تاریخچه سیستم‌عامل مک اواس؛ چگونه پروژه ناموفق کپلر و NeXTSTEP استیو جابز، تبدیل به نجات‌دهنده سیستم‌عامل‌های اپل شد؟

در اواسط دهه نود میلادی شرکت اپل در آستانه ورشکستگی کامل قرار داشت و سیستم‌عامل کلاسیک آن دیگر توان رقابت با ویندوز ۹۵ مایکروسافت را نداشت. سیستم‌عامل مک اواس قدیمی فاقد ویژگی‌های مدرنی مانند چندوظیفگی پیشگیرانه (Preemptive Multitasking) و حفاظت از حافظه بود که باعث می‌شد با کرش کردن یک نرم‌افزار کل سیستم قفل کند. در چنین شرایط بحرانی بود که مدیران اپل دریافتند ساخت یک سیستم‌عامل جدید از پایه فراتر از توان فنی آن‌هاست و باید به دنبال خرید یک پلتفرم آماده بیرونی باشند. این جستجو در نهایت آن‌ها را به سمت شرکتی هدایت کرد که بنیان‌گذار اخراج‌شده خودشان یعنی استیو جابز (Steve Jobs) آن را تاسیس کرده بود.

در این مقاله می‌خواهیم بررسی کنیم که چگونه پروژه ناموفق کپلر و خرید نهایی سیستم‌عامل انقلابی نکس‌استپ (NeXTSTEP) نه تنها اپل را از سقوط نجات داد بلکه پایه و اساس مک اواس مدرن امروزی را بنا نهاد. بررسی خواهیم کرد که چه ویژگی‌های فنی خاصی در این پلتفرم وجود داشت که مهندسان اپل را شیفته خود کرد و چگونه کدهای نوشته شده در دهه هشتاد میلادی هنوز در تاروپود دستگاه‌های سال ۲۰۲۶ جریان دارند. آیا واقعا خرید شرکت نکس یک معامله تجاری ساده بود یا یک نقشه هوشمندانه از سوی جابز برای بازپس‌گیری پادشاهی از دست رفته‌اش در کوپرتینو؟ در ادامه این حماسه تکنولوژیک را با هم مرور می‌کنیم.

فهرست مطالب

۱. بحران عمیق سیستم‌عامل کلاسیک اپل در دهه نود میلادی

سیستم‌عامل مک اواس کلاسیک که در سال ۱۹۸۴ به همراه کامپیوتر انقلابی مکینتاش معرفی شد برای زمان خود یک شاهکار به حساب می‌آمد زیرا استفاده از رابط کاربری گرافیکی را برای عموم مردم ممکن کرد. اما با آغاز دهه نود میلادی معماری این سیستم‌عامل به شدت قدیمی شده بود و توانایی پشتیبانی از سخت‌افزارهای جدید و نیازهای کاربران حرفه‌ای را نداشت. فقدان قابلیت‌های حیاتی مانند چندوظیفگی پیشگیرانه باعث می‌شد که اگر یک برنامه مانند مرورگر وب در حال دانلود فایل قفل می‌کرد کل سیستم‌عامل از کار بیفتد و کاربر چاره‌ای جز ری‌استارت فیزیکی کامپیوتر نداشته باشد. این عدم پایداری شدید ضربه بزرگی به اعتبار اپل در میان طراحان و مهندسان زد.

علاوه بر این نبود مدیریت پیشرفته حافظه به این معنی بود که برنامه‌ها می‌توانستند به فضای آدرس‌دهی یکدیگر دست‌اندازی کنند که این امر امنیت سیستم را به شدت به خطر می‌انداخت. مدیران وقت اپل متوجه شده بودند که بازسازی این ساختار قدیمی مانند تعمیر خانه‌ای کلنگی است که هر لحظه امکان فروپاشی آن وجود دارد. آن‌ها برای نجات بازار خود نیاز به یک جهش تکنولوژیک بزرگ داشتند اما تیم‌های داخلی توسعه نرم‌افزار در اپل به دلیل ساختارهای بوروکراتیک و مدیریت ضعیف قادر به ارائه یک راهکار عملی و سریع در کوتاه‌مدت نبودند.

۲. پروژه ناکام کپلر و بن‌بست‌های مهندسی نرم‌افزار در کوپرتینو

اپل برای خروج از بن‌بست سیستم‌عامل قدیمی خود چندین پروژه بزرگ و پرهزینه را آغاز کرد که مهم‌ترین آن‌ها با نام‌های رم‌ام‌سی (Rhapsody) و کپلر (Copland) شناخته می‌شدند. پروژه کپلر قرار بود یک بازنویسی کامل از مک اواس باشد که تمام ویژگی‌های مدرن سیستم‌عامل‌های امروزی را در خود جای دهد و پایداری فوق‌العاده‌ای را به ارمغان آورد. هزاران مهندس نرم‌افزار به مدت چندین سال روی این پروژه کار کردند و میلیون‌ها دلار بودجه شرکت صرف آن شد اما به دلیل ناهماهنگی تیم‌ها و تغییر مداوم اهداف پروژه این سیستم‌عامل هرگز به پایداری لازم برای عرضه عمومی نرسید.

شکست پروژه کپلر در سال ۱۹۹۶ ضربه نهایی را به ساختار فنی اپل وارد کرد و مدیرعامل وقت شرکت گیل آملیو (Gil Amelio) به این نتیجه رسید که ادامه کار روی پروژه‌های داخلی بی‌فایده است. اپل در موقعیتی قرار گرفته بود که بقای آن به طور مستقیم به پیدا کردن یک سیستم‌عامل مدرن در خارج از مرزهای شرکت بستگی داشت. این شکست بزرگ نشان داد که حتی با وجود داشتن منابع مالی فراوان بدون یک معماری منسجم و رهبری فنی قوی نمی‌توان یک پلتفرم نرم‌افزاری مدرن و پایدار را در مقیاس بزرگ به ثمر رساند.

۳. تولد شرکت نکس و فلسفه طراحی پلتفرم نکس‌استپ

پس از اینکه استیو جابز در سال ۱۹۸۵ در پی یک جنگ قدرت داخلی از اپل اخراج شد شرکت جدیدی را به نام نکس (NeXT) تاسیس کرد تا کامپیوترهای فوق‌پیشرفته‌ای برای دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی بسازد. اگرچه سخت‌افزارهای گران‌قیمت نکس فروش بالایی در بازار نداشتند اما نرم‌افزار و سیستم‌عامل اختصاصی آن‌ها با نام نکس‌استپ یک شاهکار مهندسی بی‌نظیر بود. نکس‌استپ بر پایه هسته یونیکس (Unix) توسعه یافته بود و از زبان برنامه‌نویسی شیءگرای آبجکتیو-سی (Objective-C) استفاده می‌کرد که در آن زمان یک رویکرد بسیار آینده‌نگرانه به شمار می‌رفت.

مهندسان نکس پلتفرمی را خلق کرده بودند که نه‌تنها از پایداری افسانه‌ای یونیکس بهره می‌برد بلکه ابزارهای توسعه نرم‌افزار فوق‌العاده ساده‌ای داشت که سرعت برنامه‌نویسی را چندین برابر می‌کرد. این سیستم‌عامل به قدری پیشرفته بود که تیم برنرز لی از آن برای نوشتن اولین مرورگر وب جهان در آزمایشگاه سرن استفاده کرد. فلسفه طراحی نکس‌استپ بر پایه ماژولار بودن قطعات کد و سهولت تعامل با سخت‌افزار استوار بود که در نهایت توجه کل صنعت نرم‌افزار را به خود جلب کرد.

۴. خرید تاریخی نکس و بازگشت دراماتیک استیو جابز

در اواخر سال ۱۹۹۶ شرکت اپل پس از بررسی گزینه‌های مختلف از جمله سیستم‌عامل بی‌اواس (BeOS) در نهایت تصمیم گرفت شرکت نکس را به مبلغ ۴۲۹ میلیون دلار خریداری کند. این معامله بزرگ نه‌تنها سیستم‌عامل مدرن نکس‌استپ را در اختیار اپل قرار داد بلکه استیو جابز را به عنوان مشاور به خانه قدیمی‌اش بازگرداند. جابز با کاریزمای بی‌نظیر خود به سرعت کنترل امور را در دست گرفت و گیل آملیو را از سمت مدیرعاملی کنار زد تا دوره جدیدی از فرمانروایی خود را در اپل آغاز کند.

خرید نکس در واقع خرید آینده نرم‌افزاری اپل بود زیرا سیستم‌عامل نکس‌استپ به شالوده اصلی نسخه بعدی مک اواس یعنی مک اواس ایکس (Mac OS X) تبدیل شد. این ادغام تاریخی نشان داد که چگونه یک پروژه سخت‌افزاری ناموفق تجاری می‌تواند به لطف مهندسی نرم‌افزار فوق‌العاده‌اش به ناجی یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های جهان تبدیل شود. بازگشت جابز نقطه عطفی در تاریخ فناوری بود که مسیر توسعه دستگاه‌های دیجیتال شخصی را برای همیشه تغییر داد.

۵. معماری شیءگرا و انقلاب در سرعت توسعه برنامه‌ها

یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های نکس‌استپ نسبت به تمام رقبای هم‌دوره خود استفاده عمیق از مفاهیم برنامه‌نویسی شیءگرا (Object-Oriented Programming) بود. در این سیستم‌عامل برنامه‌نویسان مجبور نبودند برای ساخت یک پنجره ساده یا دکمه در رابط کاربری صدها خط کد تکراری بنویسند زیرا همه چیز به صورت کیت‌های آماده در دسترس بود. ابزار نرم‌افزاری اینترفیس بیلدر (Interface Builder) به توسعه‌دهندگان اجازه می‌داد تا با کشیدن و رها کردن عناصر گرافیکی برنامه‌های خود را در چند ساعت طراحی کنند.

این سرعت بالای توسعه نرم‌افزار به اپل کمک کرد تا پس از انتقال به سیستم‌عامل جدید جامعه برنامه‌نویسان ناامید خود را دوباره فعال کند. سیستم شیءگرای آبجکتیو-سی که توسط نکس به کمال رسیده بود به توسعه‌دهندگان اجازه می‌داد تا کدهایی با خوانایی بالا و قابلیت استفاده مجدد بنویسند. این معماری پیشرفته به قدری منعطف و کارآمد بود که پایه‌های توسعه اپلیکیشن برای سال‌های متمادی در اکوسیستم اپل را شکل داد.

۶. ورود هسته ماک و ترکیب آن با کدهای بی‌اس‌دی

در قلب سیستم‌عامل نکس‌استپ و مک اواس ایکس بعدی هسته‌ای به نام ماک (Mach) قرار داشت که به عنوان یک ریزهسته (Microkernel) مدرن طراحی شده بود. این هسته با لایه‌هایی از سیستم‌عامل توزیع نرم‌افزار برکلی یا همان بی‌اس‌دی (BSD) ترکیب شد تا یک پلتفرم پایدار ایمن و سازگار با استانداردهای پوزیکس ایجاد شود. این ساختار ترکیبی به سیستم‌عامل اجازه می‌داد تا منابع سخت‌افزاری مانند پردازنده و حافظه را به صورت کاملا بهینه و بدون تداخل میان برنامه‌ها مدیریت کند.

به لطف این هسته قدرتمند سیستم‌عامل جدید اپل توانست به پایداری بی‌نظیری دست یابد که کاربران مکینتاش‌های قدیمی حتی تصورش را هم نمی‌کردند. این زیرساخت مستحکم یونیکسی به توسعه‌دهندگان حرفه‌ای و دانشمندان اجازه داد تا از مک به عنوان یک ایستگاه کاری قدرتمند استفاده کنند. ترکیب ماک و بی‌اس‌دی نشان داد که چگونه می‌توان پایداری سیستم‌های سرور بزرگ را به دنیای کامپیوترهای شخصی مصرف‌کننده آورد.

۷. پروژه راپسودی و مسیر دشوار تبدیل نکس‌استپ به سیستم‌عامل جدید مک

پس از خرید نکس مهندسان اپل با چالش بزرگی روبرو شدند که چگونه سیستم‌عامل نکس‌استپ را به مک اواس ایکس تبدیل کنند بدون اینکه برنامه‌های قدیمی مک از کار بیفتند. اولین تلاش در این مسیر پروژه راپسودی (Rhapsody) بود که در واقع نسخه‌ای از نکس‌استپ با ظاهر مکینتاش کلاسیک به شمار می‌رفت اما توسعه‌دهندگان بزرگ مانند ادوبی و مایکروسافت تمایلی به بازنویسی کامل برنامه‌های خود برای این سیستم جدید نداشتند. اپل برای حل این مشکل مجبور شد استراتژی خود را تغییر دهد و لایه‌ای به نام کربن (Carbon) را معرفی کند.

لایه کربن به برنامه‌نویسان اجازه می‌داد تا با ایجاد تغییرات جزئی در کدهای قدیمی خود آن‌ها را روی سیستم‌عامل جدید اجرا کنند در حالی که لایه کاکائو (Cocoa) مخصوص برنامه‌های جدید بر پایه کدهای نکس‌استپ بود. این تدبیر هوشمندانه مانع از خروج نرم‌افزارهای حیاتی از اکوسیستم اپل شد و فرآیند انتقال را بسیار روان‌تر کرد. راپسودی اگرچه به عنوان یک محصول نهایی عرضه نشد اما پل ارتباطی حیاتی میان گذشته تاریک و آینده روشن سیستم‌عامل‌های اپل بود.

۸. معرفی رابط کاربری آکوا و دگرگونی در طراحی بصری

استیو جابز به خوبی می‌دانست که یک سیستم‌عامل قدرتمند بدون یک ظاهر جذاب و خیره‌کننده نمی‌تواند کاربران عادی را به خود جذب کند. به همین دلیل در سال ۲۰۰۰ اپل از رابط کاربری جدیدی به نام آکوا (Aqua) رونمایی کرد که با دکمه‌های ژله‌ای افکت‌های سایه‌دار و انیمیشن‌های روان کل صنعت نرم‌افزار را شگفت‌زده کرد. جابز در توصیف این رابط کاربری گفت که طراحی دکمه‌ها به قدری زیباست که می‌خواهید آن‌ها را لیس بزنید.

رابط کاربری آکوا از موتور گرافیکی جدیدی به نام کوارتز (Quartz) استفاده می‌کرد که بر پایه فرمت پی‌دی‌اف (PDF) توسعه یافته بود و رندر تصاویر دو بعدی را با کیفیت بی‌نظیری انجام می‌داد. این تحول بصری نه‌تنها مک اواس ایکس را از ظاهر خاکستری و خسته‌کننده ویندوز مایکروسافت متمایز کرد بلکه استانداردهای جدیدی را برای طراحی واسط‌های کاربری در کل دنیا تعریف نمود. طراحی آکوا نشان‌دهنده تعهد همیشگی اپل به تلفیق هنر و فناوری در بالاترین سطح ممکن بود.

۹. میراث زنده نکس در سیستم‌عامل‌های آی‌او‌اس و واچ‌او‌اس

وقتی در سال ۲۰۰۷ استیو جابز آیفون را معرفی کرد اعلام نمود که این دستگاه از نسخه تغییر یافته مک اواس استفاده می‌کند. این ادعا به این معنی بود که هسته یونیکس و فریم‌ورک‌های توسعه نرم‌افزار نکس‌استپ اکنون در جیب کاربران قرار گرفته‌اند. امروزه وقتی برنامه‌نویسان برای آیفون یا اپل واچ کدنویسی می‌کنند همچنان با کلاس‌های پیشوندی چون NS در کیت‌های توسعه نرم‌افزار سر و کار دارند که مخفف کلمه NeXTSTEP است.

این دوام طولانی‌مدت کدها نشان‌دهنده نبوغ مهندسانی است که در دهه هشتاد میلادی این فریم‌ورک‌ها را طراحی کردند. سیستم‌عامل‌های مدرن اپل از تلویزیون‌های هوشمند گرفته تا هدست‌های واقعیت مجازی همگی بر روی همان ستون فقرات یونیکسی نکس‌استپ بنا شده‌اند. این میراث زنده به اپل اجازه داده است تا با کمترین هزینه نرم‌افزارهای خود را در پلتفرم‌های سخت‌افزاری گوناگون یکپارچه کند.

۱۰. مقایسه فنی سیستم‌عامل نکس‌استپ با ویندوز ان‌تی و بی‌اواس

در اواخر دهه نود سیستم‌عامل‌های متعددی برای تصاحب آینده کامپیوترهای شخصی تلاش می‌کردند که در این میان ویندوز ان‌تی (Windows NT) و بی‌اواس جدی‌ترین رقبای نکس‌استپ بودند. ویندوز ان‌تی پایداری بالا و سازگاری خوبی با سخت‌افزارهای مختلف داشت اما فاقد ابزارهای توسعه شیءگرای پیشرفته نکس‌استپ بود و برنامه‌نویسی برای آن بسیار پیچیده‌تر انجام می‌گرفت. سیستم‌عامل بی‌اواس نیز در زمینه پردازش رسانه‌ای و مالتی‌مدیا فوق‌العاده سریع بود اما به دلیل نداشتن برنامه‌های کاربردی زیاد نتوانست سهم بازار مناسبی کسب کند.

نکس‌استپ با تلفیق پایداری یونیکس و سادگی برنامه‌نویسی شیءگرا تعادل بهتری را برقرار کرد که در نهایت آن را به گزینه‌ای ایده‌آل برای اپل تبدیل ساخت. اگرچه بی‌اواس شانس زیادی برای خریداری شدن توسط اپل داشت اما زیاده‌خواهی‌های مالی مدیران آن مسیر تاریخ را به سمت نکس تغییر داد. این مقایسه نشان می‌دهد که چگونه مسائل تجاری و انتخاب‌های فنی در کنار هم سرنوشت غول‌های فناوری را رقم می‌زنند.

۱۱. درس‌های مدیریتی از اشتباهات استراتژیک اپل در توسعه سیستم‌عامل

بحران سیستم‌عامل اپل در دهه نود یک مورد مطالعاتی برجسته در دانشکده‌های مدیریت جهان برای بررسی شکست پروژه‌های بزرگ نرم‌افزاری است. مهندسان کپلر تلاش می‌کردند تا بیش از حد نیاز ویژگی‌های جدید را به صورت هم‌زمان پیاده‌سازی کنند که این امر منجر به ایجاد کدهای شلوغ و غیرقابل مدیریت شد. نبود یک رهبر فنی مقتدر که بتواند جلوی زیاده‌خواهی‌های طراحان را بگیرد و پروژه را به سمت یک هدف مشخص هدایت کند عامل اصلی شکست بود.

خرید شرکت نکس نشان داد که گاهی اوقات پذیرش شکست داخلی و خرید فناوری‌های بیرونی بهترین تصمیم استراتژیک برای یک سازمان در حال سقوط است. استیو جابز با ورود دوباره خود ساختار تیم‌های مهندسی را ساده کرد و تمرکز شرکت را بر روی چند پروژه کلیدی و حیاتی گذاشت. این تجربه تاریخی به مدیران امروزی می‌آموزد که کیفیت مدیریت عملیات و انضباط مهندسی از تعداد کدهای نوشته شده اهمیت بسیار بیشتری دارد.

۱۲. جایگاه مک اواس در سال ۲۰۲۶ و پیوند با معماری تراشه‌های نوین

امروز در سال ۲۰۲۶ سیستم‌عامل مک اواس در یکی از پایدارترین دوران‌های خود به سر می‌برد که بخش زیادی از آن به دلیل هماهنگی کامل نرم‌افزار با تراشه‌های اختصاصی اپل سیلیکون (Apple Silicon) است. هسته یونیکسی که میراث‌دار مستقیم نکس‌استپ است اکنون با شتاب‌دهنده‌های هوش مصنوعی و پردازنده‌های گرافیکی مجتمع اپل به شکلی شگفت‌انگیز هماهنگ شده است. این هماهنگی عمیق سخت‌افزار و نرم‌افزار مصرف انرژی را به شدت کاهش داده و قدرت پردازش کارهای سنگین را به حداکثر رسانده است.

تحولات نرم‌افزاری دهه‌های گذشته نشان داد که سرمایه‌گذاری روی یک معماری مستحکم و آینده‌نگرانه چگونه می‌تواند در طول زمان ارزش خود را حفظ کند. سیستم‌عامل مک اواس ۲۰۲۶ با وجود تغییرات ظاهری فراوان و اضافه شدن قابلیت‌های هوش مصنوعی پیشرفته همچنان هویت یونیکسی خود را حفظ کرده است. این تداوم معماری گواهی بر درستی تصمیمی است که مدیران اپل در سال ۱۹۹۶ برای خرید پلتفرم نکس اتخاذ کردند.

جمع‌بندی نهایی

سقوط آزاد اپل در دهه نود میلادی با شکست پروژه‌های نرم‌افزاری داخلی مانند کپلر همراه بود اما خرید استراتژیک شرکت نکس ورق را برای این کمپانی برگرداند. سیستم‌عامل نکس‌استپ با برخورداری از معماری شیءگرا و هسته پایدار یونیکس شالوده سیستم‌عامل مک اواس ایکس را تشکیل داد و استیو جابز را دوباره به صندلی قدرت رساند. امروز این کدهای تاریخی در قلب میلیاردها دستگاه هوشمند اپل می‌تپند و نشان می‌دهند که چگونه یک تصمیم جسورانه برای خرید یک پلتفرم خارجی توانست مسیر تاریخ فناوری را تغییر دهد.

سوالات متداول

۱. چرا پروژه سیستم‌عامل کپلر در اپل شکست خورد؟
این پروژه به دلیل تغییرات مداوم اهداف طراحی و عدم هماهنگی مهندسان دچار آشفتگی ساختاری شد. تیم‌ها تلاش می‌کردند ویژگی‌های بسیار زیادی را بدون یک هسته پایدار پیاده‌سازی کنند. این رویکرد غیرمنسجم حجم کدهای نامفهوم را افزایش داد و کارایی نهایی را به صفر رساند. در نهایت پروژه به علت هزینه‌های بالا و خروجی ناپایدار به طور کامل لغو شد.
۲. سیستم‌عامل نکس‌استپ چه تفاوت بزرگی با سیستم‌های هم‌دوره خود داشت؟
این سیستم‌عامل بر پایه برنامه‌نویسی شیءگرای آبجکتیو-سی و هسته پایدار یونیکس بنا شده بود. ابزارهای توسعه گرافیکی آن به برنامه‌نویسان امکان می‌داد در کوتاه‌ترین زمان نرم‌افزارهای خود را بسازند. پایداری بالا در اجرای هم‌زمان برنامه‌ها از دیگر ویژگی‌های بارز این پلتفرم پیشرفته بود. این معماری نوین بعدها اساس سیستم‌عامل‌های مدرن اپل را تشکیل داد.
۳. پسوند کلاس‌های NS در برنامه‌نویسی محصولات اپل به چه معناست؟
این حروف مخفف کلمه NeXTSTEP هستند که نام سیستم‌عامل قدیمی استیو جابز است. اپل پس از خرید نکس فریم‌ورک‌های آن را بدون تغییر نام پایه‌ای حفظ نمود. توسعه‌دهندگان امروزی آیفون و مک همچنان به طور روزانه از این کلاس‌های پیش‌فرض استفاده می‌کنند. این موضوع نشان‌دهنده بقای کدهای مهندسی چهل سال پیش در محصولات امروزی است.
۴. چرا اپل به جای سیستم‌عامل BeOS پلتفرم NeXTSTEP را خرید؟
سازنده سیستم‌عامل BeOS قیمت بسیار بالایی را برای فروش پلتفرم خود به اپل پیشنهاد داد. از سوی دیگر استیو جابز با قدرت مذاکره بالا توانست مزایای نکس را اثبات کند. سیستم‌عامل نکس با داشتن معماری همه‌جانبه‌تر گزینه مناسب‌تری برای بازسازی مک اواس بود. این انتخاب مسیر بازگشت دوباره جابز به مدیریت ارشد اپل را هموار کرد.
۵. لایه انتقالی Carbon چه نقشی در مهاجرت به مک اواس ایکس داشت؟
این لایه نرم‌افزاری به برنامه‌نویسان اجازه می‌داد بدون بازنویسی کامل کدهای قدیمی برنامه‌ها را منتقل کنند. شرکت‌های بزرگی مانند ادوبی با این روش توانستند محصولات خود را سریعا سازگار نمایند. بدون این لایه کاربران مکینتاش با کمبود شدید نرم‌افزارهای کاربردی مواجه می‌شدند. کربن به عنوان یک پل ارتباطی ایمن کارکرد موثری در دوره انتقال ایفا کرد.
۶. اهمیت هسته Mach در معماری مک اواس مدرن چیست؟
هسته ماک وظیفه مدیریت ارتباطات بین فرآیندها و تخصیص بهینه منابع سخت‌افزاری را دارد. این ریزهسته از تداخل کدهای برنامه‌های مختلف در حافظه سیستم پیشگیری می‌کند. پایداری بالای سیستم‌عامل مک در مقابل کرش‌های ناگهانی مدیون این معماری منحصر‌به‌فرد است. این تکنولوژی پایه اصلی سیستم‌عامل‌های مختلف اپل تا به امروز بوده است.
۷. چه رابطه‌ای بین سیستم‌عامل کامپیوتر NeXT و اولین صفحه وب جهان وجود دارد؟
تیم برنرز لی اولین سرور و مرورگر وب دنیا را روی کامپیوتر NeXT توسعه داد. ابزارهای پیشرفته برنامه‌نویسی این سیستم‌عامل سرعت کار او را به شدت افزایش دادند. ویژگی‌های شبکه و مدیریت متن پیشرفته در نکس‌استپ بستر مناسبی برای این اختراع بزرگ بود. به همین دلیل این پلتفرم نقش مستقیمی در تولد اینترنت امروزی ایفا کرده است.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

3 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]