بازی گری اولدمن در نقش نورمن استنسفیلد در فیلم Léon: The Professional (1994) | روانی، فاسد، موسیقیدوست، وحشی، لجامگسیخته
بررسی شخصیتهای شرور و ماندگار تاریخ سینما همواره یکی از جذابترین بخشهای نقد فیلم برای دوستداران هنر هفتم است. تحلیل بازی گری اولدمن در نقش نورمن استنسفیلد (Norman Stansfield) در فیلم لئون حرفهای (Léon: The Professional) به کارگردانی لوک بسون (Luc Besson) میتواند دانش سینمایی ما را در زمینه خلق کاراکترهای منفی ارتقا دهد. در این مقاله به کالبدشکافی دقیق این پلیس فاسد، روانی و در عین حال عاشق موسیقی کلاسیک میپردازیم. چگونه اولدمن توانست مرزهای جنون را در سینما جابهجا کند؟ چرا عشق استنسفیلد به بتهوون تا این حد وحشتناک و متناقض جلوه میکند؟ آیا بداههپردازیهای معروف اولدمن در این فیلم برنامهریزی شده بودند یا خروجی نبوغ آنی او بودند؟ در ادامه تلاش داریم تا ابعاد پنهان این نقشآفرینی شاهکار را تحلیل کنیم.
فهرست مطالب
- ۱. شناسنامه اثر و معرفی عوامل فیلم لئون حرفهای
- ۲. تحلیل عمیق و مفصل داستان فیلم و نقش کلیدی استنسفیلد
- ۳. متد اکتینگ گری اولدمن و خلق یک بیمار روانی لجامگسیخته
- ۴. تقابل موسیقی کلاسیک و خشونت عریان در شخصیتپردازی استنسفیلد
- ۵. تحلیل روانشناختی سایکوپاتی و فساد سیستماتیک کاراکتر
- ۶. زوایای فنی، قاببندیهای بسون و بازی با چهره اولدمن
- ۷. بداههپردازیهای ماندگار گری اولدمن در پشتصحنه فیلم
- ۸. نمادشناسی کپسولهای مواد مخدر و حرکات بدنی استنسفیلد
- ۹. بازتاب کاراکتر استنسفیلد در رسانهها و تاثیر آن بر شرورهای بعدی سینما
- ۱۰. سوءبرداشتها و تحلیلهای متناقض درباره این نقش در گذشته
- ۱۱. مقایسه استنسفیلد با سایر پلیسهای فاسد تاریخ سینما
- ۱۲. ارتباط کاراکتر با واقعیتهای فساد پلیس نیویورک در دهه نود
۱. شناسنامه اثر و معرفی عوامل فیلم لئون حرفهای
فیلم سینمایی لئون حرفهای در سال ۱۹۹۴ میلادی به نویسندگی و کارگردانی فیلمساز برجسته فرانسوی، لوک بسون ساخته شد. این فیلم فرانسویزبان که به زبان انگلیسی فیلمبرداری شد، با بودجهای در حدود شانزده میلیون دلار تولید گردید و به یکی از جریانسازترین فیلمهای اکشن و درام تاریخ تبدیل شد. در این فیلم، ژان رنو (Jean Reno) در نقش لئون، یک آدمکش حرفهای و بیصدا، و ناتالی پورتمن (Natalie Portman) در اولین تجربه بازیگریاش در نقش ماتیلدا ظاهر شدند. گری اولدمن در نقش نورمن استنسفیلد، مامور ارشد و فاسد سازمان مبارزه با مواد مخدر (DEA)، قطب منفی و محرک اصلی درام داستان را بر عهده داشت. بازی او به قدری تاثیرگذار بود که بسیاری استنسفیلد را یکی از بهترین شرورهای تاریخ سینما میدانند.
موسیقی متن ماندگار فیلم توسط اریک سرا (Éric Serra) ساخته شد که به خوبی حس تنهایی لئون و اضطراب حاکم بر فضای نیویورک را منتقل میکرد. فیلمبرداری اثر بر عهده تیری آربوگاست (Thierry Arbogast) بود که با استفاده از نماهای بسته و نورپردازیهای کنتراست بالا، فضایی کثیف و خفقانآور از نیویورک دهه نود را ترسیم کرد. فیلم لئون در زمان اکران خود با استقبال گسترده تماشاگران و منتقدان روبرو شد و توانست جایگاه لوک بسون را به عنوان یک کارگردان بینالمللی تثبیت کند. بازی گری اولدمن در این اثر، به دلیل ترکیب جنونآمیز طنز سیاه، خشونت بیرحمانه و رفتارهای غیرقابلپیشبینی، به یکی از شاخصترین بازیهای کارنامه او تبدیل شد.
۲. تحلیل عمیق و مفصل داستان فیلم و نقش کلیدی استنسفیلد
داستان فیلم در محلههای فقیرنشین نیویورک روایت میشود؛ جایی که ماتیلدا، دختری دوازده ساله، در خانوادهای آشفته و درگیر در معاملات مواد مخدر زندگی میکند. پدر ماتیلدا مقداری از مواد مخدر متعلق به نورمن استنسفیلد، مامور فاسد اداره مبارزه با مواد مخدر را میدزدد. استنسفیلد به همراه گروه مجرمش برای گرفتن انتقام و پس گرفتن مواد به آپارتمان آنها هجوم میبرند. در یک حمام خون بیرحمانه، استنسفیلد تمام اعضای خانواده ماتیلدا، از جمله برادر کوچک و بیگناه او را به قتل میرساند. ماتیلدا که در زمان حمله بیرون از خانه بود، به آپارتمان همسایهشان لئون پناه میبرد که یک آدمکش حرفهای است. این کشتار وحشیانه توسط استنسفیلد، آغازگر رابطه عمیق میان لئون و ماتیلدا میشود.
ماتیلدا که تشنه انتقام خون برادرش است، از لئون میخواهد تا به او اصول آدمکشی را آموزش دهد. در این میان، استنسفیلد بدون اینکه بداند با چه کسی روبرو است، به دنبال پیدا کردن ماتیلدا است تا هیچ شاهدی از جنایتش باقی نماند. او با استفاده از نفوذ دولتی خود در پلیس، تمام منابع را برای نابودی لئون و ماتیلدا بسیج میکند. بازی موش و گربه میان این پلیس سایکوپات و آدمکش حرفهای، به فینال حماسی و نفسگیری در ساختمان آپارتمان لئون منجر میشود؛ جایی که استنسفیلد با وجود تمام قدرت نظامیاش، در نهایت با فداکاری لئون و نارنجکهای او به هوا فرستاده میشود تا عدالت به شیوهای خونین برقرار شود.
۳. متد اکتینگ گری اولدمن و خلق یک بیمار روانی لجامگسیخته
گری اولدمن برای بازی در نقش استنسفیلد، رویکرد متفاوتی را نسبت به متدهای سنتی هالیوود اتخاذ کرد. او به جای تکیه بر کلیشههای همیشگی پلیسهای فاسد، تصمیم گرفت شخصیتی خلق کند که رفتارهای فیزیکی و گفتاریاش کاملاً غیرقابلپیشبینی و هیستریک باشد. اولدمن برای نشان دادن بیثباتی ذهنی استنسفیلد، از حرکات ناگهانی بدن، تغییر لحنهای ناگهانی از پچپچ به فریادهای گوشخراش، و خیره شدنهای طولانیمدت استفاده کرد. این فیزیکال کمدی تاریک، حسی از تعلیق دائمی ایجاد میکرد زیرا مخاطب هرگز نمیدانست او در لحظه بعدی چه کاری انجام خواهد داد.
یکی از جنبههای کلیدی بازی او، نحوه مصرف مواد مخدر توسط استنسفیلد بود. اولدمن روش خاصی برای جویدن و بلعیدن کپسولهای مواد مخدر طراحی کرد که با لرزش شدید سر و کشیدن نفسهای عمیق همراه بود؛ گویی با هر بار مصرف، نیرویی شیطانی در او بیدار میشود. او برای درک بهتر روانپریشی این کاراکتر، کتابهای متعددی در زمینه روانپزشکی جنایی مطالعه کرد و تلاش کرد تا منطق درونی یک سایکوپات را که خود را بالاتر از قانون میبیند، بازسازی کند. این تلاشها منجر به خلق شخصیتی شد که تماشای او روی پرده، همزمان جذاب و به شدت ترسناک است.
۴. تقابل موسیقی کلاسیک و خشونت عریان در شخصیتپردازی استنسفیلد
یکی از درخشانترین و عجیبترین ویژگیهای نورمن استنسفیلد، عشق وافر او به موسیقی کلاسیک، به ویژه آثار لودویگ فان بتهوون (Ludwig van Beethoven) و ولفگانگ آمادئوس موتزارت (Wolfgang Amadeus Mozart) است. این تضاد عمیق میان یک هنر والای انسانی و خشونت حیوانی و بیرحمانه او، شخصیتش را بسیار ترسناکتر میکند. استنسفیلد پیش از آغاز کشتار خانواده ماتیلدا، درباره بتهوون صحبت میکند و ضربآهنگ شلیک گلولههایش را با اوج و فرودهای سمفونیهای این آهنگساز بزرگ هماهنگ میسازد. این رویکرد نشاندهنده نوعی زیباییشناسی جنونآمیز در ذهن اوست.
گری اولدمن با مهارت بالا، لذت هنری استنسفیلد از شنیدن موسیقی را در هنگام ارتکاب جنایت به تصویر میکشد. او چشمانش را میبندد و مانند یک رهبر ارکستر دستانش را تکان میدهد، در حالی که تفنگش در حال شلیک به سمت قربانیان بیدفاع است. از دیدگاه روانشناختی، موسیقی کلاسیک برای او نه وسیلهای برای آرامش، بلکه ابزاری برای رهایی از مرزهای اخلاقی و رسیدن به خلسهای است که جنایت را برایش لذتبخش میکند. اولدمن با بازی درخشان خود توانست این پارادوکس رفتاری پیچیده را به شکلی کاملاً باورپذیر و تکاندهنده برای تماشاگر مجسم کند.
۵. تحلیل روانشناختی سایکوپاتی و فساد سیستماتیک کاراکتر
از منظر روانپزشکی، نورمن استنسفیلد نمونه بارز اختلال شخصیت ضداجتماعی (Antisocial Personality Disorder) یا سایکوپاتی فعال است. او هیچگونه همدلی، پشیمانی یا قطبنمای اخلاقی ندارد و دیگران را صرفاً ابزارهایی برای رسیدن به لذت یا منافع شخصی خود میبیند. کشتن برادر کوچک ماتیلدا بدون کوچکترین تردید یا عذاب وجدان، گواهی بر این موضوع است. استنسفیلد از اعمال قدرت بر دیگران و ایجاد ترس لذت میبرد که این امر در صحنه بازجویی از پدر ماتیلدا و بو کشیدن گردن او به وضوح دیده میشود.
علاوه بر جنبه فردی، کاراکتر او بازتابدهنده فساد سیستماتیک در نهادهای قدرتمند دولتی است. او به عنوان مامور ارشد اداره مبارزه با مواد مخدر، از نشان و اسلحه قانونی خود برای سرپوش گذاشتن بر معاملات کلان مواد مخدر و انجام قتلهای زنجیرهای استفاده میکند. گری اولدمن این اقتدار پوشالی و اعتماد به نفس کاذب ناشی از مصونیت قانونی را در تمام حرکات و لحن صحبت کردن استنسفیلد تزریق میکند. او میداند که سیستم از او حمایت میکند و همین امر جنون و بیباکی او را دوچندان میکند؛ موضوعی که در نهایت به فروپاشی کامل او منجر میشود.
۶. زوایای فنی، قاببندیهای بسون و بازی با چهره اولدمن
لوک بسون در مقام کارگردان، با درک درست از تواناییهای بازیگری گری اولدمن، قاببندیهای ویژهای را برای نمایش جنون استنسفیلد طراحی کرد. او بارها از نماهای بسیار نزدیک (Extreme Close-up) از چشمها، دهان و پوست صورت اولدمن استفاده کرد تا مخاطب را به درون تجربه ذهنی آشفته او بکشاند. این نماهای نزدیک، جزئیات ریزی مانند لرزشهای خفیف عضلات صورت، گشاد شدن مردمک چشمها پس از مصرف مواد و عرق سرد روی پیشانی اولدمن را به نمایش میگذاشتند که تاثیر حس تعلیق و وحشت را در صحنهها دوچندان میکرد.
نورپردازی فیلم در صحنههای حضور استنسفیلد اغلب زرد و بیمارگونه است که حال و هوای روانی فاسد او را بازتاب میدهد. دوربین آربوگاست در این صحنهها حرکاتی نامنظم و پرتنش دارد که با بیثباتی رفتاری اولدمن همخوانی دارد. هماهنگی میان دکوپاژ بسون و متد حرکتی اولدمن به قدری دقیق است که حتی بدون دیالوگ نیز مخاطب میتواند خطرناک بودن و غیرقابلپیشبینی بودن این کاراکتر را حس کند. این رویکرد فنی هوشمندانه به عنوان مکملی بصری برای برجسته کردن یکی از خلاقانهترین بازیهای شرور تاریخ سینما عمل کرد.
۷. بداههپردازیهای ماندگار گری اولدمن در پشتصحنه فیلم
یکی از دلایل اصلی زنده و باورپذیر بودن کاراکتر استنسفیلد، بداههپردازیهای هوشمندانه گری اولدمن در طول فیلمبرداری بود. لوک بسون فضای بازی بسیاری به اولدمن میداد تا ایدههای خود را در صحنه پیاده کند. به عنوان مثال، در صحنه معروف بازجویی از پدر ماتیلدا، جایی که استنسفیلد گردن او را بو میکشد و درباره بوی دروغ صحبت میکند، کاملاً بداهه بود. بازیگر نقش پدر ماتیلدا از این رفتار غیرمنتظره اولدمن واقعاً شوکه شد و ترسی که در چهره او دیده میشود، کاملاً واقعی است.
یکی دیگر از بداههپردازیهای تاریخی اولدمن، فریاد زدن کلمه «همه» (Everyone!) در ایستگاه پلیس بود. در فیلمنامه اصلی نوشته شده بود که او این کلمه را به صورت عادی بگوید، اما اولدمن تصمیم گرفت آن را با تمام توان و با صدایی گوشخراش فریاد بزند تا عمق عصبانیت و جنون استنسفیلد را نشان دهد. بسون این برداشت را به قدری پسندید که از آن در تدوین نهایی استفاده کرد و این صحنه به یکی از آیکونیکترین و پربازدیدترین لحظات تاریخ سینما در شبکههای اجتماعی تبدیل شد که نشاندهنده غریزه عالی اولدمن در بازیگری است.
۸. نمادشناسی کپسولهای مواد مخدر و حرکات بدنی استنسفیلد
کپسولهای کوچکی که استنسفیلد مصرف میکند، نمادی از سوخت محرک جنون او هستند. این کپسولها که احتمالاً نوعی متآمفتامین یا مواد مشابه بودند، برای او حکم اکسیر قدرت را دارند. صدای خرد شدن کپسول زیر دندانهای او و افکت صوتی کشداری که بسون روی این صحنه قرار داده، نشاندهنده گسست موقت او از واقعیت عینی و ورود به دنیای هذیانی خودش است. گری اولدمن با حرکات کششی گردن و بدن خود پس از بلعیدن قرص، تصویری شبیه به یک مار آماده حمله را تداعی میکند.
کت و شلوار کرمرنگ و چروکیده استنسفیلد نیز نمادی از بیپروایی و بیتوجهی او به قوانین و استانداردهای رسمی است. او برخلاف پلیسهای اتوکشیده هالیوودی، ظاهری آشفته و شلخته دارد که با باطن فاسدش همخوانی دارد. راهرفتن نامتعادل و ریتمیک او، به ویژه در صحنههایی که در حال برنامهریزی برای حمله است، نشاندهنده این است که او کل دنیا را مانند یک سالن رقص یا صحنه تئاتر شخصی میبیند که در آن مجاز به انجام هر کاری است. این جزئیات نشانهشناختی، عمق کاراکتر را دوچندان کرده است.
۹. بازتاب کاراکتر استنسفیلد در رسانهها و تاثیر آن بر شرورهای بعدی سینما
شخصیت نورمن استنسفیلد پس از اکران فیلم لئون، به سرعت به یکی از الگوهای اصلی برای خلق شرورهای روانی در سینمای جهان تبدیل شد. بازی گری اولدمن الگویی برای اجرای کاراکترهای منفی با چاشنی طنز سیاه و جنون افسارگسیخته ارائه داد که نمونههای آن را میتوان در بازی هیث لجر (Heath Ledger) در نقش جوکر در فیلم شوالیه تاریکی مشاهده کرد. لجر خود در مصاحبههایش به تاثیرپذیری از بازیهای فیزیکی و غیرقابلپیشبینی گری اولدمن اشاره کرده بود.
مجلات و وبسایتهای معتبر سینمایی مانند امپایر (Empire) و پرمیر (Premiere) بارها نورمن استنسفیلد را در لیستهای ۱۰ شرور برتر تاریخ سینما قرار دادهاند. این کاراکتر همچنین به دنیای بازیهای ویدئویی و انیمیشنها نیز راه یافت و بازیسازان متعددی برای طراحی آنتاگونیستهای خود از ظاهر، رفتار و حتی نحوه مصرف مواد مخدر استنسفیلد الهام گرفتند. این ماندگاری فرهنگی نشان میدهد که بازی اولدمن فراتر از زمان خود بود و توانست استانداردهای ژانر مهیج و اکشن را برای دهههای بعد ارتقا دهد.
۱۰. سوءبرداشتها و تحلیلهای متناقض درباره این نقش در گذشته
در زمان اکران اولیه فیلم، برخی از منتقدان سنتی بازی گری اولدمن را به دلیل غلو بیش از حد (Overacting) مورد انتقاد قرار دادند. آنها معتقد بودند که استنسفیلد بیش از حد کارتونی و مضحک است و یک پلیس واقعی هرگز رفتاری تا این حد نمایشی از خود نشان نمیدهد. این منتقدان نتوانستند درک کنند که هدف لوک بسون و اولدمن، ساخت یک مستند رئالیستی درباره پلیس نیویورک نبوده، بلکه خلق یک شاهکار سینمایی با لحنی سوررئال و اپرایی بوده است که در آن همه چیز بزرگتر از واقعیت جلوه میکند.
سوءبرداشت دیگر، متهم کردن فیلم به ترویج خشونت و تطهیر مصرف مواد مخدر بود. اما با گذشت زمان، منتقدان دریافتند که جنون استنسفیلد اتفاقاً هشداری جدی درباره عواقب فساد و نابودی انسانیت است. بازی اولدمن به قدری منزجرکننده طراحی شده که هیچ مخاطبی مایل به همذاتپنداری با او نیست، بلکه همه خواستار نابودی او هستند. بازخوانیهای مدرن فیلم ثابت کردند که بازی غلوشده اولدمن نه تنها نقطه ضعف نبوده، بلکه کلید اصلی ماندگاری و جذابیت دراماتیک فیلم لئون حرفهای است.
۱۱. مقایسه استنسفیلد با سایر پلیسهای فاسد تاریخ سینما
سینما پر از پلیسهای فاسد ماندگار است؛ از هاروی کیتل (Harvey Keitel) در فیلم ستوان بد (Bad Lieutenant) گرفته تا دنزل واشنگتن (Denzel Washington) در فیلم روز تمرین (Training Day). اما تفاوت اصلی نورمن استنسفیلد با آنها در میزان جنون و عدم دغدغهمندی او برای حفظ ظاهر است. دنزل واشنگتن در روز تمرین، پلیسی فاسد است که همچنان تلاش میکند در قالب قوانین بازی کند و منطقی برای اعمالش دارد، اما استنسفیلد هیچ مرز قانونی یا منطقی را به رسمیت نمیشناسد و کاملاً لجامگسیخته عمل میکند.
ستوان بد با بازی کیتل درگیر عذاب وجدان و بحرانهای مذهبی است، اما استنسفیلد با بازی اولدمن هیچگونه کشمکش درونی اخلاقی ندارد و از کار خود کاملاً راضی است. او شرارتی خالص و بدون فیلتر را به نمایش میگذارد که با عشق به هنر بتهوون تزیین شده است. این عدم تلاش برای توجیه اعمال و رهایی کامل از بند اخلاقیات، استنسفیلد را به منحصربهفردترین و ترسناکترین پلیس فاسد تاریخ سینما تبدیل میکند که بازیگری چون گری اولدمن با مهارت خارقالعادهاش آن را به تصویر کشیده است.
۱۲. ارتباط کاراکتر با واقعیتهای فساد پلیس نیویورک در دهه نود
هرچند شخصیت استنسفیلد بسیار غلوشده است، اما ریشه در واقعیتهای تلخ اجتماعی دهه هشتاد و نود میلادی در نیویورک دارد. در آن دوران، پلیس نیویورک (NYPD) با پروندههای متعددی از فساد سیستماتیک، رشوه، سرقت مواد مخدر از قاچاقچیان و حتی قتلهای سازماندهی شده توسط ماموران خود روبرو بود. تشکیل کمیسیون مولن (Mollen Commission) در سال ۱۹۹۲ برای بررسی فساد گسترده در پلیس، نشان داد که واقعیت چندان با آنچه بسون در فیلم به تصویر کشیده، فاصله نداشته است.
گری اولدمن با بازی خود، این حس مصونیت از مجازات را که در میان ماموران فاسد آن دوره وجود داشت، به نمایش گذاشت. استنسفیلد در ایستگاه پلیس و در حضور سایر همکارانش دستور قتل صادر میکند و نگران هیچ پیامدی نیست. این بازنمایی سینمایی، نقدی گزنده به ساختارهای نظارتی دولتی بود که به افراد روانپریش اجازه میدهد تا به بالاترین سطوح قدرت نظامی و انتظامی دست یابند. بازی اولدمن بدین ترتیب، فراتر از یک سرگرمی ساده، آینهای در برابر یکی از تاریکترین دورانهای تاریخ شهری نیویورک قرار داد.
جمعبندی نهایی
بازی گری اولدمن در نقش نورمن استنسفیلد در فیلم لئون حرفهای، یکی از درخشانترین و تاثیرگذارترین بازیهای آنتاگونیست در تاریخ سینمای مدرن است. اولدمن با استفاده از متد اکتینگ خلاقانه، بداههپردازیهای نبوغآمیز و تلفیق پارادوکسیکال جنون وحشیانه با عشق به موسیقی کلاسیک، شخصیتی خلق کرد که مرزهای شرارت سینمایی را تعریف مجدد کرد. این کاراکتر نه تنها به یک آیکون فرهنگی تبدیل شد، بلکه الهامبخش نسلهای بعدی بازیگران برای ایفای نقشهای منفی بود. هنر اولدمن به ما نشان میدهد که چگونه یک بازیگر مقتدر میتواند از متنی ساده، شاهکاری ماندگار و جاودانه خلق کند.









سلام
میشه لینک تصویری این مصاحبه رو واسه دانلود بزاری..
ممنون میشم
با سلام
دارم دانلود می کنم
داشتم نظر ها رو می خوندم .خیلی…………
واقعاً مشتاق شدم
ممنون
خداحافظ
با سلام
دام دانلود می کنم
داشتم نظر ها رو می خوندم
واقعاً موشتاق شدم
ممنون
خداحافظ
خیلی از شما ممنونم امیدوارم موفق باشید
خیلی متشکرم . نگران بودم از اینکه نتوانم این مصاحبه را بشنوم و لی به لطف شما این امر میسر شد
بسیار سپاسگذارم
بسیار ممنون و سپاسگذارم!
آقای دکتر مجیدی من هم مثل تمام دوستانتان بهتون تبریک میگم واقعا احسنت بر حسن انتخاب و سلیقه و واقعا سورپرایز فوق العاده ای بود.موفق باشید.
بسیار زیاد از همتون ممنونم و همین طور خوشحال به خاطر این که تلویزیون داره با موسیقی کنار میاد..
با سلام
دستتون درد نکنه واقعا زحمت کشیدید
از شما خواهش می کنم فایل تصویری رو هم بگذارید
چراکه
شنیدن کی بود مانند دیدن
االبته امیدوارم صدا و سیما از سایر اساتید هم دعوت بکنه و موسیقی اصیل این کشور دوباره جایگاه واقعی و اصلی خودش را پیدا کند
موسیقی که واقعا تو دنیا تکه و آرامش بخش
باز هم متشکرم
hamed-hhb
ممنون از فایل ها!
کار ما به جایی رسیده که از مصاحبه تلویزیون مملکت مان با یکی از سرشناس ترین موزیسین ها این قدر شعفناک شده ایم
از توجهتان ممنون
من تمام برنامه هامو جا به جا کردم اما باز به تماشای این برنامه نرسیدم؛ کنجکاو بودم که بدونم استاد بعد از مصاحبه تو رادیو فرهنگ (هفت اقلیم)؛ در تلوزیون, اونهم شبکه ی 2 چه خواهد گفت.کار بسیار شایسته ای کردی.جدا ممنونتم
سلام.
چند روز پیش داشتم به واژه هنرمند معاصر فکر می کردم. معاصر یعنی چه؟ هم نسل؟ آشنا ؟ هم دوره؟ هم نوا؟
تو جامعه ما هنرمند بزرگ معاصر یا بزرگ نیست ( مثل خیلی ازاین خود بزرگ بین ها) یا آشنا و با ما نیست ( مثل نام های گم شده که گهگاه مثل نسیمی می وزند و بعد فقط یک حس لطیف جا می گذارن و دیگر هیچ!) و در نهایت اگر یزرگ و آشنا باشد حتماً هنرمند نیست. این دیگه مثل نمی خواد همه باهاشون آشناییم.
دکتر عزیز از خواندن سایتتون لذت می برم خسته نباشید.
تشکر فراوان.
خیلی ممنون آقای مجیدی عزیز
پایدار و پیروز باشی دکتر جون!!!
سلام
دست شما درد نکنه، واقعا عالی بود. برای دوست عزیز، آقای “سعید”:
http://en.wikipedia.org/wiki/Mohammad_Reza_Lotfi
آقای دکتر جداً لطف کردید
از وقتی این خبر رو شنیدم همینطور از ناراحتی به خودم می پیچیدم که عجب حالا که دسترسی به تلویزیون نداری این فرصت را از دست دادی و دلم رو خوش می کردم که بالاخره کسی یک متنی از این برنامه رو میزاره رو اینترنت…اما حالا باور کردنی نیست…واقعا زحمت کشیدید..بی نهابت تشکر
صدا و سیما کمی بهتر شده نسبت به قبل هم از نظر خطوط قرمز و هم برنامه های جدید ولی از نظر سریال افت کرده
یک مقدار در مورد این شخصیت بیشتر توضیح می داید
خیلی ممنون بابت فایل ها :ط
امکان اش هست فایل ها ی تصویری رو آپ کنین مثلا رو utube.
مرسی