بازی داستین هافمن در نقش دوروتی مایکلز در فیلم Tootsie (1982) | جسور، کمدی، زنپوش، هوشمندانه، تماشایی
آشنایی با نقشآفرینیهای کلاسیک تاریخ سینما میتواند یکی از راههای کاربردی و افزاینده دانش برای درک عمیقتر هنر بازیگری متد باشد. در این مقاله قصد داریم بازی داستین هافمن (Dustin Hoffman) در نقش دوروتی مایکلز (Dorothy Michaels) در فیلم کمدی و تماشایی توتسی (Tootsie) محصول سال ۱۹۸۲ را به طور مفصل بررسی کنیم. چرا این نقشآفرینی پس از گذشت چندین دهه هنوز به عنوان الگویی برای بازیگری جنسیتگریز تدریس میشود؟ آیا بازی هافمن صرفاً یک کمدی موقعیت ساده و خندهدار بود یا لایههای عمیق روانشناختی و جامعهشناختی را در خود جای داده بود؟ در این مقاله میخواهیم ببینیم که چگونه یک بازیگر مرد توانست یکی از باورپذیرترین و جسورانهترین پرترههای زنانه تاریخ سینما را بدون سقوط به ورطه لودگی خلق کند.
فهرست مطالب
- ۱. شناسنامه اثر و معرفی عوامل فیلم توتسی
- ۲. خلاصه داستان فیلم توتسی و ماجرای تغییر هویت مایکل
- ۳. تحلیل متد بازیگری داستین هافمن در نقش دوروتی
- ۴. چالشهای گریم و طراحی ظاهر دوروتی مایکلز
- ۵. پیامهای فمینیستی و لایههای اجتماعی اثر
- ۶. بررسی رابطه مایکل دورسی با بازیگران دیگر در طول فیلم
- ۷. طنز موقعیت و بازتعریف کمدی زنپوش در سینمای هالیوود
- ۸. اسرار پشتصحنه و وسواسهای عجیب داستین هافمن
- ۹. نگاه مدرن به فیلم توتسی از زاویه دید مطالعات جنسیتی امروزی
- ۱۰. تاثیر فیلم توتسی بر سینمای کمدی پس از خود
- ۱۱. جوایز، موفقیتهای تجاری و واکنش منتقدان به بازی هافمن
- ۱۲. تحلیل سکشن نهایی و تحول درونی شخصیت مایکل دورسی
۱. شناسنامه اثر و معرفی عوامل فیلم توتسی
فیلم سینمایی توتسی در سال ۱۹۸۲ به کارگردانی سیدنی پولاک (Sydney Pollack) ساخته شد. این فیلم در ژانر کمدی درام و رمانتیک قرار میگیرد و یکی از موفقترین آثار دهه هشتاد میلادی است. در این فیلم داستین هافمن نقش اصلی یعنی مایکل دورسی و بدل زنانه او یعنی دوروتی مایکلز را بازی میکند. جسیکا لنگ (Jessica Lange) در نقش جولی نیکولز بازی درخشانی ارائه داد که برای او جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را به ارمغان آورد. تری گار (Teri Garr) در نقش سندی، دابنی کلمن در نقش کارگردان مغرور سریال و خود سیدنی پولاک در نقش مدیر برنامههای مایکل، تیم بازیگری قوی این اثر را تکمیل کردند. فیلمنامه این اثر توسط دان گلبارت و لری گلبرت نگاشته شد که به خاطر دیالوگهای هوشمندانه و ریتم سریعش تحسین شد. موسیقی متن فیلم نیز توسط دیو گروسین ساخته شد که به خوبی حس و حال نیویورک دهه هشتاد و تنشهای عاطفی شخصیتها را منعکس میکرد. این اثر با بودجهای محدود توانست به فروش خیرهکنندهای دست یابد و جایگاه خود را به عنوان یک کلاسیک کمدی تثبیت کند. همکاری هافمن و پولاک به عنوان دو نیروی محرکه اصلی فیلم، منجر به خلق اثری شد که پس از سالها هنوز طراوت خود را حفظ کرده است.
داستین هافمن پیش از این فیلم با بازی در نقشهای دراماتیک سنگین مانند فارغالتحصیل و کرامر علیه کرامر شناخته میشد و ورود او به یک کمدی زنپوش ریسک بزرگی به شمار میرفت. پولاک با مهارت بالایی توانست تعادل میان کمدی موقعیت و درام جدی را حفظ کند. حضور جسیکا لنگ به عنوان معشوقه مایکل و دوست صمیمی دوروتی، کانون عاطفی فیلم را شکل میدهد و تضادهای اخلاقی شخصیت اصلی را برجسته میسازد. جزئیات دقیق گریم، طراحی لباس مناسب دوره زمانی و فیلمبرداری واقعگرایانه در خیابانهای شلوغ نیویورک، همگی به باورپذیری این دنیای داستانی کمک شایانی کردند.
۲. خلاصه داستان فیلم توتسی و ماجرای تغییر هویت مایکل
داستان فیلم درباره مایکل دورسی است؛ بازیگری بااستعداد اما بسیار بدقلق و کمالگرا در نیویورک که به دلیل رفتارهای وسواسیاش هیچ تهیهکننده و کارگردانی حاضر به همکاری با او نیست. او که شدیداً به پول نیاز دارد تا نمایشنامه دوستش را روی صحنه ببرد، تصمیم میگیرد در یک اقدام جنونآمیز خود را به شکل یک زن درآورد تا برای نقشی در یک سریال عامهپسند تلویزیونی تست بدهد. او نام خود را دوروتی مایکلز میگذارد و با گریم، کلاهگیس و تغییر صدا موفق میشود نقش یک زن قوی و مستقل به نام امیلی کیمبرلی را در سریال به دست آورد. دوروتی به سرعت به محبوبیت بینظیری در میان تماشاگران تلویزیون دست مییابد زیرا رفتارهای قاطعانه و زنانه او فراتر از کلیشههای سنتی زنان در رسانهها است. با این حال اوضاع زمانی پیچیده میشود که مایکل عاشق همبازی خود جولی میشود، در حالی که جولی تنها دوروتی را به عنوان یک دوست صمیمی و رازدار زن میبیند. از سوی دیگر پدر جولی نیز عاشق دوروتی میشود و این موضوع کمدی اشتباهات را به اوج خود میرساند.
مایکل در طول این مسیر متوجه میشود که حفظ این دروغ دوگانه تا چه حد فرساینده و دشوار است. او باید مدام بین هویت واقعی خود به عنوان یک مرد مجرد و هویت ساختگیاش به عنوان یک ستاره زن تلویزیونی جابجا شود. این وضعیت او را در موقعیتهای اخلاقی سختی قرار میدهد؛ او از یک طرف طعم موفقیت کاری را که سالها آرزویش را داشت میچشد و از طرف دیگر نمیتواند احساسات واقعی خود را به زنی که دوست دارد ابراز کند. نقطه اوج داستان جایی است که مایکل باید در پخش زنده تلویزیونی نقاب از چهره بردارد و حقیقت را افشا کند، تصمیمی که زندگی حرفهای و شخصی او را برای همیشه دگرگون میسازد.
۳. تحلیل متد بازیگری داستین هافمن در نقش دوروتی
بازی داستین هافمن در نقش دوروتی مایکلز نمونهای درخشان از بازیگری متد (Method acting) است. هافمن برای این نقش صرفاً به تغییر لباس و تقلید رفتارهای زنانه بسنده نکرد، بلکه تلاش کرد تا روانشناسی یک زن را در جامعه آن زمان درک کند. او ماهها قبل از شروع فیلمبرداری با لباس زنانه در خیابانهای نیویورک راه میرفت تا ببیند مردم چگونه با او رفتار میکنند. این تجربه به او فهماند که زنان چقدر در معرض نگاههای ابزارگرایانه و بیتوجهیهای روزمره مردان قرار دارند. هافمن با تغییر فرکانس صدای خود بدون اینکه به صدای بسیار نازک و تصنعی متوسل شود، توانست صدایی باورپذیر برای دوروتی خلق کند که نشاندهنده زنی میانسال، باوقار و در عین حال قاطع بود. حرکات بدن او، نحوه نشستن، راه رفتن با کفشهای پاشنهبلند و حتی ژستهای دست او کاملاً درونی شده بودند و هیچ نشانی از ادا و اصولهای کمدیهای سطحی در آنها دیده نمیشد.
تمرکز هافمن بر روی جزئیات رفتاری دوروتی باعث شد تا تماشاگر فراموش کند که در حال تماشای یک بازیگر مرد در لباس زنانه است. او به دوروتی شخصیتی مستقل، باهوش و دوستداشتنی بخشید که فراتر از کالبد فیزیکی مایکل دورسی وجود خارجی داشت. این سطح از تعهد به نقش، چالشهای روانی زیادی برای هافمن به همراه داشت، زیرا او مجبور بود مرز باریک میان دو شخصیت کاملاً متفاوت را در هر لحظه حفظ کند. ظرافتهای بازیگری او در صحنههایی که مایکل در قالب دوروتی نسبت به مسائل واکنشهای غریزی مردانه نشان میدهد و فوراً مجبور به کنترل آن میشود، اوج مهارت بازیگری او را به نمایش میگذارد.
۴. چالشهای گریم و طراحی ظاهر دوروتی مایکلز
طراحی ظاهر دوروتی مایکلز یکی از بزرگترین چالشهای فنی فیلم توتسی بود. هدف تیم گریم این بود که داستین هافمن به عنوان یک زن میانسال معمولی و محترم به نظر برسد، نه یک مرد در لباس زنانه کارناوالی. برای دستیابی به این هدف، روزانه ساعتها وقت صرف گریم هافمن میشد. از قطعات سیلیکونی کوچک برای تغییر فرم فک و گونهها استفاده شد و پوست او با روشهای خاصی کشیده میشد تا چین و چروکهای مردانه پنهان شوند. کلاهگیسهای متعددی تست شدند تا در نهایت مدلی انتخاب شود که با فرم صورت او سازگاری داشته باشد و طبیعی به نظر برسد. همچنین دندانهای مصنوعی ویژهای برای تغییر ساختار دهان و بهبود تلفظ صداهای زنانه طراحی شد.
لباسهای دوروتی نیز با دقت زیادی توسط طراح لباس انتخاب شدند. آنها باید به گونهای طراحی میشدند که عرض شانههای مردانه هافمن را بپوشانند و خطوط کمر و باسن را طبیعیتر نشان دهند. استفاده از یقه کلاهدار، شالگردنها و عینکهای بزرگ با فریمهای زنانه به پنهان کردن ویژگیهای مردانه گردن و صورت کمک شایانی کرد. هافمن مجبور بود اصلاحات مکرر پوست صورت و بدن را تحمل کند که باعث ایجاد حساسیتهای پوستی شدید برای او میشد. این چالشهای فیزیکی طاقتفرسا، کارایی و تمرکز او را در طول فیلمبرداریهای طولانیمدت به شدت تحت تاثیر قرار میداد، اما نتیجه نهایی آنقدر متقاعدکننده بود که تمامی این سختیها را توجیه میکرد.
۵. پیامهای فمینیستی و لایههای اجتماعی اثر
توتسی تنها یک فیلم کمدی سرگرمکننده نیست، بلکه نقدی تند و تیز به ساختار مردسالارانه جامعه و صنعت سرگرمی در دهه هشتاد میلادی است. مایکل دورسی تا پیش از اینکه لباس دوروتی را به تن کند، متوجه رفتارهای تبعیضآمیز همکاران مرد خود نسبت به زنان نبود. او به عنوان دوروتی شخصاً تجربه میکند که چگونه مدیران و کارگردانان تلویزیونی با زنان به عنوان موجوداتی دستدوم، ضعیف و فاقد شعور حرفهای برخورد میکنند. دوروتی مایکلز با ایستادگی در برابر رفتارهای تحقیرآمیز کارگردان سریال و بازنویسی دیالوگهای ضعیف خود، به نمادی از توانمندسازی زنان تبدیل میشود. او به زنان دیگر در محیط کار یاد میدهد که چگونه برای حقوق خود بجنگند و اجازه ندهند که مردان آنها را نادیده بگیرند.
فیلم به زیبایی نشان میدهد که چگونه مایکل با زندگی در قالب یک زن، به مرد بهتری تبدیل میشود. او در انتهای فیلم به جولی میگوید: «من به عنوان یک زن با تو مرد بهتری بودم نسبت به زمانی که به عنوان یک مرد با زنان دیگر رفتار میکردم.» این جمله کلیدی، پیام اصلی فیلم را خلاصه میکند؛ درک متقابل جنسیتها تنها از طریق تجربه مستقیم سختیهای طرف مقابل امکانپذیر است. فیلم توتسی با زبانی شوخطبعانه اما تاثیرگذار، کلیشههای جنسیتی را به چالش میکشد و اهمیت احترام متقابل و برابری را در روابط انسانی و حرفهای گوشزد میکند.
۶. بررسی رابطه مایکل دورسی با بازیگران دیگر در طول فیلم
پویایی روابط میان مایکل/دوروتی با سایر شخصیتهای فیلم، موتور محرکه درام و کمدی کار است. رابطه دوروتی با جولی (جسیکا لنگ) هسته عاطفی فیلم را تشکیل میدهد. جولی به دوروتی به عنوان یک پناهگاه امن و زنی عاقل اعتماد میکند و درددلهای زنانهاش را با او در میان میگذارد. این رابطه برای مایکل بسیار دردناک است زیرا او از یک سو عاشق جولی است و از سوی دیگر مجبور است نقش صمیمیترین دوست زن او را بازی کند. این تضاد درونی باعث میشود که هافمن بازی بسیار ظریفی را در صحنههای مشترک با لنگ ارائه دهد؛ چشمهای او پر از حسرت و عشق است در حالی که زبانش باید کلمات زنانه و خواهرانه ادا کند.
از طرف دیگر رابطه کمدی دوروتی با پدر جولی (با بازی چارلز دارنینگ) موقعیتهای خندهدار بینظیری را خلق میکند. دارنینگ با بازی سادهدلانه خود در نقش مردی مسن که شیفته شخصیت محکم و مهربان دوروتی شده، تضاد عجیبی با هافمن ایجاد میکند. تلاشهای مایکل برای رد کردن مودبانه ابراز علاقههای او بدون اینکه هویتش فاش شود، از جذابترین بخشهای فیلم است. همچنین رابطه کاری تنشزا میان دوروتی و کارگردان سریال (دابنی کلمن) نشاندهنده مبارزه مداوم زنان با اقتدارطلبی مردانه در محیط کار است که هافمن آن را با صلابت تمام به تصویر میکشد.
۷. طنز موقعیت و بازتعریف کمدی زنپوش در سینمای هالیوود
سنت کمدیهای زنپوش در سینما سابقهای طولانی دارد، از فیلمهای صامت گرفته تا شاهکاری مانند بعضیها داغشو دوست دارند (Some Like It Hot). با این حال توتسی رویکرد متفاوتی را اتخاذ کرد. در کمدیهای قبلی، تمرکز بیشتر بر روی شوخیهای فیزیکی ناشی از ناشیگری مردان در لباس زنانه بود. اما در توتسی، کمدی از تضاد درونی شخصیت مایکل و تلاش وسواسی او برای جدی گرفته شدن به عنوان یک بازیگر ناشی میشود. دوروتی مایکلز کاریکاتور نیست؛ او زنی است با وقار که جامعه او را جدی میگیرد و همین امر شوخیها را عمیقتر و هوشمندانهتر میکند. طنز فیلم بیشتر کلامی و موقعیتی است تا فیزیکی و لوده.
هافمن با بازی دقیق خود مرز میان شوخی و لودگی را حفظ میکند. کمدی در اینجا ابزاری است برای افشای ریاکاریهای اجتماعی و نه صرفاً خنداندن تماشاگر به هر قیمتی. وقتی دوروتی در برابر دوربینهای تلویزیونی بداههپردازی میکند و هنجارهای سنتی را میشکند، تماشاگر همزمان میخندد و تحسین میکند. این رویکرد هوشمندانه باعث شد تا توتسی به استانداردی جدید در کمدیهای هالیوود تبدیل شود و نشان دهد که میتوان با موضوعات حساس جنسیتی شوخی کرد بدون اینکه به شأن و جایگاه انسانی افراد آسیبی وارد شود.
۸. اسرار پشتصحنه و وسواسهای عجیب داستین هافمن
داستین هافمن به وسواس شدید در کارهای خود معروف است و پروژه توتسی نیز از این قاعده مستثنی نبود. اختلافات او با کارگردان فیلم، سیدنی پولاک، در طول تولید بسیار معروف است. هافمن میخواست فیلم بیشتر جنبه دراماتیک و جدی داشته باشد در حالی که پولاک بر روی جنبههای کمدی و تجاری آن تاکید میکرد. این دو نفر ساعتها در پشتصحنه درباره جزئیات صحنهها و دیالوگها بحث و جدل میکردند. حتی گفته میشود که پولاک نقش مدیر برنامههای مایکل را تنها به این دلیل پذیرفت که بتواند جلوی دوربین به راحتی با هافمن بحث کند و این پویایی واقعی را به فیلم منتقل کند.
یکی دیگر از داستانهای جالب پشتصحنه مربوط به تست گریم هافمن است. او اصرار داشت که گریم دوروتی باید به قدری طبیعی باشد که بتواند دختر خودش را در مدرسه فریب دهد. او با گریم کامل به مدرسه دخترش رفت و خود را به عنوان عمه دوروتی معرفی کرد و هیچکس متوجه هویت واقعی او نشد. این موفقیت به هافمن اعتماد به نفس لازم را برای بازی در این نقش داد. او همچنین اعتراف کرد که پس از دیدن گریم نهایی خود روی مانیتور گریه کرده است، زیرا متوجه شده که هر چقدر هم تلاش کند نمیتواند به یک زن واقعاً زیبا تبدیل شود و این تجربه به او نشان داد که جامعه چقدر به ظاهر زنان اهمیت میدهد و زنان غیرزیبا چقدر نادیده گرفته میشوند.
۹. نگاه مدرن به فیلم توتسی از زاویه دید مطالعات جنسیتی امروزی
با گذشت بیش از چهار دهه از ساخت توتسی، بازخوانی این فیلم از منظر تئوریهای جنسیتی مدرن بسیار جالب توجه است. امروزه برخی از منتقدان ممکن است این ایراد را مطرح کنند که چرا یک مرد باید به زنان یاد بدهد که چگونه فمینیست باشند یا حقوق خود را مطالبه کنند. با این حال اکثر تحلیلگران همچنان فیلم را اثری پیشرو میدانند که توانسته جلوتر از زمانه خود حرکت کند. فیلم به جای تمرکز بر روی مسائل ترنسجندر یا هویت جنسیتی، بیشتر بر روی تجربه زیسته یک مرد در قالب یک زن و تغییر جهانبینی او تمرکز دارد. این زاویه دید به مخاطب مرد کمک میکند تا همدلی بیشتری با مسائل زنان پیدا کند.
نقد فیلم به صنعت رسانه و استانداردهای دوگانه زیبایی و رفتار برای زنان، امروزه نیز کاملاً مرتبط و معتبر است. در عصر شبکههای اجتماعی که فشار بر روی زنان برای نمایش تصویری بینقص و مطیع بیشتر شده است، شخصیت دوروتی مایکلز با ظاهر معمولی و رفتار قاطع خود همچنان الهامبخش است. فیلم نشان میدهد که جنسیت یک برساخت اجتماعی است و رفتارهای مرتبط با آن چقدر میتوانند تحت تاثیر شرایط محیطی تغییر کنند. این نگاه عمیق روانشناختی است که توتسی را از یک کمدی ساده به یک سند فرهنگی مهم تبدیل میکند.
۱۰. تاثیر فیلم توتسی بر سینمای کمدی پس از خود
توتسی راه را برای بسیاری از فیلمهای کمدی بعدی که به موضوع تغییر جنسیت یا پوشش موقت میپرداختند هموار کرد. مشهورترین نمونه آن فیلم خانم داوتفایر (Mrs. Doubtfire) با بازی درخشان رابین ویلیامز است که به وضوح تحت تاثیر ساختار و رویکرد توتسی ساخته شده بود. تفاوتهای ظریف در گریم و بازیگری متد که هافمن پایهگذاری کرد، به استانداردی برای بازیگرانی تبدیل شد که میخواستند نقش جنس مخالف را بازی کنند. سینمای جهان الگوهای مشابهی را در کشورهای مختلف تکرار کرد، اما تعداد کمی از آنها توانستند به تعادل ظریف توتسی میان نقد اجتماعی و کمدی سرگرمکننده دست یابند.
علاوه بر این، فیلم تاثیر زیادی بر نحوه نگارش شخصیتهای زن در کمدیهای هالیوود گذاشت. دوروتی مایکلز نشان داد که تماشاگران آماده پذیرش زنان قوی، مستقل و حتی تندخو در تلویزیون و سینما هستند و نیازی نیست که شخصیتهای زن همیشه در نقشهای فرعی یا تزیینی ظاهر شوند. این فیلم به تهیهکنندگان ثابت کرد که کمدیهای هوشمندانه با محوریت مسائل جنسیتی میتوانند در گیشه نیز بسیار موفق باشند و مخاطبان گستردهای از هر دو جنس را به سینماها بکشانند.
۱۱. جوایز، موفقیتهای تجاری و واکنش منتقدان به بازی هافمن
توتسی در زمان اکران خود با استقبال بینظیر منتقدان و تماشاگران مواجه شد. فیلم نامزد دریافت ده جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر نقش اول مرد برای داستین هافمن شد. اگرچه هافمن اسکار را به بن کینگزلی برای فیلم گاندی واگذار کرد، اما بازی او در نقش دوروتی همواره به عنوان یکی از بهترین نقشآفرینیهای تاریخ سینما یاد میشود. جسیکا لنگ تنها برنده اسکار این فیلم در بخش بازیگری بود. فیلم در گیشه نیز طوفان به پا کرد و به دومین فیلم پرفروش سال ۱۹۸۲ پس از ای.تی. موجود فرازمینی تبدیل شد.
منتقدان برجستهای مانند راجر ایبرت بازی هافمن را به خاطر صمیمیت و صداقتش ستودند. آنها اشاره کردند که هافمن هرگز اجازه نداد دوروتی به یک شوخی مبتذل تبدیل شود و او را با چنان احترامی بازی کرد که مخاطب کاملاً با او همراه میشد. انجمن فیلم آمریکا (AFI) بعداً توتسی را در رتبه دوم لیست صد فیلم کمدی برتر تاریخ سینما قرار داد که نشاندهنده ماندگاری و ارزش هنری بالای این اثر در طول زمان است.
۱۲. تحلیل سکشن نهایی و تحول درونی شخصیت مایکل دورسی
تحول شخصیت مایکل دورسی در پایان فیلم به زیباترین شکل ممکن به تصویر کشیده میشود. او که در ابتدا مردی مغرور، خودخواه و طلبکار از دنیا بود، در انتهای مسیر به درک عمیقی از روابط انسانی و محدودیتهای خود میرسد. او متوجه میشود که برای به دست آوردن احترام و عشق، نیازی به فریبکاری و پنهانکاری نیست. اعتراف نهایی او در پخش زنده اگرچه کار حرفهای او را به عنوان دوروتی نابود میکند، اما آزادی اخلاقی و روانیاش را به او بازمیگرداند. او در نهایت با پذیرش اشتباهات خود، تلاش میکند تا رابطهاش با جولی را بر پایهای جدید و صادقانه بنا کند.
سکانس پایانی فیلم در خیابانهای نیویورک، جایی که مایکل و جولی در میان جمعیت قدم میزنند و با هم گفتگو میکنند، یکی از آرامترین و در عین حال تاثیرگذارترین پایانهای سینمایی است. دیگر خبری از گریم و کلاهگیس دوروتی نیست، اما روح دوروتی و درسهایی که مایکل از او آموخته، در رفتارش با جولی جریان دارد. او حالا آماده است تا به عنوان یک انسان برابر و همدل با شریک زندگیاش برخورد کند. این پایانبندی نشان میدهد که بزرگترین دستاورد مایکل از این ماجراجویی عجیب، نه شهرت و پول، بلکه رسیدن به بلوغ عاطفی و اخلاقی بوده است.
جمعبندی نهایی
بازی داستین هافمن در نقش دوروتی مایکلز در فیلم توتسی، فراتر از یک تغییر چهره ساده، کاوشی عمیق در مفاهیم هویت، جنسیت و اخلاق حرفهای است. هافمن با تعهد بینظیر به متد بازیگری و عبور از مرزهای کلیشهای کمدی زنپوش، شخصیتی را خلق کرد که همزمان خندهدار، محترم و تاثیرگذار است. این اثر با نقد هوشمندانه ساختارهای مردسالارانه هالیوود و جامعه دهه هشتاد، پیامی ماندگار درباره درک متقابل و احترام ارائه میدهد و همچنان به عنوان یکی از قلههای بازیگری در تاریخ سینمای جهان میدرخشد.










سلام
واقعا جالب بود . دلیل به وجود آمدن این سنگ های چیه؟
حضور خالق در ذره ، ذره ى جهان پیداست
Amazing!, thanks
جلل الخالق
واقعا جالب بود/.
سلام
واقعا از مطلب سایت شما لذت بردم وبا تشکراززحمات شما اگر امکان دارد update سایت روبرام ارسال کنید
با تشکر
فوق العاده هست.واقعآ موارد عجیب زیاد هست ولی نمی دونم
چرا دانشمندها زیاد روی اون ها کار نمی کنن.
!!Amazing! But they are scary
ba salam,
khaili jalab bood,marci az shoma ,ka in khabar haya khob va jalab ro ba ma midahid.