بازی رابرت د نیرو در نقش روپرت پاپکین در فیلم The King of Comedy (1982) کرده بود | متوهم، سمج، کمدی‌سیاه، عجیب، فراموش‌شده

بررسی شخصیت روپرت پاپکین (Rupert Pupkin) با بازی رابرت د نیرو (Robert De Niro) در فیلم سلطان کمدی (The King of Comedy) یکی از جذاب‌ترین و در عین حال عجیب‌ترین مطالعات سینمایی است که هر گیک سینما باید با آن آشنا باشد. این مقاله برای کسانی که به دنبال درک پیچیدگی‌های روان‌شناختی شهرت و توهم هستند، نه تنها جالب بلکه ضروری است. در این مطلب قصد داریم به بررسی این بپردازیم که چگونه د نیرو توانست یکی از آزاردهنده‌ترین و در عین حال کمدی‌ترین شخصیت‌های تاریخ سینما را خلق کند. آیا روپرت پاپکین فقط یک طرفدار متعصب است یا بازتابی از جنون جمعی ما برای دیده شدن؟ چرا این فیلم در زمان خود نادیده گرفته شد اما امروزه به عنوان یک پیشگویی سینمایی شناخته می‌شود؟ با ما همراه باشید تا لایه‌های پنهان این شاهکار فراموش‌نشده را کشف کنیم.

فهرست مطالب

۱. شناسنامه اثر؛ همکاری متفاوت اسکورسیزی و د نیرو

فیلم سلطان کمدی محصول سال ۱۹۸۲ به کارگردانی مارتین اسکورسیزی است. این فیلم چهارمین همکاری بزرگ د نیرو و اسکورسیزی محسوب می‌شود که با کارهای قبلی‌شان مثل راننده تاکسی کاملاً متفاوت بود. رابرت د نیرو در نقش روپرت پاپکین، یک استندآپ کمدین مشتاق و متوهم بازی می‌کند. در کنار او، جری لوئیس (Jerry Lewis) در نقش جری لنگفورد، مجری مشهور تلویزیون، و ساندرا برنارد در نقش ماشا حضور دارند. فیلم با لحنی کمدی‌سیاه (Black Comedy) ساخته شده و به جای خشونت فیزیکی، بر خشونت کلامی و روانی تمرکز دارد. این اثر در زمان اکران با شکست تجاری روبرو شد اما بعدها به عنوان یکی از باارزش‌ترین آثار اسکورسیزی شناخته شد که جلوتر از زمان خود بود.

۲. داستان روپرت پاپکین؛ کمدینی که جدی گرفته نمی‌شود

روپرت پاپکین مردی است که در زیرزمین خانه مادرش زندگی می‌کند و آرزوی بزرگش این است که در برنامه تلویزیونی جری لنگفورد اجرا کند. او که هیچ استعدادی ندارد، با سماجتی باورنکردنی سعی می‌کند به لنگفورد نزدیک شود. وقتی تمام راه‌های قانونی بسته می‌شود، او به همراه طرفدار دیگری به نام ماشا، لنگفورد را گروگان می‌گیرند تا تنها یک شرط را عملی کنند: روپرت باید برنامه را اجرا کند. داستان فیلم به زیبایی نشان می‌دهد که چگونه یک آدم معمولی می‌تواند به خاطر توهمِ استعداد و عطش شهرت، دست به کارهای خطرناک بزند. فیلم بین صحنه‌های واقعی و خیالات روپرت پل می‌زند، به طوری که مخاطب گاهی در تشخیص واقعیت دچار مشکل می‌شود. این روایت، نقدی تند بر فرهنگ سلبریتی‌محور است.

۳. کمدی سیاه و لحن غریب د نیرو

د نیرو در این فیلم یکی از متفاوت‌ترین بازی‌های عمرش را ارائه می‌دهد. او از آن هیبت خطرناک گانگستری یا جدیت راننده تاکسی فاصله گرفته و شخصیتی را خلق کرده که به طرز عجیبی «نرم» و در عین حال «چسبنده» است. لبخندهای تصنعی او، کت‌وشلوارهای ارزان‌قیمت و سبیل باریکش، ترکیبی ساخته‌اند که بیننده را بین خنده و انزجار معلق نگه می‌دارد. د نیرو به خوبی توانسته لحن کمدی سیاه فیلم را درک کند؛ او جوک‌های بی‌مزه را با چنان جدیتی تعریف می‌کند که موقعیت را به شدت مضحک و همزمان دردناک می‌سازد. این نوع از بازیگری که بر اساس ایجاد «حس معذب بودن» (Cringe) در مخاطب بنا شده، در آن زمان بسیار نوآورانه بود و د نیرو آن را به کمال رساند.

۴. روان‌شناسی توهم و مرز باریک بین رویا و واقعیت

از منظر روان‌پزشکی، روپرت پاپکین دچار اختلال شخصیت اسکیزوتایپال (Schizotypal) یا نوعی خودشیفتگی مفرط همراه با توهم است. د نیرو با مهارتی بی‌نظیر، لحظاتی را بازی می‌کند که روپرت در ذهن خود با سلبریتی‌ها معاشرت می‌کند. او در این خیالات، خودش را قهرمانی می‌بیند که همه به او نیاز دارند. د نیرو با تغییرات کوچک در لحن صدا و فرم بدن در این صحنه‌ها، نشان می‌دهد که روپرت چقدر در دنیای خیالی‌اش راحت‌تر است تا در دنیای واقعی. این فیلم به درستی نشان می‌دهد که وقتی واقعیتِ تلخ با رویاهای بزرگ همخوانی ندارد، ذهن انسان چگونه برای بقا شروع به ساختن دنیایی موازی می‌کند. بازی د نیرو در این بخش‌ها، عمق تنهایی و استیصال یک انسان مطرود را به نمایش می‌گذارد.

۵. سماجت آزاردهنده؛ تکنیک بازیگری د نیرو در ایجاد ناراحتی

یکی از تکنیک‌های درخشان د نیرو در این فیلم، استفاده از «سماجت» (Persistence) به عنوان یک ابزار بازیگری است. او با تکرار جملات، اصرار بر ماندن در مکان‌هایی که به آن‌ها دعوت نشده و نادیده گرفتن تمام نشانه‌های «نه» شنیدن، شخصیتی را می‌سازد که تماشای آن دشوار است. او به معنای واقعی کلمه «کنه» می‌شود. این ویژگی باعث می‌شود که مخاطب همزمان با جری لنگفورد، احساس خفگی کند. د نیرو برای رسیدن به این حس، در پشت‌صحنه هم رفتار مشابهی داشت تا جری لوئیس را واقعاً کلافه کند. این نوع متد اکتینگ برای ایجاد یک اتمسفر واقعی در صحنه، باعث شد که تنش بین دو شخصیت اصلی کاملاً زنده و ملموس باشد. او با این کار، مفهوم آزارگری کلامی را به تصویر کشید.

د نیرو با استفاده از حرکات دست تکراری و نگاه‌های خیره، حریم شخصی دیگران را در فیلم نقض می‌کند. او نشان می‌دهد که روپرت هیچ درکی از هنجارهای اجتماعی ندارد. این فقدان آگاهی اجتماعی، باعث می‌شود که او بدون هیچ شرمی به دروغگویی و فریبکاری ادامه دهد. د نیرو این بی‌شرمی را نه با خشونت، بلکه با نوعی ساده‌لوحی خطرناک بازی می‌کند که تشخیص نیت واقعی او را دشوار می‌سازد. او در واقع نشان می‌دهد که چگونه یک فرد می‌تواند با لبخند، مخرب‌ترین رفتارها را داشته باشد.

۶. نقد ساختار شهرت و رسانه در دهه هشتاد

سلطان کمدی حمله مستقیمی به تلویزیون و رسانه‌های جمعی است که به هر قیمتی به دنبال جذب مخاطب هستند. د نیرو در نقش روپرت، محصول همین سیستم است؛ کسی که باور کرده اگر فقط ۱۵ دقیقه در تلویزیون باشد، تمام مشکلات زندگی‌اش حل خواهد شد. او تشنه دیده شدن است، نه تشنه هنر. د نیرو این پوچی درونی را به خوبی در نگاه‌هایش بازتاب می‌دهد. فیلم نشان می‌دهد که رسانه‌ها چگونه مرز بین استعداد واقعی و وقاحت را از بین برده‌اند. روپرت پاپکین پیش‌درآمدی است بر عصر اینفلوئنسرهای امروزی که برای لایک و فالوور حاضر به انجام هر کاری هستند. د نیرو با بازی خود، به این پوچی مدرن شکلی فیزیکی و ملموس بخشیده است.

۷. تقابل د نیرو و جری لوئیس؛ برخورد دو سبک بازیگری

حضور جری لوئیس، سلطان کمدی واقعی سینمای کلاسیک، در مقابل د نیرو که نماد بازیگری مدرن بود، تضاد جذابی ایجاد کرد. جری لوئیس در نقش خودش (یا نسخه‌ای از خودش) بازی می‌کرد و د نیرو با متد همیشگی‌اش سعی در به چالش کشیدن او داشت. د نیرو حتی در صحنه‌هایی از عبارات ضد یهودی استفاده کرد تا لوئیس را واقعاً عصبانی کند و واکنش طبیعی از او بگیرد. این برخورد دو جهان بازیگری، به نفع فیلم تمام شد. سردی و خستگی لوئیس در مقابل انرژی عصبی و بی‌پایان د نیرو، دینامیک بی‌نظیری ایجاد کرده است. د نیرو در این تقابل، نشان داد که چگونه می‌تواند سبک بازیگری خود را با هر پارتنری، هرچقدر هم متفاوت، تطبیق دهد و همچنان مسلط باقی بماند.

۸. شباهت‌ها و تفاوت‌ها با تراویس بیکل

بسیاری روپرت پاپکین را نسخه کمدی تراویس بیکل (راننده تاکسی) می‌دانند. هر دو شخصیت منزوی هستند، هر دو در دنیای خودشان زندگی می‌کنند و هر دو در نهایت برای رسیدن به هدفشان دست به عمل می‌زنند. اما برخلاف تراویس که با اسلحه به جنگ جامعه می‌رود، روپرت با یک میکروفون حمله می‌کند. د نیرو در هر دو نقش، تنهایی عمیق انسانی را به تصویر می‌کشد، اما در روپرت، این تنهایی را پشت نقابی از شادی و خوش‌بینی پنهان می‌کند. تراویس می‌خواست جامعه را پاک کند، اما روپرت فقط می‌خواهد جامعه او را بپذیرد. د نیرو با ظرافت نشان می‌دهد که میل به پذیرفته شدن می‌تواند به اندازه میل به نابودی، خطرناک و ویرانگر باشد.

۹. اسرار تولید و نحوه شکل‌گیری ظاهر روپرت

ظاهر روپرت پاپکین نتیجه تحقیقات دقیق د نیرو بود. او به خیابان‌های نیویورک می‌رفت و افرادی را که به دنبال امضا گرفتن از سلبریتی‌ها بودند، تماشا می‌کرد. او حتی با یکی از طرفداران واقعی خودش ملاقات کرد تا نحوه صحبت کردن و لباس پوشیدن او را الگوبرداری کند. آن کت‌وشلوار آبی فیروزه‌ای و سبیل مسخره، انتخاب‌های خود د نیرو بود تا شخصیت را به کلیشه «کمدین‌های شکست‌خورده» نزدیک کند. او حتی نحوه راه رفتن روپرت را طوری تنظیم کرد که انگار همیشه در حال تمرین برای رفتن روی صحنه است. این جزئیات بصری، به مخاطب کمک می‌کند تا قبل از اینکه روپرت دهان باز کند، بفهمد با چه آدم عجیبی روبرو است.

۱۰. بازتاب فیلم در آثار معاصر؛ از جوکر تا شبگرد

تاثیر بازی د نیرو در سلطان کمدی را می‌توان در بسیاری از فیلم‌های موفق سال‌های اخیر دید. واضح‌ترین مثال، فیلم جوکر (Joker) ساخته تاد فیلیپس است که د نیرو در آن نقشی مشابه جری لنگفورد را بازی می‌کند. جوکر عملاً بازسازی تماتیک سلطان کمدی است؛ مردی تنها که می‌خواهد کمدین شود و با خشونت به شهرت می‌رسد. همچنین فیلم «شبگرد» (Nightcrawler) با بازی جیک جیلنهال، همان سماجت و بی‌اخلاقی روپرت را در دنیای خبرنگاری نشان می‌دهد. د نیرو با خلق روپرت پاپکین، کهن‌الگوی جدیدی از «ضدقهرمان متوهم» را وارد سینما کرد که هنوز هم منبع الهام بسیاری از فیلم‌سازان برای نقد مدرنیته و رسانه است.

۱۱. سکانس نهایی؛ پیروزی یا شکست در اوج توهم؟

پایان‌بندی فیلم یکی از بحث‌برانگیزترین لحظات سینماست. روپرت در تلویزیون اجرا می‌کند و جوک‌هایش درباره زندگی نکبت‌بارش واقعاً خنده‌دار هستند. او به زندان می‌رود و بعد به عنوان یک سلبریتی آزاد می‌شود. د نیرو در این سکانس‌ها، نوعی رضایت درونی و آرامش را به تصویر می‌کشد که بسیار ترسناک است. آیا این‌ها واقعیت است یا باز هم بخشی از توهمات روپرت؟ د نیرو با بازی مبهم خود، اجازه نمی‌دهد تماشاگر به راحتی تصمیم بگیرد. او نشان می‌دهد که برای روپرت، حتی زندانی شدن هم بهایی ناچیز برای رسیدن به آن ۱۵ دقیقه شهرت است. لبخند نهایی او در مقابل دوربین، پیروزی پوچی بر واقعیت است.

در این سکانس، د نیرو از تکنیک «بازی در بازی» استفاده می‌کند. او استندآپ کمدی را به گونه‌ای اجرا می‌کند که همزمان بد و خوب است؛ یعنی از نظر فنی ضعیف است اما به دلیل صداقت بی‌رحمانه‌اش درباره بدبختی‌هایش، مخاطب را جذب می‌کند. د نیرو با مهارتی عجیب، توانسته تعادل بین یک آماتور و یک ستاره را در این اجرا حفظ کند. او به ما نشان می‌دهد که در دنیای مدرن، داشتن داستانِ غم‌انگیز یا انجام یک کار احمقانه، بسیار مهم‌تر از داشتن استعداد واقعی برای مشهور شدن است.

۱۲. چرا سلطان کمدی یک پیشگویی برای عصر شبکه‌های اجتماعی است؟

سلطان کمدی بیش از هر زمان دیگری در عصر حاضر معنا پیدا کرده است. امروزه میلیون‌ها روپرت پاپکین در اینستاگرام و تیک‌تاک وجود دارند که به دنبال دیده‌شدن هستند. د نیرو در سال ۱۹۸۲ شخصیتی را بازی کرد که نماد انسانِ تشنه توجهِ قرن بیست و یکم است. او نشان داد که وقتی مرز بین حریم خصوصی و عمومی از بین می‌رود، چه فجایعی رخ می‌دهد. بازی او یادآور این است که عطش شهرت می‌تواند یک بیماری روانی باشد که کل جامعه را درگیر می‌کند. روپرت پاپکین دیگر یک شخصیت عجیب در یک فیلم قدیمی نیست؛ او آینه‌ای است که در مقابل جامعه امروز قرار گرفته است تا جنون پنهان در پس لایک‌ها را به ما نشان دهد.

جمع‌بندی نهایی

بازی رابرت د نیرو در نقش روپرت پاپکین، یکی از شجاعانه‌ترین و نادیده گرفته‌شده‌ترین اجراهای تاریخ سینماست. او با عبور از پرستیژ همیشگی‌اش، شخصیتی را خلق کرد که با سماجت، توهم و بی‌شرمی، قلب تپنده فرهنگ رسانه‌ای را نشانه می‌رود. «سلطان کمدی» فراتر از یک فیلم، یک هشدار اجتماعی است که د نیرو با نبوغ خود آن را به تجربه‌ای آزاردهنده و فراموش‌نشدنی تبدیل کرده است. روپرت پاپکین به ما یادآوری می‌کند که وقتی آرزوی شهرت بر عقلانیت پیشی می‌گیرد، کمدی زندگی به تراژدی تبدیل می‌شود. این نقش‌آفرینی، گواهی بر توانایی بی‌کران د نیرو در به تصویر کشیدن تاریک‌ترین زوایای روان انسان است.

سوالات متداول

۱. آیا رابرت د نیرو برای بازی در نقش روپرت پاپکین واقعاً استندآپ کمدی تمرین کرد؟
بله، د نیرو برای درک بهتر ریتم اجراهای کمدی، زمان زیادی را در کلوپ‌های کمدی نیویورک گذراند. او به تماشای کمدین‌های آماتور می‌نشست تا ببیند آن‌ها چگونه با شکست و نادیده گرفته شدن توسط جمعیت برخورد می‌کنند. او حتی چندین بار به صورت ناشناس روی صحنه رفت تا استرس و فضای واقعی اجرا را تجربه کند. این تحقیقات به او کمک کرد تا آن حس ناپختگی و در عین حال اعتماد به نفس کاذب روپرت را به درستی ایفا کند.
۲. چرا رابطه رابرت د نیرو و جری لوئیس در پشت‌صحنه متشنج بود؟
د نیرو طبق متد اکتینگ خود، سعی می‌کرد در خارج از صحنه هم جری لوئیس را آزار دهد تا حس کلافگی لوئیس در فیلم واقعی باشد. او حتی از شوخی‌های تند و گاهی توهین‌آمیز استفاده می‌کرد تا واکنش‌های دفاعی لوئیس را برانگیزد. جری لوئیس که از سبک بازیگری کلاسیک بود، ابتدا از این رفتارها جا خورد اما بعداً اعتراف کرد که این کار د نیرو به بهتر شدن بازی هر دوی آن‌ها کمک کرده است. این تنش واقعی، یکی از عوامل اصلی موفقیت شیمی بین این دو بازیگر در فیلم است.
۳. آیا پایان فیلم سلطان کمدی یک رویا بود یا واقعیت؟
این موضوع یکی از بزرگ‌ترین معماهای فیلم است و کارگردان تعمداً آن را باز گذاشته است. برخی معتقدند با توجه به لحن فیلم، موفقیت نهایی روپرت فقط یک توهم دیگر در ذهن اوست تا با واقعیتِ زندان کنار بیاید. برخی دیگر معتقدند اسکورسیزی می‌خواسته نشان دهد که جامعه به قدری فاسد شده که حتی یک آدم‌ربا را به خاطر شهرتش می‌بخشد و به ستاره تبدیل می‌کند. هر دو برداشت، به تلخی و گزندگی پیام فیلم در مورد دنیای رسانه اضافه می‌کنند.
۴. چرا این فیلم در زمان اکران در گیشه شکست خورد؟
مخاطبان در سال ۱۹۸۲ انتظار داشتند د نیرو را در یک نقش اکشن یا گانگستری ببینند و آمادگی پذیرش یک کمدی سیاه و معذب‌کننده را نداشتند. همچنین، لحن فیلم برای آن دوران بسیار پیشرو و بدبینانه بود و مردم ترجیح می‌دادند کمدی‌های شادتر و سرگرم‌کننده‌تری ببینند. سلطان کمدی به جای سرگرم کردن، مخاطب را به فکر فرو می‌برد و او را از آینه‌ای که مقابلش گرفته شده بود، می‌ترساند. سال‌ها طول کشید تا ارزش‌های هنری و پیشگویانه فیلم توسط منتقدان و تماشاگران درک شود.
۵. نقش “ماشا” در فیلم چه اهمیتی در کنار روپرت پاپکین دارد؟
ماشا با بازی ساندرا برنارد، جنبه دیگری از طرفداری افراطی (Fandom) را نشان می‌دهد که بیشتر ریشه در وسواس‌های جنسی و عاطفی دارد. او مکمل روپرت است؛ در حالی که روپرت به دنبال تایید حرفه‌ای است، ماشا به دنبال تصاحب فیزیکی و عاطفی سلبریتی است. همکاری این دو نفر نشان می‌دهد که چگونه انواع مختلف توهم می‌توانند در کنار هم منجر به یک فاجعه شوند. بازی برنارد به اندازه د نیرو عصبی و غیرقابل پیش‌بینی است و اتمسفر جنون‌آمیز فیلم را تقویت می‌کند.
۶. آیا شخصیت روپرت پاپکین از یک فرد واقعی الهام گرفته شده است؟
پل زیمرمن، نویسنده فیلمنامه، شخصیت روپرت را بر اساس چندین مورد واقعی از طرفداران متعصبی که برای سلبریتی‌ها مزاحمت ایجاد می‌کردند، نوشت. یکی از منابع الهام اصلی، مردی بود که دائماً در اطراف دفتر اسکورسیزی پرسه می‌زد و می‌خواست فیلمنامه‌اش را به او بدهد. د نیرو با مطالعه این پرونده‌ها و مشاهده رفتارهای مشابه در خیابان، توانست به این شخصیت هویت ببخشد. روپرت پاپکین در واقع چکیده‌ای از تمام کسانی است که مرز بین واقعیت و رویا را در دنیای شهرت گم کرده‌اند.
۷. شباهت فیلم جوکر با سلطان کمدی در چیست؟
فیلم جوکر (۲۰۱۹) بسیاری از المان‌های داستانی و تماتیک سلطان کمدی را وام گرفته است؛ از جمله مردی منزوی که آرزوی کمدین شدن دارد، در خانه با مادرش زندگی می‌کند و در نهایت با انجام یک اقدام خشونت‌آمیز روی آنتن زنده تلویزیون به شهرت می‌رسد. جالب اینجاست که رابرت د نیرو در جوکر نقشی مشابه جری لنگفورد را بازی می‌کند که نشان‌دهنده ادای احترام تاد فیلیپس به شاهکار اسکورسیزی است. هر دو فیلم به نقد جامعه‌ای می‌پردازند که آدم‌های تنها را نادیده می‌گیرد تا زمانی که آن‌ها با خشونت توجه جامعه را جلب کنند.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

4 دیدگاه

  1. کار این آقا بصورت سمبلیک قابل توجه است.واز همه مهمتر اینکه ایشان به ندای وجدانشان گوش دادند!!!!
    من معتقدم آقایان ایرانی هیچوقت عهد و عیال را فدای اینترنت نمی کنند.
    راستی آقای دکتر یک bluetootthبامزه هم در این مورد هست که نمیدانم دیدین یا نه؟(آدمکی که جانش را پای این جعبه جادویی ازدست میدهد.)
    درهر صورت تمامی آقایان علاقه مند به وب2.0 تا فردا فرصت دارند.امیدوارم شما در این زمینه مشکلی نداشته باشید.

  2. گفتی Mashable یادم افتاد که من فردا اینجا خواهم بود. کاری٬ هست که بتوانم انجام بدم٬ خوشحال خواهم شد.
    /http://mashable.com/2007/12/05/mashmeet-dc

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]