آخرین نوشته ها

ما نمی‌دانیم که واقعا چه مقدار نیاز داریم و می‌خواهیم!

داستانی هست راجع به یک دزد در زمان‌های قدیم که کت باشکوهی را دزدید. کت از بهترین پارچه‌ها درست شده بود و دکمه‌هایی از طلا و نقره داشت. وقتی کت را در بازار به یک بازرگان فروخت، پیش دوستانش برگشت. دوست نزدیکش از او پرسید که کت را چند فروخته است؟ پاسخش این بود «صد […]

چگونه زندگی متعادلی داشته باشیم؟

تعادل، موضوعی بسیار شخصی است. دنیا پر از امور متضاد است که بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند. ممکن است فردی چیزی را دوست داشته باشد و فرد دیگر درست نقطه مقابل آن را بخواهد. اما بیشتر مردم حالات میانه را می‌پسندند. بعضی از این حالات متضاد عبارتند از: کار و تفریح، فعالیت و استراحت، در جمع […]

سه لطیفه روان‌شناختی

لطیفه اول دکتر آلبرناتی جراح مشهور اسکاتلندی، بسیار کم‌ حرف بود، ولی روزی زنی همتای خود یافت. روزی زنی به مطب او آمد و دستش را که بسیار متورم و باد کرده بود به دکتر نشان داد. مکالمات زیر توسط دکتر شروع شد: سوخته؟ ضربه. پماد. روز بعد زن باز هم به مطب مراجعه کرد […]

مسائل را با مطرح کردن سؤال درست، ساده کنیم و طور دیگر ببینیم

تمثیل روان شناختی پادشاهی می‌خواست نخست وزیرش را انتخاب کند. چهار اندیشمند بزرگ کشور فراخوانده شدند. آنان را در اتاقی قرار دادند و پادشاه به آنان گفت که: «در اتاق به روی شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلی معمولی نیست و با یک جدول ریاضی باز خواهد شد. تا زمانی که آن جدول […]

چگونه در هنگام تبلیغ کالا یا خدمات خود دچار اشتباه نشویم و دیگران را گمراه نکنیم؟

روزی ببر و شیر در کنار برکه‌ای در حال نوشیدن آب بودند ببر رو کرد به شیر و گفت: «تو چرا این قدر دیوانه‌وار نعره می‌زنی؟» شیر در حالی که چشمانش برق می‌زد به ببر گفت: «این نوع نعره زدن دیوانه‌وار نیست بلکه نوعی تبلیغ هم می‌کنم». خرگوشی دزدکی به حرف‌های آنها گوش می‌داد، پس […]

پرخوری هم یک نوع اعتیاد است

من پرخوری را در ردیف اعتیادها قرار می‌دهم، زیرا شخصی که دائما می‌خورد معمولا از غذا به عنوان آرام‌بخش استفاده می‌کند، درست مثل تزریق دائمی داروهای آرام بخش. اغلب آدم پرخور، به خاطر گرسنگی غذا نمی‌خورد. او به دلیل تکانشی غیر قابل کنترل می‌خورد- تکانشی که در تنهایی (وقتی مجبور است با خودش باشد) به […]

چگونه با تعصب بی‌جا مبارزه کنیم؟

ریشه‌های تعصب دکتر «وامیک ولکان» روانکاو دانشگاه ویرجینیا، دوران کودکی خود را به یاد می‌آورد که در یک خانواده ترک در جزیره قبرس- که بعدها مورد مناقشه ترک‌ها و یونانی‌ها قرار گرفت- زندگی می‌کرد. وقتی که پسر بچه‌ای بیش نبود راجع به کمربندی شنید که متعلق به یک کشیش محلی یونانی بود و به ازای […]

انواع آزادی از دیدگاه فیلسوفان

سه نوع آزادی وجود دارد که باید درک شود: نخست، نوعی از آزادی است که شما با آن آشنا هستید: آزادی از کودک می‌خواهد از مادر و پدر آزاد باشد. برده می‌خواهد از ارباب آزاد شود. این یعنی «آزادی از» یک نوع واکنش است، نفس در اینجا خودش را عیان می‌کند و من نمی‌گویم که […]

ویژگی‌ها و شکل‌های مختلف آزار کلامی: افرادی که در نیش زدن تخصص دارند!

آزار کلامی عبارت است از کلماتی مهاجم و آسیب رساننده که به دروغ از کسی سخن می‌گویند یا باعث می‌شوند شخص کذبی را باور کند. مشخصه‌های عمومی آزار کلامی آزار کلامی، جریحه‌دار کننده و دردآور است؛ به خصوص که مورد انکار هم قرار بگیرد. وقتی استنباط همسر از آزار کلامی نادیده گرفته شده و به […]

چگونه تصویر ذهنی منفی را از خود دور کنیم و زندانی باورهای اشتباه از خود نشویم؟

قصه ریپانزل مانند بسیاری از افسانه‌های دیگر واجد یک معنای عمیق‌تر در زیر این ظاهر سطحی است. این داستان درباره تصویر ذهنی انسان از خویشتن است. ریپانزل، دختر جوانی است که در یک قصر، زندانی یک جادوگر پیر است. جادوگری که مرتبا به او می‌گوید: «تو خیلی زشتی». روزی شاهزاده زیبایی از کنار برج می‌گذرد […]

آیا شما هوش اجتماعی دارید؟

موقع زنگ تفریح در مدرسه پیش دبستانی است، گروهی از دخترها بر روی علف‌ها می‌دوند. سارا زمین می‌خورد و زانویش زخم می‌شود و شروع به گریه می‌کند. اما همه دخترها به جز شهلا که می‌ایستد به دویدن ادامه می‌دهند. سارا همچنان گریه می‌کند تا این که شهلا به نزدش می‌رود و زانوی خودش را می‌مالد […]

چگونه ارزیابی درست بر عملکرد و رفتار ما تاثیر می‌گذارد؟

اپیکتتوس حکیم، دو هزار سال پیش گفت: «مشکلات به خودی خود ناراحت کننده نیستند؛ بلکه طرز تلقی نادرست ما از آنهاست که موجب ناراحتیمان می‌شود». امروزه روان‌شناسان با این نظر موافقند. یعنی مفهومی که ما برای رویدادها قائل می‌شویم روی ما اثر خوب یا بد می‌گذارد. طرز تلقی یا «فکر» به اشکال مختلف، بر چگونگی […]

در هنگام خشم چه می‌کنید؟ انواع مختلف خشم

در روزگاران پیشین، زن و شوهر جوانی از کوه بلندی بالا رفتند. در بالای کوه، پیر دانایی را دیدند. پیر، جایی را برایشان باز کرد تا بنشینند. آن گاه گفت: «هر مطلبی که داشته باشید، می‌توانید از من بپرسید». آنها معنای زندگی را پرسیدند. پیر پاسخ داد. آنها رمز خوشبختی را سوال کردند. پیر، نسخه‌اش […]