روانشناسی رهبری در ورزش؛ ویژگیهای مربیانی که معجزه میکنند
شناخت دنیای درون قهرمانان ورزشی و بررسی ساختار ذهنی آنها نشان میدهد که موفقیت در میدانهای بزرگ ورزشی تنها به آمادگی جسمانی وابسته نیست. در این مقاله میخواهیم ببینیم مربیانی که نامشان در تاریخ ورزش به عنوان معجزهگر ثبت شده است چه ویژگیهای روانشناختی منحصربهفردی دارند و چگونه میتوانند یک تیم بحرانزده را به اوج افتخار برسانند. آیا واقعا این توانایی یک استعداد ذاتی است یا مربیان بزرگ با بهرهگیری از تکنیکهای علمی روانشناسی ورزشی به این سطح از هدایتگری دست مییابند؟ خواندن این نوشته میتواند برای مدیران، مربیان و تمام علاقهمندان به مباحث رهبری کاربردی و افزاینده دانش باشد.
فهرست مطالب
- ۱. تعریف رهبری ورزشی و تفاوت آن با مدیریت سنتی
- ۲. هوش هیجانی به عنوان ستون اصلی هدایت تیم
- ۳. مهارتهای ارتباطی مربیان معجزهگر در بحرانها
- ۴. تئوری رهبری تحولآفرین در میدان مسابقه
- ۵. روانشناسی انگیزه و چگونگی احیای بازیکنان ناامید
- ۶. خودتنظیمی و کنترل استرس مربی تحت فشارهای شدید
- ۷. نقش فرهنگسازی تیمی و ایجاد هویت مشترک
- ۸. تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت و آنالیزهای روانشناختی
- ۹. مدیریت تعارضات در رختکن و مهار نفس بازیکنان ستاره
- ۱۰. متدولوژی کوچینگ شناختیرفتاری در بهبود عملکرد
- ۱۱. انتقال ذهنیت برنده و اثر تماشاگران بر تصمیمات مربی
- ۱۲. آیندهنگری و توسعه تابآوری روانی در نسل جدید
۱. تعریف رهبری ورزشی و تفاوت آن با مدیریت سنتی
رهبری ورزشی فراتر از چیدمان تاکتیکی تیم یا نظارت بر تمرینات روزمره فیزیکی است و به معنای نفوذ به لایههای عمیق ذهنی ورزشکاران است. مربیانی که در این حوزه موفق میشوند تفاوتی بنیادین با مدیران سنتی دارند زیرا مدیران سنتی بیشتر بر کنترل حضور و غیاب، قوانین انضباطی خشک و آمارهای عملکردی تمرکز میکنند. رهبران واقعی با تکیه بر جنبههای روانشناختی تلاش دارند تا انگیزه درونی ورزشکار را فعال سازند و او را به سمتی هدایت کنند که فراتر از محدودیتهای ذهنی و جسمی خود قدم بگذارد. این مربیان فضایی امن برای رشد ایجاد میکنند که در آن اشتباهات به عنوان فرصتهای یادگیری نگریسته میشوند و نه ابزاری برای تنبیه بدنی یا روانی بازیکنان تیم.
در دنیای مدرن ورزش، تفاوت این دو رویکرد در لحظات سرنوشتساز مسابقات مشخص میشود یعنی جایی که تاکتیکهای معمول پاسخگو نیستند و بازیکنان نیاز به یک تکیهگاه ذهنی دارند. مدیریت سنتی در این شرایط با افزایش فشار روانی و تهدید به جریمه یا تعویض، اضطراب تیم را دوچندان میکند در حالی که رهبر ورزشی با آرامش ذهنی خود به بازیکنان اعتمادبهنفس تزریق میکند. روانشناسان ورزشی معتقدند مربیانی که نقش رهبر را ایفا میکنند توانایی همدلی بالایی دارند و پتانسیلهای پنهان هر بازیکن را کشف میکنند. این فرآیند موجب ایجاد پیوند عاطفی عمیق میان کادر فنی و اعضای تیم میشود که نتیجه مستقیم آن وفاداری، تلاش مضاعف و در نهایت خلق معجزههای ورزشی است.
۲. هوش هیجانی به عنوان ستون اصلی هدایت تیم
هوش هیجانی (Emotional Intelligence) یکی از ابزارهای حیاتی در دست مربیان برجسته جهان است که به آنها اجازه میدهد احساسات خود و بازیکنان را مدیریت کنند. مربیانی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند به خوبی میدانند که هر بازیکن در شرایط فشار روانی چگونه واکنش نشان میدهد و چه زمانی نیاز به تشویق یا چه زمانی نیاز به آرامش دارد. این ویژگی به مربی کمک میکند تا جو رختکن را در زمان شکستهای سنگین کنترل کرده و مانع از فروپاشی روحی تیم شود. در واقع توانایی تنظیم هیجانات شخصی در مواجهه با داوریهای ناعادلانه، رسانههای مهاجم و تماشاگران خشمگین، الگوبرداری مثبتی برای بازیکنان داخل زمین به همراه دارد.
روانشناسان ورزشی تاکید دارند که هوش هیجانی مربی مستقیماً بر میزان ترشح هورمونهای استرس در بدن ورزشکاران تأثیرگذار است و تمرکز ذهنی آنان را افزایش میدهد. مربی با درک نیازهای عاطفی بازیکنان میتواند کانالهای ارتباطی اختصاصی با هر فرد ایجاد کند و تفاوتهای شخصیتی را به رسمیت بشناسد. برخی بازیکنان با نقدهای صریح برانگیخته میشوند در حالی که برخی دیگر نیاز به حمایتهای ملایم و گفتگوهای خصوصی دارند تا بتوانند بهترین عملکرد خود را نشان دهند. شناخت این ظرافتهای رفتاری و اعمال آنها در تمرینات روزمره همان فاکتور متمایزکنندهای است که مربیان معمولی را از مربیان جریانساز و معجزهگر جدا میسازد.
۳. مهارتهای ارتباطی مربیان معجزهگر در بحرانها
ارتباط موثر در شرایط بحرانی سنگ محک اصلی برای سنجش تواناییهای یک مربی بزرگ در مدیریت روانشناختی تیم ورزشی است. هنگامی که یک تیم با گلهای خورده پیدرپی یا مصدومیتهای ناگهانی ستارههای خود مواجه میشود، نحوه سخن گفتن مربی در زمانهای استراحت میتواند سرنوشت بازی را تغییر دهد. مربیان معجزهگر از کلمات دقیق، کوتاه و الهامبخش استفاده میکنند و به جای تمرکز بر اشتباهات گذشته، توجه بازیکنان را به راهحلهای پیشرو جلب میکنند. لحن صدا، زبان بدن و حتی مکثهای هدفمند این مربیان پیامی از تسلط و امید را به کل مجموعه منتقل میسازد که اضطراب را کاهش میدهد.
علاوه بر ارتباطات کلامی، توانایی گوش دادن فعال به دغدغههای بازیکنان بخش مهمی از این مهارت ارتباطی را تشکیل میدهد که متاسفانه در بسیاری از سبکهای مربیگری نادیده گرفته میشود. مربیانی که به نظرات و احساسات بازیکنان خود گوش میدهند حس ارزشمندی و احترام متقابل را در تیم تقویت میکنند که این امر احساس مسئولیتپذیری را افزایش میدهد. در زمان بحرانهای رسانهای یا افت شدید تیمی، این ارتباطات شفاف درونگروهی مانع از نفوذ شایعات و حواشی مخرب به ساختار تیم میشود. در نتیجه تیم مانند یک ارگانیسم واحد عمل کرده و در برابر فشارهای بیرونی مقاومت چشمگیری از خود نشان میدهد.
۴. تئوری رهبری تحولآفرین در میدان مسابقه
تئوری رهبری تحولآفرین (Transformational Leadership) در ورزش به مربیانی اشاره دارد که به جای تمرکز صرف بر پاداش و تنبیه، نگرش و ارزشهای بازیکنان خود را متحول میکنند. این دست از مربیان چشماندازی بزرگ و فراتر از کسب جامهای موقت ترسیم میکنند و به ورزشکاران خود یاد میدهند که برای اهداف تیمی بزرگتر تلاش کنند. آنها الهامبخش هستند و با رفتار خود استانداردهای اخلاقی و فنی بالایی را تعریف میکنند که بازیکنان به طور خودکار تمایل پیدا میکنند شبیه به آنها رفتار کنند. این مدل رهبری منجر به افزایش انگیزه درونی، تعهد بلندمدت و بهبود چشمگیر کارایی تیمی در تمرینات و مسابقات رسمی میشود.
در این رویکرد، مربی تحولآفرین به تکتک بازیکنان به عنوان مهرههای کلیدی نگاه میکند و به رشد شخصی و حرفهای آنها اهمیت میدهد. این مربیان خلاقیت و نوآوری در تصمیمگیریهای داخل زمین را تشویق میکنند و به بازیکنان اجازه میدهند تا در چارچوبهای تاکتیکی مشخص، تواناییهای فردی خود را ابراز کنند. این آزادی عمل هدایتشده حس مالکیت و مسئولیتپذیری را در ورزشکار تقویت کرده و او را آماده میسازد تا در شرایط سخت، بارهای سنگین تیم را به دوش بکشد. به این ترتیب، مربیان تحولآفرین نهتنها قهرمان ورزشی تربیت میکنند بلکه شخصیتهایی قوی و مستقل برای جامعه میسازند.
۵. روانشناسی انگیزه و چگونگی احیای بازیکنان ناامید
انگیزه سوخت اصلی هر ورزشکار برای ادامه مسیر فرساینده ورزش حرفهای است و مربی باید روانشناسی انگیزه را به خوبی درک کند. مربیان بزرگ میدانند که انگیزههای بیرونی مانند پول و شهرت پس از مدتی اثر خود را از دست میدهند یا در شرایط بحرانی کارایی ندارند. به همین دلیل آنها بر روی انگیزههای درونی مانند عشق به بازی، حس کمالگرایی شخصی و لذت کار تیمی تمرکز میکنند تا ورزشکار در سختترین روزهای تمرینی نیز اشتیاق خود را حفظ کند. هنگامی که یک بازیکن به دلیل افت شدید فرم بازی یا نیمکتنشینیهای طولانی دچار ناامیدی میشود، مربی با بازتعریف اهداف کوچک به او کمک میکند.
احیای یک بازیکن ناامید نیازمند جلسات مشاوره انفرادی، بازخوردهای مثبت متمرکز بر تلاش و نه نتیجه، و بازگرداندن تدریجی او به شرایط مسابقه است. مربی با تحلیل دقیق علل افت بازیکن متوجه میشود که آیا مشکل ناشی از خستگی ذهنی، بحرانهای شخصی یا ترس از شکست است و متناسب با آن اقدام میکند. با کاهش فشارهای روانی بیرونی و ایجاد فرصتهای دوباره بدون قضاوتهای سختگیرانه، بازیکن احساس امنیت کرده و اعتمادبهنفس آسیبدیده خود را بازیابی میکند. این فرآیند بازسازی روحی نه تنها بازیکن را به فرم ایدهآل بازمیگرداند بلکه پیوند او با مربی و باشگاه را مستحکمتر از قبل میسازد.
۶. خودتنظیمی و کنترل استرس مربی تحت فشارهای شدید
مربیگری در سطح حرفهای یکی از پراسترسترین مشاغل دنیاست و توانایی خودتنظیمی (Self-Regulation) مربی تأثیر مستقیمی بر اتمسفر کل تیم دارد. مربیانی که نتوانند استرس، خشم و ناامیدی خود را در لحظات حساس کنترل کنند، این انرژیهای منفی را به سرعت به بازیکنان منتقل میکنند. تکنیکهای مدیریت استرس مانند تمرینات تنفسی، ذهنآگاهی و بازسازی شناختی به مربیان کمک میکند تا در میان هیاهوی استادیومها، خونسردی خود را حفظ کنند. این خونسردی ظاهری و باطنی به بازیکنان این سیگنال را میدهد که اوضاع تحت کنترل است و نیازی به رفتارهای شتابزده نیست.
کنترل استرس همچنین به مربی اجازه میدهد تا تصمیمات تاکتیکی عقلانیتری اتخاذ کند و از تصمیمگیریهای واکنشی ناشی از عصبانیت پرهیز نماید. مربیانی که خودتنظیمی ضعیفی دارند معمولاً در کنفرانسهای مطبوعاتی با خبرنگاران درگیر میشوند یا رفتارهای پرخاشگرانهای با داوران نشان میدهند که تمرکز تیم را به شدت به هم میریزد. در مقابل مربیان خودتنظیم با پذیرش مسئولیت نتایج و حفظ متانت خود در سختترین شرایط، به الگویی از تابآوری و حرفهایگری تبدیل میشوند. این پایداری روانی پایه و اساس ایجاد یک سیستم تیمی مستحکم است که در برابر هیچ تکانه بیرونی به راحتی فرو نمیپاشد.
۷. نقش فرهنگسازی تیمی و ایجاد هویت مشترک
یکی از بزرگترین شاهکارهای روانشناختی مربیان معجزهگر، ایجاد یک فرهنگ تیمی قوی و هویت مشترک است که همه اعضا به آن متعهد باشند. این فرهنگ شامل ارزشها، باورها، آیینهای تیمی و استانداردهای رفتاری است که تعیین میکند بازیکنان در داخل و خارج از زمین چگونه با یکدیگر تعامل کنند. مربی با ایجاد این هویت مشترک به بازیکنان تفهیم میکند که نام روی سینه پیراهن بسیار مهمتر از نام پشت آن است. این همبستگی تیمی باعث میشود که بازیکنان در زمین مسابقه برای جبران اشتباهات یکدیگر فداکاری کنند و از خودگذشتگی نشان دهند.
فرهنگسازی تیمی مستلزم تعریف قوانین شفاف و عادلانهای است که بدون تبعیض برای ستارههای تیم و بازیکنان ذخیره به طور یکسان اجرا شود. وقتی بازیکنان احساس کنند عدالت در تیم حاکم است و هر فرد بر اساس شایستگی و تلاشش قضاوت میشود، اعتماد متقابل شکل میگیرد. مربی با برگزاری جلسات گروهی غیرورزشی، برنامههای تفریحی مشترک و تشویق رفتارهای حمایتی، پیوندهای انسانی میان اعضا را تقویت میکند. این فرهنگ غنی تیمی در زمان شکستها به عنوان یک ضربهگیر عمل کرده و مانع از متهم کردن یکدیگر توسط بازیکنان و فروپاشی انسجام تیمی میشود.
۸. تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت و آنالیزهای روانشناختی
ورزش حرفهای سرشار از سناریوهای غیرقابلپیشبینی و شرایط عدم قطعیت بالا است که در آنها ثانیهها سرنوشتساز هستند و مربی باید تصمیم بگیرد. تصمیمگیری کارآمد در این لحظات نیازمند ترکیبی از تحلیلهای فنی دادهها و شهود روانشناختی قوی نسبت به وضعیت روحی تکتک بازیکنان است. مربی معجزهگر تنها به آمارهای روی کاغذ اتکا نمیکند بلکه وضعیت خستگی ذهنی، زبان بدن و سطح انگیزه بازیکن را در آن لحظه خاص میسنجد. این تحلیل روانشناختی به او کمک میکند تا تعویضهای طلایی انجام دهد یا تاکتیک تیم را بر اساس ضعفهای روانی حریف تغییر دهد.
توانایی مدیریت ریسک و پذیرش پیامدهای تصمیمات جسورانه از دیگر ویژگیهای روانشناختی مربیان بزرگ در شرایط عدم قطعیت است. آنها هراسی از قضاوتهای بعدی رسانهها ندارند و با شجاعت تصمیماتی میگیرند که ممکن است در نگاه اول غیرمنطقی به نظر برسند اما بر اساس درک عمیق از اتمسفر بازی طراحی شدهاند. این شجاعت مربی به بازیکنان نیز جرات میدهد تا در زمین مسابقه خلاقانه بازی کنند و از امتحان کردن مسیرهای جدید نترسند. در واقع مربیان بزرگ با پذیرش مسئولیت شکست احتمالی، بار سنگین ترس را از روی دوش بازیکنان برمیدارند تا آنها با آزادی ذهنی کامل بازی کنند.
۹. مدیریت تعارضات در رختکن و مهار نفس بازیکنان ستاره
حضور بازیکنان ستاره با قراردادهای سنگین و نفسهای بزرگ (Egos) در یک تیم ورزشی میتواند چالشهای روانشناختی بسیار پیچیدهای برای مربی ایجاد کند. مدیریت تعارضات میان بازیکنان و مهار خودخواهیهای فردی برای حفظ منافع تیم، هنری است که تنها مربیان با پرستیژ و روانشناس از پس آن برمیآیند. مربی باید بدون آسیب زدن به اعتمادبهنفس ستارهها به آنها یادآوری کند که موفقیت فردی آنها در گرو موفقیت کل مجموعه است. او باید بتواند این انرژیهای فردی قوی را در راستای اهداف مشترک تیمی کانالیزه کند و مانع از ایجاد قطببندی در رختکن شود.
تعارضات در یک تیم ورزشی اجتنابناپذیر هستند و حتی در صورت مدیریت صحیح میتوانند به موتور محرکی برای پیشرفت تبدیل شوند، مشروط بر اینکه مربی آنها را نادیده نگیرد. مربیان بزرگ به جای پنهان کردن مشکلات زیر فرش، با روشهای حل مسئله فعال و گفتگوهای مستقیم، تعارضات را در نطفه خفه میکنند. آنها با ایجاد فضایی که در آن انتقادات سازنده بدون خصومت شخصی مطرح میشوند، زمینه را برای تخلیه هیجانات منفی فراهم میسازند. این رویکرد شفاف مانع از تبدیل ناراحتیهای کوچک به کینههای عمیق تیمی میشود و آرامش و تمرکز ذهنی رختکن را در طول فصل طولانی مسابقات حفظ میکند.
۱۰. متدولوژی کوچینگ شناختیرفتاری در بهبود عملکرد
استفاده از اصول درمان شناختیرفتاری (Cognitive Behavioral Coaching) در ورزش به مربیان اجازه میدهد تا الگوهای فکری مخرب و خودگوییهای منفی بازیکنان را تغییر دهند. بسیاری از ورزشکاران با وجود آمادگی بدنی بالا به دلیل باورهای محدودکننده مانند «من همیشه در لحظات حساس خراب میکنم» ناکام میمانند. مربی با شناسایی این خطاهای شناختی به ورزشکار کمک میکند تا این افکار را با گزارههای واقعی و مثبت جایگزین کند. این روش روانشناختی با تغییر زاویه دید بازیکن نسبت به چالشها، سطح اضطراب رقابتی را کاهش داده و خودکارآمدی او را به شدت بهبود میبخشد.
این متدولوژی همچنین شامل تمرینهای تصویرسازی ذهنی، بازسازی شناختی شرایط مسابقه و تمرینات تمرکز بر زمان حال است که در برنامههای مربیان مدرن جای دارند. مربی با طراحی سناریوهای شبیهسازیشده پرفشار در تمرینات، ذهن بازیکن را با شرایط واقعی مسابقه سازگار میکند تا در مواجهه با آنها دچار شوک نشود. یادگیری نحوه کنترل گفتگوی درونی در هنگام اشتباهات فردی به بازیکنان کمک میکند تا به سرعت تمرکز خود را بازیابی کرده و در جریان بازی باقی بمانند. این رویکرد علمی به مربیان امکان میدهد تا عملکرد فنی بازیکنان را از طریق بازسازی زیرساختهای ذهنی آنها ارتقا دهند.
۱۱. انتقال ذهنیت برنده و اثر تماشاگران بر تصمیمات مربی
ذهنیت برنده (Winning Mentality) یک ویژگی روانی مسری است که مربیان بزرگ آن را از طریق رفتار، گفتار و تصمیمات خود به کل تیم تزریق میکنند. این ذهنیت به معنای باور مطلق به پیروزی تحت هر شرایطی و تلاش خستگیناپذیر تا آخرین ثانیه مسابقه است که مربی باید خود مظهر آن باشد. مربیان معجزهگر حتی در سختترین شرایط شکست نیز سیگنالهای تسلیم شدن صادر نمیکنند و با انرژی بالا تیم را هدایت میکنند. این سرسختی روانی مربی به بازیکنان یاد میدهد که تسلیم شدن یک گزینه نیست و همواره راهی برای بازگشت به بازی وجود دارد.
از سوی دیگر، مربی باید بتواند فشار روانی ناشی از حضور هزاران تماشاگر خشمگین یا هیجانزده را فیلتر کرده و مانع از تأثیر آن بر تصمیمات خود و بازی تیم شود. اتمسفر ورزشگاهها میتواند قضاوت مربی را تحت تأثیر قرار داده و او را به سمت بازی تدافعی ناخواسته یا تعویضهای احساسی سوق دهد. مربی با تمرکز بر نقشه راه تاکتیکی خود و حفظ خونسردی، به عنوان یک لنگرگاه ذهنی برای بازیکنان در میان طوفان استادیوم عمل میکند. این توانایی ایستادگی در برابر فشارهای تودهای تماشاگران، عیار واقعی یک رهبر ورزشی را در سطح اول رقابتهای جهانی مشخص میسازد.
۱۲. آیندهنگری و توسعه تابآوری روانی در نسل جدید
توسعه تابآوری روانی (Psychological Resilience) در ورزشکاران جوان یکی از ماندگارترین میراثهای یک مربی بزرگ و آیندهنگر است. نسل جدید ورزشکاران با چالشهای متفاوتی مانند هجمههای شدید در شبکههای اجتماعی، انتظارات بالای اسپانسرها و تغییرات سریع سبک زندگی مواجه هستند. مربیان دوراندیش با درک این واقعیتها، برنامههای ویژهای برای تقویت پوست ضخیم روانی در بازیکنان خود طراحی میکنند تا آنها در برابر شکستها و انتقادها آسیب نبینند. این آموزشها شامل تکنیکهای مدیریت توجه، جداسازی هویت شخصی از نتایج ورزشی و پذیرش نوسانات فرم بدنی است.
یک مربی آیندهنگر به جای تمرکز انحصاری بر نتایج کوتاهمدت، به دنبال ساختن شالودهای محکم برای آینده حرفهای ورزشکاران است تا پس از رفتن مربی نیز مسیر رشد را ادامه دهند. آنها به بازیکنان یاد میدهند که چگونه با مصدومیتهای طولانیمدت کنار بیایند و از این دوران برای تقویت جنبههای ذهنی و تحصیلی خود استفاده کنند. این نگاه کلنگر به زندگی ورزشکار، حس اعتماد و وفاداری عمیقی ایجاد میکند که در هیچ کلاس درس یا تمرین تاکتیکی دیگری قابل دسترسی نیست. مربیانی که اینگونه معجزه میکنند نام خود را نه فقط در تالارهای افتخار بلکه در قلبهای بازیکنانشان برای همیشه ثبت میکنند.
جمعبندی نهایی
روانشناسی رهبری در ورزش نشان میدهد مربیانی که معجزه میکنند فراتر از طراحان تاکتیکی، معماران روحی و ذهنی بازیکنان خود هستند. این مربیان با تکیه بر هوش هیجانی بالا، مهارتهای ارتباطی قوی در بحرانها و ایجاد فرهنگ تیمی منسجم، پتانسیلهای پنهان ورزشکاران را آزاد میکنند. آنها با به کارگیری متدولوژیهای شناختیرفتاری و توسعه تابآوری روانی، بازیکنان را در برابر فشارهای رسانهای و شکستهای سنگین مقاوم میسازند. در نهایت، راز معجزهگری این رهبران در توانایی ایجاد پیوندهای عمیق انسانی و انتقال یک ذهنیت برنده خستگیناپذیر است که مسیر موفقیت پایدار را هموار میسازد.









افشین قطبی ادم ترسویی بود که فوتبال ایران را نابود کرد و ازمملکت گریخت.
افشین قطبی فقط به درد کمک مربیگری میخوره همین وبس.
اخه افشین قطبی مربی کجا ست؟
به نظر من قطبی شبیه مادرش است
کاشک افشین قطبی به پرسپولیس بر می گشت چون فقط اون بدرد پرسپولیس میخوره
با آمدن افشین مطمئنم که به جام جهانی میریم
حالا دیگه امپراتور قلعه ی بزرگتری داره(از پرسپولیس هم بزرگتر)
اقای قطبی امیدوارم ایران را به جام جهانی ببری
به سلام
من هم از یک پزشک ممنون هستم که باز هم از افشین امپراطور سخن به میون آوردو
یکی از دوستان محاصبه قطبی رو ریپ کرده بود و با حجم 97 مگ روی رپیدشر بارگذاری کرده بود منم لینکشو براتون گذاشتم.
http://rapidshare.com/files/207357072/Afshin_Ghotbi_bbc_Interview__Red_Empire_By_sooSHianc.rar
چراقسمت هایی از مصاحبه که در تبلغش آمده بود حذف شد مثلا همانجایی که از آمدن پدرش به تهران و شکسته شدن کامپیوترش در رختکن صحبت می کند
یعنی میشه یه بار دیگه افشین امپراطور رویه نیمکت قرمزهای پایتخت بشینه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دکتر جان ممنون
جالب بود. ممنون
خوشحالم از اینکه در این سایت باز هم یادی از افشین قطبی شد. من هم امپراطور سرخ را دیدم و حس زیبا و آشنایی به من دست داد. یاد روزهایی افتادم که قطبی در ایران بود روزهایی که مثل نقاط سفیدی بودند در این فضای سیاه فوتبالی ایران. و باز هم خوشحالم از اینکه فساد و تبانی و دلال بازی در فوتبال و مطبوعات ورزشی ایران کم کم رو می شود. اینها همه اثبات حرفهای مردی است که حالا متاسفانه او را از دست داده ایم.