فیلمهای جاسوسی که مخاطب را به شک در همه چیز واداشتند
دنیای جاسوسی در سینما، فراتر از تعقیب و گریزهای پرزرقوبرق و گجتهای تخیلی، در عمیقترین لایههای خود با مفهوم «تردید» گره خورده است. فیلمهای جاسوسی که مخاطب را به شک در همه چیز واداشتند، آثاری هستند که با مهارت تمام، پارانویا را از پرده نقرهای به درون ذهن بیننده منتقل میکنند. در این ژانر، هیچکس آنچیزی نیست که در ابتدا به نظر میرسد و هر حقیقت صلب، تنها با یک چرخش داستانی به دروغی هولناک بدل میشود. این مقاله به بررسی عمیق آثاری میپردازد که با استفاده از تکنیکهای روانشناختی، پیچشهای سیاسی و فضاسازیهای خفقانآور، باعث شدند تا مدتها پس از تماشای فیلم، حتی به بدیهیترین واقعیتهای پیرامون خود نیز با دیده تردید بنگریم و ریشههای این شکاکیت را در تاریخ و روانشناسی جستجو کنیم.
تینکر تیلور سولجر اسپای؛ هزارتوی بیپایان بیاعتمادی
فیلم «تینکر تیلور سولجر اسپای» (Tinker Tailor Soldier Spy) شاهکاری است که جاسوسی را نه به عنوان یک ماجراجویی، بلکه به مثابه یک بازی شطرنج فرسایشی در فضایی آکنده از دود و خستگی به تصویر میکشد. در این اثر، شک نه یک انتخاب، بلکه تنها راه بقا برای شخصیت اصلی، جرج اسمایلی، است که باید نفوذیِ شوروی را در بالاترین سطح اطلاعاتی بریتانیا پیدا کند. ابعاد این شک به قدری گسترده است که بیننده را وادار میکند حتی به وفاداری نزدیکترین دوستان و همکاران نیز شک کند و معنای خیانت را در لایههای پنهان رفتارهای انسانی جستجو نماید.
از نظر فنی، فیلمبرداری با لنزهای تله (Telephoto) باعث شده تا شخصیتها همواره در قابهایی فشرده و تحت نظر به نظر برسند که حس نظارت دائمی را در مخاطب تقویت میکند. این رویکرد بصری، همسو با روایت غیرخطی و کند فیلم، فضایی ایجاد میکند که در آن هر مکث یا نگاه کوتاه، میتواند باری از اطلاعات پنهان یا فریب را با خود حمل کند. واقعیت این است که در دوران جنگ سرد (Cold War)، پارانویا به بخشی از دیانای سازمانهای اطلاعاتی بدل شده بود و این فیلم به خوبی نشان میدهد که چگونه این حس میتواند روح انسان را از درون متلاشی کرده و او را به موجودی منزوی و بدبین تبدیل کند.
گفتگو؛ وقتی گوش دادن به ابزاری برای جنون تبدیل میشود
فیلم «گفتگو» (The Conversation) ساخته فرانسیس فورد کوپولا، یکی از دقیقترین مطالعات سینمایی روی مفهوم حریم خصوصی و شکاکیت تکنولوژیک است که قهرمان خود را در تلهای از صداهای ضبط شده گرفتار میکند. هری کال، متخصص شنود، در حین انجام یک ماموریت ساده متوجه جملاتی میشود که گمان میکند خبر از یک قتل قریبالوقوع میدهند و همین حدس، او را به ورطه نابودی میکشاند. شک در این فیلم از محیط بیرون شروع شده و به تدریج به درون ذهن قهرمان نفوذ میکند، تا جایی که او در انتهای فیلم حتی به امنیت خانه خود نیز اطمینان ندارد و تمام دیوارها را برای یافتن میکروفون تخریب میکند.
نکته جالب اینجاست که این فیلم درست در زمان رسوایی واترگیت (Watergate scandal) اکران شد و توانست نبض جامعهای را که اعتمادش به دولت و تکنولوژی سلب شده بود، به درستی لمس کند. کوپولا با استفاده از تدوین صوتی پیچیده، به مخاطب نشان میدهد که یک جمله واحد بسته به تأکید کلمات، میتواند چندین معنای کاملاً متضاد داشته باشد و همین موضوع، ریشه اصلی شک را در «تعبیر» قرار میدهد. راستش را بخواهید، بعد از دیدن این فیلم، احتمالاً شما هم به تلفن همراهتان یا اسپیکرهای هوشمند گوشه اتاق با کمی بدبینی نگاه خواهید کرد؛ چون مرز بین شنیدن و شنود شدن در دنیای امروز از همیشه باریکتر شده است!
این اثر به خوبی نشان میدهد که چگونه وسواس فکری (Obsession) میتواند از یک متخصص حرفهای، انسانی پارانوئید بسازد که در جستجوی حقیقتی مطلق، تمام واقعیت زندگیاش را قربانی میکند. شک در اینجا نه فقط به دیگران، بلکه به دقت و صحت ابزارهای خودمان نیز تسری مییابد که یکی از ترسناکترین ابعاد عدم قطعیت در عصر مدرن است. تحلیلهای جامعهشناختی بر این باورند که «گفتگو» پیشگویی دقیقی از زوال حریم خصوصی بود که امروز در فضای مجازی با آن دستوپنج نرم میکنیم.
هویت بورن؛ نسیان و شک به ماهیت وجودی خویشتن
در «هویت بورن» (The Bourne Identity)، شک ابعادی کاملاً وجودی (Existential) پیدا میکند؛ چرا که قهرمان داستان حتی نام و گذشته خود را نمیداند و باید در دنیایی که همه قصد کشتن او را دارند، به دنبال هویتش بگردد. این نوع شک بسیار ویرانگر است، زیرا فرد نمیتواند به حافظه خودش تکیه کند و هر تکه از اطلاعاتی که به دست میآورد، ممکن است بخشی از یک نقشه فریب بزرگتر توسط سازمانهای مخفی باشد. بورن در مسیری گام برمیدارد که در آن هر غریبهای یک تهدید بالقوه است و هر مهارتی که در بدنش نهفته، نشانهای از یک گذشته تاریک و خشونتآمیز که شاید خودش هم از آن متنفر باشد.
فیلم با استفاده از سبک دوربین روی دست (Shaky Cam) و تدوین سریع، حس آشفتگی و عدم ثبات ذهنی شخصیت اصلی را به شکلی فیزیکی به بیننده منتقل میکند تا او نیز همان اضطراب را تجربه کند. این رویکرد فنی باعث میشود که مخاطب همگام با بورن، در هر لحظه منتظر حملهای ناگهانی باشد و به هر حرکت مشکوکی در پسزمینه تصویر با دقت و تردید نگاه کند. در واقع، شک در اینجا از سطح سیاسی به سطح بیولوژیک و روانی منتقل شده و این سوال را مطرح میکند که اگر حافظه ما پاک شود، آیا باز هم همان انسانی هستیم که بودیم یا به ابزاری در دست قدرتها تبدیل میشویم؟
زنگ تفریح: جاسوسهایی که با حیوانات اشتباه گرفته شدند!
شاید فکر کنید شکاکیت فقط مخصوص فیلمهاست، اما در دنیای واقعی هم گاهی پارانویا به جاهای خندهداری میرسد! در سال ۲۰۱۱، مقامات عربستان سعودی یک کرکس را به اتهام جاسوسی برای سرویس اطلاعاتی اسرائیل دستگیر کردند، چون روی پایش یک ردیاب جیپیاس برای مطالعات زیستمحیطی نصب شده بود. جالبتر اینکه در سال ۲۰۰۷ هم پلیس ایران تعدادی سنجاب را در نزدیکی مراکز هستهای پیدا کرد که به ادعای برخی رسانهها، ابزارهای شنود به همراه داشتند؛ ظاهراً دنیای جاسوسی خیلی بیشتر از آنچه فکر میکنیم با حیات وحش درگیر است و مرز بین یک پرنده مهاجر و یک مامور مخفی، فقط یک تگ پلاستیکی کوچک است!
کاندیدای منچوری؛ وقتی ذهن به اشغال دشمن درمیآید
«کاندیدای منچوری» (The Manchurian Candidate) یکی از هولناکترین مفاهیم جاسوسی یعنی شستشوی مغزی (Brainwashing) را بررسی میکند، جایی که شک نه به اعمال دیگران، بلکه به اراده آزاد خود فرد بازمیگردد. در این داستان، سربازانی که از جنگ بازگشتهاند، بدون آنکه بدانند تحت کنترل نیروهای متخاصم هستند تا در زمان معین، نقشههای تروریستی پیچیدهای را در داخل خاک خودشان اجرا کنند. این فیلم ترس از نفوذ دشمن به خصوصیترین فضای ممکن، یعنی ذهن انسان را به تصویر میکشد و این ایده را مطرح میکند که شاید ما تنها بازیچههایی در یک سناریوی از پیش نوشته شده باشیم.
لحن سرد و فضای پرتنش فیلم، بازتابدهنده دوران مککارتیسم (McCarthyism) و ترس عمومی از نفوذ کمونیسم در ساختارهای قدرت آمریکا است که در آن دوران به اوج خود رسیده بود. شک در اینجا ابعادی سیاسی-روانی دارد و نشان میدهد که چگونه تبلیغات و القائات ذهنی میتوانند واقعیت را برای یک ملت تحریف کرده و قهرمانان پوشالی بسازند. تماشای این فیلم باعث میشود تا هر بار که تحت تاثیر یک سخنرانی مهیج قرار میگیریم یا احساسات ملیگرایانهمان برانگیخته میشود، از خود بپرسیم که آیا این افکار واقعاً متعلق به ما هستند یا به ما دیکته شدهاند؟
مردی که از سرمای آمد؛ سقوط اخلاقی در میانه بازی فریب
فیلم «مردی که از سرمای آمد» (The Spy Who Came in from the Cold) با بازی ریچارد برتون، نقطه مقابل فیلمهای جیمز باند است و جاسوسی را به عنوان یک حرفه کثیف، غمانگیز و فاقد هرگونه شکوه نشان میدهد. الک لیماس، جاسوس بریتانیایی، درگیر نقشهای میشود که لایههای فریب آن به قدری زیاد است که در نهایت خودش هم به عنوان مهرهای سوخته، قربانی بازی بزرگان میشود. شک در این اثر نه تنها متوجه دشمن، بلکه متوجه ماهیت اخلاقی سازمانهای خودی است که برای رسیدن به اهدافشان، جان و کرامت انسانی مامورانشان را به سادگی معامله میکنند.
فیلم با استفاده از فضای سیاه و سفید و لوکیشنهای سرد و بیروح، حس بنبست و ناامیدی را به خوبی منتقل میکند که در آن حقیقت، اولین قربانی مصلحتهای سیاسی است. این اثر به مخاطب یادآوری میکند که در دنیای اطلاعات، خیر و شر مفاهیمی نسبی هستند و گاهی جبههای که ما برای آن میجنگیم، به همان اندازه رقیب، بیرحم و فریبکار است. این شک اخلاقی، سنگینترین نوع تردید است که باعث میشود بیننده نسبت به تمام شعارهای آرمانگرایانه در دنیای واقعی با بدبینی شدیدی برخورد کند و به دنبال انگیزههای پنهان پشت هر تصمیم سیاسی بگردد.
واقعیت تلخ این فیلم در این است که نشان میدهد جاسوسها لزوماً قهرمانانی نیستند که جهان را نجات میدهند، بلکه اغلب انسانهای درهمشکستهای هستند که در چرخدندههای بوروکراسی و سیاست خرد میشوند. اگر به دنبال فیلمی هستید که شما را با واقعیتهای زمخت و بدون روتوش دنیای اطلاعاتی آشنا کند، این اثر بهترین گزینه است؛ هرچند بعد از دیدنش ممکن است تا چند روز حال و هوای سرد و سنگین آن را در دل خود حس کنید. اینجا شک، نه یک معما برای حل کردن، بلکه یک تراژدی برای تحمل کردن است.
سیریانا؛ شک در ساختار قدرت و فساد سیستمی
«سیریانا» (Syriana) با روایتی چندلایه و پیچیده، شک را از سطح افراد به سطح کلان سیستمهای اقتصادی و سیاسی جهان میبرد و نشان میدهد که چگونه نفت، قدرت و سیاست با هم گره خوردهاند. در این فیلم، هیچ قهرمان واحدی وجود ندارد و هر شخصیت، از جاسوس سیا (CIA) گرفته تا تحلیلگر اقتصادی، تنها قطعهای از یک پازل بزرگ هستند که در آن حقیقت به نفع سودهای کلان قربانی میشود. ابعاد شک در اینجا به قدری گسترده است که مخاطب را به این باور میرساند که رویدادهای جهانی نه بر اساس اتفاق، بلکه بر اساس نقشههایی دقیق و بیرحمانه در اتاقهای دربسته طراحی میشوند.
استفاده از چندین خط داستانی موازی که در ظاهر بیارتباط هستند اما در نهایت به هم میرسند، استعارهای از جهان جهانیشده (Globalized) ماست که در آن یک تصمیم در واشنگتن میتواند زندگی کارگری در خلیج فارس را زیر و رو کند. این فیلم با رویکردی شبهمستند، پرده از سازوکارهایی برمیدارد که معمولاً از دید عموم پنهان میماند و همین افشاگری، بذری از شک را در دل مخاطب میکارد که دیگر هرگز اخبار رسمی را بدون پرسش نپذیرد. در سیریانا، شک یعنی درک این مطلب که واقعیت، بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که در رسانهها به خورد ما میدهند و هر کنشی، واکنشی پنهانی در دورترین نقاط جهان دارد.
مظنونین همیشگی؛ شک در اعتبار راوی و ساختار حقیقت
گرچه «مظنونین همیشگی» (The Usual Suspects) بیشتر به عنوان یک تریلر جنایی شناخته میشود، اما عناصر جاسوسی، بازجویی و فریب در آن به قدری قدرتمند است که آن را به یکی از بهترین مثالهای شک در سینما بدل میکند. تمام داستان از زبان فردی روایت میشود که به ظاهر ضعیفترین حلقه زنجیره است، اما در انتها متوجه میشویم که او تمام مدت در حال ساختن یک واقعیت جعلی از المانهای محیطی بوده است. این فیلم شک را مستقیماً متوجه «راوی» میکند و به ما میآموزد که حتی آن چیزی را که با چشمان خود میبینیم یا از زبان شاهد عینی میشنویم، میتواند یک دروغ بزرگ و طراحی شده باشد.
پیچش نهایی فیلم نه تنها داستان را دگرگون میکند، بلکه باعث میشود مخاطب بلافاصله بخواهد فیلم را دوباره تماشا کند تا ببیند کجا فریب خورده است و این یعنی پیروزی مطلق فرم بر محتوا در ایجاد تردید. این اثر از نظر روانشناختی بر روی «سوگیری تاییدی» (Confirmation Bias) مخاطب بازی میکند؛ ما به دلیل قضاوتهای اولیه خود درباره ظاهر و توانایی شخصیتها، به راحتی دروغهای او را میپذیریم. شک در اینجا به معنای بیداری از یک خواب مصنوعی است که در آن فریبکار، هوشمندتر از تماشاگر و پلیس عمل کرده و با استفاده از نقاط ضعف انسانی، حقیقتی دلخواه را جایگزین واقعیت میکند.
زنگ تفریح: وقتی جاسوسها یادشان میرود جاسوس هستند!
یک مورد عجیب در تاریخ جاسوسی وجود دارد که به آن «افسانه مامور خوابرو» میگویند؛ افرادی که به قدری در نقش خود فرو میروند که زندگی عادیشان را به کلی فراموش میکنند. در دوران جنگ سرد، شایعه شده بود که شوروی مامورانی را در آمریکا کاشته که دههها مانند یک همسایه مهربان زندگی میکنند، پای سیب میپزند و در مراسمهای محلی شرکت میکنند تا روزی که با یک تماس تلفنی فعال شوند. جالب اینجاست که در یک مورد واقعی، وقتی پلیس به سراغ یکی از این جاسوسها رفت، او به قدری به زندگی جدیدش عادت کرده بود که با عصبانیت گفت: «بیخیال شید بچهها، من فردا باید برم جلسه اولیا و مربیان!»
زندگی دیگران؛ شک در اخلاق و بیداری وجدان تحت نظارت
فیلم «زندگی دیگران» (The Lives of Others) شک را به درون یک سیستم توتالیتر در آلمان شرقی میبرد، جایی که اشتازی (Stasi) همه را زیر نظر دارد و حتی وفادارترین ماموران هم ممکن است در درستی ماموریت خود شک کنند. مامور ویسلر که وظیفه شنود از یک نویسنده را بر عهده دارد، به تدریج تحت تاثیر هنر و زندگی سوژه خود قرار میگیرد و شک در ایدئولوژی، جایگزین ایمان کورکورانه او به حزب میشود. این فیلم به زیبایی نشان میدهد که چگونه شک میتواند نه یک ویژگی منفی، بلکه آغازی برای بازگشت به انسانیت و رهایی از بند تعصبات سیاسی باشد.
تضاد بین فضای سرد و بیروح اداره اطلاعات و دنیای رنگین و پراحساس هنرمندان، ابعاد بصری این شک درونی را تقویت میکند و به مخاطب نشان میدهد که نظارت دائمی، چگونه روح هر دو طرف (ناظر و تحت نظارت) را فرسوده میکند. این اثر یادآوری میکند که در جوامع تحت کنترل، شک بزرگترین دشمن قدرت است، زیرا فرد را وادار میکند تا فراتر از دستورات دیکته شده فکر کرده و بر اساس قطبنمای اخلاقی خودش عمل کند. تماشای تغییر و تحول آرام ویسلر، یکی از تکاندهندهترین تجربههای سینمایی است که ثابت میکند حتی در تاریکترین سیستمها نیز، شکافی از تردید میتواند راه را برای نور حقیقت باز کند.
سوالات متداول درباره سینمای جاسوسی و پارانویا
جمعبندی نهایی: فراتر از پرده سینما
سینمای جاسوسی با محوریت شک، تنها به دنبال سرگرم کردن ما با داستانهای فریب و خیانت نیست، بلکه در سطحی عمیقتر، ما را با شکنندگی واقعیت روبهرو میکند. این فیلمها به ما میآموزند که شک، اگرچه میتواند دردناک و اضطرابآور باشد، اما ابزاری ضروری برای بیداری در جهانی است که در آن اطلاعات به سلاحی برای کنترل تبدیل شده است. از هزارتوهای جنگ سرد تا نظارتهای پیچیده دیجیتال، این آثار یادآوری میکنند که نگاه نقادانه و تردید در بدیهیات، تنها راه صیانت از حقیقت فردی و جمعی ماست. در نهایت، تماشای این فیلمها تمرینی است برای ذهن تا در میانه هیاهوی روایتهای رسمی، همواره به دنبال لایههای پنهان بگردد و فراموش نکند که در دنیای سایهها، هیچ چیز دقیقاً آنگونه که به نظر میرسد نیست.
شما در کدام فیلم جاسوسی واقعاً فریب خوردید؟
دنیای جاسوسی پر از لحظاتی است که تمام فرضیات ما را در یک لحظه ویران میکند. آیا فیلمی بوده که تا سکانس آخر متوجه حقیقت نشده باشید یا شخصیتی که اصلاً به او شک نداشتید اما خیانتکار از آب درآمد؟ حتماً نظرات و تجربههای خودتان را از تماشای این آثار در بخش دیدگاهها با ما به اشتراک بگذارید؛ شاید شما هم نکتهای را دیده باشید که از چشم ما پنهان مانده است!
نوشتههای مرتبط با سینمای نوین
- معنی جمله «پیشنهادی بهش میدم که نتونه رد کنه» در فیلم پدرخوانده، واقعاً چیست؟
- معنی واقعی آیه انجیلی که جولز (ساموئل ال جکسون) قبل از کشتن میخواند چیست؟
- چرا استنسفیلد در لئون حرفهای، یکی از کابوسآورترین پلیسهای تاریخ سینماست
- تشخیص زودهنگام سرطان پستان با فناوری و هوش مصنوعی
- چرا ریموند نمیتوانست در پایان فیلم با چارلی زندگی کند در فیلم Rain Man 1988







متاسفانه خدمات ارائه شده به نسبت قیمت بسیار ضعیف است. سایت که همه قسمتهاش رو زده در حال تکمیل. خود ویدئوهای آموزشی هم بسیار آماتور آماده شده است. حتی ویدئوی جلسه دوم در میان درس ناگهان به پایان می رسد. فایل های مورد نیاز هم فقط برای ویندوز 64 بیت قرار داده شده و سایت هایی که برای دانلود فایل ها معرفی شده (نظیر اوراکل و اندرویددولاپر) دسترسی آی پی های ایران را قطع کرده اند. در کل از مجموعه بسته بسیار ناراضی هستم.
سلام خیلی ممنون از راهنمایی تون ، بسیار عالی بود ;)
ته آگهی نوشته تخفیف برای کاربران زومیت!
این آگهی برای این سایت هم منتشر شده بود.
درآمد 100 ملیونی کجا بود وقتی بازار 40 درصدشسو می گیره!
( 30درصدو همه می گیرن اما بازار 8 در صد هم علاوه بر اون به خاطر مالیات می گیره!)
60 درصد باقیمانده مربوط به برنامه نویس نمی باشد؟
اول: تاریخ درج خبر 24 مهر یعنی امروزه ولی مهلت ثبت نام تا 20 مهر
دوم: آخر متن نوشته تخفیف ویژه کاربران زومیت که بهتره اصلاح بشه
با سلام
دوست عزیز این رپورتاژ مدتی پیش در یک پزشک قرار گرفته بود که به دلیل مشکلاتی حذف گردیده بود و امروز مجددا قرار گرفت به همین دلیل تخفیف ها کمی متفاوت با اون تاریخ سایت می باش
سلام
به خاطر اعتبار یک پزشک بسته رو خریداری کردم.
ببخشید، ولی مزخرفترین دیدگاه برای برنامهنویس شدن همین نوع تبلیغاته!
حتا اونهایی که بالای ده ساله کد میزنند هم ادعای برنامهنویس بودن نمیکنند! اونوقت این عزیزان سعی دارند با پیشنهاد ویژهشون در عرض یک هفته برنامهنویس بسازند! عجب!!!
کسی ادعای آموزش در یک هفته را ندارد!
آموزش های طی دوره تقریبا 4 ماهه به همراه انجام حداقل 4 پروژه کاربردی و کامل طی دوره توسط دانش پذیران، تعریف پروژه نهایی برای انتشار در کافه بازار، پرسش و پاسخ با استاد، مباحثه با سایر دانش پذیران و… به نتیجه می رسد
اقای دکتر مشکل اصلی تولید محتواست که زمان زیادی رو طلب میکنه.
بله دوست عزیز نابرده رنج گنج میسر نمی شود! ولی مهم اینه بدونیم گنجی وجود داره و براش تلاش کنیم
فلسفه ی کسب درامد از طریق پستای تبلیغاتی رو کاملا قبول دارم ولی حیفه شما با قلم خودتون پست رو مینویسید(چیزی ک من احساس کردم) شاید بهتر باشه متن رو خود سفارش دهنده اگهی به شما بده و شما فقط ی سری استاندارد براشون تعریف کنید و با نظری نهایی اون رو تایید کنید، به این شکلی ک الان هست با خودندن محتوای پست حس میکنیم مطلبی با علاقه و خواست و تایید شماست ک قرار دادید.
در مورد اگهی ، متنش و حسی ک القا میکنه ی چیزی بگم:
حس میشه درآمد میلیونی اونم ده رقمی خیلی خیلی راحته برا همین بگم شما اگهی رو خیلی خوب نوشتید اما برا دوستان توضییح بدم ک بفرض ک کسب درامد تو این سطح به همین راحتی باشه!! هدف آگهی دهنده ها چیه؟؟ چیزی غیر کسب درآمد نیست درسته؟؟ اگه میخوان پول دربیارن و فکر میکنن به سادهترین شکل و خیلی راحت میشه درامد ده رقمی داشت چرا میخوان کارآموز بگیرن و درآمدشون از طریق تدریس باشه؟؟
نمیخوام بدبین باشم اما تنها دو جواب ممکن رو میگم:
1.اراقام گزارش و حسی حالی ک تعریف میکنه شدیدا اغراق آمیزه و کسب درآمد از راه تدریس مطمئن تر و بصرفه تره برا همین خود اساتید برنامه نویسی اندروید دارن تدریس میکنن نه اینکه برنامه بسازن
2.گروه و شرکت آگهی دهنده مراحل عرفان رو طی کردن و وابستگی به دنیا و مال دنیا ندارن برا همین تصمیم گرفتن برا ثوابش راه اسون کسب درآمد رو به ملت شریفمون نشون بدن.
انتخاب با شما!! :)
بعضی از آگهیها را خودم مینویسم، اما متن این آگهی را خودم ننوشته بودم. به هر حال سخت نگیرید. سفارش دهندگان آگهیها هم نیاز به شناسایی خدمات خودشان دارند.
دوست عزیز این مطلب قبل از اینکه تبلیغی برای فروش دوره باشد مطلبیست برای آشنایی با بازارهای ناشخناخته ایرانی! تک تک مطالبی که بالا ذکر شده و اپلیکیشن های ذکر شده در کافه بازار موجود می باشد و درآمد آنها هم قابل محاسبه! تمامی رقم ها از کافه بازار دریافت شده و در این مطلب ذکر شده.
موسسه آموزش عالی آزاد دانش پژوهان یک موسسه آموزشی می باشد که در بیش از ۶۰ رشته و برگزاری سالیانه صدها دوره درحال فعالیت می باشد و محدود به برگزاری یک دوره برنامه نویسی اندروید نمی باشد بلکه در چندین دپارتمان با بیش از ۱۰۰ استاد درحال همکاریست.
برای مثال در همایش ملی طراحی داخلی و دکوراسیون که امسال چهارمین سال برگزاری آن می باشد با بیش از ۲۰ دانشگاه کشور همکاری دارد که آدرس آن در زیر ذکر شده است:
http://deconf.ir
آموزش رسالت موسسه است و نه راهی برای کسب درآمد محض.
خب اینا ایده شون اینه که سی دی بفروشن پولدار شن!
ایده دو سه روز
محتوا دو هفته
!!!!!!!!!!!!!!!!
دوست عزیز فقط یک دی وی دی نیست! ارزش کار به پشتیبانی آموزشی در سامانه آموزش مجازی دانش پژوهان می باشد که بیش از ۴ ماه استاد و استاد یارها و تیم آموزشی موسسه در حال پشتیبانی آموزشی هستند و فقط به دلیل مشکلات بستر اینترنتی ایران و توجه به وقت آزاد کاربرها بیس اصلی آموزش در قالب یک دی وی دی درب منزل ارسال می گردد و سایر خدمات ذکر شده در رپورتاژ از طریق سامانه آموزش مجازی دانش پژوهان ارائه می گردد. از جمله پرسش و پاسخ با استاد، مباحثه با سایر دانش پذیران، کلاس آنلاین رفع اشکال، تعریف پروژه و به نتیجه رسوندن پروژه، گواهینامه مورد تائید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و…
کاش مینوشتند که این ۱۰۰ میلیون تومان را ظرف چه مدتی به دست آوردند. یک ماه؟ یک سال؟ چقدر؟!!
(علیرضا به اعتبار تو ثبت نام کردم! اگر برنامه نویس ۱۰۰ میلیونی شدم، اولین اپم، مجانی برای تو!)
دوست عزیز بستگی به اپلیکیشن ها دارد
یک اپلیکیشن طی یک ماه و یک اپلیکیشن طی یک سال! اصل مئله درآمد یک اپلیکیشن می باشد و اینکه شما می توانید اپلیکیشن های مختلفی تولید و در بازه های زمانی مختلف منتشر نمایید!
سلام
خوبه جلوی هر کلمه مثل رپورتاژ توضیح بدید.
من نمی دونم رپورتاژ چیه
لطف می کنید توضیح بدید.
با تشکر
رپورتاژ یعنی گزارشی تبلیغاتی!
سلام
تماس گرفتم ، گفتند: دوره مجازی هست . یعنی سی دی می دن و کلاس حضوری نیست. دوستان توجه داشته باشند.
با سلام
دوست عزیز در متن رپورتاژ به صراحت بیان شده که آموزش مجازیست!
فقط یک سی دی نیست! ارزش کار به پشتیبانی آموزشی در سامانه آموزش مجازی دنش پژوهان می باشد که بیش از 4 ماه استاد و استاد یارها و تیم آموزشی موسسه در حال پشتیبانی آموزشی هستند و فقط به دلیل مشکلات بستر اینترنتی ایران و توجه به وقت آزاد کاربرها بیس اصلی آموزش در قالب یک دی وی دی درب منزل ارسال می گردد و سایر خدمات ذکر شده در رپورتاژ از طریق سامانه آموزش مجازی دانش پژوهان ارائه می گردد
من برام سوال پیش اومد دکتر، توی سایت خود دانش پژوهان این دوره با تخفیف 50% ویژه عید لحاظ شده، ولی توی رپورتاژ نوشته 50% تخفیف ویژه کاربران 1پزشک.
چرا؟
با سلام
دوست عزیز این رپورتاژ مدتی پیش در یک پزشک قرار گرفته بود که به دلیل مشکلاتی حذف گردیده بود و امروز مجددا قرار گرفت به همین دلیل تخفیف ها کمی متفاوت با اون تاریخ سایت می باشد
قسمت اخر مطلب بیشتر شبیه تبلیغ بود، یا بهتره بگم اساسا تبلیغ بود!
خب، مگر تیتر این پست را نخواندید؟! خیلی واضح نوشتهایم رپورتاژ.
حق با شماست. بابت بی توجهی به عنوان عذر می خوام…