لابی‌گری چیست و چگونه چرخ‌دنده‌های قدرت و سیاست را می‌چرخاند؟

دانستن مفهوم لابی‌گری برای هر کسی که می‌خواهد پشت‌پرده تصمیمات بزرگ حکومتی را درک کند، بسیار ضروری است. در این مقاله قصد داریم بررسی کنیم که این پدیده مرموز اما قانونی چگونه می‌تواند مسیر یک قانون را از صفر تا صد تغییر دهد. آیا واقعاً لابی‌گری همان رشوه‌دهی مدرن است یا یک ابزار دموکراتیک برای رساندن صدای اصناف به گوش حاکمان؟ چرا می‌گویند در کشورهای توسعه‌یافته، بدون لابی‌گری عملاً هیچ چرخ دنده‌ای نمی‌چرخد؟ با ما همراه باشید تا ببینیم این اصطلاح از کجا آمده و امروزه با چه ابزارهای پیچیده‌ای در حال بازتعریف قدرت است.

فهرست مطالب

ریشه‌شناسی و مفهوم لابی‌گری

واژه لابی (Lobby) در اصل به معنای راهرو یا سالن انتظار است که ریشه در معماری ساختمان‌های پارلمانی دارد. در قرن نوزدهم، نمایندگان مجلس معمولاً در این راهروها با افرادی ملاقات می‌کردند که سعی داشتند نظر آن‌ها را در مورد یک طرح خاص تغییر دهند. این اصطلاح به تدریج از یک فضای فیزیکی به یک کنش سیاسی پیچیده تبدیل شد که امروزه شامل مجموعه‌ای از فعالیت‌های سازمان‌یافته است. لابی‌گری به زبان ساده یعنی تلاش برای تاثیرگذاری بر تصمیمات مقامات دولتی، به ویژه قانون‌گذاران، توسط افراد یا گروه‌های خاص. در دنیای مدرن، این کار به یک حرفه تخصصی تبدیل شده که میلیاردها دلار بودجه را به خود اختصاص می‌دهد.

لابی‌گری در برابر رشوه‌خواری

بسیاری از مردم لابی‌گری (Lobbying) را با فساد مالی یا رشوه‌خواری اشتباه می‌گیرند، اما مرزهای قانونی دقیقی بین این دو وجود دارد. در حالی که رشوه شامل تبادل مستقیم پول برای کسب امتیاز غیرقانونی است، لابی‌گری بر پایه تبادل اطلاعات و استدلال‌های تخصصی بنا شده است. لابی‌ست‌ها (Lobbyists) با ارائه گزارش‌های فنی به نمایندگان، آن‌ها را متقاعد می‌کنند که تصویب یا رد یک قانون خاص به نفع اقتصاد یا جامعه است. البته نباید فراموش کرد که مرز بین «حمایت مالی قانونی» و «خرید نفوذ» گاهی بسیار باریک و خاکستری می‌شود. در واقع، لابی‌گری تلاشی است برای جهت‌دهی به افکار عمومی و سیاسی با استفاده از ابزارهای قانونی موجود در سیستم‌های دموکراتیک.

سازوکار تاثیرگذاری بر قوانین

تاثیرگذاری بر قوانین یک فرآیند گام‌به‌گام است که از مرحله تدوین پیش‌نویس در کمیسیون‌های تخصصی آغاز می‌شود. لابی‌ست‌ها با شناسایی نمایندگان کلیدی و تاثیرگذار، جلسات خصوصی برگزار می‌کنند تا اصلاحات مدنظر خود را در متن قانون بگنجانند. آن‌ها اغلب از مدل‌های اقتصادی و پیش‌بینی‌های آماری استفاده می‌کنند تا نشان دهند یک قانون خاص چگونه می‌تواند بر اشتغال یا تورم تاثیر بگذارد.

علاوه بر جلسات مستقیم، فشار از طریق رسانه‌ها و سازماندهی گروه‌های فشار مردمی نیز بخشی از این سازوکار است. یک لابی‌ست حرفه‌ای می‌داند که چه زمانی باید با یک نماینده در سکوت مذاکره کند و چه زمانی باید با جنجال رسانه‌ای او را تحت فشار قرار دهد. این فرآیند باعث می‌شود که قوانین پیش از تصویب، بارها بر اساس منافع گروه‌های مختلف چکش‌کاری شوند.

نقش اندیشکده‌ها در لابی‌گری مدرن

امروزه لابی‌گری تنها به راهروهای مجلس ختم نمی‌شود و اندیشکده‌ها (Think Tanks) به بازوهای فکری قدرتمندی در این مسیر تبدیل شده‌اند. این موسسات با تولید محتوای علمی و پژوهش‌های سفارشی، زیربنای نظری لازم را برای تغییر قوانین فراهم می‌کنند. وقتی یک اندیشکده معتبر گزارشی درباره ضرورت تغییر قوانین مالیاتی منتشر می‌کند، راه برای لابی‌ست‌ها هموارتر می‌شود تا آن را به عنوان یک فکت علمی به سیاستمداران بفروشند.

در واقع، این مراکز نوعی لابی‌گری غیرمستقیم را انجام می‌دهند که ظاهر علمی و بی‌طرفانه دارد. آن‌ها با برگزاری همایش‌ها و دعوت از مقامات، فضای ذهنی تصمیم‌گیرندگان را پیش از شروع فرآیند قانون‌گذاری شکل می‌دهند. این لایه از نفوذ، بسیار عمیق‌تر و ماندگارتر از مذاکرات ساده در راهروهای پارلمان است.

لابی‌گری در سینما و رسانه

سینمای هالیوود بارها به موضوع لابی‌گری پرداخته و زوایای پنهان این حرفه را به تصویر کشیده است. فیلم «ممنون که سیگار می‌کشید» (Thank You for Smoking) یکی از بهترین نمونه‌هایی است که قدرت بیان و تکنیک‌های متقاعدسازی یک لابی‌ست دخانیات را نشان می‌دهد. در این آثار، لابی‌ست‌ها معمولاً افرادی باهوش، بی‌رحم و بسیار مسلط به فنون مذاکره تصویر می‌شوند که می‌توانند سیاه را سفید جلوه دهند.

سریال «خانه پوشالی» (House of Cards) نیز به خوبی نشان داد که چگونه لابی‌های بزرگ با استفاده از نقاط ضعف سیاستمداران، آن‌ها را به بازی می‌گیرند. این بازتاب‌های رسانه‌ای باعث شده تا در ذهن عمومی، لابی‌گری با دسیسه‌چینی و قدرت‌های سایه‌ای گره بخورد. با این حال، واقعیت لابی‌گری در دنیای واقعی اغلب شامل ساعت‌ها مطالعه گزارش‌های خسته‌کننده حقوقی و جلسات اداری تکراری است.

تکنولوژی و لابی‌گری دیجیتال

با ظهور عصر دیجیتال، لابی‌گری سنتی جای خود را به لابی‌گری الگوریتمی و استفاده از داده‌های بزرگ (Big Data) داده است. شرکت‌های بزرگ فناوری اکنون از تحلیل رفتار کاربران برای شناسایی گروه‌های هدف و سازماندهی کمپین‌های ایمیلی انبوه علیه نمایندگان استفاده می‌کنند. اگر قانونی علیه منافع یک پلتفرم باشد، آن شرکت می‌تواند به سادگی میلیون‌ها کاربر خود را از طریق نوتیفیکیشن‌ها برای اعتراض تحریک کند.

این نوع لابی‌گری دیجیتال بسیار سریع‌تر و ارزان‌تر از روش‌های قدیمی است و تاثیرگذاری آن به دلیل حجم بالای داده‌ها فوق‌العاده زیاد است. لابی‌ست‌های مدرن اکنون متخصصان داده و برنامه‌نویسانی هستند که می‌دانند چگونه ترندهای شبکه‌های اجتماعی را به نفع موکل خود تغییر دهند. این تحول باعث شده تا سیاستمداران بیش از پیش تحت فشار افکار عمومیِ مهندسی‌شده قرار بگیرند.

قدرتمندترین لابی‌های جهان

برخی گروه‌های فشار چنان قدرتی دارند که می‌توانند مسیر سیاست خارجی یک کشور یا قوانین حیاتی اقتصادی را به تنهایی جابجا کنند. لابی اسلحه در آمریکا (NRA) یکی از مشهورترین نمونه‌هاست که با نفوذ عمیق در ساختار قدرت، مانع از تغییر قوانین حمل سلاح می‌شود. همچنین لابی‌های دارویی (Pharma Lobby) با بودجه‌های کلان، تاثیر مستقیمی بر قیمت‌گذاری داروها و استانداردهای بهداشتی در سطح جهانی دارند.

در سطوح بین‌المللی، لابی‌های انرژی و سوخت‌های فسیلی نیز دهه‌هاست که مانع از تصویب قوانین سخت‌گیرانه برای مقابله با تغییرات اقلیمی می‌شوند. این گروه‌ها با شبکه‌سازی گسترده و تامین مالی کمپین‌های انتخاباتی، وفاداری سیاستمداران را برای سال‌های طولانی تضمین می‌کنند. قدرت این لابی‌ها معمولاً از ترکیب ثروت کلان، تعداد زیاد اعضا و تخصص فنی بسیار بالا ناشی می‌شود.

ابعاد اخلاقی و چالش‌های دموکراسی

چالش اصلی اخلاقی در لابی‌گری این است که آیا همه گروه‌های جامعه دسترسی برابری به سیاستمداران دارند یا خیر؟ منتقدان معتقدند که لابی‌گری دموکراسی را به نفع ثروتمندان و شرکت‌های بزرگ منحرف می‌کند، زیرا آن‌ها توان مالی استخدام بهترین لابی‌ست‌ها را دارند. در مقابل، طرفداران لابی‌گری می‌گویند این کار بخشی از آزادی بیان است و هر گروهی حق دارد برای منافع خود تلاش کند.

بدون لابی‌گری، بسیاری از نیازهای تخصصی صنایع نادیده گرفته می‌شد و قوانین بدون آگاهی از پیامدهای اقتصادی‌شان تصویب می‌شدند. با این حال، وقتی صدای یک شرکت چندملیتی بسیار بلندتر از صدای هزاران شهروند عادی شنیده می‌شود، عدالت سیاسی زیر سوال می‌رود. این تنش همیشگی بین آزادی فعالیت‌های صنفی و برابری سیاسی، هسته مرکزی بحث‌های اخلاقی در مورد لابی‌گری را تشکیل می‌دهد.

شفافیت و قوانین نظارتی

برای جلوگیری از تبدیل شدن لابی‌گری به فساد سیستماتیک، بسیاری از کشورها قوانین شفافیت (Transparency Laws) سخت‌گیرانه‌ای را وضع کرده‌اند. لابی‌ست‌ها در این سیستم‌ها موظف هستند نام خود، موکلین و مبالغی که هزینه می‌کنند را در یک سامانه عمومی ثبت کنند. این شفافیت باعث می‌شود که رسانه‌ها و نهادهای نظارتی بتوانند رد پول را در تصمیمات سیاسی دنبال کنند.

در اتحادیه اروپا، یک «فهرست شفافیت» وجود دارد که همه کسانی که قصد ملاقات با مقامات را دارند باید در آن ثبت‌نام کنند. با وجود این قوانین، هنوز راه‌های زیادی برای دور زدن نظارت‌ها وجود دارد که به «لابی‌گری در سایه» معروف است. شفافیت کامل اگرچه ایده‌آل است، اما در دنیای واقعی سیاست که بر پایه روابط شخصی بنا شده، بسیار دشوار به نظر می‌رسد.

لابی‌گری مردمی و کمپین‌های مدنی

لابی‌گری همیشه متعلق به شرکت‌های بزرگ نیست و گروه‌های جامعه مدنی نیز از این ابزار برای پیشبرد اهداف انسانی استفاده می‌کنند. لابی‌گری مردمی (Grassroots Lobbying) زمانی رخ می‌دهد که سازمان‌های غیردولتی، توده‌های مردم را برای تماس با نمایندگانشان بسیج می‌کنند. این روش بر قدرت اعداد تکیه دارد و به سیاستمدار نشان می‌دهد که اگر به خواسته مردم توجه نکند، در انتخابات بعدی رای نخواهد آورد.

نمونه‌های موفقی از این نوع لابی‌گری در زمینه‌های حفاظت از محیط زیست و حقوق معلولان دیده می‌شود که توانسته‌اند قوانین بزرگی را تغییر دهند. تفاوت اصلی این است که در اینجا به جای کیف‌های پر از پول، از فشار افکار عمومی و نامه‌های اعتراضی استفاده می‌شود. این نشان‌دهنده آن است که لابی‌گری می‌تواند ابزاری برای تقویت دموکراسی مشارکتی باشد، مشروط بر اینکه مردم سازمان‌یافته عمل کنند.

نقش پول در انتخابات و لابی

پول سوخت اصلی ماشین لابی‌گری است، اما این پول معمولاً به صورت مستقیم به جیب سیاستمداران نمی‌رود. بخش بزرگی از هزینه‌های لابی‌گری صرف کمک به کمیته‌های اقدام سیاسی (PACs) می‌شود که هزینه‌های تبلیغاتی نامزدهای انتخاباتی را تامین می‌کنند. وقتی یک شرکت بزرگ میلیون‌ها دلار برای پیروزی یک کاندیدا هزینه می‌کند، طبیعتاً انتظار دارد که پس از پیروزی، درب اتاق آن مسئول به رویش باز باشد.

این رابطه متقابل باعث ایجاد نوعی وابستگی می‌شود که در آن سیاستمدار همیشه به منافع حامیان مالی خود فکر می‌کند. در برخی سیستم‌های سیاسی، تلاش شده تا با محدود کردن مبالغ اهدایی، نفوذ پول در سیاست کاهش یابد. با این حال، لابی‌ست‌های خلاق همیشه راه‌های قانونی جدیدی برای تزریق سرمایه به کمپین‌ها پیدا می‌کنند تا نفوذ خود را حفظ کنند.

روانشناسی متقاعدسازی در لابی

یک لابی‌ست موفق بیش از آنکه حقوق‌دان یا سیاستمدار باشد، یک روانشناس زبده است که می‌داند چگونه بر سوگیری‌های ذهنی افراد اثر بگذارد. آن‌ها با استفاده از تکنیک‌های «قاب‌بندی» (Framing)، یک موضوع خاص را به گونه‌ای ارائه می‌دهند که با ارزش‌های شخصی نماینده همسو به نظر برسد. برای مثال، اگر بخواهند مالیات بر کربن را لغو کنند، آن را نه به عنوان «آلوده کردن زمین»، بلکه به عنوان «حفاظت از مشاغل خانوادگی» مطرح می‌کنند.

ایجاد حس بده‌بستان و استفاده از اصل عمل متقابل نیز در این جلسات بسیار رایج است. لابی‌ست‌ها با ارائه خدمات رایگان مانند تحقیقات علمی یا حتی سازماندهی تجمعات حمایتی برای نماینده، نوعی تعهد اخلاقی در او ایجاد می‌کنند. این بازی‌های روانی در سطوح بالای قدرت، بسیار ظریف و در عین حال به شدت تاثیرگذار انجام می‌شوند.

لابی‌گری در سازمان‌های بین‌المللی

لابی‌گری تنها محدود به مرزهای ملی نیست و در سازمان‌هایی مثل سازمان ملل یا سازمان تجارت جهانی (WTO) نیز به شدت جریان دارد. کشورها و شرکت‌های چندملیتی برای تاثیرگذاری بر استانداردهای جهانی و معاهدات بین‌المللی، لابی‌ست‌های تراز اولی را به ژنو یا نیویورک می‌فرستند. در اینجا لابی‌گری با دیپلماسی گره می‌خورد و ابزارهای چانه‌زنی شامل امتیازات تجاری یا همکاری‌های نظامی می‌شود.

برای مثال، شرکت‌های بزرگ فناوری برای تعیین قوانین جهانی کپی‌رایت، لابی‌های بسیار سنگینی در سازمان جهانی مالکیت فکری انجام می‌دهند. این نوع لابی‌گری می‌تواند سرنوشت دسترسی مردم در سراسر جهان به دارو، غذا یا اینترنت را تعیین کند. در واقع، بسیاری از قوانینی که ما در سطح ملی رعایت می‌کنیم، نتیجه لابی‌هایی است که سال‌ها پیش در راهروهای سازمان‌های بین‌المللی انجام شده است.

تضاد منافع و درهای گردان

پدیده «درهای گردان» (Revolving Door) یکی از جنجالی‌ترین جنبه‌های دنیای لابی‌گری است که به جابجایی افراد بین پست‌های دولتی و شرکت‌های لابی‌گری اشاره دارد. بسیار رایج است که یک نماینده سابق مجلس یا یک وزیر پس از پایان دوره‌اش، بلافاصله به عنوان مشاور در یک شرکت لابی‌گری استخدام شود. این افراد به دلیل داشتن روابط نزدیک با همکاران سابق خود، قدرت نفوذ بی‌نظیری دارند که می‌تواند مصداق تضاد منافع باشد.

منتقدان می‌گویند این کار باعث می‌شود مسئولان در زمان حضور در قدرت، تصمیماتی بگیرند که آینده شغلی آن‌ها را در شرکت‌های خصوصی تضمین کند. برای مقابله با این پدیده، برخی کشورها «دوره انتظار» (Cooling-off Period) وضع کرده‌اند که طی آن مقام سابق تا چند سال حق فعالیت در حوزه لابی‌گری را ندارد. با این حال، نفوذ غیررسمی این افراد از طریق شبکه‌های دوستی قدیمی همواره به قوت خود باقی است.

آینده لابی‌گری در عصر هوش مصنوعی

هوش مصنوعی در حال تغییر دادن قواعد بازی لابی‌گری است و به زودی شاهد لابی‌گری خودکار خواهیم بود. الگوریتم‌ها می‌توانند هزاران صفحه قانون را در چند ثانیه تحلیل کرده و نقاط ضعفی را پیدا کنند که لابی‌ست‌های انسانی ممکن است نادیده بگیرند. همچنین، هوش مصنوعی می‌تواند محتوای اختصاصی و بسیار متقاعدکننده‌ای را برای هر نماینده بر اساس سوابق رای‌دهی و سخنرانی‌هایش تولید کند.

این فناوری باعث می‌شود که قدرت لابی‌های ثروتمند حتی بیشتر شود، زیرا آن‌ها به پیشرفته‌ترین ابزارهای تحلیلی دسترسی خواهند داشت. از سوی دیگر، هوش مصنوعی می‌تواند به نهادهای نظارتی هم کمک کند تا الگوهای مشکوک در تغییر قوانین را سریع‌تر شناسایی کنند. ما در آستانه عصری هستیم که در آن پیروزِ نبردهای سیاسی، کسی است که الگوریتم‌های قوی‌تری برای نفوذ در ذهن و ساختار قدرت داشته باشد.

جمع‌بندی نهایی

لابی‌گری در جوهر خود، هنر تبدیل نفوذ به قانون است. این پدیده که از راهروهای فیزیکی پارلمان‌ها آغاز شد، اکنون به یک صنعت پیچیده چندمیلیارد دلاری تبدیل شده که با تکنولوژی و داده‌های بزرگ گره خورده است. لابی‌گری گرچه ابزاری برای بیان منافع تخصصی و صنفی است، اما همواره با خطر انحراف دموکراسی و غلبه ثروت بر رای مردم روبروست. شناخت این فرآیند به ما کمک می‌کند تا بفهمیم قوانین نه در خلاء، بلکه در میدان جنگ منافع شکل می‌گیرند. در نهایت، شفافیت و آگاهی عمومی تنها راهکارهایی هستند که می‌توانند لابی‌گری را از یک فعالیت مخرب در سایه، به ابزاری برای بهبود کیفیت سیاست‌گذاری تبدیل کنند.

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. آیا لابی‌گری فقط مخصوص کشورهای غربی است؟
خیر، لابی‌گری در تمام سیستم‌های سیاسی جهان به اشکال مختلف وجود دارد و تنها ظاهر آن تغییر می‌کند. در کشورهای غیردموکراتیک، لابی‌گری اغلب به صورت غیررسمی و از طریق روابط خانوادگی یا محافل نزدیک به قدرت انجام می‌شود. تفاوت اصلی در این است که در کشورهای توسعه‌یافته، این فعالیت دارای چارچوب‌های قانونی و دفاتر ثبت رسمی است. بنابراین، هر جا که قدرت تصمیم‌گیری وجود داشته باشد، افرادی برای تاثیرگذاری بر آن تلاش خواهند کرد.
۲. تفاوت لابی‌گری مستقیم و غیرمستقیم چیست؟
لابی‌گری مستقیم شامل ارتباط مستقیم با قانون‌گذاران از طریق جلسات، تماس‌های تلفنی یا ارائه گزارش‌های فنی است. در مقابل، لابی‌گری غیرمستقیم یا ریشه‌ای سعی می‌کند با تغییر افکار عمومی، سیاستمداران را تحت فشار قرار دهد. این کار معمولاً از طریق کمپین‌های رسانه‌ای، شبکه‌های اجتماعی و اعتراضات سازمان‌یافته توسط مردم انجام می‌شود. هر دو روش در کنار هم استفاده می‌شوند تا بیشترین تاثیر را بر روند تصویب قوانین بگذارند.
۳. چگونه می‌توان یک لابی‌ست حرفه‌ای شد؟
بسیاری از لابی‌ست‌ها دارای تحصیلات عالی در رشته‌های علوم سیاسی، حقوق یا روابط عمومی هستند. تجربه کار در دفاتر نمایندگان مجلس یا نهادهای دولتی یک مزیت بسیار بزرگ برای ورود به این حرفه محسوب می‌شود. مهارت‌های ارتباطی قوی، قدرت تحلیل متون قانونی و داشتن شبکه‌ای گسترده از ارتباطات، ارکان اصلی موفقیت در این شغل هستند. لابی‌ست‌های تراز اول معمولاً کسانی هستند که درک عمیقی از روانشناسی قدرت و تضاد منافع دارند.
۴. آیا لابی‌گری می‌تواند به نفع محیط زیست باشد؟
بله، سازمان‌های طرفدار محیط زیست مانند صلح سبز از لابی‌گری برای تصویب قوانین سخت‌گیرانه علیه آلاینده‌ها استفاده می‌کنند. آن‌ها با ارائه شواهد علمی به پارلمان‌ها، سعی می‌کنند نفوذ شرکت‌های بزرگ نفتی را خنثی کنند. بسیاری از توافق‌نامه‌های بزرگ اقلیمی حاصل سال‌ها لابی‌گری مستمر گروه‌های مدنی و دانشمندان در نهادهای بین‌المللی است. بنابراین لابی‌گری به خودی خود بد نیست و بستگی دارد که چه هدفی را دنبال کند.
۵. نقش لابی‌گری در قیمت‌گذاری کالاها چیست؟
لابی‌ها می‌توانند با تغییر تعرفه‌های گمرکی یا مالیات‌ها، مستقیماً بر قیمت نهایی کالاهای مصرفی اثر بگذارند. به عنوان مثال، لابی‌های کشاورزی ممکن است برای دریافت یارانه‌های دولتی تلاش کنند که باعث کاهش قیمت محصولات داخلی می‌شود. در مقابل، لابی‌های وارداتی ممکن است برای کاهش تعرفه‌های واردات تلاش کنند تا محصولات خارجی ارزان‌تر وارد شوند. این نبردها در پشت صحنه مستقیماً بر روی قدرت خرید و کیف پول شهروندان تاثیر می‌گذارد.
۶. اصطلاح «لابی‌گری استروتوف» به چه معناست؟
این اصطلاح به لابی‌گری‌های مصنوعی اطلاق می‌شود که وانمود می‌کنند از طرف توده مردم هستند اما توسط شرکت‌ها هدایت می‌شوند. کلمه استروتوف (Astroturfing) از نام یک برند چمن مصنوعی گرفته شده است و به کمپین‌های جعلی اشاره دارد. در این روش، یک شرکت بزرگ با پرداخت پول، افرادی را استخدام می‌کند تا نامه‌های اعتراضی بنویسند یا تجمعاتی راه بیندازند. هدف این است که به سیاستمدار القا شود که یک مطالبه خاص، خواسته‌ی واقعی و خودجوش مردم است.
۷. آیا لابی‌گری در ایران هم وجود دارد؟
بله، در ایران نیز لابی‌گری به ویژه در زمان بررسی بودجه یا طرح‌های اقتصادی در مجلس به شدت فعال می‌شود. اصناف، اتاق‌های بازرگانی و شرکت‌های بزرگ دولتی و خصوصی تلاش می‌کنند تا نظرات خود را به گوش نمایندگان برسانند. با این حال، به دلیل نبود قوانین مدون و شفافیت ثبت لابی‌ست‌ها، این فعالیت‌ها اغلب غیررسمی باقی می‌مانند. بسیاری از رایزنی‌ها در کمیسیون‌های تخصصی مجلس انجام می‌شود که نقش تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت قوانین اقتصادی کشور دارند.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

15 دیدگاه

  1. سلام.من اول بگم که از مطلب شما کامل در وبلاگم استفاده کردم.بعضی ها از این کار حس خوبی پیدا نمی کنند.مخصوصا اگر ذکر منبع هم نشود.اما من با ذکر منبع از این پست کامل و خوب شما استفاده کردم.من می تونم لینک شما را داشته باشم.البته خیلی وقت هست که مطالب شما را دنبال می کنم.واقعا خواندنی و عالی هستند.ممنون می شم به من اجازه بددید تا در زمانی که لینکهایم را مرتب کردم جای شما هم در بین سایر دوستان باشد.تا دیداری دوباره خدا نگهدار

  2. با سلام.خیلی لذت بخش وبرای لحظاتی همه چیز را فراموش کردم ومسحور بودم.خسته تباشید.متشکرم ازراه اندازی این فعالیت شما.

  3. خیلی عذر می‌خواهم! راحت بگویم: مثل روز روشن و طبیعی است که «بعضی‌« ها از همین حالا باید به‌دنبال رایزنی( نخوانید رانت‌بازی) باشند تا کسب جوایز دوره‌ی بعدی جشنواره‌ها‌ی خصوصی و نیمه خصوصی وبلاگی و «غیر» فتوبلاگی را یک‌جا از آن خود سازند و یا به‌تر بگویم:آن «فرصت» کم‌یاب را از دست ندهند! … یک دوست جراح دارم (که نام‌اش را به‌دلایلی نمی‌برم).او با آن‌که پزشک حاذق و توانایی‌ست، دستی هم بر «آتش هنر» دارد! هر از چندگاهی که به خانه‌ وی می‌روم، از شنیدن «سه‌تار»سحرانگیزاش، مست که نه؛ به پرواز درمی‌آیم…خلاصه بگویم: چندی پیش،با یکی دیگر از دوستان (که آن دوست پزشک‌ام او را نمی‌شناخت)،رفته بودیم تا از نوای این ساز منحصربه‌فرد ، جادو شویم.سربسته عرض کنم: برخورد آن پزشک که هم با تیغ جراحی هنرش را ثابت کرده است و هم با سازش،آن‌چنان بود که آن دوست تازه وارد را عاشق خلق و خوی آن دکتر کرد و حالا هم که به‌تازگی به جمع محملی ما پیوسته،استحکام دوستی‌ چند روزه‌اش از منی که دوستی دیرینه‌تری داشته‌ام،بیش‌تر شده و گوی رقابت را از من الکن ربوده است…این‌ها را برای این مطرح ساختم تا «یک پزشک» بداند که می‌تواند به سوالات خاک خورده‌ی دیگران نیز با مهربانی برخورد کند و در جوی مسالمت آمیز (یا با روابط عمومی معثول)،جوابی را در شان یک پزشک ارایه دهد… راستی! چند وقتی هم هست که ازمنتقد خوب و سینمایی«دکتر منصور ملک اقصی» – که پزشک زنان هم بود-، خبری ندارم.امضا؛ یک غیر پزشک.
    شاد باشید.

  4. با تشکر بابت مطلب جالب و سایت وزینتان
    معرفی جالبی بود و بسیار مفید
    البته من از عکس های photo.net هم لذت می برم که ظاهرا در این لیست نبود .
    به مطلب و سایتتان هم در وبلاگم لینک دادم
    موفق باشید

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]