بازی مریلین مونرو در نقش شوگر کین کوالچیک در فیلم Some Like It Hot (1959) | جذاب، ساده‌لوح، کمدی، موزیکال، نمادین

آشنایی با نمادهای کمدی کلاسیک و تاریخ سینمای موزیکال هالیوود می‌تواند بسیار جالب و افزاینده دانش هنری هر دوستدار سینمایی باشد. در این مقاله قصد داریم بازی نمادین و جذاب مریلین مونرو (Marilyn Monroe) در نقش شوگر کین کوالچیک (Sugar Kane Kowalczyk) را در فیلم بعضی‌ها داغشو دوست دارند (Some Like It Hot) بررسی کنیم. مریلین چگونه توانست کلیشه‌های جنسیتی زمانه خود را به یک ابزار کمدی هوشمندانه تبدیل کند؟ چالش‌های واقعی او در پشت‌صحنه با بیلی وایلدر چه بود؟ در این نوشته به بررسی دقیق این نقش‌آفرینی ماندگار و تاثیرگذار می‌پردازیم.

فهرست مطالب

۱. شناسنامه اثر و اطلاعات تولیدی فیلم بعضی‌ها داغشو دوست دارند

فیلم سینمایی بعضی‌ها داغشو دوست دارند محصول سال ۱۹۵۹ میلادی به تهیه‌کنندگی و کارگردانی فیلم‌ساز نابغه بیلی وایلدر (Billy Wilder) است. فیلم‌نامه این اثر کمدی رمانتیک توسط بیلی وایلدر و آی.ای.ال. دایموند (I. A. L. Diamond) بر اساس یک فیلم فرانسوی قدیمی نوشته شد. در این شاهکار سیاه و سفید بازیگران برجسته‌ای چون مریلین مونرو در نقش شوگر کین کوالچیک، تونی کرتیس (Tony Curtis) در نقش جو (ژوزفین) و جک لمون (Jack Lemmon) در نقش جری (دفنه) به ایفای نقش پرداخته‌اند. فیلم‌برداری اثر بر عهده چارلز لنگ (Charles Lang) بود و موسیقی متن پرانرژی آن را آدولف دویچ (Adolph Deutsch) تنظیم کرد. این فیلم با بودجه‌ای در حدود سه میلیون دلار ساخته شد و به یکی از پرفروش‌ترین آثار دوران خود تبدیل گردید.

انتخاب فیلم‌برداری سیاه و سفید به این دلیل بود که گریم دگرپوشی تونی کرتیس و جک لمون در دوربین‌های رنگی آن زمان بیش از حد غیرواقعی و مضحک به نظر می‌رسید. این تصمیم به نفع فیلم تمام شد و اتمسفر کلاسیک و شیکی به کار بخشید. بازی مریلین مونرو در این فیلم اوج درخشش او در سینمای کمدی است که برای آن برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر زن فیلم کمدی یا موزیکال شد و نام خود را برای همیشه در تاریخ سینمای جهان جاودانه کرد.

۲. داستان فیلم بعضی‌ها داغشو دوست دارند

داستان فیلم در سال ۱۹۲۹ در شیکاگو رخ می‌دهد؛ جایی که دو نوازنده تنگدست جاز به نام‌های جو و جری به طور تصادفی شاهد قتل‌عام روز سن ولنتاین توسط گانگسترها می‌شوند. آنها برای فرار از چنگ تبهکاران تصمیم می‌گیرند تغییر چهره داده و با پوشیدن لباس زنانه به عنوان ژوزفین و دفنه به یک گروه موسیقی کاملاً زنانه بپیوندند که عازم فلوریدا است. در قطار آنها با شوگر کین کوالچیک نوازنده زیبا و ساده‌لوح ساز اوکلله (Ukulele) آشنا می‌شوند که آرزو دارد با یک میلیونر ازدواج کند.

جو که عاشق شوگر شده در فلوریدا شخصیت سومی به نام شل جونیور که وارث ثروتمند شرکت نفتی است جعل می‌کند تا دل او را به دست آورد. در همین حال جری در لباس دفنه مورد توجه یک میلیونر واقعی و سالخورده به نام آزگود فیلدینگ سوم قرار می‌گیرد. با ورود گانگسترها به همان هتل اوضاع پیچیده و خنده‌دار می‌شود. در نهایت پس از تعقیب و گریزهای فراوان هویت واقعی جو و جری فاش می‌شود اما شوگر عشق واقعی جو را به ثروت ترجیح می‌دهد و با او فرار می‌کند و فیلم با دیالوگ جاودانه آزگود یعنی «خب، هیچ‌کس کامل نیست!» به پایان می‌رسد.

۳. تحلیل شخصیت شوگر کین کوالچیک

شوگر کین کوالچیک زنی جذاب، ساده‌لوح و در عین حال به شدت آسیب‌پذیر است که از روابط ناموفق قبلی‌اش با نوازندگان ساکسیفون خسته شده است. او رویای فرار از فقر و پیدا کردن امنیت مالی در آغوش یک مرد ثروتمند را دارد اما این طمع ناشی از خباثت نیست بلکه از سادگی و نیاز او به امنیت نشات می‌گیرد. شوگر نماینده زنان طبقه کارگری است که در دنیای بی‌رحم نمایش تلاش می‌کنند گلیم خود را از آب بیرون بکشند.

مریلین مونرو به این شخصیت روحی گرم و معصوم می‌بخشد که مانع از آن می‌شود که او تنها یک ابزار جنسی به نظر برسد. سادگی شوگر در برخورد با جو و جری که در لباس زنانه هستند صمیمیتی بی‌ریا ایجاد می‌کند که تماشاگر را به شدت به او علاقه‌مند می‌سازد. او با وجود تمام اشتباهاتش قلبی پاک دارد و در نهایت نشان می‌دهد که عشق واقعی را به پول و ثروت ترجیح می‌دهد که این تصمیم بعد انسانی شخصیت او را کامل می‌کند.

۴. استعداد کمدی مریلین مونرو و شکستن کلیشه‌ها

مریلین مونرو اغلب به عنوان یک نماد جذابیت ظاهری شناخته می‌شد اما بازی در بعضی‌ها داغشو دوست دارند ثابت کرد که او یک کمدین نابغه با زمان‌بندی (Timing) فوق‌العاده است. او می‌دانست چگونه با یک نگاه ساده، لحن صدای بچگانه یا یک حرکت بدنی ظریف موقعیتی خنده‌دار خلق کند. بازی او در کنار دو استاد کمدی یعنی جک لمون و تونی کرتیس نه تنها کمرنگ نیست بلکه در بسیاری از صحنه‌ها آنها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

مونرو با بازی در نقش شوگر کین کلیشه زن بلوند احمق (Dumb Blonde) را به چالش کشید و به آن عمق بخشید. سادگی شوگر در بازی مریلین به جای اینکه احمقانه به نظر برسد دوست‌داشتنی و انسانی جلوه می‌کند. این ظرافت در بازیگری کمدی نشان‌دهنده درک عمیق او از زیرمتن‌های طنز و توانایی بالای او در همراه کردن مخاطب با احساسات درونی کاراکتر است.

۵. سبک کارگردانی بیلی وایلدر و هدایت مریلین مونرو

بیلی وایلدر یکی از بزرگ‌ترین کارگردانان تاریخ سینما بود که به خوبی می‌دانست چگونه داستان‌های جسورانه را در قالب کمدی‌های خانوادگی و پرکشش روایت کند. او با وجود چالش‌های فراوانی که در کار با مریلین مونرو داشت همواره نبوغ بصری او را ستایش می‌کرد. وایلدر با صبر و حوصله قاب‌هایی طراحی می‌کرد که زیبایی طبیعی و انرژی کاریزماتیک مریلین به بهترین شکل ممکن ثبت شود.

سبک کارگردانی وایلدر متکی بر دیالوگ‌های سریع و موقعیت‌های کمدی فیزیکی بود. او به مریلین اجازه داد تا در صحنه‌های موزیکال آزادی عمل داشته باشد و حس رهایی خود را به نمایش بگذارد. این آزادی در کنار هدایت دقیق وایلدر در صحنه‌های دراماتیک باعث شد که بازی مریلین در این فیلم متوازن‌ترین و قوی‌ترین بازی کارنامه هنری‌اش باشد که هنوز هم بعد از دهه‌ها استانداردی برای کمدی رمانتیک محسوب می‌شود.

۶. بررسی اجراهای موزیکال و ترانه‌های شوگر کین

اجراهای موزیکال مریلین مونرو در این فیلم از ماندگارترین لحظات تاریخ سینمای موزیکال است. ترانه معروف «من می‌خوام که دوستم داشته باشی» (I Wanna Be Loved by You) با اجرای پرانرژی و جذاب مریلین به یکی از نمادهای فرهنگی قرن بیستم تبدیل شد. او با صدای خش‌دار و سبک خوانندگی خاص خود توانست حس و حال موسیقی جاز دهه بیست را زنده کند.

اجراهای او در فیلم تنها برای سرگرمی نیستند بلکه جنبه‌های متفاوتی از شخصیت شوگر کین را نشان می‌دهند. او در صحنه خواندن ترانه «ساکسیفون دویدن وحشی» (Runnin’ Wild) انرژی و شوق جوانی خود را نشان می‌دهد در حالی که در ترانه‌های غمگین‌تر تنهایی و ناامیدی عاطفی‌اش را منعکس می‌کند. مریلین خود نوازندگی ساز اوکلله را برای این فیلم تمرین کرد تا حرکات دستش با موسیقی کاملاً هماهنگ و باورپذیر باشد.

۷. مفهوم دگرپوشی و طنز جنسیتی در دهه پنجاه

بعضی‌ها داغشو دوست دارند در زمان خود اثری بسیار جسورانه و پیشرو بود زیرا به طور مستقیم به موضوع دگرپوشی (Cross-dressing) و بازی با نقش‌های جنسیتی می‌پرداخت. این فیلم سیستم سانسور سخت‌گیرانه هالیوود در آن زمان یعنی کد هیز (Hays Code) را به چالش کشید. بازی با مفاهیم زنانه و مردانه و دوستی صمیمانه شوگر با دو مرد در لباس زنانه موقعیت‌های طنز نابی ایجاد کرد که مرزهای اخلاقی سینمای آن دوران را جابجا نمود.

مریلین مونرو در این میان به عنوان لنگرگاه هویت زنانه فیلم عمل می‌کند. تضاد میان زنانگی اغراق‌آمیز او و تلاش‌های مضحک کرتیس و لمون برای زنانه به نظر رسیدن بخش عمده‌ای از کمدی فیلم را شکل می‌دهد. شوگر کین بدون اینکه بداند با درد دل کردن با ژوزفین رازهای دلش را برای مردی فاش می‌کند که عاشق اوست و این تداخل نقش‌ها تعلیق کمدی فوق‌العاده‌ای به داستان می‌بخشد.

۸. شایعات، حقایق و چالش‌های مریلین در پشت‌صحنه

پشت‌صحنه فیلم بعضی‌ها داغشو دوست دارند بسیار پرحاشیه و دشوار بود. مریلین مونرو در آن دوران با مشکلات روحی شدید، افسردگی و اعتیاد به قرص‌های خواب‌آور دست‌وپنجه نرم می‌کرد. او مدام با تأخیر سر صحنه حاضر می‌شد و در حفظ دیالوگ‌های ساده‌اش مشکل داشت؛ به طوری که بیلی وایلدر مجبور شد برای گفتن جمله ساده «منم، شوگر!» بیش از چهل برداشت ضبط کند.

این رفتارها تنش‌های زیادی میان او و همبازی‌هایش به ویژه تونی کرتیس ایجاد کرد. با این حال وایلدر بعدها اعتراف کرد که وقتی خروجی نهایی فیلم را روی پرده دید متوجه شد که تمام آن زحمات و برداشت‌های مکرر ارزشش را داشته است زیرا دوربین مریلین را دوست داشت و او در نسخه نهایی بی‌نقص و درخشان به نظر می‌رسید. این تضاد میان رنج‌های شخصی بازیگر و درخشش کمدی او روی پرده یکی از اسرار بزرگ تاریخ سینما است.

۹. طراحی لباس نمادین شوگر کین و فیلم‌برداری سیاه و سفید

طراحی لباس فیلم بر عهده طراح افسانه‌ای اوری-کلی (Orry-Kelly) بود که برای این فیلم برنده جایزه اسکار بهترین طراحی لباس شد. لباس‌های بسیار چسبان و نیمه‌شفافی که او برای مریلین مونرو طراحی کرد به خوبی جذابیت‌های بصری او را برجسته می‌ساخت. یکی از این لباس‌ها به قدری تنگ بود که مریلین برای پوشیدن آن باید روی صندلی دراز می‌کشید تا خیاطان آن را روی بدنش کوک بزنند.

فیلم‌برداری سیاه و سفید چارل لنگ به این لباس‌ها جلوه‌ای سایه‌روشن و کلاسیک بخشید. تضاد رنگ‌های تیره و روشن در فیلم به خوبی فضای دهه بیست و دوران ممنوعیت الکل را بازسازی می‌کند. نورپردازی ملایمی که روی چهره مریلین انجام می‌شد چشم‌ها و لبخند او را در میان پس‌زمینه‌های تاریک برجسته می‌کرد و به او چهره‌ای فرشته‌گون و در عین حال جذاب می‌بخشید که تماشاگر را مسحور خود می‌کرد.

۱۰. تأثیر فرهنگی فیلم بر سینمای کمدی پس از خود

بعضی‌ها داغشو دوست دارند به عنوان یکی از بزرگ‌ترین کمدی‌های تاریخ سینما در نظرسنجی‌های مختلف از جمله بنیاد فیلم آمریکا (AFI) در رتبه اول قرار گرفته است. این فیلم راه را برای ساخت کمدی‌های جسورانه‌تر با موضوعات جنسیتی باز کرد و نشان داد که می‌توان با استفاده از شوخی‌های هوشمندانه و بدون توهین به مخاطب به موضوعات حساس پرداخت.

شخصیت شوگر کین با بازی مریلین به یک الگوی کهن‌الگویی در سینمای کمدی رمانتیک تبدیل شد؛ زنی ساده، مهربان و بااستعداد که در جستجوی عشق واقعی است. تاثیر این فیلم را می‌توان در آثار متعددی در دهه‌های بعد که به موضوع تغییر چهره و دگرپوشی پرداختند مانند توتسی (Tootsie) و خانم داتفایر (Mrs. Doubtfire) به وضوح مشاهده کرد.

۱۱. واکنش منتقدان، موفقیت در گیشه و جوایز فیلم

فیلم در زمان اکران خود در سال ۱۹۵۹ به یک موفقیت عظیم تجاری و هنری دست یافت. منتقدان سینما بازی مریلین مونرو و هماهنگی بی‌نظیر جک لمون و تونی کرتیس را ستودند. فیلم نامزد شش جایزه اسکار شد و توانست اسکار بهترین طراحی لباس را از آن خود کند. همچنین در جوایز گلدن گلوب فیلم جوایز بهترین فیلم کمدی، بهترین بازیگر مرد کمدی برای جک لمون و بهترین بازیگر زن کمدی برای مریلین مونرو را به دست آورد.

استقبال تماشاگران از فیلم به قدری زیاد بود که صف‌های طولانی در مقابل سینماها شکل گرفت. فیلم نشان داد که سینمای کلاسیک هالیوود در اواخر دهه پنجاه هنوز هم قادر است آثاری خلق کند که هم از نظر هنری ارزشمند باشند و هم گیشه را فتح کنند. بازی مریلین در این موفقیت نقش کلیدی داشت و بار دیگر جایگاه او را به عنوان پول‌سازترین ستاره هالیوود تثبیت کرد.

۱۲. مریلین مونرو به عنوان یک اسطوره جاودانه در قالب شوگر کین

نقش شوگر کین کوالچیک خلاصه زیبایی، هنر و تراژدی زندگی مریلین مونرو است. او در این نقش تمام جنبه‌های شخصیتی خود را به نمایش گذاشت؛ از جذابیت و استعداد بی‌نظیر موزیکال تا شکنندگی و سادگی معصومانه‌ای که در زندگی واقعی‌اش نیز وجود داشت. این فیلم یکی از آخرین آثار بزرگ او پیش از مرگ غم‌انگیزش در سال ۱۹۶۲ بود.

امروز تماشای مریلین در این فیلم حسی از شادی و اندوه هم‌زمان را بیدار می‌کند. لبخندهای درخشان او روی پرده تضاد عجیبی با رنج‌های درونی‌اش در پشت‌صحنه دارد. شوگر کین به عنوان یادگاری جاودانه از ستاره‌ای باقی مانده است که با وجود عمر کوتاهش اثری پاک‌نشدنی بر تاریخ سینما و فرهنگ عامه جهان گذاشت و بازی او در این فیلم همچنان به عنوان یکی از قله‌های کمدی کلاسیک ستایش خواهد شد.

جمع‌بندی نهایی

بازی مریلین مونرو در نقش شوگر کین در فیلم بعضی‌ها داغشو دوست دارند شاهکاری فراموش‌نشدنی از تلفیق جذابیت، سادگی و هنر کمدی است. مونرو با استعداد ذاتی خود در موسیقی و طنز توانست شخصیتی فراتر از کلیشه‌های جنسیتی خلق کند که قلب تماشاگران را تسخیر می‌سازد. کارگردانی درخشان بیلی وایلدر در کنار زوج کمدی جک لمون و تونی کرتیس اثری پیشرو و ماندگار پدید آورده است. این فیلم کمدی کلاسیک با وجود چالش‌های سخت پشت‌صحنه به یکی از برترین کمدی‌های تاریخ سینما تبدیل شد که هنوز هم استانداردی برای سینمای کمدی موزیکال جهان است.

سوالات متداول

۱. چرا فیلم بعضی‌ها داغشو دوست دارند به صورت سیاه و سفید فیلم‌برداری شد؟
بیلی وایلدر در ابتدا قصد داشت فیلم را رنگی بسازد اما پس از تست گریم متوجه شد که آرایش زنانه جک لمون و تونی کرتیس روی فیلم رنگی بسیار غیرواقعی و مضحک به نظر می‌رسد. گریم سنگین آنها روی فیلم رنگی جلوه‌ای سبز یا سنگین پیدا می‌کرد که باورپذیری داستان را از بین می‌برد. فیلم‌برداری سیاه و سفید به خوبی توانست این عیوب گریم را پنهان کند و اتمسفر بهتری به اثر ببخشد. این تصمیم فنی در نهایت به نفع جنبه‌های زیباشناختی فیلم تمام شد.
۲. آیا مریلین مونرو واقعاً در طول فیلم‌برداری باردار بود؟
بله، مریلین در طول مراحل تولید فیلم باردار بود و به همین دلیل وزن او مدام در حال تغییر بود. این موضوع چالش‌های زیادی برای اوری-کلی طراح لباس ایجاد کرد و او ناچار بود لباس‌ها را مدام دست‌کاری کند. در برخی صحنه‌ها از بدلکار برای نماهای دور استفاده شد تا وضعیت فیزیکی او مشخص نشود. متاسفانه مریلین مدت کوتاهی پس از پایان فیلم‌برداری دچار سقط جنین شد که ضربه روحی سختی به او وارد کرد.
۳. دیالوگ معروف پایان فیلم «خب، هیچ‌کس کامل نیست!» چگونه شکل گرفت؟
این دیالوگ در ابتدا قرار بود یک راه حل موقت در فیلم‌نامه باشد تا بعداً با جمله بهتری جایگزین شود. آی.ای.ال. دایموند نویسنده همکار وایلدر این جمله را پیشنهاد داده بود اما خودشان هم فکر نمی‌کردند این‌قدر محبوب شود. در حین ضبط صحنه نهایی وایلدر متوجه شد که این دیالوگ بهترین و خنده‌دارترین واکنش ممکن برای پذیرش حقیقت توسط آزگود است. امروز این جمله به عنوان یکی از ده دیالوگ برتر تاریخ سینمای جهان شناخته می‌شود.
۴. چه مشکلاتی میان مریلین مونرو و تونی کرتیس در پشت‌صحنه وجود داشت؟
تأخیرهای مداوم مریلین و ناتوانی او در یادآوری دیالوگ‌ها باعث کلافگی شدید کرتیس شده بود که باید صحنه‌های رمانتیک را بارها تکرار می‌کرد. کرتیس در یک مصاحبه جنجالی در آن زمان گفت که بوسیدن مریلین مانند بوسیدن هیتلر بوده است؛ هرچند سال‌ها بعد این جمله را یک شوخی نامناسب خواند و از آن ابراز پشیمانی کرد. علیرغم این تنش‌ها بازی آنها در کنار هم بسیار هماهنگ و پرشور از آب درآمد. این رابطه پرفراز و نشیب نشان‌دهنده شرایط سخت کار در هالیوود کلاسیک است.
۵. نقش موسیقی جاز در تم داستانی فیلم چیست؟
موسیقی جاز نمادی از رهایی، مدرنیته و فرار از قوانین سخت‌گیرانه اجتماعی در دهه بیست آمریکا است. گروه موسیقی دختران جاز بستری برای ورود جو و جری به دنیای زنان ایجاد می‌کند و موسیقی به آنها اجازه می‌دهد تا هویت جدید خود را مخفی کنند. ترانه‌های شوگر کین نیز احساسات پنهان او را بیان می‌کنند و ریتم سریعی به کمدی فیلم می‌بخشند. موسیقی در واقع به عنوان یک کاراکتر مستقل در پیشبرد پلات داستانی نقش ایفا می‌کند.
۶. آیا فیلم‌نامه فیلم اقتباسی از اثر دیگری بوده است؟
بله، این فیلم بر اساس یک فیلم کمدی فرانسوی به نام «Fanfare of Love» محصول سال ۱۹۳۵ ساخته شد که در آن دو نوازنده مرد برای پیدا کردن کار وارد یک گروه زنانه می‌شوند. وایلدر و دایموند ایده اصلی را گرفتند اما بخش جنایی و ماجرای قتل‌عام روز سن ولنتاین را به آن اضافه کردند تا تعلیق و هیجان داستان بیشتر شود. این تغییرات ساختاری خلاقانه فیلم را به اثری بسیار جذاب‌تر و پویاتر از نسخه فرانسوی تبدیل کرد.
۷. چرا کلیساهای کاتولیک در آن زمان تماشای این فیلم را تحریم کردند؟
انجمن ملی اخلاق مذهبی (Legion of Decency) فیلم را به دلیل داشتن شوخی‌های جنسی، موضوع دگرپوشی و شکستن هنجارهای اخلاقی زمانه به شدت محکوم کرد و آن را برای تماشای مسیحیان نامناسب دانست. با این حال تحریم آنها نتیجه معکوس داد و کنجکاوی مردم را برای تماشای فیلم بیشتر کرد و به فروش بالای آن کمک کرد. این فیلم یکی از گام‌های نهایی در فروپاشی سیستم سانسور قدیمی هالیوود بود.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

5 دیدگاه

  1. خیلی جالب و هوشمندانه بود.
    متاسفانه تنها چیزی که در بین ما ایرانی ها نیست کمی نوآوری و خلاقیته. هممون دنبال تقلید از نمونه های موفق هستیم. هیچوقت خودمون ابداع کننده نبودیم. حداقلش تو اینترنت که اینطوریه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]