نوابغ حاشیه‌نشین چگونه علم مدرن را تغییر دادند؟

بسیاری از پیشرفت‌های بزرگ بشری نه در آزمایشگاه‌های چندمیلیارد دلاری، بلکه در اتاق‌های زیرشیروانی و توسط ذهن‌های سرکش رقم خورده‌اند. در دنیای امروز که علم به شدت نهادینه و بروکراتیک شده است، نگاه به حاشیه‌نشینان علمی یا همان دانشمندان سرکش (Maverick Scientists) بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. بررسی زندگی و دستاوردهای این افراد نشان می‌دهد که چگونه خلاقیت رها از بندهای سنتی دانشگاهی می‌تواند مرزهای دانش را جابه‌جا کند. در این مقاله می‌خواهیم ببینیم چگونه این افراد با وجود طرد شدن از سوی جامعه علمی رسمی، توانستند پایه‌های فناوری‌های نوین را بنا کنند و چرا سیستم‌های سنتی ارزیابی علمی گاهی در درک ایده‌های نوآورانه ناتوان هستند.

💡پاسخ کوتاه | مختصر و مفید بخوانید که تاثیر نوابغ حاشیه‌نشین چیست

دانشمندان حاشیه‌نشین با عبور از چارچوب‌های سخت‌گیرانه آکادمیک، نوآوری‌های انقلابی را به ارمغان می‌آورند که از فیلترهای سنتی داوری همتا رد نمی‌شوند. این افراد با تکیه بر تفکر غیرخطی و پذیرش ریسک‌های بزرگ، مسیرهای جدیدی را در فیزیک، زیست‌شناسی و هوش مصنوعی باز می‌کنند. تاریخ نشان داده که فرضیه‌های به ظاهر دیوانه‌وار آن‌ها در نهایت به پارادایم‌های جدید علمی تبدیل می‌شود. بدون حضور این ذهن‌های سرکش، سرعت پیشرفت‌های علمی معاصر به شدت کاهش می‌یافت.

تعریف دانشمندان ساختارشکن و اهمیت تاریخی آن‌ها

دانشمندان سرکش یا حاشیه‌نشین کسانی هستند که فراتر از هنجارها و روش‌های پذیرفته‌شده در جامعه علمی فعالیت می‌کنند. این افراد معمولاً به دلیل داشتن ایده‌های رادیکال از سوی دانشگاه‌ها و نهادهای رسمی طرد می‌شوند، اما با اصرار بر مواضع خود، مسیرهای جدیدی را پیش پای بشریت می‌گذارند. در طول تاریخ، بسیاری از بزرگ‌ترین جهش‌های علمی حاصل کار کسانی بوده است که خود را محدود به بودجه‌های دولتی و تایید پارادایم‌های حاکم نکرده بودند و به تنهایی بار سنگین اکتشاف را به دوش کشیدند.

اهمیت این افراد در این است که آن‌ها فرآیند علم را از حالت تکراری و محافظه‌کارانه خارج می‌کنند. سیستم‌های علمی فعلی تمایل دارند روی پروژه‌هایی سرمایه‌گذاری کنند که احتمال موفقیت بالایی دارند و تغییر بنیادینی ایجاد نمی‌کنند. در این میان، دانشمندان مستقل با پذیرش ریسک‌های بزرگ و بررسی مسائلی که از نظر بقیه بی‌ارزش یا ناممکن به نظر می‌رسند، زمینه‌ساز انقلاب‌های علمی واقعی می‌شوند که آینده بشریت را متحول می‌سازد.

نحوه کارکرد تفکر غیرمتعارف در حل مسائل پیچیده

تفکر غیرمتعارف یا خارج از چارچوب، اصلی‌ترین ابزار نوابغ حاشیه‌نشین برای حل مسائلی است که علم رسمی سال‌ها در حل آن‌ها ناتوان بوده است. این دانشمندان به جای دنبال کردن زنجیره‌های منطقی خطی، از روش‌های چندرشته‌ای استفاده می‌کنند و مفاهیم را از حوزه‌های کاملاً متفاوتی مانند هنر، فلسفه یا زیست‌شناسی وارد فیزیک و شیمی می‌کنند. این نوع نگاه به آن‌ها اجازه می‌دهد تا پدیده‌ها را از زاویه‌ای ببینند که دیگران هرگز به آن فکر نکرده‌اند.

بسیاری از این افراد ترجیح می‌دهند به جای آزمایشگاه‌های مدرن و پیشرفته، با مدل‌های ذهنی و آزمایش‌های ساده اما خلاقانه کار کنند. این محدودیت در منابع مالی و ابزاری، آن‌ها را مجبور به بهینه‌سازی حداکثری و یافتن راه‌حل‌های ساده و کارآمد می‌کند. در واقع، نداشتن تعصب به یک نظریه خاص علمی به آن‌ها این آزادی را می‌دهد که با شجاعت بیشتری فرضیه‌های تثبیت‌شده را به چالش بکشند و حقیقت را از میان ابهام بیرون بکشند.

نمونه تاریخی نیکولا تسلا و رویارویی با جریان غالب علمی

نیکولا تسلا (Nikola Tesla) نمونه بارز یک نابغه حاشیه‌نشین است که کل جهان مدرن را با سیستم جریان متناوب خود تغییر داد، اما در اواخر عمرش توسط جامعه علمی آن دوران به حاشیه رانده شد. او ایده‌هایی در مورد انتقال بی‌سیم انرژی داشت که در زمان خود خنده‌دار و غیرعلمی قلمداد می‌شدند، اما امروز پایه بسیاری از فناوری‌های مدرن قرار گرفته‌اند. تقابل او با توماس ادیسون که نماینده جریان اصلی و تجاری علم بود، نشان می‌دهد که چگونه نوآوری واقعی اغلب قربانی سیاست‌های مالی و آکادمیک می‌شود.

تسلا بدون داشتن وابستگی‌های دانشگاهی گسترده و صرفاً با تکیه بر نبوغ شخصی خود کار می‌کرد. او بسیاری از اختراعات خود را ابتدا در ذهن به طور کامل شبیه‌سازی و اجرا می‌کرد و سپس به مرحله ساخت می‌رساند. این شیوه کار غیرمعمول، به همراه پیش‌بینی‌های او درباره ارتباطات جهانی بی‌سیم، او را در نگاه معاصرانش به یک دانشمند دیوانه تبدیل کرد، در حالی که او دهه‌ها از زمانه خود جلوتر بود.

چگونگی بقای علمی در خارج از نهادهای دانشگاهی رسمی

بقاء به عنوان یک دانشمند مستقل در دنیای امروز بسیار سخت‌تر از گذشته شده است، زیرا هزینه‌های تحقیقات علمی سر به فلک کشیده است. با این حال، نوابغ حاشیه‌نشین با استفاده از روش‌های خلاقانه نظیر تامین مالی جمعی، کارگاه‌های خانگی و همکاری‌های آنلاین توانسته‌اند این موانع را دور بزنند. آن‌ها از پذیرش استانداردهای سخت‌گیرانه نگارش مقالات علمی سر باز می‌زنند و در عوض، نتایج کارهای خود را مستقیماً به صورت پروژه‌های عملی یا نرم‌افزارهای متن‌باز منتشر می‌کنند.

این دانشمندان یاد گرفته‌اند که چگونه از ابزارهای ارزان‌قیمت و در دسترس برای شبیه‌سازی‌های پیچیده استفاده کنند. برای مثال، ساخت یک آزمایشگاه زیست‌شناسی خانگی با ابزارهای بازیافتی و دست‌دوم امروزه بسیار متداول شده است. این استقلال مالی و ساختاری به آن‌ها اجازه می‌دهد بدون ترس از قطع بودجه پژوهشی یا از دست دادن شغل دانشگاهی خود، روی خطرناک‌ترین و هیجان‌انگیزترین فرضیه‌ها کار کنند.

روانشناسی نوابغ حاشیه‌نشین و انگیزه درونی بی‌حدومرز

روانشناسی این افراد تفاوت‌های فاحشی با دانشمندان معمولی دارد؛ آن‌ها انگیزه بسیار بالایی برای کشف حقیقت دارند که فراتر از کسب جایگاه اجتماعی یا جوایز علمی است. این افراد معمولاً تمرکز فکری عمیق و غیرعادی دارند که گاهی به انزوای اجتماعی کامل منجر می‌شود. برای آن‌ها، حل کردن یک مسئله مبهم علمی پاداشی به مراتب بزرگ‌تر از هر نوع تاییدیه بیرونی است که از دانشگاه‌ها دریافت کنند.

این ویژگی‌های شخصیتی باعث می‌شود که آن‌ها در برابر انتقادهای تند و طرد شدن‌های طولانی‌مدت مقاومت کنند. جایی که یک دانشمند دانشگاهی به دلیل ترس از آسیب به شهرت علمی خود از ادامه یک پژوهش جنجالی منصرف می‌شود، دانشمند حاشیه‌نشین با لجاجت و ایمان به کار خود ادامه می‌دهد. این سرسختی روان‌شناختی، موتور محرک اصلی آن‌ها در تاریک‌ترین لحظات مسیر علمی‌شان است.

تاثیر شگرف نظریه‌های مطرود در فیزیک کوانتوم

فیزیک کوانتوم در اوایل شکل‌گیری خود پر از دانشمندانی بود که به عنوان دیوانه یا یاغی شناخته می‌شدند. برای نمونه، فرضیه جهان‌های موازی یا درهم‌تنیدگی کوانتومی ابتدا با تمسخر شدید فیزیک‌دانان برجسته مواجه شد. دانشمندانی که روی این موضوعات کار می‌کردند، اغلب شغل‌های خود را از دست می‌دادند یا به کارهای اداری ساده تن می‌دادند تا بتوانند در زمان‌های آزاد خود به این محاسبات بپردازند.

اما با گذشت زمان و پیشرفت ابزارهای اندازه‌گیری، درستی بسیاری از این نظریه‌های طردشده به اثبات رسید. امروزه رایانه‌های کوانتومی و سیستم‌های رمزنگاری پیشرفته مستقیماً مدیون تلاش‌های همان دانشمندان حاشیه‌نشین هستند که حاضر نشدند تسلیم تفسیرهای رسمی و غالب فیزیک کلاسیک شوند. این نشان می‌دهد که حقیقت علمی راه خود را باز خواهد کرد، حتی اگر در ابتدا از سوی اکثریت مطلق جامعه علمی رد شود.

نقش سرمایه‌گذاری‌های خصوصی مستقل در حمایت از این دانشمندان

در سال‌های اخیر، برخی از کارآفرینان و سرمایه‌گذاران بخش خصوصی متوجه شده‌اند که نوآوری‌های جهشی معمولاً از دل دانشگاه‌های بزرگ بیرون نمی‌آیند. از این رو، صندوق‌های سرمایه‌گذاری ویژه‌ای برای حمایت از پروژه‌های پرخطر و غیرمتعارف ایجاد شده است. این نهادها بدون نیاز به تاییدیه‌های طولانی‌مدت دانشگاهی، بودجه‌های کلانی را در اختیار دانشمندان مستقل قرار می‌دهند تا فرضیه‌های عجیب خود را بیازمایند.

این نوع سرمایه‌گذاری آزادی عمل فوق‌العاده‌ای به دانشمندان می‌دهد و آن‌ها را از نوشتن مداوم پروپوزال‌های خسته‌کننده نجات می‌دهد. نتیجه این همکاری، تولد استارتاپ‌های فناوری عمیقی است که مستقیماً مرزهای تکنولوژی را در حوزه‌هایی مانند فضا، بیوتکنولوژی و انرژی‌های پاک جابه‌جا می‌کنند و ثابت می‌کنند که ترکیب نبوغ سرکش با سرمایه هوشمند می‌تواند معجزه کند.

چالش‌های سیستم ارزیابی همتا برای ایده‌های انقلابی

سیستم ارزیابی همتا (Peer Review) که به عنوان فیلتر اصلی مقالات علمی شناخته می‌شود، به شدت در برابر ایده‌های کاملاً نو مقاومت می‌کند. داوران این سیستم معمولاً دانشمندانی باسابقه هستند که اعتبار خود را مدیون نظریه‌های فعلی می‌دانند؛ بنابراین هرگونه ایده رادیکالی که فرضیات قدیمی آن‌ها را زیر سوال ببرد، به سادگی رد می‌شود. این موضوع باعث شده که بسیاری از کارهای انقلابی در مجلات رده پایین یا به صورت پیش‌نویس‌های اینترنتی منتشر شوند.

این ساختار محافظه‌کارانه مانع بزرگی برای توسعه علم است و دانشمندان را به سمت کارهای تکراری و بی‌خطر سوق می‌دهد. دانشمندان حاشیه‌نشین با آگاهی از این ضعف، اغلب این سیستم را دور می‌زنند و کارهای خود را مستقیماً در اختیار جامعه عمومی و متخصصان مستقل قرار می‌دهند. این کارزارها در نهایت منجر به تغییر دیدگاه عمومی و پذیرش تدریجی ایده‌ها در محافل دانشگاهی می‌شود.

مقایسه رویکرد ساختارشکن با دانشمندان درون‌سیستمی

تفاوت اساسی میان دانشمند ساختارشکن و دانشمند درون‌سیستمی در نحوه تعریف و مواجهه با شکست است. برای یک دانشمند دانشگاهی، شکست یک پروژه به معنای از دست رفتن بودجه و اعتبار است، لذا او ترجیح می‌دهد گام‌های بسیار کوچک و مطمئن بردارد. اما دانشمند سرکش شکست را به عنوان بخشی طبیعی و حتی ضروری از فرآیند کشف می‌بیند و ترسی از فروپاشی کل فرضیات خود ندارد.

این تفاوت رویکرد در کیفیت خروجی‌ها نیز مشخص است؛ دانشمندان درون‌سیستمی حجم عظیمی از مقالات با تغییرات جزئی تولید می‌کنند، در حالی که دانشمندان حاشیه‌نشین ممکن است سال‌ها مقاله‌ای منتشر نکنند، اما ناگهان با ارائه یک فرضیه جدید، کل زمین بازی را تغییر دهند. این تقابل نشان‌دهنده نیاز مبرم علم به هر دو گروه برای حفظ تعادل میان ثبات و جهش‌های نوآورانه است.

نقش اینترنت و منابع باز در احیای دانشمندان مستقل

اینترنت و پلتفرم‌های اشتراک‌گذاری کد و داده، ابزار قدرتمندی در دست نوابغ حاشیه‌نشین قرار داده‌اند. امروزه یک دانشمند در یک روستای دورافتاده می‌تواند به آخرین مقالات علمی و داده‌های خام تلسکوپ‌ها یا شتاب‌دهنده‌ها دسترسی داشته باشد. این دموکراتیزه شدن اطلاعات، انحصار دانشگاه‌های بزرگ را شکسته و به هر ذهن خلاقی اجازه می‌دهد در تحقیقات جهانی مشارکت کند.

علاوه بر این، شبکه‌های اجتماعی علمی بستری برای تشکیل تیم‌های تحقیقاتی مجازی فراهم کرده‌اند. دانشمندانی که در کشورهای مختلف به دلیل ایده‌های غیرمعمول خود منزوی شده‌اند، می‌توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، کدهای شبیه‌سازی را به اشتراک بگذارند و فرضیه‌های خود را به صورت گروهی توسعه دهند. این شبکه جهانی بدون مرز، کابوس سیستم‌های بروکراتیک سنتی است.

سوءبرداشت‌ها درباره دیوانگی نوابغ حاشیه‌نشین

یکی از سوءبرداشت‌های رایج این است که همه دانشمندان مستقل افرادی عجیب، روان‌پریش یا ضدعلم هستند. رسانه‌ها و سینما اغلب تصویر کاریکاتورگونه‌ای از این افراد ارائه می‌دهند که با واقعیت فاصله زیادی دارد. بیشتر این دانشمندان افرادی به شدت منطقی، دقیق و مسلط به متدولوژی علمی هستند، اما صرفاً با جزم‌اندیشی‌های حاکم بر دانشگاه‌ها مخالفت می‌کنند.

این برچسب زدن‌ها ابزاری برای به حاشیه راندن و بی‌اعتبار کردن ایده‌های نویی است که منافع مالی یا جایگاه علمی افراد پرنفوذ را تهدید می‌کند. شناخت دقیق مرز میان شبه‌علم و علم سرکش اهمیت زیادی دارد؛ دانشمندان حاشیه‌نشین فرضیه‌های خود را بر اساس شواهد و منطق ریاضی پیش می‌برند و آماده‌اند تا در صورت اثبات نادرستی فرضیه‌شان، آن را رها کنند.

آینده علم در جهان متکثر و بدون مرزهای دانشگاهی

با پیشرفت فناوری و هوش مصنوعی، نقش دانشمندان حاشیه‌نشین در آینده پررنگ‌تر خواهد شد. هوش مصنوعی می‌تواند به عنوان یک دستیار پژوهشی ارزان‌قیمت، کارهای سنگین آزمایشگاهی و محاسباتی را برای دانشمندان مستقل انجام دهد و نیاز آن‌ها را به آزمایشگاه‌های بزرگ مرتفع سازد. این تحول، سرعت نوآوری‌های غیرمنتظره را چند برابر خواهد کرد.

در نهایت، علم به سمتی پیش می‌رود که در آن مدارک دانشگاهی و وابستگی‌های نهادی اهمیت خود را از دست می‌دهند و ارزش کارها بر اساس کارآمدی و درستی نتایج سنجیده می‌شود. این جهان متکثر علمی، فضای مناسبی را برای شکوفایی نوابغ حاشیه‌نشین فراهم خواهد کرد تا بدون ترس از سانسور علمی، به کشف اسرار جهان بپردازند و تمدن بشری را به قله‌های جدیدی برسانند.

جمع‌بندی نهایی

نوابغ حاشیه‌نشین و دانشمندان مستقل، نیروی محرکه پنهان در پشت صحنه پیشرفت‌های بزرگ علمی هستند. آن‌ها با عبور از دیوارهای بلند بروکراسی آکادمیک و به چالش کشیدن فرضیات قدیمی، مانع جزم‌گرایی علمی می‌شوند. در حالی که سیستم سنتی دانشگاهی تمایل به محافظه‌کاری دارد، این ذهن‌های جسور با پذیرش خطرات بزرگ، پارادایم‌های جدیدی را خلق می‌کنند. برای تضمین پویایی و سرعت رشد علم در آینده، ایجاد سازوکارهای مالی و پلتفرم‌های ارتباطی مستقل برای حمایت از این دانشمندان یاغی ضروری است؛ زیرا همواره بزرگ‌ترین پاسخ‌ها از نامنتظره‌ترین ذهن‌ها بیرون می‌آیند.

سوالات متداول

۱. تفاوت اصلی میان دانشمند حاشیه‌نشین و مروج شبه‌علم چیست؟
دانشمندان حاشیه‌نشین از روش علمی، ریاضیات دقیق و شواهد تجربی برای اثبات فرضیه‌های خود استفاده می‌کنند. مروجان شبه‌علم معمولاً از آزمون‌پذیری فرار کرده و ادعاهای خود را بر پایه مغالطات بنا می‌کنند. دانشمندان مستقل با منطق علمی پیش می‌روند اما چارچوب‌های اداری و جزمیت‌های دانشگاهی را به رسمیت نمی‌شناسند. در نتیجه، تفاوت اصلی در متعهد بودن به حقیقت تجربی و روش‌شناسی دقیق علمی است.
۲. چرا دانشگاه‌ها معمولاً با ایده‌های این دانشمندان مخالفت می‌کنند؟
دانشگاه‌ها برای بقای مالی خود به بودجه‌های دولتی و شرکتی وابسته هستند که به پروژه‌های کم‌خطر تعلق می‌گیرد. ایده‌های رادیکال ممکن است اعتبار علمی اساتید باسابقه و نظریه‌های تثبیت‌شده آن‌ها را به خطر بیندازند. سیستم ارزیابی همتا نیز به طور طبیعی تمایل به حفظ وضعیت موجود و جلوگیری از تغییرات ناگهانی دارد. به همین دلیل، نوآوری‌های انقلابی اغلب از بیرون سیستم دانشگاهی آغاز می‌شوند.
۳. آیا هوش مصنوعی می‌تواند به دانشمندان مستقل در تحقیقات کمک کند؟
بله، هوش مصنوعی انقلابی در دسترسی دانشمندان مستقل به ابزارهای تحلیل داده ایجاد کرده است. این فناوری می‌تواند شبیه‌سازی‌های پیچیده فیزیکی و دارویی را با هزینه‌ای بسیار ناچیز انجام دهد. با کمک ابزارهای پردازش زبان طبیعی، مرور هزاران مقاله علمی در چند دقیقه ممکن می‌شود. این ابزارها وابستگی به تجهیزات گران‌قیمت آزمایشگاهی را به شدت کاهش می‌دهند.
۴. چگونه می‌توان از دانشمندان ساختارشکن حمایت مالی کرد؟
پلتفرم‌های تامین مالی جمعی علمی یکی از راه‌های مستقیم کمک به این پروژه‌ها هستند. برخی از کارآفرینان بزرگ نیز بنیادهای خیریه‌ای برای اعطای گرنت‌های بدون قید و شرط تاسیس کرده‌اند. سرمایه‌گذاران خطرپذیر نیز روی ایده‌های بسیار پرخطر اما تحول‌آفرین سرمایه‌گذاری می‌کنند. این روش‌ها به دانشمندان اجازه می‌دهد بدون نیاز به تاییدیه‌های دانشگاهی کار خود را پیش ببرند.
۵. آیا در تاریخ ایران نیز نمونه‌هایی از دانشمندان حاشیه‌نشین وجود دارد؟
در تاریخ تمدن اسلامی و ایرانی، دانشمندانی مانند رازی به دلیل عقاید و روش‌های تجربی خود مورد غضب قرار گرفتند. آن‌ها فراتر از متون ترجمه‌شده یونانی قدم برداشتند و به آزمایش‌های تجربی مستقل روی آوردند. این رویکرد تجربی و مستقل در زمان خود نوعی یاغی‌گری علمی در برابر طب سنتی و فلسفه غالب محسوب می‌شد. با این حال، دستاوردهای تجربی آن‌ها پایه‌گذار شیمی و پزشکی نوین شد.
۶. چگونه اینترنت به رشد دانشمندان مستقل کمک کرده است؟
اینترنت دسترسی آزاد به مقالات علمی، پایگاه‌های داده و ابزارهای کدنویسی را میسر کرده است. پلتفرم‌هایی مانند گیت‌هاب اجازه می‌دهند کارهای شبیه‌سازی به سرعت با جهان به اشتراک گذاشته شوند. شبکه‌های اجتماعی علمی نیز به دانشمندان منزوی اجازه می‌دهند تا تیم‌های تحقیقاتی مجازی تشکیل دهند. این ابزارها انحصار اطلاعاتی را که پیش‌تر در اختیار دانشگاه‌های بزرگ بود از بین برده‌اند.
۷. بزرگ‌ترین خطر در مسیر کارهای دانشمندان حاشیه‌نشین چیست؟
بزرگ‌ترین خطر، انزوای فکری کامل و از دست دادن توانایی خوداصلاحی علمی است. بدون بازخورد مستمر از دیگر متخصصان، احتمال سقوط به دام توهمات علمی یا محاسبات غلط افزایش می‌یابد. همچنین نبود منابع مالی پایدار ممکن است آن‌ها را مجبور به رها کردن پروژه‌های نیمه‌کاره کند. از این رو، حفظ ارتباط با استانداردهای علمی در حین حفظ استقلال فکری ضروری است.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

20 دیدگاه

  1. آقای p – ۱۰ شما بیان داشته اید که : الکی سابقه این آدم موفق رو با ایرانی بودنش خراب نکنین!
    این آقا اگه ایران بود ، عمرا” به موفقیت الانش نمی رسید!
    کسی ایرانیه که تو ایران زندگی کنه!
    نه کسی که از اول بچگیش اصلا” ایران نبوده!

    به نظر خودت نباید براین براین گژ اندیشی تاسف خورد ؟ دوست عزیز ملیت را نمی توان پناهن نمود .

  2. الکی سابقه این آدم موفق رو با ایرانی بودنش خراب نکنین!
    این آقا اگه ایران بود ، عمرا” به موفقیت الانش نمی رسید!
    کسی ایرانیه که تو ایران زندگی کنه!
    نه کسی که از اول بچگیش اصلا” ایران نبوده!

  3. سلام

    اگر اشتباه نکنم من شروین پیشه ور را حدود سال 80 در انجمن انفورماتیک ملاقات کردم و قراربود با هم یک پروژه برای اجرا روی موبایل اجرا کنیم. ایشون یک شرکت هم در ایران دارند به اسم دریا کامپیوتر و پروژه WEBOS که راه اندازی کرده بودند درسته که در زمان خودش شکست خورد اما بسیار پروژه جالبی بود و مشکلش این بود که جلوتر از زمان پیش می رفتند.

    1. شروین پیشه وری نوه عمه منه حدودا در سال 80 همراه مادرش به ایران آمده بود و دختر عمه من واقعا برای تربیت فرزندانش زحمت زیادی کشیده دستس درد نکنه

  4. با سلام

    مطلب خوبی بود ( به خوصوص من به شدت طرف دار مطالب این چنینی ( استیو جابز و این ) در کل انسان های موفق ام
    ولی چندین بار از واژه استارت‌آپ توی متن استفاده کردی که من نتونستم معادل آن را یا یه تصویری از آن را توی ذهنم شبیه سازی کنم

    1. سرویس‌های ابتکاری و غالبا وب 2.0‌ای اینترنتی که ایده جالبی دارن و تازه کارشون را شروع کرده‌ان. البته در مفهوم عام، استارت‌آپ اصلا محدود به شرکت‌های اینترنتی نیست، هر شرکت و سرویسی که تازه کارش را با ایده بکری شروع کرده باشه، اصطلاحا بهش می‌گن استارت‌آپ. البته شما با جستجو در اینترنت می‌تونین تعریف‌های دقیق‌تری را هم ملاحظه کنین.

  5. من اولش با خوندن این مقاله خوشحال شدم .
    ولی وقتی توی سایت این آقا رفتم وضع فرق کرد .
    توی صفحه ی بیوگرافی همون اول عکسش با اوباما بود و بعد هم خیلی برام جالب بود که هیچ اسمی از ایران بودن این آقا (توی سایت خودش ) برده نشده بود !
    یعنی ایرانی بودن ننگ است !
    این که با اوباما عکس گرفته یا نه مهم نیست ، تازه دمش هم گرم که تونسته به همچنین جایی برسه ولی این که هویت اصلی و زادگاه خودش رو به کل فراموش کرده یک چیز دیگست !
    کم نیستند امثال دکتر حسابی و …

  6. هیچوقت نمیتونم قبول کنم که به خاطر اینکه شخصی‌ ایرانی در کشوری دیگر به موفقیّت دست پیدا کرده پس من هم باید به اینکه ایرانی‌ هستم افتخار کنم یا افتخاراتی از این دست!!!
    زحمت کشیده و از امکاناتی که به طور مساوی برای همه در اختیار بوده استفاده کرده و موفق شده، بعد من اینجا به ایرانی‌ بودن خودم افتخار می‌کنم؟!!!

  7. از اینکه ایرانی ها ذاتاً با استعداد اند شکی نیست همین الان اداره ثبت اختراعات یک سری بزنید میبینید چه کشفیات جالبی وجود داره که فقط تنها مصرفش نگداری اونا تو بایگانی و هیچ

  8. واقعا بعد از خوندن این پست حس خوبی بهم دست داد. اعتماد به نفس یکی از مواردیه که ما به خاطر شرایط حاضر در خودمون به میزان کمی سراغ داریم. صد تا سرود وطن وطن هم پخش کنن افاقه نمیکنه(راهکارهای ساده انگارانه ی سیما) . مولفه های خود باوری ما ایرانیها در معادنی وجود داره که مدتهاست در ایران ریزش کرده!! و در اعماقی بیش از700 متر در زیر لایه های بی فرهنگی های موجود مدفون شده و چشم انتظار اینه که روزی تونلی زده بشه و نجات پیدا کنه.با خوندن این پست، نوری سفید هر چند کمرنگ و باریک به عمق افکارم می تابه و خودباوریموامیدوار می کنه! متشکرم

  9. سلامت باشن. اما جناب مجیدی شماهم یه جورایی مثل ایشون هستین و برای این 20000 هزار فیدخوان و شاید چند ده هزار خواننده غیر فیدخوان حکم یک معلم رو دارید یک معلمی که دنیای دیگران رو برای ماها ترجمه و تعریف می کنه ماها از اینکه شمارو داریم خوشحالیم و راضی، الهی همیشه سلامت باشین و یک پزشک همیشه محتوای پرباری چون اکنون داشته باشه.

  10. جالب بود
    ممنون
    راستی چند وقتیه تعداد نظرات پائین اومده ، یا مطالب شما زیادتر از قبل شده یا خواننده ها حال نظر دادن رو ندارند!
    در هر صورت من هر روز اینترنت رو با سایت شما شروع می کنم و بخاطر این مطالب پرمحتوا سپاسپگذار شما هستم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]