هورمون اکسی توسین چگونه روابط اجتماعی و اعتماد به دیگران را مهندسی می‌کند؟

اعتماد، چسب نامرئی جامعه بشری، سال‌هاست که موضوع بحث فیلسوفان و جامعه‌شناسان بوده است؛ اما آیا می‌دانستید ریشه اصلی این احساس عمیق در ساختار بیولوژیک ما نهفته است؟ هورمون اکسی‌توسین که پیش‌تر تنها به عنوان عامل تسهیل زایمان شناخته می‌شد، اکنون به عنوان کلید اصلی بیولوژی روابط انسانی شناخته می‌شود. در این مقاله می‌خواهیم بررسی کنیم که چگونه یک پیام‌رسان شیمیایی ساده می‌تواند مرزهای اعتماد و بدبینی را در ذهن ما جابه‌جا کند. آیا واقعاً می‌توان با دستکاری این هورمون، میزان وفاداری یا اعتماد افراد را تغییر داد؟ چرا برخی افراد به صورت ژنتیکی قادر به بی‌اعتمادی نیستند و نقش این پدیده در تصمیم‌گیری‌های کلان اجتماعی چیست؟

💡مختصر و مفید

اکسی‌توسین یک نوروپپتید و هورمون مغزی است که علاوه بر نقش در زایمان، به عنوان تسهیل‌کننده اصلی پیوند اجتماعی و اعتماد متقابل عمل می‌کند. این ماده با کاهش فعالیت آمیگدال، حس ترس و تهدید را در مواجهه با دیگران کاهش می‌دهد و تمایل به همکاری را بالا می‌برد. اختلال در تنظیم این هورمون در بیماری‌هایی مانند سندرم ویلیامز منجر به اعتماد افراطی و بی‌رویه به غریبه‌ها می‌شود. پژوهش‌های علمی نشان می‌دهند که حتی دوزهای استنشاقی این هورمون می‌توانند رفتارهای اقتصادی و میزان باورپذیری سخنان دیگران را تغییر دهند. با این حال، عوامل محیطی و ساختارهای حاکمیتی نیز در شکل‌گیری نهایی اعتماد اجتماعی نقشی تعیین‌کننده دارند.

تکامل روابط اجتماعی و پیوندهای بیولوژیک در مغز انسان

بشر اولیه برای بقا در طبیعت وحشی و خشن، ناگزیر به تشکیل گروه‌ها و جوامع کوچک بود. در این مسیر، بزرگ‌ترین چالش پیش روی انسان‌های باستان، تشخیص دوست از دشمن و ایجاد بستری برای همکاری‌های بلندمدت بود. بدون وجود مکانیزمی برای کاهش سوءظن، هیچ‌گونه معامله، اشتراک‌گذاری غذا یا مراقبت مشترک از فرزندان شکل نمی‌گرفت. زیست‌شناسی تکاملی نشان می‌دهد مغز ما در طول صدها هزار سال، ابزارهای شیمیایی پیچیده‌ای را برای غلبه بر ترس از بیگانگان توسعه داده است. این سیستم‌های عصبی به ما کمک می‌کنند تا سیگنال‌های غیرکلامی مانند لبخند، لحن صدا و زبان بدن را پردازش کرده و بر اساس آن‌ها تصمیم بگیریم که آیا شخص مقابل تهدیدی برای ما به شمار می‌رود یا خیر. در واقع، بقای فیزیکی ما به توانایی ما در برقراری ارتباط ایمن وابسته بوده است.

با گذشت زمان و پیچیده‌تر شدن جوامع انسانی، این مکانیزم‌های زیستی ساده به ساختارهای پیچیده اجتماعی و اقتصادی تبدیل شدند. امروزه ما بدون اینکه متوجه باشیم، در هر تعامل روزمره، از خرید یک نان ساده گرفته تا سرمایه‌گذاری‌های بزرگ مالی، از این میراث تکاملی استفاده می‌کنیم. دانشمندان علوم اعصاب شناختی دریافته‌اند که تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر اعتماد، صرفاً یک تحلیل عقلانی و دو دو تا چهار تای ذهنی نیستند، بلکه ریشه در فعل و انفعالات شیمیایی دارند که در لایه‌های عمیق و قدیمی مغز رخ می‌دهند. شناخت این مسیرهای بیولوژیک به ما کمک می‌کند تا بفهمیم چرا گاهی بی‌دلیل به کسی علاقه‌مند می‌شویم یا چرا در شرایط بحرانی، حس همکاری در یک جامعه به شدت افت می‌کند.

رازهای هورمون اکسی توسین و سندرم ویلیامز

دیشب مطلب جالبی در مورد هورمونی خواندم که نقش زیادی در زندگی ما بازی می‌کند. این هورمون اکسی‌توسین (Oxytocin) نام دارد. تا همین چند وقت پیش، دانشمندان عملکرد این هورمون در فرایند زایمان و تسهیل شیردهی را تنها کارهای مهم اکسی‌توسین می‌دانستند. در کتاب زیست‌شناسی دوره دبیرستان یا کتاب‌های مرجع پزشکی تا چند سال پیش هم آنچه در مورد اکسی‌توسین نوشته می‌شد، صرفاً همین‌ها بود. اما در عرض دهه گذشته، ما شناخت جدیدی به این هورمون پیدا کرده‌ایم. اکسی‌توسین حالا یک لقب جدید پیدا کرده است: هورمون اعتمادساز! پژوهشگران می‌گویند که این هورمون می‌تواند حرف‌های دوستان، غریبه‌ها و حتی دولتمردان را برای ما باورپذیر کند.

بیایید ببینیم قضیه چیست. ایزابل، یک دختر ۹ ساله است که مبتلا به سندرم ویلیامز (Williams syndrome) است. این سندرم یک اختلال نادر ژنتیکی است که علائم خاصی دارد. مبتلایان به این سندرم، تأخیر در تکامل فیزیکی و جثه کوچکی دارند. اما چیز جالب‌تر در مبتلایان به این سندرم این است که آن‌ها به صورت بیمارگونه‌ای به همه اعتماد می‌کنند. آن‌ها به طور عجیب و غریبی هیچ هراس جمعی ندارند و به همه مردم، چه دوست و چه آشنا علاقه‌مند می‌شوند! دانشمندان عقیده دارند علت این رفتار عجیب بیماران مبتلا به سندرم ویلیامز این است که ناحیه‌ای از مغز آن‌ها که وظیفه تنظیم ساخت اکسی‌توسین را به عهده دارد، دچار مشکل است. همین مسئله باعث می‌شود که از لحاظ فیزیولوژیک، اعتماد نکردن برای این بیماران غیرممکن شود.

همین مسئله باعث شده است که مادر ایزابل دچار مشکل شود، چون او باید به دخترش اعتماد نکردن را آموزش دهد. گرچه سایر مشکلات ناشی از سندرم، در ایزابل تا حدی حل شده و مثلاً علی‌رغم مشکل شناختی بیماران ویلیامز، او توانسته است خواندن را فرابگیرد، اما مشکل اعتماد بی‌جا در او باقی است و مادرش علی‌رغم تلاش‌هایی که کرده، نتوانسته بر این مشکل فیزیولوژیک فائق آید.

نقش بیولوژی در پذیرش اجتماعی و تصمیم‌گیری‌های اقتصادی

«پل زاک» (Paul Zak)، پژوهشگری است که تعدادی از اطفال مبتلا به سندرم ویلیامز را مورد بررسی قرار داده و اعتماد بی‌جا را در همه آن‌ها مشاهده کرده است. در مغز سالم، اکسی‌توسین تنها به دنبال رخدادهای عینی که اعتمادبرانگیز باشند، ترشح می‌شود. مثلاً وقتی کسی لبخند به لب بیاورد یا کلاهش را به احترام شما از سر بردارد یا تعارف کند که پیش از او وارد اتاقی شوید، مغز شما این هورمون را ترشح می‌کند و باعث می‌شود از ترسی که برای تعامل با دیگران داریم، کاسته شود و احساس کنیم شخصی که روبه‌روی ماست، یک تهدید نیست. به موازات متابولیزه شدن اکسی‌توسین هم این اعتماد تکانه‌ای از بین می‌رود. اما اگر در نتیجه یک سری اختلال، سطح بالای اکسی‌توسین در مغز وجود داشته باشد، این سیستم اعتماد همچنان به کار خود ادامه می‌دهد و خاموش نمی‌شود.

اکسی توسین

زاک نخستین بار وقتی به مکانیسم فیزیولوژیک اعتمادساز علاقه‌مند شد که در پژوهشی روی میزان اعتماد ملت‌ها و میزان پایداری سیستم اقتصادی‌شان مشارکت کرده بود. این مطالعه نشان می‌داد هر چقدر میزان اعتماد بیشتر باشد، وضعیت اقتصادی ملت هم بهتر می‌شود. اینجا بود که زاک به این فکر افتاد روی راه‌هایی که می‌توان اعتمادسازی را دستکاری کرد، تحقیق کند. در سال ۲۰۰۱، او از اسپری‌های اکسی‌توسین استفاده می‌کرد و بررسی کرد آیا دادن اکسی‌توسین می‌تواند منجر به تغییر تعامل با غریبه‌ها شود یا نه. بله! افشانه اکسی‌توسین واقعاً می‌توانست موجب اعتماد به بیگانه‌ها شود، طوری که ۸۰ درصد دانشجوهایی که تحقیق رویشان انجام می‌شد، با احتمال بیشتری حاضر می‌شدند به افراد کاملاً ناآشنا، پول قرض بدهند!

اینجا بود که ایده عجیبی به فکر زاک رسید: آیا می‌شود قرص‌های شادی‌آوری درست کرد و با یک لیوان آب به خورد ملت داد و آن‌ها را به دولتشان علاقه‌مند کرد؟ زاک جرات به خرج داد و به طور عملی فکرش را در جریان رکود اقتصادی آمریکا مورد بررسی قرار داد. او ۱۳۰ فرد عادی را انتخاب کرد، به بینی نیمی از آن‌ها اکسی‌توسین اسپری کرد و به نیم دیگر تنها اسپری دارونما (Placebo) داد. معلوم شد افرادی که اکسی‌توسین گرفته‌اند، اعتماد بیشتری به دیگران و حرف‌های دولتشان پیدا کرده‌اند! زاک مکانیسم فیزیولوژیک عدم اعتماد به دولتمردان را در جریان وضعیت بد اقتصادی و دوره رکود این‌گونه توجیه می‌کند: در این دوره‌های سختی، مردم دچار استرس و اضطراب طولانی می‌شوند و همین استرس، موجب می‌شود سطح اکسی‌توسین مغز بسیار پایین بیاید.

اما «مارگارت لوی» (Margaret Levi) -استاد دانشگاه واشنگتن و سیدنی- که بیشتر دوره زندگی حرفه‌ای‌اش را صرف مطالعه مکانیسم اعتماد کرده است، عقیده مخالفی دارد. او عقیده دارد بیولوژی و هورمون اکسی‌توسین نقش جزئی در اعتماد دارد و اعتماد از بالا به پایین صورت می‌گیرد و نه از پایین به بالا. بر اساس تئوری که یک استاد دانشگاه هاروارد به نام «رابرت پوتنام» (Robert Putnam) در کتابی با عنوان «بولینگ تنها: فروپاشی و احیای جامعه آمریکا» ارائه کرده بود، اعتماد به دولت از نهادهای پایین‌دستی شروع می‌شود. یعنی وقتی شهروندان یک جامعه به همسایه‌ها، مدیران اداره‌ها یا رؤسای باشگاه‌های ورزشی بتوانند اعتماد کنند، این اعتماد به دولتمردانشان هم تسری پیدا می‌کند. اما خانم لوی عقیده دارد اعتماد از بالا به پایین شکل می‌گیرد، یعنی دولت‌ها برای اعتمادبرانگیزی باید ارزش اعتماد داشته باشند و با انجام کارهایی که مورد نظر مردمشان است، این حس را ایجاد کنند. صرف‌نظر از این مسائل، مطالعه فرایند اعتماد از منظر جامعه‌شناسی و دانش زیستی، بسیار حائز اهمیت است، چون اعتماد نقش کلیدی در موفقیت یک جامعه در ابعاد مختلف دارد.

سازوکارهای بیوشیمیایی اکسی توسین در گیرنده‌های عصبی مغز

از منظر کالبدشناسی اعصاب، اکسی‌توسین یک پیام‌رسان شیمیایی است که در هسته‌های فوق‌بصری و مجاور بطنی هیپوتالاموس سنتز شده و از طریق هیپوفیز خلفی به جریان خون آزاد می‌شود. با این حال، تأثیرات شگرف رفتاری این هورمون ناشی از ترشح آن در سیناپس‌های مغزی و اتصال به گیرنده‌های اختصاصی آن در سیستم لیمبیک، به ویژه آمیگدال، قشر پیش‌پیشانی و هسته اکومبنس است. زمانی که اکسی‌توسین به گیرنده‌های خود در آمیگدال متصل می‌شود، فعالیت این مرکز کنترل ترس و اضطراب را سرکوب می‌کند. این سرکوب بیوشیمیایی باعث کاهش پاسخ‌های دفاعی و استرس ناشی از مواجهه با محرک‌های ناشناخته می‌گردد. در واقع، این ماده با کاهش حساسیت مغز به هشدارهای تهدیدآمیز محیطی، فضای روانی مناسبی را برای پردازش اطلاعات مثبت و رفتارهای همدلانه فراهم می‌سازد.

پژوهش‌های نوین در حوزه عصب‌روان‌شناسی نشان می‌دهند که عملکرد اکسی‌توسین به صورت مستقیم با سیستم پاداش دوپامینرژیک در ارتباط است. تحریک هم‌زمان این دو مسیر عصبی باعث می‌شود که تعاملات اجتماعی مثبت برای فرد به شدت لذت‌بخش و اعتیادآور تلقی شوند. همین همپوشانی بیولوژیک توجیه‌کننده رفتارهای وفادارانه‌ای است که در گونه‌های مختلف پستانداران تک‌همسر دیده می‌شود. دانشمندان دریافته‌اند تفاوت‌های فردی در توزیع ژنتیکی گیرنده‌های اکسی‌توسین می‌تواند توضیح دهد چرا برخی افراد به طور طبیعی اجتماعی‌تر و برخی دیگر محتاط‌تر یا منزوی‌تر هستند. این تفاوت‌های بیوشیمیایی نه تنها بر روابط عاطفی، بلکه بر نحوه ادراک ما از ریسک‌های مالی و همکاری‌های بین‌گروهی در محیط‌های کاری پیچیده مدرن تأثیر مستقیم می‌گذارد.

کاربردهای بالینی و درمانی اکسی توسین در پزشکی مدرن

فراتر از نظریه‌های رفتارشناسی، پزشکان و روان‌پزشکان در تلاشند تا از خواص بیولوژیک اکسی‌توسین برای درمان اختلالات روانی گوناگون استفاده کنند. یکی از حوزه‌های امیدبخش، درمان اختلال طیف اوتیسم است که در آن افراد با چالش‌های جدی در درک احساسات دیگران و برقراری ارتباطات چشمی مواجه هستند. کارآزمایی‌های بالینی نشان داده‌اند که تجویز این هورمون به صورت اسپری بینی می‌تواند موقتاً توانایی این بیماران را در تشخیص حالات چهره و تفسیر سیگنال‌های اجتماعی بهبود بخشد. علاوه بر این، در درمان اختلال اضطراب اجتماعی و حتی افسردگی‌های مقاوم به درمان، استفاده مکمل از اکسی‌توسین به عنوان ابزاری برای تسهیل جلسات روان‌درمانی و افزایش پیوند درمانی میان بیمار و درمانگر مطرح شده است.

با این حال، کاربردهای بالینی اکسی‌توسین بدون چالش و ملاحظات اخلاقی نیست؛ چرا که افزایش بیش از حد این هورمون همیشه نتایج مثبتی به همراه ندارد. تحقیقات جدیدتر فاش کرده‌اند که این ماده شیمیایی می‌تواند رفتارهای قوم‌گرایانه و تمایل به ترجیح اعضای گروه خودی نسبت به غریبه‌ها را تشدید کند. این بدان معناست که اکسی‌توسین لزوماً یک هورمون عشق جهانی نیست، بلکه بیشتر تقویت‌کننده مرزهای درون‌گروهی و برون‌گروهی است. پزشکان معتقدند هرگونه درمان هورمونی در این زمینه باید با دقت بسیار بالا و با در نظر گرفتن ویژگی‌های شخصیتی بیمار انجام شود تا از بروز رفتارهای پرخاشگرانه نسبت به افراد خارج از حلقه نزدیک بیمار پیشگیری به عمل آید.

تأثیر متقابل ساختارهای اجتماعی و متغیرهای هورمونی بر اعتماد عمومی

تعامل میان بیولوژی فردی و ساختارهای بزرگ اجتماعی یکی از جذاب‌ترین حوزه‌های بین‌رشته‌ای در اقتصاد رفتاری است. گرچه تزریق مصنوعی اکسی‌توسین می‌تواند اعتماد را به طور موقت افزایش دهد، اما در دنیای واقعی، ترشح طبیعی این هورمون به شدت تحت تأثیر ثبات نهادی و عدالت اجتماعی قرار دارد. در جوامعی که قوانین به درستی اجرا می‌شوند و فساد در کمترین حد ممکن قرار دارد، شهروندان به طور مداوم تجربیات مثبتی از تعامل با غریبه‌ها کسب می‌کنند. این تجربیات خوشایند به نوبه خود باعث ترشح طبیعی اکسی‌توسین در مغز شده و چرخه‌ای پایدار از اعتماد متقابل را ایجاد می‌کند. در مقابل، در محیط‌های بی‌ثبات و ناامن، مغز به حالت دفاعی رفته و با ترشح هورمون‌های استرس مانند کورتیزول، مانع از عملکرد بهینه سیستم اعتمادساز می‌شود.

این پدیده بیوسوسیال به خوبی نشان می‌دهد که بهبود وضعیت اقتصادی و سرمایه اجتماعی یک ملت را نمی‌توان صرفاً با راهکارهای موضعی یا بیولوژیک حل کرد. سیاست‌گذاران باید بدانند که اعتماد عمومی یک دارایی گران‌بها است که در طول سال‌ها عملکرد شفاف نهادها شکل می‌گیرد. در حقیقت، هر اقدام مثبتی که امنیت روانی و اقتصادی جامعه را تقویت کند، بستر بیولوژیکی مناسبی را در مغز تک‌تک شهروندان برای تعامل و همبستگی فراهم می‌آورد. بنابراین، سرمایه‌گذاری روی نهادهای مدنی و تقویت شفافیت در فرآیندهای اداری، اثری به مراتب پایدارتر و عمیق‌تر از هرگونه دستکاری بیوشیمیایی بر جای خواهد گذاشت و پویایی اقتصادی را تضمین خواهد کرد.

جمع‌بندی نهایی

در نهایت، اکسی‌توسین به عنوان یک پل ارتباطی شگفت‌انگیز میان زیست‌شناسی اعصاب و رفتارهای پیچیده اجتماعی عمل می‌کند. این هورمون با کاهش ترس و تقویت پیوندهای عاطفی، بستر بیولوژیکی لازم برای شکل‌گیری اعتماد را فراهم می‌سازد؛ اما نباید آن را تنها عامل تعیین‌کننده در روابط پیچیده انسانی و ساختارهای کلان اجتماعی دانست. اعتماد واقعی محصول هم‌افزایی پویای بیولوژی فردی، تجربیات محیطی و وجود نهادهای اجتماعی عادل و کارآمد است. درک عمیق‌تر این سازوکارهای زیستی به ما یادآوری می‌کند که برای ساختن جامعه‌ای همدل‌تر و پویاتر، همواره باید به بهبود هم‌زمان سلامت روان افراد و کارآمدی ساختارهای حاکمیتی توجه داشته باشیم.

سوالات متداول

۱. آیا مواد غذایی خاصی می‌توانند ترشح اکسی‌توسین را در بدن افزایش دهند؟
بله، مصرف برخی مواد غذایی حاوی مواد مغذی خاص می‌تواند به تحریک غیرمستقیم ترشح این هورمون در مغز کمک کند. شکلات تلخ به دلیل داشتن فلانوئیدها و تحریک ترشح اندورفین، شرایط بهتری برای آزادسازی اکسی‌توسین فراهم می‌آورد. همچنین غذاهای غنی از منیزیم مانند مغزها و موز نقش موثری در بهبود عملکرد گیرنده‌های عصبی ایفا می‌کنند. با این حال، رژیم غذایی به تنهایی نمی‌تواند جایگزین محرک‌های قوی اجتماعی نظیر تماس فیزیکی و همدلی شود.
۲. نقش حیوانات خانگی در تحریک تولید هورمون اکسی‌توسین در انسان چیست؟
تعامل با حیوانات خانگی به ویژه سگ‌ها و گربه‌ها یکی از قوی‌ترین محرک‌های غیرانسانی برای ترشح این هورمون است. مطالعات نشان می‌دهند که نوازش کردن یا حتی نگاه کردن به چشمان یک حیوان خانگی محبوب، سطح اکسی‌توسین را در بدن هر دو طرف به شدت بالا می‌برد. این پدیده بیولوژیک توضیح می‌دهد چرا نگهداری از حیوانات اضطراب را کاهش داده و حس آرامش عمیقی ایجاد می‌کند. به همین دلیل در درمان‌های حمایتی کاهش استرس از این تعاملات به طور گسترده استفاده می‌شود.
۳. آیا تفاوت جنسیتی در میزان ترشح و عملکرد هورمون اکسی‌توسین وجود دارد؟
بله، هورمون‌های جنسی نقش بسیار مهمی در تنظیم و تقویت عملکرد اکسی‌توسین در مغز ایفا می‌کنند. هورمون استروژن در زنان باعث افزایش حساسیت گیرنده‌های اکسی‌توسین شده و اثرات آن را به شدت تقویت می‌کند. در مقابل، تستوسترون در مردان تمایل دارد که اثرات تعدیل‌کننده و پیونددهنده این هورمون را تا حدی سرکوب نماید. این تفاوت‌های هورمونی می‌توانند تفاوت‌های رفتاری در مواجهه با استرس و نحوه برقراری ارتباط عاطفی را توضیح دهند.
۴. خطرات ناشی از سوءمصرف اسپری‌های مصنوعی اکسی‌توسین چیست؟
استفاده خودسرانه و بیش از حد از اسپری‌های بینی اکسی‌توسین می‌تواند عوارض جانبی جسمی و روانی متعددی به همراه داشته باشد. این کار ممکن است تعادل طبیعی سیستم هورمونی مغز را مختل کرده و توانایی خودبه‌خودی بدن برای تولید آن را کاهش دهد. همچنین دوزهای بالا با تحریک بیش از حد گیرنده‌ها موجب رفتارهای تهاجمی و تعصب شدید نسبت به گروه خودی می‌شود. به همین علت، پزشکان تاکید می‌کنند مصرف این فرآورده‌ها باید صرفاً تحت نظارت دقیق بالینی باشد.
۵. چه ارتباطی میان هورمون اکسی‌توسین و کاهش دردهای فیزیکی در بدن وجود دارد؟
اکسی‌توسین علاوه بر عملکردهای رفتاری، به عنوان یک مسکن طبیعی و ضدالتهاب قوی در سیستم عصبی مرکزی عمل می‌کند. این هورمون با سرکوب مسیرهای انتقال درد در نخاع، آستانه تحمل درد را در افراد افزایش می‌دهد. همچنین در حین زایمان یا روابط عاطفی صمیمانه، ترشح انبوه آن به کاهش درک مغز از آسیب‌های فیزیکی کمک شایانی می‌کند. این ویژگی نشان‌دهنده هماهنگی شگفت‌انگیز میان نیازهای عاطفی و بقای فیزیکی بدن انسان است.
۶. آیا ورزش‌های گروهی می‌توانند سطح هورمون اعتمادساز را در بدن ارتقا دهند؟
بله، فعالیت‌های بدنی همگام و گروهی مانند دویدن تیمی یا بازی‌های ورزشی مشترک محرک فوق‌العاده‌ای برای ترشح اکسی‌توسین هستند. حرکت هماهنگ با دیگران باعث ایجاد حس همبستگی بیولوژیک و کاهش دیوارهای دفاعی ذهن در برابر هم‌تیمی‌ها می‌شود. این پدیده به ویژه در ورزش‌های تماسی به دلیل تماس فیزیکی ایمن، با شدت بیشتری رخ می‌دهد. به همین دلیل است که ورزش‌های گروهی نقش بسزایی در ارتقای سلامت روان و بهبود روابط اجتماعی دارند.
۷. چرا به اکسی‌توسین گاهی هورمون وفاداری نیز گفته می‌شود؟
این نام‌گذاری به دلیل نقش این هورمون در تقویت پیوندهای انحصاری میان شرکای عاطفی انجام شده است. اکسی‌توسین با تحریک سیستم پاداش مغز، لذت حاصل از حضور شریک زندگی را افزایش داده و جذابیت غریبه‌ها را در ذهن فرد کاهش می‌دهد. این تغییر نگرش بیوشیمیایی به حفظ ثبات رابطه‌های بلندمدت و پیشگیری از خیانت‌های عاطفی کمک می‌کند. در واقع، طبیعت از این مکانیزم برای متعهد نگه داشتن والدین جهت بقای فرزندان بهره برده است.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

11 دیدگاه

  1. سلام بر شما

    جالبه که هر چیز هم کمش و هم زیادش مشکل محسوب میشه
    و جالبتر اینه که با کمک این علوم، چه راحت میشه ۱ نسل عاصی یا فرمانبردار بوجود آورد.

    با سپاس و احترام

  2. یک اشتباه شایع در محققین وجود دارد که گمان می کنند هورمون عشق، پرخاشگری، اعتماد و … را یافته اند و همیشه هم با رسیدن به یکی از اینها مثل ارشمیدس خدابیامرز تن برهنه از حمام خیالشان بیرون می دوند و این یافته را در کوی و برزن جار می زنند! واقع اینکه فرآیندهای فیزیولوژیک نه علت که معلول فرآیندهای ذهنی است، به کنسرت یانی فکر کنید، یا به جنایتهای طالبان،…تمامی جسم و روحتان در همان جهت سازماندهی می شود، هورمون ها نه ارباب که نوکر این حالات روحی اند. به همین خاطر بهترین حالت در درمان یک بیمار مثلا افسرده به ایجاد تعادل در ذهنش منجر می شود نه درمان کامل بی بازگشت بیماری.

  3. این موضوع به شدت در موارد گروگانگیری توسط پلیس می تواند قابل استفاده باشد. مثلا اسپری را پخش کرد و بعد به گروگانگیر قول بخشش داد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]