زندگینامه ویرژیل ، آفرینندهی اثر حماسی – ملی انهاید

زادروز: ۱۵ اکتبر ۲۰ پیش از میلاد، آندس، نزدیک مانتوا (ایتالیا) – درگذشت: حدود ۲۱ سپتامبر ۱۹ پیش از میلاد)
ویرژیل شاعر نامدار روم، آفرینندهی اثر حماسی – ملی انهاید (Aeneid و آوازه بلند او برخاسته از خلق این اثر ماندگار است. او این شاهکار ادبی جهان را در سال ۳۰ پیش از میلاد نگاشت. از نگاه رومیان انتهاید برجستهترین نمونهی شعریشان به شمار میآید، ارزیابی ای که نسلهای بعد نیز از آن پشتیبانی کردهاند. ارج والای ادبی – هنری ویرژیل بیشتر بر پایهی آفرینش انهاید استوار است، نوشتهی درخشانی که داستان بنیادگذار افسانهای روم را بازگو و مأموریت روم را برای آموختن تمدن و گسترش فرهیختگی در جهان تحت هدایت الهی اعلام میکند.
سالهای آغازین زندگی
نام لاتین ویرژیل، پویلیوس ویرجیلیوس مارو(Publius Vergilius Maro) و شاعری دهقانزاده بود. در کرمون (Cremona)، در میلان و سرانجام در روم تحصیل کرد و دانش روز یونان را فرا گرفت. نوشتههای برجستهی نویسندگان روم، به ویژه شاعران را با دلبستگی شورانگیزی خواند و از این رهگذر به آموزههای بیکم و کاستی در سخنوری و فلسفه دست یافت.
روزگار جوانی ویرژیل با سالهای پایانی امپراتوری روم همزمان بود، سالهایی که جایگاه ارتش و سیاست در هم میآمیخت و وضعیت غمانگیزی ایجاد میکرد. جنگهای داخلی میان ماریوس (Marius) و سولا (Sulla) درگیری بین پمپی (Pompey) و ژولیوس سزار را برای دستیابی به قدرت به دنبال داشت. ویرژیل ۲۰ ساله بود که ژولیوس سزار با سپاهیان خود از گل (Gal) با شتاب در جنوب فرود آمد، از رود روبیکون (Rubicon) گذشت و رشته جنگهای داخلی را آغاز کرد که تا زمان پیروزی آگوستوس (Augustus) پایان نیافتند. ویرژیل و هوراس شاعران هم روزگار، هر دو بیزاری و ترس از جنگهای داخلی را توانمندانه و روشن در آثارشان بازتاب دادهاند.
ویرژیل در سراسر زندگیاش به سرودن شعر و بررسی و پژوهش در این زمینه پرداخت. تندرستیاش پایدار نبود. او هیچ گاه به سیاست و امور نظامی نپرداخت. کم رو بود و در گفتگو با بزرگان دچار لکنت زبان میشد، از ورود به هر مکان عمومی که گمان میکرد او را میشناسند، سر باز میزد. معروف است که او یکبار وقتی که در دادگاه دربارهی موضوعی سخنرانی میکرد، از شدت کم رویی گفتارش را نیمه تمام گذاشت. ویرژیل هیچ گاه ازدواج نکرد و نیمهی نخست زندگیاش را به پژوهش و مطالعه گذراند، و در این دوره تقریبا گوشهگیری اختیار کرد. اما وقتی سرودههایش برای او شهرت و اعتبار به ارمغان آوردند، کم کم پیوند دوستی با بسیاری از شخصیتهای رومی برقرار کرد.
دستاورد ادبی
نخستین سروده ویرژیل سرودهای شبانی مجموعهای از اشعار روستایی است که آن را در سالهای ۳۷- ۴۲ پیش از میلاد سرود. برخی از این اشعار واقعگریزانه، گشت وگذاری ادبی در جهان روستایی و شبانی آرکادی (Arcadia: بهشت روستایی) اقتباس از اشعار تئوکریتوس (Theocritus: شکوفایی این شاعر در ۲۸۰ پیش از میلاد)، اما بیشترشان تخیلی، تصنعی و سبکزدهاند. یک نمونه از سرودهای شبانی یادشده، به ویژه با وضعیت امروز پیوندی آشکار دارد، و آن سرود چهارم است (این سرود گاه موعود (مسیح) باورانه خوانده میشد، زیرا آن را نویددهندهی ظهور عیسا مسیح میدانستند). سرود یادشده، سرودهای درخشان است با واژگان و زبانی رسا و رمزآمیز. زایش کودکی را پیش گویی میکند که دوران طلایی را با خود خواهد آورد، گناه را خواهد زدود و صلح را باز خواهد گرداند. این سرود زمانی سروده شد که ابرهای تیرهی جنگهای داخلی در آسمان روم ظاهر شدند، و تاریخ آن به طور قطع باید ۴۰- ۴۱ پیش از میلاد باشد. ویرژیل در سرود چهارم به احتمال زیاد به زایش کودک غیرمنتظره آنتونی (Antoni: از اعضای حکومت سه نفره) و همسرش اوکتاویا (Octavia)، خواهر اوکتاویان (Octavian) اشاره میکند. سرودن چهارمین سرود سرودهای شبانی ممکن است مناسبت ویژهای داشته باشد، اما دامنهی آن از مناسبت ویژه فراتر میرود، نمونهی اعلای هماهنگی جهان را به زبانی نمادین اشاره میدهد که مقدر بود تحت رهبری اگوستین تا حدی تحقق یابد.
یکی از ناگوارترین پیامدهای جنگهای داخلی – که ویرژیل به عنوان یک روستایی به طور جدی بیشترین آگاهی را در این زمینه داشت – کاهش جمعیت روستایی ایتالیا بود. کشاورزان به اجبار به جنگ اعزام و کشتزارهایشان به علت بیتوجهی ویران و نابود میشدند. ویرژیل منظومهی جورجیکس (Georgics) را در سالهای ۳۰- ۳۷ پیش از میلاد (دورهی پایانی جنگهای داخلی) سرود. این سروده در خواستی برای بازگشت به زندگی سنتی کشاورزی ایتالیا است. ویرژیل سرودهی یادشده را به ماسناس (Maecenas: از وزیران اصلی (مشاوران نزدیک) امپراتور اگوستوس) که از پشتیبانان مهم شعر و هنر بود، تقدیم میکند. ویرژیل در این زمان عضو انجمن ادبی روم بود. آرزو داشت که ایتالیای دلبندش همزمان با آبادسازی دوبارهی کشور و کاهش از فشار بر روی شهرها، به شکوه پیشین خود بازگردد. نوشتههای ویرژیل را تبلیغات سیاسی پنداشتن اشتباه است، اما بیارتباط دانستن سرودههای او با جریانهای مهم سیاسی و اجتماعی ضروری آن زمان نیز تصوری نادرست خواهد بود.
ویرژیل خود به همان ایده آلهایی پایبند بود که حکومت در سال ۳۱ پیش از میلاد، زمانی که ویرژیل تنها ۳۸ سال داشت، اگوستوس (که هنوز اوکتاوین خوانده میشد) در نبرد پایانی جنگهای داخلی در برابر آنتونی و کلئوپاترا (Cleopatra) در شهر اکتیوم (Actium) به پیروزی دست یافت.
ویرژیل همانند بسیاری از هم روزگاران خود از این که درگیریهای داخلی سرانجام پایان یافت، احساس آرامش کرد و از کسی که به این درگیریها پایان داد، بسیار سپاسگزار بود. اگوستوس درخصوص نگاه داری سنتهای این جمهوری و قوانین آن نگران، اما در واقع تنها فرمانروای دنیای روم بود. اگوستوس همهی توان خود را به منظور ایجاد و استقرار دورهی صلح و ثبات، کوشش جهت برانگیختن حس غرور ملی میان رومیان، شور و دلبستگی تازه بخشیدن به دین نیاکانی و ارزشهای سنتیشان (دلیری، امساک، وظیفهشناسی، مسئولیتپذیری و از خودگذشتگی خانوادگی به کار گرفت. ویرژیل، همچنین سخت شیفتهی فضیلتهای ساده و سنتهای دینی مردم ایتالیا شد. او تا به آن زمان در سراسر زندگیاش خود را برای سرودن شعری حماسی آماده میکرد، (سرودههای وی بعدها برترین گونهی دستاوردهای٫ شاعرانه به شمار آمد). ویرژیل در این زمان دست به کار تجسم روم آرمانی و ایده آل خود به صورت انهاید شد با داستان بنیانگذاری روم باستان به عنوان نخستین سکونتگاه در ایتالیا، که از آن زمان به بعد این شهر توسط شاهزادهی تبعیدی تروایی، پس از ویرانی و تباهی تروا به دست یونانیان در سدهی دوازدهم پیش از میلاد رونق گرفت.
درونمایهای که ویرژیل در انتهای برگزیده، دو برتری درخشان به سرودهاش بخشید: یکی این که دوره و موضوع آن با دوره و موضوع آثار ماندگار ایلیاد و اودیسه بسیار نزدیک بود، تا آنجا که ویرژیل توانست اپیزودها و شخصیتهای انهاید را از روی ایلیاد و اودیسه، اثر هومر شاعر حماسه سرای یونانی پیش از خود، تغییر دهد. امتیاز دیگر این بود که ویرژیل با معرفی آیتیاس (Aeneas) یا «انه» به عنوان نخستین نمونهی شیوهی زندگی رومی آخرین ترواییها و اولین رومیها)، توانست آنهائد (تاریخ روم) را با جهان معاصر اگوستوسی خود (تاریخ انسان) پیوند زند. از این گذشته، ویرژیل در انهاید. با استفاده از پیشگوییها، بینش ویژه، و به کارگیری صنعتهای ادبی در توصیف تصاویر روی سپر اینیاس (انه)، بیان خاستگاه و ریشهی آداب و رسوم و تشکیلات حکومتی هم روزگار خود، توانست از رویدادهای واقعی تاریخ روم خبر دهد.
شکوه و برجستگی انهاید برآمده از آگاهی ویرژیل از نما و سیمای فردی و اجتماعی زندگی انسان بود. انهاید مدیحه نیست؛ این سروده دستاوردها و آرزوهای سازمان بزرگ قدرت دولتی روم را در تنش و درگیری با امیدهای شکست خورده، رنجها و گرفتاریهای افراد قرار میدهد. به یادماندنیترین چهره در این سروده – به گفتهی برخی تنها شخصیت آفریدهی ویرژیل – که به ادبیات جهان راه یافت، دیدو یا دایدو (Dido)، شهبانوی کارتاژ است که با شیوهی زندگی رومیها مخالف بود.
ویرژیل انهاید را طی ۱۱ سال نوشت و هنگام مرگ هنوز آن را بازنگری پایانی نکرده بود. در سال ۱۹ پیش از میلاد در صدد برآمد که سه سال دیگر نیز وقت صرف کند و به ساماندهی نهایی این اثر بپردازد. از این رو راهی یونان شد تا در بازنگری پایانی به بخشهایی از انهاید که محل رویدادهای آنها در آبهای یونان بود، آب و رنگی محلی دهد. در میان راه دچار تب شد و کمی پس از رسیدن به بروندیسیوم (Brundsium) درگذشت. نمیتوان حدس زد که چنانچه ویرژیل به بازنگری نهایی انهاید موفق شده بود، این اثر تا چه حد دستخوش دگرگونیهای بنیادی میشد. گویا خواستهی ویرژیل به هنگام مرگ این بود که سرودههایش سوزانده شوند، اما اگوستوس دستور داد که این درخواست او نادیده گرفته شود.





