نوشته‌هایی در مورد:

کارلوس فوئنتس

معرفی کتاب کنستانسیا ، نوشته کارلوس فوئنتس

مُهر کن مرا با چشمانت ببر به هر کجا که هستی حفظ کن مرا با چشمانت مرا ببر مثل تکه ای بازمانده از کاخ اندوه مرا ببر مثل عروسکی، مثل خشتی از خانه تا کودکانمان بازگشت را به یاد آرند. ــ محمود درویش ــ موسیو پلوتنیکوف…

معرفی کتاب « نبرد »، نوشته کارلوس فوئنتس

آیا ما می‌توانیم در آنِ واحد همهٔ آن چیزی باشیم که بوده‌ایم و همهٔ چیزی که می‌خواهیم باشیم؟ از متن کتاب این گفتهٔ فوئنتس که «آنچه را که تاریخ ناگفته می‌گذارد، رمان بازمی‌گوید»، بی‌تردید بیش از هر جای دیگر در مورد اغلب آثار خودش مصداق…

معرفی کتاب « آب سوخته »، نوشته کارلوس فوئنتس

آیا این جاست شفاف ترین گستره هوا؟ پس چه کرده اید با بلند دره ماورایی ام؟ آلفونسو ریس، انکار خاک نشان ها درهم شکستند آتل تلاچینولی (۱) شکست آب سوخته اوکتاویو پاس، بازگشت ۱. روز مادر به تئودورو سزارمن هر روز…

معرفی کتاب: « درخت پرتقال »، نوشته کارلوس فوئنتس

درخت پرتقال گیاهی پیوندی و دورگه است و به واسطه همین پیوند است که به نسبت درخت نارنج، که گیاهی شرقی است، میوه‌ای شیرین‌تر و پرآب‌تر دارد. درخت پرتقال روایت رویارویی، برخورد و درهم‌تنیدگی اقوام و فرهنگ‌هاست، تلاشی است برای کاویدن خاستگاه‌ها…

معرفی کتاب: « زندانی لاس‌لوماس »، نوشته کارلوس فوئنتس

رمان مشهور مرگ آرتمیو کروز با مرگ قهرمان داستان در آغاز دههٔ ۱۹۶۰ و با کابوس‌ها و تخیلات گوناگون این ژنرال محتضر آغاز می‌شود. آرتمیو کروز از قهرمانان انقلاب مکزیک در اوایل قرن بیستم است که وقتی سالیان جوانی پرشور و سرشار از آرمان‌ها و…