بازی برد پیت در نقش جسی جیمز در فیلم The Assassination of Jesse James… (2007) | پارانوئید، افسرده، مرگبار، شاعرانه، عمیق

فیلم ترور جسی جیمز به دست رابرت فورد بزدل (The Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford) ساخته اندرو دامینیک (Andrew Dominik) یکی از شاهکارهای شاعرانه و مهجور سینمای قرن بیست و یکم است. بازی برد پیت در نقش جسی جیمز، یاغی معروف آمریکایی، تصویری متفاوت از قهرمانان وسترن سنتی ارائه می‌دهد. این نقش‌آفرینی سرشار از اندوه، پارانویا و نگاهی فلسفی به مقوله مرگ است. مطالعه این تحلیل به شما کمک می‌کند تا با زوایای پنهان بازی پیت و نحوه بازنمایی افسردگی عمیق این شخصیت تاریخی آشنا شوید. آیا جسی جیمز واقعا یک قهرمان مردمی بود یا مردی خشن و پارانوئید که آگاهانه به سمت مرگ خود قدم برداشت؟ در این نوشته قصد داریم جنبه‌های گوناگون این بازی عمیق را واکاوی کنیم.

فهرست مطالب

۱. شناسنامه اثر و معرفی فیلم ترور جسی جیمز

فیلم ترور جسی جیمز به دست رابرت فورد بزدل محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی و نویسندگی اندرو دامینیک است. این اثر اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته ران هانسن (Ron Hansen) است. تهیه کنندگی فیلم را ریدلی اسکات و برد پیت بر عهده داشتند. در این فیلم برد پیت در نقش جسی جیمز و کیسی افلک (Casey Affleck) در نقش رابرت فورد بازی می‌کنند. فیلمبرداری این اثر توسط راجر دیکنز (Roger Deakins) افسانه‌ای انجام شد و موسیقی متن شاهکار آن را نیک کیو و وارن الیس ساختند. فیلم با بودجه‌ای در حدود ۳۰ میلیون دلار تولید شد اما در گیشه چندان موفق نبود و تنها ۱۵ میلیون دلار فروخت. با این حال نامزد دریافت دو جایزه اسکار شد و به عنوان یکی از هنری‌ترین و زیباترین فیلم‌های قرن بیست و یکم در ژانر وسترن شناخته می‌شود.

اندرو دامینیک با ساخت این فیلم تلاش کرد تا از کلیشه‌های معمول فیلم‌های اکشن وسترن فاصله بگیرد. او به جای تمرکز بر سرقت‌های مسلحانه و تعقیب و گریز بر روابط درونی روانشناختی و فروپاشی روانی جسی جیمز تمرکز کرد. برد پیت با پذیرش این نقش ریسک بزرگی انجام داد زیرا جسی جیمز را از قالب یک اسطوره شکست‌ناپذیر خارج کرد و به او چهره‌ای انسانی شکننده و خسته بخشید. بازی پیت در این فیلم با سکوت‌های طولانی نگاه‌های خیره و نوسانات خلقی شدید همراه است که اتمسفری سنگین و تیره به کل اثر می‌بخشد.

۲. خلاصه داستان و کندوکاو در روایت تراژیک فیلم

داستان فیلم در سال‌های پایانی زندگی جسی جیمز یاغی معروف آمریکایی در دهه ۱۸۸۰ می‌گذرد. جسی که رهبر یک باند سرقت قطار و بانک است با کاهش تعداد یارانش و افزایش خیانت‌ها مواجه شده است. رابرت فورد جوانی نوزده ساله شیفته افسانه جسی جیمز است و تلاش می‌کند به هر قیمتی به باند او بپیوندد. برادر رابرت یعنی چارلی فورد از قبل عضو باند جسی است و رابرت را به او معرفی می‌کند. جسی با وجود بدبینی شدیدی که دارد رابرت را به جمع خود راه می‌دهد. داستان فیلم روند تدریجی از بین رفتن توهمات رابرت فورد نسبت به قهرمان زندگی‌اش و شکل‌گیری حسادت و کینه در او را روایت می‌کند.

جسی جیمز که تحت فشار پارانویای شدید قرار دارد شروع به کشتن و حذف فیزیکی دوستان سابق خود می‌کند که به آن‌ها شک دارد. این رفتارهای خشن و پیش‌بینی‌ناپذیر رابرت فورد را به شدت می‌ترساند. رابرت در نهایت با دولت و کلانتر محلی معامله می‌کند تا در ازای دریافت پاداش و عفو عمومی جسی جیمز را به قتل برساند. در صحنه پایانی و معروف فیلم جسی که انگار از سرنوشت خود و تصمیم رابرت آگاه است اسلحه‌اش را باز می‌کند و برای تمیز کردن یک قاب عکس پشت به رابرت می‌ایستد. رابرت فورد از پشت به سر جسی شلیک می‌کند و یکی از معروف‌ترین ترورهای تاریخ آمریکا را رقم می‌زند.

۳. تحلیل بازیگری برد پیت و تصویرسازی از افسردگی جسی

برد پیت در این فیلم یکی از درخشان‌ترین و متفاوت‌ترین بازی‌های کارنامه هنری خود را ارائه می‌دهد. او جسی جیمز را به عنوان مردی به تصویر می‌کشد که از بار سنگین شهرت و افسانه خود خسته شده است. افسردگی عمیق جسی در چشم‌های بی‌فروغ پیت و خنده‌های عصبی او به خوبی دیده می‌شود. پیت با استفاده از لحن صدای نجواگونه و حرکات آرام فیزیکی حس تنهایی مفرط این کاراکتر را به مخاطب منتقل می‌کند. او در عین حال که می‌تواند بسیار مهربان و خانواده‌دوست باشد ناگهان به هیولایی ترسناک تبدیل می‌شود که آماده شلیک به نزدیک‌ترین دوستانش است.

تکنیک بازیگری پیت در این اثر متکی بر کنترل دقیق احساسات است. او از قهرمان‌سازی‌های مرسوم خودداری می‌کند و شخصیتی را نشان می‌دهد که با دردهای جسمانی مانند سل و دردهای روحی ناشی از گناه دست‌وپنجه نرم می‌کند. سکانس‌های خلوت جسی جیمز در برف یا ایستادن او در میان مزارع گندم در باد نشان‌دهنده هماهنگی کامل بازی پیت با اتمسفر بصری شاعرانه فیلم است. پیت به خوبی توانسته تضاد میان عظمت اسطوره‌ای جسی جیمز و حقارت درونی او را در لحظات تنهایی به نمایش بگذارد.

۴. روانشناسی پارانویا و خودویرانگری در شخصیت جسی جیمز

شخصیت جسی جیمز در این فیلم یک مطالعه موردی عالی از پارانویای پیشرفته است. او در سال‌های پایانی عمرش به همه اطرافیان خود شک دارد و هر حرکت ساده‌ای را توطئه‌ای برای دستگیری یا کشتن خود می‌بیند. این پارانویا ریشه در واقعیت‌های زندگی او به عنوان یک فراری دائمی دارد. جسی نمی‌تواند به راحتی بخوابد همواره مسلح است و مدام محل زندگی خانواده‌اش را تغییر می‌دهد. برد پیت این اضطراب همیشگی را با بازی درخشان خود بازسازی کرده است؛ نگاه‌های مداوم او به پنجره‌ها و رفتارهای وسواس‌گونه‌اش گویای این وضعیت روانی است.

علاوه بر پارانویا خودویرانگری (Self-destruction) یکی دیگر از جنبه‌های روانی جسی است. او به نوعی از زندگی فراری خود خسته شده و به سمت مرگ کشیده می‌شود. رفتار او با رابرت فورد ترکیبی از تحقیر و پذیرش است؛ گویی جسی می‌داند که رابرت همان کسی است که به زندگی او پایان خواهد داد اما مانع او نمی‌شود. او با دادن یک اسلحه جدید به رابرت فورد و پشت کردن به او در آن اتاق به طور غیرمستقیم سناریوی مرگ خود را می‌نویسد. این پذیرش مرگ نشان‌دهنده فروپاشی کامل روانی مردی است که دیگر دلیلی برای ادامه زندگی در این جهنم پارانوئید ندارد.

۵. ریشه‌های تاریخی و واقعیت‌های یاغی بزرگ غرب وحشی

جسی جیمز واقعی متولد سال ۱۸۴۷ در ایالت میزوری بود. او به همراه برادرش فرانک جیمز در جریان جنگ داخلی آمریکا به نیروهای چریکی کنفدراسیون پیوست و خشونت‌های شدیدی را تجربه کرد. پس از پایان جنگ آن‌ها باندی را برای سرقت از بانک‌ها و قطارها تشکیل دادند. در رسانه‌های آن زمان جسی جیمز به عنوان یک رابین هود آمریکایی معرفی می‌شد که از ثروتمندان می‌دزدد و به فقرا کمک می‌کند؛ ادعایی که بیشتر یک افسانه رسانه‌ای بود تا واقعیت. فیلم اندرو دامینیک تلاش کرده تا این تصویر اسطوره‌ای را واسازی کند و واقعیت تاریک‌تر و خشن‌تر این یاغی را نشان دهد.

فیلم به خوبی نشان می‌دهد که جسی جیمز فراتر از یک سارق عادی، مردی مذهبی با ایمان مسیحی قوی و در عین حال قاتلی بی‌رحم بود. او پس از جنگ داخلی دچار تروماهای شدیدی شده بود که هرگز درمان نشدند. برد پیت با مطالعه دقیق نامه‌ها و مستندات تاریخی تلاش کرد تا لهجه جنوبی جسی و رفتارهای مذهبی و خانوادگی او را به درستی بازسازی کند. این رویکرد واقع‌گرایانه باعث شده تا فیلم به عنوان یکی از دقیق‌ترین آثار تاریخی درباره زندگی جسی جیمز شناخته شود.

۶. اسرار پشت‌صحنه و چالش‌های فیلمبرداری راجر دیکنز

فیلمبرداری این اثر یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای هنری راجر دیکنز به شمار می‌رود. دیکنز برای خلق تصاویر شاعرانه و شبیه به عکس‌های قدیمی قرن نوزدهم از لنزهای دست‌ساز ویژه‌ای استفاده کرد که کناره‌های تصویر را تار می‌کردند. این لنزها که به لنزهای دیکنز معروف شدند حس وهم‌آلود و نوستالژیکی به فیلم بخشیدند. لوکیشن‌های فیلمبرداری در مناطق سردسیر کانادا انتخاب شدند تا سرمای محیطی بازتاب‌دهنده سرمای درونی و روانی شخصیت‌ها باشد.

برد پیت به عنوان تهیه‌کننده فیلم نقش مهمی در حفظ دیدگاه هنری اندرو دامینیک داشت. کمپانی وارنر برادرز تمایل داشت فیلم تدوین سریع‌تر و اکشن‌تری داشته باشد اما پیت و دامینیک بر روی نسخه سه‌ساعته و کند فیلم پافشاری کردند. این پافشاری‌ها باعث تاخیرهای زیادی در اکران فیلم شد اما در نهایت نسخه مورد نظر کارگردان به نمایش درآمد. حضور نیک کیو در فیلم به عنوان یک خواننده دوره‌گرد که ترانه‌ای درباره جسی جیمز می‌خواند نیز یکی از جزئیات جذاب و هنری کار است.

۷. نمادشناسی مرگ و تقدیرگرایی در تار و پود اثر

مرگ به عنوان یک تم اصلی و سنگین در سراسر فیلم حضور دارد. از همان ابتدای فیلم صدای راوی که با لحنی خونسرد آینده و مرگ جسی را توصیف می‌کند حس تقدیرگرایی را القا می‌کند. جسی جیمز در طول فیلم مانند روحی سرگردان به نظر می‌رسد که گویی از قبل مرده است و تنها منتظر شلیک نهایی است. تصاویر خیره‌کننده از مناظر برفی درختان برهنه و آسمان‌های تاریک نمادهایی از تنهایی و مرگ قریب‌الوقوع هستند.

حتی نورپردازی فیلم نیز دارای نمادشناسی خاصی است. در صحنه معروف سرقت قطار در شب، نور چراغ جلوی قطار مانند چشمان هیولایی بزرگ در جنگل تاریک حرکت می‌کند و چهره جسی جیمز را که در تاریکی ایستاده روشن می‌کند. این صحنه نمادی از ورود مدرنیته و پایان دوران یاغی‌گری سنتی است. قاب عکسی که جسی در لحظه مرگ آن را تمیز می‌کند تصویری از یک جاده مه گرفته است که خود نمادی از مسیر ناشناخته و مرگبار زندگی اوست.

۸. بازخورد منتقدان و جایگاه فیلم در ژانر ضد-وسترن

اگرچه فیلم در زمان اکران خود در گیشه با شکست تجاری مواجه شد اما به سرعت جایگاه خود را به عنوان یک شاهکار در میان منتقدان باز کرد. بسیاری از منتقدان بازی برد پیت و کیسی افلک را ستودند و فیلمبرداری راجر دیکنز را یکی از بهترین‌های تاریخ سینما دانستند. فیلم در لیست‌های متعددی از بهترین فیلم‌های دهه ۲۰۰۰ قرار گرفت و به مرور زمان به یک اثر کالت (Cult) تبدیل شد.

این فیلم در ژانر ضد-وسترن (Revisionist Western) جای می‌گیرد؛ ژانری که به جای تقدیس غرب وحشی و قهرمانان آن به تاریکی فقر خشونت و زوال اخلاقی آن دوران می‌پردازد. اندرو دامینیک با این فیلم نشان داد که اسطوره‌های غربی چگونه توسط رسانه‌ها ساخته می‌شوند و واقعیت آن‌ها چقدر با افسانه‌ها تفاوت دارد. ترور جسی جیمز به جای یک عمل قهرمانانه به عنوان یک تراژدی غم‌انگیز و کثیف به تصویر کشیده می‌شود که در آن نه قاتل به آرامش می‌رسد و نه مقتول تطهیر می‌شود.

۹. مقایسه جسی جیمز با دیگر ضدقهرمانان کارنامه برد پیت

جسی جیمز در کارنامه بازیگری برد پیت جایگاه ویژه‌ای دارد. او پیش از این نقش‌های ضدقهرمان خشن و پرانرژی مانند تایلر دردن در باشگاه مشت‌زنی یا جفری گوئینز در دوازده میمون را بازی کرده بود. اما جسی جیمز کاملا در نقطه مقابل آن‌ها قرار دارد. او شخصیتی درون‌گرا ساکت و به شدت افسرده است. خشونت جسی ناشی از ایدئولوژی یا جنون نیست بلکه از ترس و پارانویا سرچشمه می‌گیرد.

این نقش را می‌توان با بازی پیت در فیلم Ad Astra یا درخت زندگی مقایسه کرد که در آن‌ها نیز با شخصیت‌هایی مواجه هستیم که با بحران‌های عمیق وجودی و درونی روبرو هستند. پیت در نقش جسی جیمز نشان داد که توانایی بالایی در به تصویر کشیدن سکوت‌های سنگین و دردهای روحی پنهان دارد. این نقش مرز جدیدی در توانایی‌های بازیگری او تعریف کرد و ثابت کرد که او می‌تواند فراتر از یک ستاره جذاب هالیوودی نقش‌های عمیق هنری را ایفا کند.

۱۰. سوءبرداشت‌های تاریخی درباره جسی واقعی و فیلم

یکی از بزرگ‌ترین سوءبرداشت‌ها درباره جسی جیمز تصویر او به عنوان یک رابین هود است که از بانک‌های بزرگ آمریکای شمالی سرقت می‌کرد تا به کشاورزان فقیر جنوب کمک کند. واقعیت تاریخی نشان می‌دهد که جسی و باندش هیچ‌گاه پول‌های مسروقه را با نیازمندان تقسیم نکردند و تمام درآمد خود را صرف زندگی شخصی و خرید اسلحه کردند. فیلم اندرو دامینیک به خوبی این توهم را می‌شکند و جسی را در خانه‌ای معمولی و با دغدغه‌های مادی نشان می‌دهد.

سوءبرداشت دیگر درباره رابرت فورد است. در طول تاریخ رابرت فورد همواره به عنوان یک بزدل خائن شناخته شده است اما فیلم تلاش می‌کند ابعاد انسانی او را نیز نشان دهد. رابرت فورد جوانی ساده‌لوح بود که تحت تاثیر مطبوعات زرد عاشق جسی جیمز شده بود و در نهایت به دلیل رفتارهای خطرناک و تهدیدآمیز جسی برای نجات جان خود دست به این کار زد. فیلم نشان می‌دهد که چگونه جامعه پس از ترور جسی رابرت فورد را طرد کرد و او را به یک منفور ابدی تبدیل ساخت.

۱۱. بستر جامعه‌شناختی دوران پس از جنگ داخلی آمریکا

داستان فیلم در بستر جامعه‌شناختی دوران بازسازی پس از جنگ داخلی آمریکا رخ می‌دهد. ایالت‌های جنوبی که در جنگ شکست خورده بودند دچار بحران‌های اقتصادی و هویتی شدیدی بودند. جسی جیمز برای بسیاری از جنوبی‌های سرخورده نمادی از مقاومت در برابر دولت مرکزی شمال بود. این حمایت‌های مردمی به او اجازه داد تا سال‌ها به راحتی فرار کند و در میان مردم پنهان شود.

جامعه‌شناسی فیلم نشان‌دهنده آغاز عصر جدیدی است که در آن قانون و سرمایه‌داری صنعتی جایگزین هرج‌ومرج غرب وحشی می‌شوند. شرکت‌های بزرگ راه‌آهن و بانک‌ها با استخدام کارآگاهان خصوصی (مانند آژانس پینکرتون) به شدت به دنبال حذف یاغی‌ها بودند. جسی جیمز متوجه شده بود که دنیای او دیگر جایی در این جامعه نوین و قانون‌مند ندارد و مرگ او به نوعی پایان یک عصر تاریخی در آمریکا بود.

۱۲. میراث بصری و تدوین شاعرانه فیلم

میراث ترور جسی جیمز بیش از هر چیز در زیبایی‌شناسی بصری و تدوین شاعرانه آن نهفته است. تدوین فیلم با ریتمی آرام و طمانینه به تماشاگر اجازه می‌دهد تا در اتمسفر سرد و غم‌انگیز فیلم غرق شود. استفاده از افکت‌های نوری خاص و فیلترهای رنگی گرم در فضاهای داخلی در تضاد با سرمای سفید فضاهای بیرونی حس امنیت موقت خانه جسی جیمز را نشان می‌دهد.

این اثر تاثیر عمیقی بر فیلم‌های وسترن پس از خود گذاشت و استانداردهای جدیدی برای فیلمبرداری هنری تعریف کرد. ترکیب موسیقی نیک کیو با تصاویر راجر دیکنز اتمسفری شبیه به یک سوگواری طولانی خلق کرده است. بازی برد پیت در این قاب‌های نقاشی‌مانند به عنوان یکی از ماندگارترین تصاویر سینمای وسترن مدرن ثبت شده است که در آن یاغی بزرگ نه با شلیک‌های قهرمانانه بلکه با نگاهی خیره به پنجره و در سکوت با دنیا وداع می‌کند.

جمع‌بندی نهایی

فیلم ترور جسی جیمز به دست رابرت فورد بزدل فراتر از یک اثر تاریخی، مرثیه‌ای سوزناک درباره مرگ، تنهایی و سقوط یک اسطوره است. برد پیت با درک عمیق از روانشناسی جسی جیمز، تصویری فراموش‌نشدنی از یک یاغی خسته، افسرده و پارانوئید ارائه داد که آگاهانه مرگ خود را در آغوش می‌کشد. این نقش‌آفرینی در کنار فیلمبرداری شاهکار راجر دیکنز و کارگردانی هنرمندانه اندرو دامینیک، فیلم را به یک اثر کالت و کلاسیک مدرن در سینمای جهان تبدیل کرده است که ارزش آن با گذشت زمان بیشتر آشکار می‌شود.

سوالات متداول

۱. آیا ماجرای تمیز کردن قاب عکس توسط جسی جیمز قبل از مرگ واقعیت دارد؟
بله این جزئیات دقیقاً بر اساس گزارش‌های تاریخی ثبت شده است. در روز سوم آوریل ۱۸۸۲ جسی جیمز در خانه خود اسلحه‌اش را باز کرد و روی مبل گذاشت. او سپس برای تمیز کردن گرد و غبار از روی یک قاب عکس نقاشی روی صندلی رفت. در همین لحظه رابرت فورد فرصت را غنیمت شمرد و از پشت به سر او شلیک کرد.
۲. چرا فیلم در زمان اکران خود در گیشه شکست خورد؟
مخاطبان عام سینما در آن زمان انتظار یک فیلم اکشن وسترن پرهیجان و پر از شلیک را داشتند. ریتم بسیار کند، زمان طولانی نزدیک به سه ساعت و لحن شاعرانه فیلم برای عموم تماشاگران جذاب نبود. کمپانی سازنده نیز تبلیغات مناسبی برای فیلم انجام نداد. با این حال منتقدان سینمایی بلافاصله ارزش‌های هنری آن را کشف کردند.
۳. سرنوشت واقعی رابرت فورد پس از ترور جسی جیمز چه شد؟
او بر خلاف انتظارش هرگز به عنوان یک قهرمان ملی مورد استقبال جامعه قرار نگرفت. مردم او را به عنوان یک خائن بزدل که به دوست خود از پشت شلیک کرده بود طرد کردند. رابرت فورد سال‌ها در شهرهای مختلف به اجرای نمایش تئاتر بازسازی صحنه قتل پرداخت تا درآمدی کسب کند. او در نهایت در سال ۱۸۹۲ در یک سالن تفریحی توسط فردی به نام ادوارد کلی کشته شد.
۴. راجر دیکنز چگونه آن جلوه‌های بصری تار در حاشیه تصاویر را ایجاد کرد؟
او از لنزهای قدیمی و ویژه‌ای استفاده کرد که کناره‌های قاب را تار و مرکز را واضح نشان می‌دادند. این لنزها که به لنزهای دیکنز معروف شدند حس عکس‌های قدیمی قرن نوزدهم را بازسازی می‌کردند. این تکنیک بصری به القای حس نوستالژی و وهم‌آلود بودن فضای داستان کمک شایانی کرد. این فیلم یکی از نقاط عطف کارنامه فیلمبرداری دیکنز است.
۵. آیا جسی جیمز واقعا به بیماری افسردگی و پارانویا مبتلا بود؟
اسناد تاریخی نشان می‌دهند که او در سال‌های پایانی زندگی به شدت منزوی و بدبین شده بود. او مدام به اعضای باند خود شک می‌کرد و حتی برخی از آن‌ها را به دلیل ظن خیانت کشت. زندگی مخفیانه طولانی‌مدت و فشارهای ناشی از تعقیب قانون او را دچار فرسودگی روانی کرده بود. فیلم دامیانیک به درستی این فروپاشی روانی واقعی را تصویر کرده است.
۶. نقش موسیقی متن در فضاسازی فیلم چقدر اهمیت داشت؟
موسیقی متن ساخته نیک کیو و وارن الیس یکی از ارکان اصلی هویت هنری فیلم است. استفاده از سازهای زهی و پیانو با نواهای غمگین و کشدار به خوبی اندوه عمیق داستان را بازتاب می‌دهد. این موسیقی حس تنهایی جسی جیمز و فضای سرد و برفی محیط را تقویت می‌کند. منتقدان این موسیقی را یکی از بهترین موسیقی‌های متن دهه ۲۰۰۰ دانسته‌اند.
۷. واکنش فرانک جیمز برادر جسی به ترور او چه بود؟
فرانک جیمز پس از مرگ برادرش تصمیم گرفت خود را به مقامات تسلیم کند زیرا می‌دانست دوره یاغی‌گری به پایان رسیده است. او در دادگاه‌های متعددی محاکمه شد اما به دلیل محبوبیت و نبود مدارک کافی تبرئه گردید. فرانک بقیه عمر خود را به کارهای معمولی و حتی راهنمایی گردشگران در مزرعه خانوادگی جیمز گذراند. او در نهایت در سال ۱۹۱۵ به مرگ طبیعی درگذشت.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

45 دیدگاه

  1. معایب گوشی C905 :

    • صفحه نمایش اندازه نسبتا کوچکی دارد
    • فیلمبرداری محدود به وضوح QVGA در 30 fps است
    • مرورگر مستندات office ندارد
    • کلید حرکتی سفت و محکم است
    • استحکام پوشش کشویی لنز چندان مطلوب نیست
    • پورت ارتباطی گوشی فاقد پوشش است

    البته مزایایی هم دارهمثل:
    • دوربین 8.1 مگاپیکسل با کانون اتوماتیک ، فلش Xenon و پوشش فعال لنز
    • سوئیچ به حالت اختصاصی دوربین ، دو کلید بازی / دوربین روی صفحه نمایش وجود دارد
    • تشخیص چهره و لبخند ، تنظیم هوشمند کنتراست ،تثبیت کننده تصویر، Geotagging ، کاهش قرمزی چشم
    • پشتیبانی از چهار باند GSM / GPRS / EDGE و سه باند HSDPA ( 3.6 Mb ) برای بازار امریکا
    • صفحه نمایش 2.4 اینچ TFT ضد خش با 256k رنگ
    • GPS داخلی با ویژگی A-GPS ، نرم افزار WayFinder Navigator
    • Wi-Fi b/g با DLAN و پشتیبانی SIP VOIP ، بلوتوث با USB 2.0 ، A2DP
    • منوی پیشرفته با امکان اجرای همزمان چند برنامه
    • Media Center ، جستجوی هوشمند ، Manage Messages و Track ID
    • رادیو FM با RDS و Track ID
    • 160 MB حافظه داخلی و پشتیبانی از محل کارت حافظه M2

  2. سلام. c905 امروز خریدم دویست هزار تومن. دوربینش هم 8 نیست. از 5 بالاتره اما 8 نیست. به نظر ظریف میاد و محکم نیست

  3. من به مهرناز خانوم پیشنهاد میکنم گوشیه اچ تی سی، مدل (اچ دی دو) رو خریداری کنند…
    این گوشی صفحه نمایش چهار اینچی و سنسورهای فوقالعاده ای برای تشخیص انگشت شما رو داره…
    فقط یه چیزی=> قیمتش بالای هفتصدتومنه ها…

  4. تکنولوژی ساخت تلفن همراه درتمام دنیا روبه ساخت گوشیهایی با صفحه های نمایش بیش از سه اینچ و تمام لمسی، درحال حرکته…
    بنابر این نسل گوشیهایی مثل سی ۹۰۵ و اف ۳۰۵ تا سالهای آینده روبه انقراضه…
    البته نه انقراض کامل. چون خیلی از مردم از استفاده ی صفحه کلیدهای مجازی لذت نمیبرند.

  5. سلام .من دنبال یه گوشی لمسی(touch) با کیفیت بالا میگردم که به اینترنت از طریق وایلس متصل بشه.لطفا راهنماییم کنید.با تشکر

  6. salam man khodam alan 2 haftee mishe ke C905 kharidam vaghean azah raziam khodaeesh emkanati dare ke ta nakharish va chand rozi dastet nabashe ghadresho nemidoni.be har hal man nemikham begam goshi bazm vali khob 1 mah 1bar goshimo avaz mikonam va in behtarin goshi bode ke dashtam.be shoma ham pishnehad mikonam

  7. می شه بیشتر در مورده امکاناتش حرف بزنید یه مقایسه در مورده این گوشی و گوشی های سری پی مثل پی990 یا پی1ممنون

  8. سلام – گوشی C905 گوشیه خوبیه اما کیفیت دوربینش وقتی فیلم برداری میکنی واقا مسخره است کیفیتش حتی از یه گوشی با دوربین 2 مگاپیکسل هم کمتره

  9. سلام.کسی میدونی گوشیه g705 کی وارد ایران میشه؟یا اصلا وارد شده؟؟به نظر دوستان g705 بهتره یا c905 ؟

  10. سلام من سونی اریکسون باز هستم از c905 و x1 و w960 کاملآ راضی بودم
    البته هرکدومشون کارایی خاصه خودشون رو دارن
    با این حال که x1 برایه خودش غولیه اما من c905 رو ترجیح میدم
    خیلی دوست دارم در موردش بیشتر توضیح بدم
    خدایش تا نگیری نمیفهمی چیه!!!!!!!

  11. سلام به همگی
    خسته نباشید
    من می خوام یه گوشی کشویی بخرم ولی موندم چی بخرم
    اگه می شه راهنمایی ام کنید ممنون می شم کدومش بهتره

    1. به نظرمن که گوشی کشویی نخری بهتره ولی اگرمیخواهی بخری گوشی C905 نخر من دارم ازاین مدل اصلا راضی نیستم ازش چون خیلی ازنظرشکل وخوش دست بودن اصلا نگو که خیلی بده خلاصه من که باگوشی کشویی اونم مدل sony ericsson اصلا موافق نیستم این نظر من بود دیگه نمیدونم!!!!

  12. با سلام.
    من مدتها پیش در مجله ی رایانه خبر مطلبی را در رابطه با فید خواندم اما آنروز به نام نویسنده اش توجه نکردم امروز که داشتم مجله هایم را دوره می کردم دیدم که نام نویسنده علیرضا مجیدی است.
    می خواستم بگویم که اگر در مجله های دیگری هم همکاری دارید بگویید که از مطالبتان استفاده کنیم.

  13. سلام دوست عزیز. من یادمه یه بار توی سایت خودت دیدم یه مطلبی در مورد دوربین های بالای 6 مگاپیکسل گفتی و اینکه وضوح عکسای این دوربین ها کمتر میشه. این قاعده برای دوربین این جور مبایل ها هم درسته دیگه ؟ و اگه اینجوریه پس فرق زیادی با 5 مگاپیکسلی ها نمیکنن و فقط برای بالا بردن اسم گوشی این کارا رو می کنن.. نظرتون چیه؟
    پاسخ: مسلما در مورد گوشی‌های موبایل هم صادق هست،الان دیگه گوشی‌های خوب همه 5 یا بالای 5 شدن، خریدارها باید دقت کنن که دیگه تنها تمرکز بر عدد پیکسل برای فهمیدن کارایی دوربین موبایل کافی نیست.

  14. آقای مجیدی اون ایراد دوم سوتی بود :))
    جان من دومیو پاکش کن آبروی مارو بخر :))

    من نمیدونم چرا عادت دارم اول اسم بیاد بعد کامنت ,‌ به خاطر همین فکر میکردم اشتباه پیش اومده D:

  15. سلام علیرضا جان !

    به عنوان یکی از قدرتمندان دنیای وردپرس فارسی خواستم باهات مشورت کنم!

    به نظرت وقتش نرسیده که مثه همه کشورای دیگه یه سیستم وردپرس قدرتمند فارسی پا به میدون بزاره ؟!

    تو همین جشن پرشین بلاگ کلی به وبلاگنویسای سرویسای مختلف مخصوصا وردپرسی ها بر خورد !

    ما یه کاراییشو کردیم ! اگه دوست داشتی تو هم بیا !

    شاید یه روزی خودمون تونستیم تولد وبلاگامونو خودمون جشن بگیریم ! نه با نام تولد پرشین بلاگ !!!

    منتظر جوابت هستم !

    http://Hamid.Rozgar.ir

    http://rozgar.ir

  16. با تشکر از شما بخاطر مطالب بسیار ارزنده سایت و یک تذکر در مورد گوشی c 905این گوشی تاشو نیست و بهتر است از واژه کشویی استفاده شود(slider) و اولین گوشی کشویی و یا تاشوی سونی اریکسون هم نیست.

    باسپاس

    1. @صندوقک,
      فقط میماند موضوع لنز و کیفیت و میزان بزرگنمایی اپتیکی آن که گوشی دوربین دار را از یک دوربین واقعی متمایز میکند

  17. به نظر من به کار بردن کلمه ی “وضوح” درست نیست و به اشتباه اینطور جا افتاده که البته وقتشه اصلاح بشه.
    8.1 مگاپیکسل نشانه ی وضوح نیست بلکه اندازه است. و هیچ وقت نمیشه گفت که دو دوربین X مگاپیکسلی متفاوت وضوح یکسان دارند. ولی میشه گفت که اندازه ی عکس یکسانی دارند.
    در واقع معیار واحدی برای اندازه گیری وضوح یک عکس وجود نداره و وضوح به نوع لنز و مشخصات تکنیکال دیگه بر میگرده.

    اگه من اشتباه میکنم بگین لطفا.

    حامد

    1. @حامد,
      هرچند که لنز نیز عامل موثری در وضوح تصویر است و بخصوص در زوم کردن فاکتور بزرگنمایی اپتیکی لنز پارامتر بسیار مهم و تاپیر گذاری در قیمت آن است اما…
      با فرض داشتن لنزهای یکسان مسلما دوربین 8 مگاپیکسلی دارای وضوح 4 برابر بهتر از 2 مگاپیکسلی است. این به این معنی است که مثلا در یک عکس 3 در 4 تعداد پیکسلهایی (مربعهای شطرنجی) که تصویر را تشکیل میدهند در حالت اول 4برابر حالت دوم است. به عبارت بهتر هر مربع شطرنجی که در عکس 3در 4 ناشی از دوربین 2 مگا بوده و فقط از یک رنگ تشکیل شده در دوربین 8 مگا از 4 مربع و 4رنگ تشکیل شده لذا یه وضوح میتوان گفت که وضوح بیشتری دارد!

    2. با سلام
      تا جایی که در مطالب خوانده و دیده ایم ، پیکسل عبارت است از تعداد نقطه در اینچ پس به نظر من همان وضوح میشود نه اندازه . زیرا اندازه عکس در چاپ مشخص میشود که می توان انرا تغییر داد .
      با تشکر
      حالا اگر من هم اشتباه می کنم شما راهنمایی کنید .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]