مرور رده

روزنوشت

برای نسلی که ونجلیس را با برنامه گزارش هفتگی و اریک کلپتن را با سریال لبه تاریکی شناخت!

برای اکثر بچه‌های دهه شصت، گوش کردن و پیدا کردن موسیقی دلخواه و متفاوت کار بسیار دشواری بود. اینگونه نبود که شما اسپاتیفای داشته باشی و دنیایی از موسیقی را همیشه از این طریق همراه داشته باشی و یا با یوتیوب، بسیاری از موسیقی‌های مورد نظر و…

دست‌های نجیب جوان شده!

دایره اعمال زیبایی روز به روز فراتر می‌رود، از اصلاح انحراف و فرم بینی و فک‌های جلوآمده، ما در طی دو دهه اخیر رسیدیم به ژلی شدن صورت‌ها و اصلاح غلوآمیز و کاریکاتوری کلیه برجستگی‌های بدن. مدتی هم است که اعمال زیبایی عضو تناسلی، در حال…

داستان واقعی که شش سال پیش در «یک پزشک» خوانده بودید، فیلم شد

شش سال پیش، در پستی برایتان یک داستان واقعی تاریخی واقعی را روایت کرده بودم: برایتان در مورد یک پستچی فرانسوی نوشته بودم که اواخر قرن نوزدهم، ناگهان به سرش زد که با قلوه‌سنگ یک قلعه بزرگ بسازد. او 30 سال تمام مشغول این کار بود و بنایی که…

در اوقات فراغت هم راه و گزینه دشوارتر، راه درست‌تر است!

در فیلم «بوی خوش زن»، کاراکتر سرهنگ اسلید در آن سخنرانی باشکوه انتهایی می‌گوید: من هم در زندگی‌م سر دو راهی بودم. همیشه می‌دونستم مسیر درست کدومه، بدون استثناء می‌دونستم، ولی انتخابشون نمی کردم. می‌دونید چرا؟ چون خیلی سخت بود! (در…

تجربه من در مورد «چندکارگی»: چندکارگی یک توهم و افسانه است!

شاید تا همین چند سال پیش در محیط وب کاربرانی را می‌دیدیم که به چندکارگی multitasking خود، یعنی توانایی خود برای انجام چند کار نسبتا متفاوت، در آن واحد و به صورت موازی افتخار می‌کردند. حتی مقالات تاییدکننده‌ای در مورد این ویژگی ظاهرا خوب و…

بیایید با هم یک «دروغ» بسازیم و وایرال کنیم!

در شبکه‌های اجتماعی بسیار پیش می‌آید که با اخبار کاذب یا فیک، توضیحات اشتباه عکس‌ها یا بیان فکت‌های نادرست روبرو بشیویم. اغلب وقتی این اخبار و محتواها را می‌بینم با خودم فکر می‌کنم که درون مغز نخستین کسی که یک خبر یا محتوا را جعل می‌کند،…

بعد مدت‌ها روزنوشت: آنچه بازسازی شهرداری «جرسی» به من یادآوری کرد!

عصر داشتم اخبار را بالا و پایین می‌کردم که به خبری برخوردم که ظاهرا نبایستی اهمیت چندانی برای من یا شما داشته باشد: موضوع از این قرار است که در روزهای قرنطینه کرونا، مقامات شهر «جرسی»، فرصت را غنیمت دانستند و عمارت شهرداری را بازسازی و…

حیف است که این مقاله‌های خوب به زبان فارسی ترجمه نشوند! بهترین مقاله‌های طولانی ۲۰۱۹

هر وقت به مقالات خوبی برمی‌خورم که فرصت ترجمه‌شان را ندارم، واقعا افسوس می‌خورم و آرزو می‌کنم که ای کاش می‌توانستم صبح تا شب بنشینم و یک یک‌شان را ترجمه کنم. مشکل اینجاست که این روزها کسی اینقدر وقت ندارد و دوم اینکه ممکن است بعد از این…

با انتشار سریال ویچر، باز هم بین طرفداران انتشار تدریجی قسمت‌های سریال‌ها و طرفداران انتشار همزمان همه قسمت‌های یک فصل، بحث درگرفته است

سریال ویچر آمد و حالا شما می‌توانید هر 8 قسمت آن را دانلود کنید، این 8 قسمت خیلی سریع هم زیرنویس شده‌اند. از سریال ویچر به کرات به عنوان سریالی که می‌تواند در حد گیم آو ترونز باشد و حتی بهتر از آن باشد، یاد شده. فعلا من که فقط یک قسمت از…

روزنوشت: این داستان – دنیای فست‌فودی دیواره!

یک فست فودی با دکوراسیون خاص در سعادت‌آباد، انگار بهانه‌ای شده برای برون‌ریزی همه دردها و بغض‌های ما از سرمایه‌داری، تهی کردن واژه‌ها از مفهومشان، ابتذال و استهزای فرودستان بی‌پناه. بله! این حق شما و صاحب رستوران و کافی‌شاپ و فست‌فود…

صداهای کیبورد – صداهای فراموش‌شده

امروز صبح آلبومی عجیبی در اسپاتیفای دیدم که من را پرت کرد به دوران کودکی، آن زمان که با ماشین تحریر و حتی در اداره پدرم -مخابرات- با دستگاه تلکس تایپ می‌کردم. چند نوع ماشین تلکس در اداره بود، بعضی‌هایشان دیگر خیلی قدیمی بود و بعضی‌ها هم…

بریده کوتاه و زیبایی از یکی از مقاله‌های استاد پرویز شهریاری: خوشبختی دانشمند

... در سال‌های 1348 تا 1355 بی‌کار ننشستم و با مجله‌های علمی روز همکاری داشتم که از جمله ماه‌نامهٔ «فضا» بود. برای نمونه یک‌سال پس از درگذشت دکتر محسن هشترودی در دفتر این مجله، مجلسی ‌ از جوانان تشکیل شد و من یک سخن‌رانی دربارهٔ هشترودی…

روزنوشت: شما هم در ذهنتان برای خودتان داستان کوتاه می‌سازید؟

شاید به خاطر آن ناهارهایی بود که با پدر و خواهرم، در ایام کودکی صرف می‌کردیم. پدرم عادت داشت برای سرگرم کردن خواهر، داستان‌هایی بسیار ساده خلق کند و برای خواهر تعریف کند. من هم با اینکه بزرگ‌تر بودم، بعد از مدتی به آن داستان‌های ساده عادت…