل شده؛ چند رقم. و تمام روز دهان خاموش…

داستان کوتاه هجوم بیگانه‌ها، نوشته استیون میلهاوزر

استیون میلهاوزر،  داستان کوتاه‌نویس و رمان‌نویس آمریکایی و برنده جایزه پولیتزر برای داستان در سال ۱۹۹۷مترجم: بابک وحیدیاز همان اول همه آماده بودیم، همه می‌دانستیم باید چه‌کار کنیم، آخر مگر صدها بار این صحنه‌ها را ندیده بودیم؟ مگر آدم خوب‌های شهر را…

داستان کوتاه «سیب درخت دانش»، نوشته اچ جی ولز

این داستان مربوط است به افسانه سیب درخت دانش.مطابق روایات تاریخی و مذهبی، وقتی آدم و حوا، اولین آفریده‌های خداوند در باغ پر برکت بهشت جایگزین شدند به آن‌ها امر شد که از بین میوه‌های متعددی که در آنجا وجود دارد فقط اجازه خوردن یک نوع میوهرا ندارند. آن میوه…

داستان کوتاهی از تولستوی: خدا آگاه است و صبور (به مناسبت زادروز او)

در شهر ولادیمیر، بازرگان جوانی، ایوان دیمتریچ اکسینوف نام، زندگی می‌کرد. دو دکان داشت و خانه‌ای از خودش. اکسینوف خوشرو بود. موهای مجعد داشت. سخن او شیرین و صدایش گرم و دلنواز بود. در جوانی مشروب خور بود. اگر زیاده روی می‌کرد کافه را به هم می‌زد. اما پس از…

داستان کوتاه اولین اعتراف از فرانک اوکانر

همهٔ مشکلات از وقتی شروع شد که پدربزرگم مرد و مادربزرگم-مادر پدرم-برای زندگی به خانهٔ ما آمد. روابط در یک خانه در بهترین حالت دیوانه‌کننده است و برای بدتر شدن اوضاع، مادربزرگ من واقعا پیرزنی دهاتی و عتیقه بود و کاملا نامناسب برای زندگی در شهر. صورت قلمبه و…

داستان کوتاهی از ایزابل آلنده: زندگی پایان‌ناپذیر

«ایزابل آلنده» روزنامه‌نگار و نویسندهٔ آمریکای لاتین متولد سال 1942 میلادی است. پدرش «توماس آلنده» پسرعموی «سالوادور آلنده»، رییس‌جمهور فقید شیلی بود. توماس به عنوان سفیر پرو در شیلی مشغول به خدمت بود. با فقدان پدرش در سال 1945، ایزابل سه ساله به همراه مادرش…

داستان کوتاه تیغ از ولادیمیر ناباکف

در زبان فارسی، نام خانوادگی Nabokov این داستان نویس برجسته را به صورت های گوناگون نوشته اند: ناباکوف، نبکف، نابوکف، نابوکوف. او در ۲۳ آوریل ۱۸۹۹ در سنت پترزبورگ در خانواده ای مرفه و اشرافی چشم بر جهان گشود. پس از به قدرت رسیدن کامل بلشویک ها در روسیه، در سال…

ترجمه داستان نگهبان (اودیسه فضایی:2001) نوشته آرتور. سی.کلارک

‌داستان «علمی-تخیلی» نوعی ادبیات ذهنی و فانتزی است که برپایهٔ واقعیات علمی یا فرضیات باورپذیر علمی استوار است. از جمله درونمایه‌های متداول و متناسب با این نوع ادبی، پروازهای فضایی، سفر به مکانهای دوردست، رو در رویی با مخلوقات کرات دیگر، دگرگونیهای روانی و…

داستان کوتاهی از آلیس مونرو : پدران

نوشته آلیس مونروترجمهٔ فرشید عطاییمنبع : نیویورکر - اوت 2002نشریه گلستانه - آبان 1381صبح جمعهٔ گذشته، هاردی رایان نیوکومبه، کشاورزی معروف در شهر کوچک شلبی، به دلیل برق‌گرفتگی جان خود را از دست داد. مراسم تشییع بعداز ظهر دوشنبه از بنگاه کفن و…

داستان کوتاه «سانسورچی»، نوشته لوئیزا والن زوئلا – ترجمهٔ اسدالله امرایی

بیچاره خوان! یکروز که اصلا حواسش جمع نبود، او را گرفتند. حتی فرصت نکرد بفهمد آن چه که به عنوان بخت خوش و اقبال بلند به او روی آورده یکی از بازی‌های کثیف سرنوشت است. این جور اتفاقات زمانی پیش می‌آید که آدم دچار سهل انگاری شده و اصلا حواسش جمع نیست. خوان سیتو به…

داستان کوتاه آوریل در یونان ، نوشته آندره کدروس

ترجمه؛ رضا سیدحسینیدر شب 21 آوریل 1967 سرهنگ های یونانی کودتا کردند.طی چند ساعت همه کادرهای سیاسی، روشنفکری و سندیکایی کشور از بسترشان بیرون کشیده، به جزایر تبعید شدند. یانیس ریتسوس (بزرگترین شاعر یونان و یکی از ارجمندترین شاعران مترقی جهان) در همان…

داستان کوتاه: پسری که دروغ می‌گفت تا کتاب بخواند! نوشته ارنست کلائس

ترجمه از: کيکاووس جهانداری«ارنست کلائس» یکی از سه ادیب فلاماندی (منطقه‌ای در بلژیک) است که آثارشان بیش از هر کس دیگر به زبان‌های دیگر ترجمه شده است. یکی از وجوه تمایز آثار او در نحوهٔ بیان خاص و هزل لطیفی است که در آثارش دارد. حدود تجربیات و افکار…