بازی مارلون براندو در نقش سرهنگ کورتز در فیلم Apocalypse Now (1979) | مرموز، سایهوار، فیلسوفانه، ترسناک، هیپنوتیزمکننده
شناخت بازیهای ماندگار تاریخ سینما برای هر علاقهمند به هنر هفتم ضروری است. در این مقاله میخواهیم بازی مارلون براندو (Marlon Brando) در نقش سرهنگ کورتز (Colonel Kurtz) در فیلم اینک آخرالزمان (Apocalypse Now) ساخته فرانسیس فورد کوپولا (Francis Ford Coppola) را بررسی کنیم. آیا واقعا حضور کوتاه براندو در این اثر تا این حد هیپنوتیزمکننده و ترسناک است؟ چرا بازی سایهوار و فیلسوفانه او همچنان پس از چندین دهه تحلیل میشود؟ در این نوشته به بررسی جنبههای مختلف این شاهکار سینمایی میپردازیم.
فهرست مطالب
- ۱. شناسنامه اثر و داستان فیلم
- ۲. چالش ورود براندو به صحنه فیلمبرداری
- ۳. تکنیکهای فیلمبرداری سایهوار و تاریک
- ۴. بداههپردازیهای فیلسوفانه کورتز
- ۵. تحلیل روانشناختی جنون سرهنگ کورتز
- ۶. بررسی ریشههای تاریخی و اقتباس از قلب تاریکی
- ۷. بازتاب بازی براندو در رسانهها و سینمای مدرن
- ۸. اسرار پشتپرده و شایعات لوکیشن فیلمبرداری
- ۹. سوءبرداشتها از رفتار غیرحرفهای مارلون براندو
- ۱۰. ارتباط جنون جنگی کورتز با سیاستهای ویتنام
- ۱۱. مقایسه بازی کورتز با دیگر نقشهای براندو
- ۱۲. تأثیر ماندگار کورتز بر سینمای وحشت روانشناختی
۱. شناسنامه اثر و داستان فیلم
فیلم اینک آخرالزمان محصول سال ۱۹۷۹ به کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا و نویسندگی جان میلیوس و کوپولا است. در این اثر حماسی و روانشناختی بازیگران برجستهای همچون مارتین شین (Martin Sheen) در نقش سروان ویلارد و مارلون براندو در نقش سرهنگ والتر کورتز به ایفای نقش پرداختهاند. داستان فیلم در جریان جنگ ویتنام روایت میشود؛ جایی که به سروان ویلارد مأموریتی مخفیانه و خطرناک داده میشود تا به عمق جنگلهای کامبوج نفوذ کند. هدف او یافتن و نابود کردن سرهنگ کورتز است. کورتز یکی از افسران برجسته ارتش آمریکا بوده که اکنون از کنترل خارج شده و در دل جنگل فرقه شخصی خود را تشکیل داده و بومیان او را مانند یک نیمهخدا پرستش میکنند. ویلارد در طول مسیر با فجایع جنگ روبهرو میشود و به تدریج مرز میان عقل و جنون را گم میکند تا در نهایت به قلمرو تاریک کورتز برسد. این بخش شامل تحلیل عمیق شخصیت کورتز و نحوه مواجهه ویلارد با این نماد هولناک جنگ است که ابعاد متفاوتی از فلسفه اگزیستانسیالیستی را در قالب یک درام جنگی به تصویر میکشد. بازی براندو با وجود حضور کوتاه حدود بیست دقیقهای تمام اتمسفر فیلم را تحت تأثیر قرار میدهد و مخاطب را در تعلیقی بیپایان رها میسازد.
۲. چالش ورود براندو به صحنه فیلمبرداری
ورود مارلون براندو به مجمعالجزایر فیلیپین برای آغاز فیلمبرداری یکی از جنجالیترین لحظات تولید فیلم بود. کوپولا انتظار داشت براندو را در قامت یک سرهنگ لاغر و ورزیده ارتش ببیند اما براندو با اضافه وزن شدید وارد صحنه شد. این موضوع کارگردان را با چالشی بزرگ روبهرو کرد زیرا لباسهای نظامی آماده شده برای او مناسب نبودند و شخصیت کورتز در فیلمنامه اولیه باید فردی لاغر میبود. براندو حتی کتاب قلب تاریکی (Heart of Darkness) نوشته جوزف کنراد را که منبع اقتباس فیلم بود نخوانده بود و دیالوگهای خود را حفظ نکرده بود.
برای حل این بحران کوپولا چندین روز فیلمبرداری را متوقف کرد تا به همراه براندو متن را بازنویسی کند. آنها ساعتها درباره شخصیت کورتز و دیدگاههای فلسفی او به گفتگو پرداختند. براندو پیشنهاد داد که تمام صحنههای او در تاریکی مطلق ضبط شوند و او فقط لباسهای گشاد مشکی بپوشد تا اضافه وزنش پنهان بماند و همزمان ابهت مرموز و ترسناک شخصیتش حفظ شود. این تصمیم هوشمندانه هنری به یکی از نقاط قوت بصری فیلم تبدیل شد.
۳. تکنیکهای فیلمبرداری سایهوار و تاریک
ویتوریو استورارو (Vittorio Storaro) مدیر فیلمبرداری نابغه فیلم با استفاده از کنتراست شدید نور و سایه پرترهای افسانهای از کورتز خلق کرد. چهره براندو در اکثر صحنهها نیمی در تاریکی غلیظ و نیمی در نوری ضعیف قرار دارد که نمادی از دوگانگی شخصیت او یعنی عقلانیت گذشته و جنون فعلی است. این شیوه نورپردازی به براندو اجازه داد تا بدون نیاز به حرکات بدنی زیاد و تنها با استفاده از میمیک صورت و چشمان نافذش حس وحشت و هیپنوتیزم را به مخاطب القا کند. این تصویربرداری خلاقانه کورتز را به شبحی تبدیل کرد که گویی از اعماق تاریک روان بشر بیرون آمده است.
۴. بداههپردازیهای فیلسوفانه کورتز
بسیاری از دیالوگهای ماندگار کورتز حاصل بداههپردازیهای مارلون براندو در طول برداشتها بود. او به جای خواندن متنهای از پیش نوشته شده ترجیح میداد در قالب شخصیت فرو رود و افکار فیلسوفانه خود را درباره ماهیت جنگ، اخلاقیات و ترس بیان کند. معروفترین مونولوگ او درباره وحشت و وحشت اخلاقی نمادی از درک عمیق او از جنون بشری است.
کوپولا به جای قطع کردن بازی اجازه داد دوربین ساعتها ضبط کند تا براندو افکار کورتز را جاری سازد. این بداههگوییها لحنی مستندگونه و به شدت واقعگرایانه به بازی او بخشیدند. براندو با لحنی آرام و زمزمهوار صحبت میکرد که تضاد عجیبی با چهره ترسناک و فیزیک تنومندش داشت و این تضاد بر جذابیت هیپنوتیزمکننده نقش میافزود.
۵. تحلیل روانشناختی جنون سرهنگ کورتز
شخصیت کورتز نمونه بارز فروپاشی روانی در اثر مواجهه با وحشت مطلق جنگ است. او که زمانی افسری نمونه و باهوش بود متوجه شد که قوانین جنگی مدرن نوعی نفاق و ریاکاری هستند. کورتز برای پیروزی در جنگ به این نتیجه رسید که باید اخلاقیات سنتی را کنار گذاشت و به غرایز بدوی بازگشت. از دیدگاه روانپزشکی او دچار نوعی گسست شخصیتی و اختلال اضطراب پس از سانحه (PTSD) شدید شده است. او خود را به عنوان یک نجاتدهنده یا مظهر حقیقتی خشن میبیند که دیگران از پذیرش آن واهمه دارند و این دیدگاه او را به مرز جنون کشانده است.
۶. بررسی ریشههای تاریخی و اقتباس از قلب تاریکی
فیلم اقتباسی آزاد از رمان کوتاه قلب تاریکی اثر جوزف کنراد است که داستان آن در اواخر قرن نوزدهم در کنگو میگذرد. کوپولا با انتقال بستر زمانی به جنگ ویتنام توانست استعارههای رمان را در دوران معاصر بازآفرینی کند. سرهنگ کورتز در حقیقت نسخه بهروزشده کاراکتر کورتز در رمان کنراد است که در آنجا نیز تاجری نابغه بود که در اعماق جنگلهای آفریقا به جنون قدرت گرفتار شد.
در تاریخ معاصر نیز شخصیتهایی شبیه کورتز وجود داشتهاند؛ افسرانی که در جنگهای چریکی طولانی ارتباط خود را با مرکز فرماندهی قطع کرده و قوانین خود را بنا نهادند. براندو با درک این پیشینه تاریخی توانست کورتز را نه به عنوان یک شرور سادهلوح بلکه به عنوان مظهر استعمار، زیادهخواهی و فروپاشی تمدن مدرن در جنگلهای بیقانون به تصویر بکشد.
این بازی فراتر از یک نقشآفرینی معمولی رفت و به بیانیهای علیه امپریالیسم و جنگطلبی تبدیل شد که با بازی بینظیر براندو جاودانه گشت.
۷. بازتاب بازی براندو در رسانهها و سینمای مدرن
نقشآفرینی براندو در نقش کورتز به یکی از ارجاعدادهشدهترین شخصیتهای تاریخ سینما تبدیل شده است. از فیلمهای جنگی بعدی گرفته تا انیمیشنها و بازیهای ویدئویی همگی به نوعی از تصویر سایهوار و دیالوگهای آرام اما کوبنده کورتز الهام گرفتهاند. منتقدان سینما بازی او را کلاس درسی در زمینه بازیگری متد (Method acting) با وجود محدودیتهای فیزیکی میدانند. حضور کوتاه او نشان داد که تأثیرگذاری یک بازیگر به مدتزمان حضورش در صفحه نمایش بستگی ندارد بلکه به عمق درک او از نقش مربوط است.
۸. اسرار پشتپرده و شایعات لوکیشن فیلمبرداری
تولید فیلم اینک آخرالزمان در فیلیپین با مصائب زیادی همراه بود که فرآیند شکلگیری نقش کورتز را تحت تأثیر قرار داد. طوفانهای شدید لوکیشنها را نابود کردند و حمله قلبی مارتین شین کار را به تعطیلی کشاند. در این میان شایعات زیادی درباره رفتارهای عجیب براندو بر سر زبانها افتاد؛ از جمله اینکه او با دنیس هاپر (Dennis Hopper) که نقش عکاسخبرنگار را بازی میکرد هماهنگ نبود و ترجیح میداد در روزهایی که هاپر در صحنه حضور دارد فیلمبرداری نکند. این تنشهای واقعی در پشت صحنه به فضای تیره و تار فیلم کمک کرد و حس انزوا و دوری کورتز از دیگران را تقویت نمود.
۹. سوءبرداشتها از رفتار غیرحرفهای مارلون براندو
بسیاری از منتقدان در آن زمان براندو را متهم کردند که با ناآمادگی و رفتارهای عجیب خود تولید فیلم را به خطر انداخته است. اما با گذشت زمان مشخص شد که تصمیمات او فراتر از تنبلی ساده بوده و او به دنبال کشف حقیقت درونی نقش بوده است. او میدانست که یک کورتز عضلانی و نظامی کلیشهای نمیتواند عمق فلسفی رمان کنراد را منتقل کند.
این ایده که کورتز باید مانند یک بودای تاریک و چاق در سایهها بنشیند ایدهای خلاقانه بود که براندو به فیلم تحمیل کرد. این رویکرد به جای تضعیف فیلم به آن هویتی جاودانه بخشید و سوءبرداشتهای اولیه درباره همکاری نکردن او با کوپولا را به تحسین خلاقیتش تبدیل کرد.
۱۰. ارتباط جنون جنگی کورتز با سیاستهای ویتنام
سرهنگ کورتز در واقع آینهای تمامنما از سیاستهای نظامی ایالات متحده در جنگ ویتنام است. او بازتابدهنده تناقضی است که در آن ارتش برای نجات یک ملت دست به نابودی کامل آن میزند. کورتز این حقیقت تلخ را آشکار میکند و به همین دلیل ارتش میخواهد او را حذف کند؛ نه به خاطر اینکه او آدم میکشد بلکه به خاطر اینکه او نقاب از چهره کریه و بدون روتوش جنگ برمیدارد و حقیقت عریان آن را فریاد میزند.
۱۱. مقایسه بازی کورتز با دیگر نقشهای براندو
اگر بازی براندو در نقش کورتز را با نقش دون ویتو کورلئونه مقایسه کنیم تفاوت رویکرد او در بازیگری را درک میکنیم. در حالی که دون ویتو شخصیتی خانوادگی، باپرنسیب و متکی بر دیالوگهای آرام اما کنترلشده است کورتز شخصیتی وحشی، متلاشیشده و غیرقابلپیشبینی دارد. براندو در کورتز تمام جذابیتهای ظاهری و بازیگری سنتی خود را کنار میگذارد و به نوعی عریانی روحی میرسد.
او در این نقش از ابزار صدای خشدار و بدن سنگین خود به عنوان سلاحی برای ایجاد فضای خفقانآور استفاده میکند. این مقایسه نشان میدهد که چگونه براندو قادر بود با تغییر کامل فیزیک و لحن خود شخصیتهایی کاملاً متفاوت اما به یک اندازه ماندگار خلق کند.
۱۲. تأثیر ماندگار کورتز بر سینمای وحشت روانشناختی
نقشآفرینی براندو در نقش کورتز مرزهای ژانر جنگی را جابهجا کرد و آن را به سینمای وحشت روانشناختی نزدیک ساخت. کورتز هیولایی نیست که در تاریکی پنهان شده باشد تا ناگهان حمله کند؛ او هیولایی است که با منطق سرد و بیپروای خود ذهن مخاطب را تسخیر میکند. تماشای او لرزه بر اندام میاندازد چون او با آرامش از فجایعی صحبت میکند که بشریت قادر به انجام آنهاست و این تأثیر تا ابد در ذهن سینمادوستان باقی خواهد ماند.
جمعبندی نهایی
بازی مارلون براندو در نقش سرهنگ کورتز فراتر از یک نقشآفرینی سینمایی و در واقع بیانیهای فلسفی درباره سقوط اخلاقی بشر در چنگال جنگ است. براندو با استفاده خلاقانه از سایهها، بداههپردازیهای عمیق و پذیرش فیزیک متفاوت خود شخصیتی خلق کرد که ترسناک، فیلسوفانه و هیپنوتیزمکننده است. او نشان داد که چگونه حضور کوتاه اما پرابهت میتواند کل ساختار یک فیلم حماسی را تحت شعاع قرار دهد و استانداردی جدید برای سینمای روانشناختی تعریف کند.



مرسی از مقاله خوبی که زحمت ترجمه ش رو کشیدی…
ایده خوبی به کار بردی که متنهای کلیدی رو تو سمت چپ می نویسی..
شبیه BBC شده!
مثل همیشه قشنگ بود .
موفق باشی
فوق العاده بود . مثل همیشه .
سلام دکتر عزیز
بی ربطه
اما این سایت مشخص میکنه بازدیدکننده های سایت شما روی چه لینک هایی در چه زمانیهایی کلیک کرده اند:
http://crazyegg.com
سلام دکتر. خسته نباشید. از شما متشکرم. استفاده کردم.
مرسی از مطالب خوبتون
همیشه حق با روباه هاست دکتر جان
مدتها دنبال فرهنگنامهء دهخدا می گشتم. امروز لینک اون رو توی لینکدونی سمت راست وبلاگ تون دیدم. چند واژه ای رو که به دنبال معنی شان بودم، جستجو کردم و پاسخ همگی رو به تمام و کمال گرفتم. سایت بسیار کارآمد و عالیی بود. از معرفی کردن آن سپاسگذارم. شاد و پیروز باشید.
پاسخ: سایت بسیار خوبیه، کاش فرهنگهایی مثل ایرانیکا هم به همین ترتیب روی وب قرار میگرفتند. البته از ظواهر امر پیداست آن سایت به صورت غیرقانونی این کار را انجام داده!
مقالهء بسیار عالیی بود. از ارتباط موزیلا و گوگول اطلاع داشتم، اما نمیدونستم که اینقدر وسعت داره. سپاسگذار.
سلام.نوشته جالبی بود.اما یک نکته:
الان سهم فایرفاکس در دنیای مرورگرها ۳۶ درصد هست.
جدول مقایسه رو ببینید :
http://www.w3schools.com/browsers/browsers_stats.asp
پاسخ: نه! آمارهای سایتی که اشاره کردید، چندان معتبر نیست. من آمارهای معتبر دیگری دارم که این عدد را تأیید نمیکنند. ضمن اینکه مقالههای نیویورک تایمز بسیار با دقت ویرایش میشوند . کمتر میشود خطایی در آنها یافت.
سلام !
میشه لطف کنید و اسم افزونه ای را که خودش جی میل را چک می کنه تا ببینه ایمیل جدید اومده یا نه را بنویسید . همین جا سر میزنم !
پاسخ: Gmail Notifier