مطالب جالب و خواندنی در مورد جوجو مویز

کتاب موسیقی شب ، نوشته جوجو مویز

وقتی بچه بودم، فکر می کردم خانه فقط یک خانه است. جایی که در آن غذا می خوریم، بازی می کنیم، با خانواده معاشرت داریم و می خوابیم. یک چهاردیواری که در آن زندگی می کنیم. تصور بیشتری از خانه نداشتم، اما بعدها به این درک رسیدم که خانه چیزی فراتر از این تعریف است. […]

معرفی جوجو مویز و کتاب‌های شاخص او: من پیش از تو، پس از تو و دختری که رهایش کردی

مدتی است که در ایران آثار جوجو مویز بسیار محبوب شده‌اند و در ابعاد بازار کتاب ایران، فروش خوبی پیدا کرده‌‌اند. برخی‌ها معتقدند برای آشتی ایرانی‌ها با کتاب، حتما باید از کلاسیک‌های سنگین شروع کرد، اما به باور من کتاب‌های باکیفیتی که بتوانند با زبان معاصر با خوانندگان جوان‌تر ارتباط برقرار کنند، هم لطف خاص […]

بخش کوتاهی از کتاب «تنها در پاریس»، نوشته جوجو مویز

۱. تنها در پاریس نل کیفش را برروی صندلی پلاستیکی ایستگاه جابه‌جا کرد و برای هشتاد و نهمین بار به ساعت دیواری نگاه کرد. در شیشه‌ای ورودی باز شد، به عقب نگاه کرد. مسافر دیزنی‌لند است؛ پدر و مادری با کالسکهٔ بچه؛ بچه‌هایی که جیغ می‌کشند؛ معلوم است آن‌ها مسافت زیادی از راه را بیدار […]

بخش کوتاهی از کتاب «من پیش از تو»، جوجو مویز

۱ . ۲۰۰۷ وقتی از حمام بیرون می‌آید، زن هم بیدار شده است، به بالش تکیه داده و کتابچهٔ راهنمای مسافرت کنار تختخوابش را ورق می‌زند. یکی از بلوزهای مرد را پوشیده و موهای بلندش طوری به‌هم‌ریخته که ناخودآگاه شب گذشته را به‌ذهن می‌آورد. مرد همان‌جا می‌ایستد و با حوله موهایش را خشک می‌کند، سرخوش […]

بخش کوتاهی از کتاب «پس از تو»، نوشته جوجو مویز

فصل اول مردِ تنومندِ انتهای بار شُرشر عرق می‌ریزد. سرش را پایین گرفته و نگاهش به گیلاس ویسکی است، اما هرازگاهی به پشت سرش، به در ورودی، نگاه می‌کند. دانه‌های عرق، زیر نور مهتابی، می‌درخشند. مرد نفس عمیق و بی‌ثباتی می‌کشد؛ یک آه مبدل، بعد دوباره به گیلاسش نگاه می‌کند. ـ هی! ببخشید؟ من که […]

معرفی کتاب «میوه‌ خارجی» (رها در باد)، نوشته جوجو مویز

مقدمه کتاب «میوه‌ خارجی» یکبار مادرم به من گفت اگر سیب پوست بکنم و پوستش را بدون این که تکه‌تکه شود، از پشت سرم به زمین پرت کنم، می‌توانم به هویت مردی که با او ازدواج خواهم کرد پی ببرم. تکه پوست به شکل حرفی روی زمین می‌افتد، دست‌کم بعضی اوقات اینطور می‌شود: مامی چنان […]

معرفی کتاب «دختری که رهایش کردی»، نوشته جوجو مویز

۱ سنت پران(۱)، اکتبر (۲)۱۹۱۶ رویای غذا می‌دیدم، باگت‌های ترد و برشته، برشی سفید و دست نخورده از یک نان، که هنوز در اجاق بخارش بلند می‌شد، و پنیر آب شده‌ای که کناره‌هایش به سمت لبهٔ بشقاب در حال پیشروی بود. انگورها و آلوها در کاسه روی یکدیگر انباشته شده بودند، تازه و معطر، بویشان […]

پیشنهاد کتاب: «یک بعلاوه یک» نوشته جوجو مویز

قسمتی از آغاز کتاب: ۱. جِس جسیکا توماس (۱) بهترین کارش را از دست داد، نه برای دزدیدن یک لنگه گوشوارهٔ برلیان، برعکس، چون آن را ندزدید؛ و این طنز روزگار لحظه‌ای از ذهنش دور نمی‌شد. جس و ناتالی (۲) سه سالی می‌شد که ویلای خانم و آقای ریتر (۳) را در «دریاکنار» نظافت می‌کردند. […]