مطالب جالب و خواندنی در مورد ویرجینیا وولف

بررسی فمینیسم و جایگاه تاریخی و ادبی آن

شاید بتوان گفت شناخت و ارائهٔ تعریفی از فمینیسم و همچنین جریان ادبی حاصل از آن، به‌سبب نظرات مختلف منتقدان و هواداران این نحله و همچنین گروه‌های مختلف منشعب از آن، تابه‌حال به‌صورت دقیق امکان‌پذیر نشده است. باوجوداین، اکثر منتقدین معتقدند که فمینیسم ایده‌ای است که براساس آن، زنان و مردان از حقوق مساوی و […]

زبان و روایت زنانه در داستان‌های نویسندگان زن

روایت یکی از نخستین هنرهای ذهن و زبان انسان است. هنری است که انسان‌ها خیلی زود به آن انس گرفتند. روایت زنانه نیز ادبیاتی است که با ذهنیتی زنانه به جهان نگاه می‌کند. در واقع نویسندگان زن، با خلق روایت‌های زنانه و ایجاد شخصیت‌های زن در داستان‌هایشان به دنبال آن هستند که جنس زنانه را […]

معرفی کتاب « موج‌ها »، نوشته ویرجینیا وولف

یادداشت مترجم در میان شاخص‌ترین رُمان‌های قرن بیستم شاید بتوان پنج اثر برجسته را قرار داد که هر کدام از نویسنده‌ای و کشوری است. بر سر اولیس جیمز جویس و در جست و جوی زمان گمشده از مارسل پروست کمتر مناقشه است. به زعم من سه رمان دیگر را نیز می‌توان در کنار اینها قرار […]

معرفی کتاب « به سوی فانوس دریایی »، نوشته ویرجینیا وولف

پیشگفتار لیلی بریسکوی نقاش، زنی نه‌چندان معقول که در کاربرد واژه‌ها و دستور زبان ناشی است، وقتی به گذشته بازمی‌گردد، اگرچه تجربه‌ای را که ویرجینیا وولف در رمان به‌سوی فانوس دریایی آشکار می‌سازد بیان‌ناپذیر می‌داند، اما چنین از آن یاد می‌کند: «هیچ‌کس نمی‌تواند چیزی را به کسی بگوید.» با این حال تلاش هنرمند و حتی […]

کتاب « اتاقی از آن خود »، نوشته ویرجینیا وولف

ترجمه اتاقی از آن خود، مانند خود کتاب، از سخنرانی آغاز شد و از جمع زنان. از نیره توکلی و شهلا اعزازی بسیار سپاسگزارم که از طرف گروه تخصصی مطالعات زنان انجمن جامعه‌شناسی ایران از من دعوت کردند تا در بیستم اسفند ماه ۱۳۸۱ در گردهمایی «ادبیات از نگاه زنان» سخنرانی کنم و نخستین جرقه‌های […]

معرفی کتاب « خانم دَلُوِی »، نوشته ویرجینیا وولف

یادداشت مترجم نزدیک به سه سال است که با ترجمه خانم دَلُوِی دست و پنجه نرم می‌کنم. ذهنم اما سال‌ها درگیر این رمان وولف و البته به سوی فانوس دریایی بود. ترجمه این دو از آن خارخارهای ذهن بود که مدام به پشت و پسله ذهنم می‌راندمش؛ شاید از همان دوره دانشجویی که اول‌بار این […]

بیماری‌ای که شاهکارهای ادبی «ویرجینیا ولف» و مرگ او را سبب شد

نویسنده مهمان: سروش: یکشنبه ۸ مارس ۱۹۴۱ ویرجینیا وولف، در دفتر یادداشت‌هایش نوشت : «همین حالا از برایتون برگشته‌ایم. مثل یک شهر خارجی بود: نخستین روز بهار زن‌ها روی نیمکت‌های عمومی نشسته بودند. کلاه زیبایی در قهوه‌خانه دیدم. مد چقدر چشم را زنده می‌کند! …. نه: خیال درونگرایی ندارم. در تأیید جمله هنری جیمز می‌گویم: […]