اربابان سرورها؛ چه کسی واقعا فضای فیزیکی اینترنت جهانی را کنترل میکند؟
آشنایی با زیرساختهای فیزیکی شبکه جهانی وب، یک دانش ضروری برای هر کسی است که میخواهد بفهمد قدرت واقعی در قرن بیست و یکم کجا نهفته است. در این مقاله میخواهیم بررسی کنیم که پشتِ پرده اینترنت بیسیم و ابری ما، چه دنیای عظیم و خشنی از کابلها و مراکز داده (Data Centers) وجود دارد. قصد داریم ببینیم چه کسانی واقعا این فضای فیزیکی را کنترل میکنند و چرا اینترنت برخلاف تصور عمومی، اصلا «مجازی» نیست. با هم مرور میکنیم که چطور چند شرکت معدود و چند مسیر دریایی حساس، شریانهای حیاتی اطلاعات کل بشریت را در دست دارند. آیا واقعا اینترنت میتواند توسط چند نفر خاموش شود؟ در پی آن هستیم که از اقیانوسهای عمیق تا سرورهای قطبی سفر کنیم تا اربابان واقعی دنیای دیجیتال را بشناسیم. در ادامه به بررسی دقیق سختافزارهایی خواهیم پرداخت که تمدن مدرن بر آنها بنا شده است.
فهرست مطالب
- ۱. اینترنت در اعماق؛ کابلهای زیردریایی و مالکیت اقیانوسها
- ۲. غولهای ابری؛ آمازون، مایکروسافت و گوگل چگونه دنیا را میزبانی میکنند؟
- ۳. نقاط تبادل اینترنت (IXPs)؛ قلبهای تپنده ترافیک جهانی
- ۴. ژئوپلیتیک سرورها؛ وقتی مرزهای فیزیکی مانع جریان دیتا میشوند
- ۵. امنیت فیزیکی دیتاسنترها؛ قلعههای نفوذناپذیر عصر مدرن
- ۶. مصرف انرژی و بحران گرما؛ بهای سنگین روشن ماندن جهان
- ۷. اینترنت ماهوارهای؛ استارلینک و نبرد برای کنترل آسمان
- ۸. فیبرهای تاریک؛ شبکه مخفی ثروتمندان و دولتها
- ۹. نگهداری از زیرساخت؛ تکنسینهایی که در کف دریا کار میکنند
- ۱۰. حاکمیت داده؛ چرا کشورها به دنبال اینترنت ملی هستند؟
- ۱۱. نقش زیرساخت در هوش مصنوعی؛ نبرد برای GPUهای متمرکز
- ۱۲. آینده؛ اینترنت غیرمتمرکز و پایان عصر اربابان سرور
۱. اینترنت در اعماق؛ کابلهای زیردریایی و مالکیت اقیانوسها
بسیاری تصور میکنند اینترنت از طریق ماهوارهها جابجا میشود، اما واقعیت این است که بیش از ۹۹ درصد از ترافیک دادههای بینالمللی از طریق کابلهای فیبر نوری (Submarine Cables) که در کف اقیانوسها خوابانده شدهاند، منتقل میگردد. این کابلها که ضخامت برخی از آنها به اندازه یک لوله باغچه است، قارهها را به هم متصل میکنند. نکته جالب اینجاست که مالکیت این کابلها در حال انتقال از شرکتهای مخابراتی قدیمی به غولهای تکنولوژی است. امروزه گوگل، متا (فیسبوک سابق) و آمازون سرمایهگذاران اصلی این پروژههای عظیم هستند. آنها در حال ساختن بزرگراههای اختصاصی خود در زیر دریاها هستند تا سرعت و پایداری سرویسهایشان را تضمین کنند.
کنترل بر این کابلها به معنای کنترل بر جریان اطلاعات جهانی است. اگر یک کابل در یک نقطه حساس قطع شود، ارتباط کل یک منطقه با جهان قطع میگردد. این زیرساختها به شدت آسیبپذیر هستند؛ از لنگر کشتیها گرفته تا کوسهها و حتی زلزلههای زیردریایی میتوانند باعث قطعی شوند. اما تهدید اصلی، تهدید سیاسی است. کشورهایی که در نقاط استراتژیک قرار دارند، میتوانند با کنترل ایستگاههای فرود کابل (Cable Landing Stations)، ترافیک عبوری را رصد یا محدود کنند. در واقع، اقیانوسها که زمانی فضای آزاد بودند، حالا به صحنه رقابت تنگاتنگ شرکتهای بزرگ برای تملک شریانهای اصلی اینترنت تبدیل شدهاند.
۲. غولهای ابری؛ آمازون، مایکروسافت و گوگل چگونه دنیا را میزبانی میکنند؟
مفهوم «ابر» (Cloud) ممکن است لطیف به نظر برسد، اما در واقعیت شامل میلیونها سرور فیزیکی در سولههای غولپیکر است. سه شرکت آمازون (AWS)، مایکروسافت (Azure) و گوگل (Google Cloud) بخش بزرگی از فضای ذخیرهسازی و پردازشی جهان را در اختیار دارند. این یعنی بخش عظیمی از وبسایتها، اپلیکیشنها و دادههای دولتی که روزانه با آنها سروکار داریم، روی سختافزارهای این سه شرکت اجرا میشوند. این تمرکز قدرت، نوعی «فئودالیسم دیجیتال» را ایجاد کرده است که در آن همه برای فعالیت در دنیای مدرن، باید به این اربابان سرور خراج بپردازند.
قدرت این شرکتها به حدی رسیده که میتوانند با یک تغییر در تنظیمات خود، بخش بزرگی از کسبوکارهای جهانی را فلج کنند. دیتاسنترهای این غولها در نقاط مختلف جهان توزیع شدهاند تا بیشترین پایداری را داشته باشند، اما تصمیمگیریهای کلان همچنان در دفاتر مرکزی آنها در آمریکا اتخاذ میشود. این موضوع بحثهای جدی در مورد استقلال دیجیتال سایر کشورها به راه انداخته است. وقتی شما تمام دادههای خود را در «ابر» یک شرکت خارجی ذخیره میکنید، عملاً حاکمیت خود بر آن دادهها را به چالش میکشید. این شرکتها اکنون نه تنها تامینکننده تکنولوژی، بلکه صاحبان فیزیکیِ حافظه جمعی بشریت هستند.
۳. نقاط تبادل اینترنت (IXPs)؛ قلبهای تپنده ترافیک جهانی
اینترنت شبکهای از شبکههاست و برای اینکه این شبکهها با هم صحبت کنند، نیاز به نقاط تلاقی فیزیکی دارند که به آنها نقاط تبادل اینترنت (Internet Exchange Points) گفته میشود. این مراکز، ساختمانهایی پر از سوئیچها و مسیریابهای (Routers) غولپیکر هستند که در آنها ارائهدهندگان خدمات اینترنت (ISP) و شرکتهای تولید محتوا، ترافیک خود را با هم مبادله میکنند. بزرگترین این مراکز در شهرهایی مثل فرانکفورت، آمستردام و لندن قرار دارند. کنترل بر یک IXP بزرگ به معنای در دست داشتن نبض جریان داده در یک منطقه وسیع جغرافیایی است.
اهمیت این نقاط در این است که اگر دیتایی نخواهد از این گلوگاهها عبور کند، باید مسیرهای بسیار طولانیتر و گرانتری را طی کند. در واقع IXPها به اینترنت اجازه میدهند که «محلی» بماند و سرعت بالایی داشته باشد. اما همین تمرکز باعث میشود که این مراکز اهداف جذابی برای جاسوسی دولتی یا حملات سایبری باشند. هر کسی که به سوئیچهای یک IXP دسترسی داشته باشد، میتواند حجم عظیمی از دادهها را کپی یا دستکاری کند. به همین دلیل، امنیت فیزیکی و سیاسی این ساختمانهای به ظاهر ساده، برای پایداری اینترنت جهانی حیاتی است. آنها مرزهای واقعی دنیای دیجیتال هستند، جایی که بیتها از یک قلمرو به قلمرو دیگر میروند.
۴. ژئوپلیتیک سرورها؛ وقتی مرزهای فیزیکی مانع جریان دیتا میشوند
برخلاف آرمانهای اولیه که اینترنت را فضایی بدون مرز میدیدند، جغرافیای فیزیکی امروزه نقش تعیینکنندهای در دنیای دیجیتال دارد. قوانین «بومیسازی دادهها» (Data Localization) که توسط کشورهایی مثل چین، روسیه و حتی اتحادیه اروپا وضع شده، شرکتها را مجبور میکند که دیتاسنترهای خود را در خاک آن کشورها بنا کنند. این یعنی دادههای شما باید به صورت فیزیکی در داخل مرزهای جغرافیایی خاصی محصور بمانند. این موضوع باعث شده که شرکتهای بزرگ مجبور شوند برای هر منطقه، زیرساختهای فیزیکی جداگانهای بسازند که هزینه و پیچیدگی مدیریت اینترنت را دوچندان کرده است.
ژئوپلیتیک سرورها همچنین در نبردهای دیپلماتیک خود را نشان میدهد. برای مثال، کابلهای نوری که از مناطق پرتنشی مثل دریای جنوبی چین یا دریای سرخ عبور میکنند، همواره در معرض تهدیدات نظامی هستند. کشورها به خوبی میدانند که قطع کردن فیزیکی اینترنت رقیب، میتواند به اندازه یک حمله نظامی مخرب باشد. به همین دلیل، رقابت برای ایجاد مسیرهای جایگزین (مانند عبور کابلها از قطب شمال یا مسیرهای زمینی در آسیای میانه) به شدت در جریان است. اینترنت دیگر یک ابرِ شناور نیست، بلکه به شدت به زمین و سیاستهای زمینی گره خورده است و هر سرور، تحت حاکمیت قوانینی است که در محل فیزیکی آن حکمفرماست.
۵. امنیت فیزیکی دیتاسنترها؛ قلعههای نفوذناپذیر عصر مدرن
دیتاسنترهای مدرن بیشتر شبیه به پناهگاههای نظامی هستند تا ساختمانهای اداری. این مراکز دارای لایههای متعدد امنیتی شامل حصارهای الکتریکی، اسکنرهای بیومتریک، محافظان مسلح و سیستمهای نظارتی هوش مصنوعی هستند. دلیل این همه وسواس ساده است: یک خرابی فیزیکی عمدی در یک دیتاسنتر کلیدی میتواند میلیاردها دلار خسارت به بار آورد و امنیت ملی کشورها را به خطر بیندازد. ورود به بخش سرورهای گوگل یا آمازون برای یک فرد عادی تقریباً غیرممکن است و حتی بسیاری از کارمندان این شرکتها نیز دسترسی به محیط فیزیکی سرورها را ندارند.
علاوه بر تهدیدات انسانی، این قلعهها باید در برابر بلایای طبیعی نیز مقاوم باشند. سیستمهای اطفای حریق گازی (که اکسیژن را حذف نمیکنند تا به تجهیزات آسیب نرسد)، کفهای کاذب برای مدیریت کابلها، و ژنراتورهای عظیم دیزلی که میتوانند برق یک شهر کوچک را تامین کنند، از اجزای استاندارد این مراکز هستند. دیتاسنترها به گونهای طراحی میشوند که حتی در صورت قطع کامل برق شهری یا زلزلههای شدید، همچنان آنلاین بمانند. این پایداری فیزیکی، ضامنِ بقای دنیای مجازی ماست. در واقع، امنیت اینترنت در وهله اول یک مسئله ساختمانی و مهندسی عمران است تا یک مسئله نرمافزاری.
۶. مصرف انرژی و بحران گرما؛ بهای سنگین روشن ماندن جهان
اینترنت یک هیولای تشنهی انرژی است. دیتاسنترها حدود ۲ درصد از کل برق جهان را مصرف میکنند و این رقم با ظهور هوش مصنوعی به شدت در حال افزایش است. بخش بزرگی از این انرژی صرف خنک کردن سرورها میشود؛ چرا که هزاران پردازنده در یک فضای بسته، گرمای وحشتناکی تولید میکنند که اگر مهار نشود، باعث ذوب شدن قطعات میگردد. به همین دلیل، اربابان سرورها در حال انتقال دیتاسنترهای خود به مناطق سردسیر مثل ایسلند یا شمال کانادا هستند تا از سرمای طبیعی برای خنکسازی استفاده کنند. حتی پروژههایی برای قرار دادن دیتاسنترها در زیر دریا اجرا شده است.
بحران انرژی باعث شده که غولهای تکنولوژی به بزرگترین خریداران انرژیهای تجدیدپذیر تبدیل شوند. گوگل و مایکروسافت اکنون مزارع عظیم خورشیدی و بادی میسازند تا ردپای کربنی خود را کاهش دهند. اما چالش اصلی اینجاست که اینترنت نمیتواند منتظر وزش باد یا تابش خورشید بماند؛ دیتاسنترها نیاز به جریان پایدار برق در ۲۴ ساعت شبانهروز دارند. این موضوع باعث شده که برخی شرکتها به سمت استفاده از راکتورهای هستهای کوچک (SMR) روی بیاورند. نبرد برای کنترل اینترنت، در واقع نبردی برای کنترل منابع انرژی پایدار است. بدون برق، تمام این امپراتوری دیجیتال در عرض چند دقیقه به تلی از آهنقراضه تبدیل میشود.
۷. اینترنت ماهوارهای؛ استارلینک و نبرد برای کنترل آسمان
در حالی که اکثر ترافیک اینترنت در زیر زمین و دریاست، نسل جدیدی از اربابان سرور در حال تسخیر مدار زمین هستند. پروژه «استارلینک» (Starlink) متعلق به اسپیساکس، با پرتاب هزاران ماهواره کوچک به مدار پایین زمین (LEO)، در حال ایجاد یک لایه جدید و فیزیکی از اینترنت است که وابسته به کابلهای زمینی نیست. این تکنولوژی میتواند اینترنت را به دورافتادهترین نقاط جهان برساند، اما همزمان قدرت بیسابقهای به یک فرد واحد (ایلان ماسک) میبخشد. استفاده از استارلینک در جنگ اوکراین نشان داد که چطور کنترل بر این زیرساخت فضایی میتواند سرنوشت جنگها را تغییر دهد.
اینترنت ماهوارهای تضادی را با اینترنت کابلمحور ایجاد کرده است. در حالی که کابلها تحت کنترل دولتهای محلی هستند، ماهوارهها از فراز مرزها عبور میکنند و سانسور یا قطع آنها بسیار دشوارتر است. با این حال، ماهوارهها نیز به ایستگاههای زمینی (Gateway) نیاز دارند تا به شبکه اصلی متصل شوند. اینجاست که دوباره پای فیزیک و جغرافیا به میان میآید. رقابت بین آمازون (پروژه کایپر) و استارلینک نشان میدهد که آسمان، جبهه جدیدی در نبرد برای کنترل فضای فیزیکی اینترنت است. هر کسی که بیشترین ماهواره را در مدار داشته باشد، میتواند قوانین ارتباطی جدیدی را برای کل سیاره وضع کند.
۸. فیبرهای تاریک؛ شبکه مخفی ثروتمندان و دولتها
در زیر پوست شهرهای ما، هزاران کیلومتر فیبر نوری وجود دارد که استفاده نمیشوند و به آنها «فیبر تاریک» (Dark Fiber) میگویند. این کابلها در زمان حباب داتکام با پیشبینی نیازهای آینده کشیده شدند. امروزه شرکتهای بزرگ مالی، نهادهای نظامی و غولهای تکنولوژی، این فیبرها را اجاره یا خریداری میکنند تا شبکههای کاملاً خصوصی و فوقسریع خود را بسازند. این شبکهها از اینترنت عمومی جدا هستند و سطح امنیت و سرعت آنها با هیچ سرویس تجاری دیگری قابل مقایسه نیست. کنترل بر این فیبرهای تاریک، قدرت پنهانی است که در دست برخی سازمانها قرار دارد.
برای مثال، شرکتهای معاملات الگوریتمی در بورس، میلیونها دلار هزینه میکنند تا کوتاهترین مسیر فیزیکی فیبر نوری بین دو شهر را به دست آورند؛ زیرا حتی چند میلیثانیه تاخیر کمتر (به دلیل طول کمتر کابل)، میتواند تفاوت بین سود و ضرر میلیاردی باشد. این «نبرد میلیثانیهها» نشان میدهد که چطور هندسه و فیزیکِ کابلها بر اقتصاد جهانی اثر میگذارند. فیبرهای تاریک در واقع اینترنتِ سایه هستند که دور از چشم عموم، وظیفه انتقال حساسترین دادههای جهان را بر عهده دارند. مالکیت این مسیرهای مخفی، یکی از لایههای کمتر شناخته شده قدرت در دنیای سرورهاست.
۹. نگهداری از زیرساخت؛ تکنسینهایی که در کف دریا کار میکنند
پشت اینترنت فوق مدرن ما، ارتشی از انسانها و ماشینآلات سنگین وجود دارند که وظیفه نگهداری از این زیرساختهای فیزیکی را بر عهده دارند. کشتیهای کابلگذار (Cable Ships) که مجهز به روباتهای زیردریایی پیشرفته هستند، همواره در حال گشتزنی در اقیانوسها میباشند تا در صورت بروز قطعی، کابلها را از عمق چند هزار متری بالا کشیده و تعمیر کنند. این فرآیند بسیار پیچیده، پرهزینه و زمانبر است. هر بار که یک کشتی کابل را بالا میکشد، تکنسینها باید با دقت میکروسکوپی تارهای فیبر نوری را به هم جوش بدهند. این یعنی پایداری اینترنت ما به مهارت دست چند صد نفر در سراسر جهان بستگی دارد.
در خشکی نیز، دیتاسنترها نیاز به ارتش دائمی از تکنسینهای برق، مکانیک و شبکه دارند. این افراد قهرمانان گمنامی هستند که در دمای کنترل شده و در میان صدای کرکننده فنها، اجازه نمیدهند دنیای دیجیتال متوقف شود. مدیریت یک دیتاسنتر بزرگ مانند اداره کردن یک ایستگاه فضایی است؛ کوچکترین اشتباه در سیستم خنککننده یا توزیع برق میتواند منجر به فاجعه شود. تکیه ما به این افراد و ماشینآلات، یادآور این حقیقت است که اینترنت علیرغم تمام پیچیدگیهای نرمافزاریاش، هنوز هم یک اختراع مکانیکی است که نیاز به روغنکاری و آچارکشی مداوم دارد.
۱۰. حاکمیت داده؛ چرا کشورها به دنبال اینترنت ملی هستند؟
تمرکز زیرساختهای اینترنت در دست چند شرکت و کشور خاص، باعث شده است که مفهوم «حاکمیت دیجیتال» (Digital Sovereignty) به یکی از داغترین بحثهای سیاسی تبدیل شود. بسیاری از کشورها نگران هستند که در صورت بروز تنشهای سیاسی، دسترسی آنها به خدمات ابری یا کابلهای بینالمللی قطع شود. به همین دلیل، پروژههای «اینترنت ملی» یا شبکههای اطلاعاتی داخلی در بسیاری از نقاط جهان در حال شکلگیری است. هدف این پروژهها، ایجاد استقلال فیزیکی است تا در صورت قطع ارتباط با جهان، خدمات حیاتی داخلی (مثل بانکداری و دولت الکترونیک) همچنان به کار خود ادامه دهند.
این روند منجر به «بالکانیزه شدن» (Balkanization) اینترنت شده است؛ یعنی اینترنت جهانی در حال تبدیل شدن به مجموعهای از جزایر جداگانه است که توسط دیوارهای آتش (Firewalls) و قوانین محلی از هم جدا شدهاند. اگرچه این کار امنیت ملی کشورها را بالا میبرد، اما روحِ یکپارچه اینترنت را از بین میبرد. نبرد برای کنترل فضای فیزیکی، در اینجا به یک نبرد ایدئولوژیک تبدیل میشود. کشورها به دنبال این هستند که سرورهای حاوی دادههای شهروندانشان دقیقاً در کجا قرار دارد و چه کسی به کلیدِ فیزیکی اتاق سرور دسترسی دارد. در این دنیای جدید، جغرافیا دوباره به سرنوشت تبدیل شده است.
۱۱. نقش زیرساخت در هوش مصنوعی؛ نبرد برای GPUهای متمرکز
ظهور هوش مصنوعی مولد (Generative AI) نیاز به زیرساختهای فیزیکی را به سطح کاملاً جدیدی برده است. آموزش مدلهای بزرگ زبانی (LLM) نیاز به خوشههای عظیمی از پردازندههای گرافیکی (GPU) دارد که هزاران برابر بیشتر از سرورهای معمولی انرژی مصرف میکنند و گرما تولید میکنند. دیتاسنترهای مخصوص هوش مصنوعی اکنون به گونهای طراحی میشوند که بتوانند چگالی انرژی فوقالعاده بالایی را مدیریت کنند. هر کسی که بیشترین تعداد این تراشهها را در دیتاسنترهای خود داشته باشد، برنده مسابقه هوش مصنوعی خواهد بود.
این موضوع باعث شده که شرکتهایی مثل انویدیا (NVIDIA) که سازنده این تراشهها هستند، به قدرتهای جدیدی در دنیای زیرساخت تبدیل شوند. حتی غولهای ابری مثل مایکروسافت اکنون برای دریافت سهمیه بیشتر از این تراشهها با هم میجنگند. زیرساخت فیزیکی هوش مصنوعی به قدری گران و پیچیده است که تنها چند شرکت معدود در جهان توان ساخت آن را دارند. این تمرکز قدرت باعث میشود که آینده هوش مصنوعی نه در دست برنامهنویسان، بلکه در دست صاحبان «مزارع GPU» باشد. نبرد برای کنترل اینترنت، حالا به نبرد برای کنترل سختافزارهایی تبدیل شده که میتوانند فکر کنند و محتوا خلق کنند.
۱۲. آینده؛ اینترنت غیرمتمرکز و پایان عصر اربابان سرور
در مقابل این تمرکزِ شدیدِ قدرت، جنبشی برای ایجاد اینترنت غیرمتمرکز (Decentralized Web) شکل گرفته است. ایدهای که در آن به جای دیتاسنترهای عظیم، از ظرفیت خالی کامپیوترها و گوشیهای میلیونها کاربر در سراسر جهان برای ذخیرهسازی و پردازش دادهها استفاده شود. تکنولوژیهایی مثل بلاکچین و IPFS تلاش میکنند تا فضای فیزیکی اینترنت را از دست غولهای تکنولوژی خارج کرده و به مردم بازگردانند. در این سناریو، دیگر «ارباب سروری» وجود نخواهد داشت و هر کسی بخشی از زیرساخت فیزیکی شبکه خواهد بود.
اگرچه این ایده از نظر فنی بسیار دشوار است، اما پیشرفتهای اخیر در زمینه محاسبات لبهای (Edge Computing) و اینترنت اشیا، آن را محتملتر کرده است. آینده ممکن است ترکیبی از دیتاسنترهای عظیم برای کارهای سنگین و یک شبکه مردمی و توزیعشده برای کارهای روزمره باشد. اما تا آن زمان، واقعیت فیزیکی اینترنت همچنان در دست کسانی است که کابلهای اقیانوسی را میکشند، دیتاسنترهای قطبی را میسازند و ماهوارهها را به فضا میفرستند. ما در عصری زندگی میکنیم که پیکسلهای روی صفحه نمایش ما، ریشههای عمیقی در آهن و مس و سیلیکونِ دنیای فیزیکی دارند و شناخت این ریشهها، کلید درک قدرت در جهان امروز است.
جمعبندی نهایی
اینترنت، برخلاف نام فریبندهاش، یکی از فیزیکیترین و ملموسترین ساختههای بشر است که قدرت واقعی در آن نه در دست کدهای نرمافزاری، بلکه در اختیار مالکان کابلهای زیردریایی، مراکز داده غولآسا و مسیرهای استراتژیک تبادل داده است. تمرکز این زیرساختها در دست چند شرکت تکنولوژی و قدرتهای بزرگ جهانی، جغرافیای سیاسی جدیدی را خلق کرده که در آن مرزهای دیجیتال به اندازه مرزهای خاکی اهمیت دارند. از اعماق تاریک اقیانوسها تا مدارهای بالای زمین، نبردی دائمی برای کنترل شریانهای اطلاعاتی در جریان است. درک این واقعیت که دنیای مجازی ما بر پایههایی از انرژی، خنککننده و سیلیکون استوار است، به ما کمک میکند تا با دیدی بازتر به مفاهیمی چون حریم خصوصی، امنیت ملی و آینده هوش مصنوعی بنگریم.









دکتر جان خوشم میاد همه جوره مطلبی مینویسی.
از هر دری سخنی داری.
ایول
ممنون…خیلی خوب بود
سلام
با سپاس از سایت ارزشمندتان.فایلهای وبلاگم را در گوگل سایت نگهداری می کنم و خیلی راضی هستم.البته امیدوارم این سرویس به سرنوشت برخی سرویس ها مانند گوگل ویدئو دچار نشه.
پاینده باشید
ایول مرسی دکتر جان
به نظر من هاست ایرانی شرکت خوبیه من ۲ سالیه ازش هاست دارم به دلایل زیر می گم خوبه،
هاستش ۹۹.۹۹ در صد آپه خدایی من مانیتور کردم رو سرور لینوکس دپلانتشون هستم همچنین کنترل پنل سی پنلش یک امتیازه
علاوه بر اینکه سرور داخل ایران داره ، میزبانی وب روی سرور هلندی و کانادایی و آمریکایی
در مواقع آپگرید سرور ، ایمیل می زنه
قیمت هاش هم منصفانه هست
همچنین دامنه رو به نام مشتری می زنه و کنترل پنل رو در اختیار قرار می ده قرارداد کتبی میده
چاکریم
مرسی از سایت معروف و خوبت برای اطلاع رسانی و آگاهی این مطالب مفید
سلام
من از خیلی از شرکتها که در این سایتی که فرمودید هاست تهیه کردم یکیشون که دامنه من رو دزدید و پارک می کرد پول در می آورد از طریق سایت سدو
یکیشون تو این لیست که هزار و خورده ای دامین هاست می کنه ؛ معروفیشو از ادمین دامنه بزرگ پی سی دانلود مدیونه آخرشم دامنه بنده خدا رو بالا کشید یک تیپا زد به طرف و یوزر پسورد دسترسی سایت رو بلوکه کرد
مملوکس قالبشو با ام تی زده بود یادتونه شما که سر بسته بگم
وب مستر قدیمی هستید دکتر جان می دونید خودتون
به نظر من ثابت شده شرکتهایی که کمی اسم در کردن تو ایران در ضمینه هاست پشتیبانی و خوبی ندارن و رفتار خوبی با ارباب رجوع ندارن و منیج سرور بلد نیستند یکی در میون سایت رو سرورشون میپره
فقط می گن تلفنی پول رو بریز موقع پشتیبانی تیکت بزن جواب می دیم .
هم قیمت هاشون بالاست اگرم پائینه ؛ دامنه آدم رو نمی دن یا با بدبختی باید ازشون گرفت و با تهدید شکایت در آخر
پیرو مطلب 1پزشک عزیز:
افرادی که تمایل به ایجاد سایت یا وبلاگ شخصی دارند میتوانند قبل از اقدام به خرید میزبان (host) و دامین، برای شروع کار و بهبود تواناییهای خود به میزبانهای رایگان مراجعه کنند. اما چند مشکل در این راه وجود دارد: یکی اینکه اکثر این میزبانهای رایگان، خدمات خوبی ارائه نمیدهند یا خیلی زود از دور خارج میشوند و خدمات خود را منوط به پرداخت پولی از جانب شما میکنند، و یا تبلیغات بسیاری را روی سایت شما قرار میدهند و اجازهی تبلیغات به خود شما را هم نمیدهند. بنده در وبلاگ خودم ۷ تا از بهترین میزبانهای رایگان که خدمات خوبی دارند را معرفی کردهام که از اینجا میتوانید ببینید:
http://www.tafreevar.com/1388/11/30/7-free-powerful-hosts-for-your-personal-website-or-weblog
خوب فکر میکنم من بتونم با تجربه 6 ساله در این زمینه به دوستان برای رسیدن نتیجه بهتر کمک کنم
قبلا پارس دیتا سرویس خوبی ارئه میکرد ولی بعد از اینکه جا افتاد، دیگه کیفیت براش مهم نبود
فعلا ایران هاست، بهترین سرویس رو در ایران میده (من خودم 2 سال هست ریسلر این شرکت هستم) به نظرم مهمترین عامل برای انتخاب یک میزبان خوب ،پشتیبانی باشه، توی این 2 سال تا بحال نشده برای من مشکلی پیش بیاد، که حل نشده باشه، حتی گاهی اوقات پشتیبان خودش برای اینکه مشکل رو حل کنه، کد رو میخونه وبرات دیباگ میکنه (تا به حال چند بار برام پیش اومده)
و این یعنی همه چیز :)
رادکام هم تست شده ، اونها هم قوی عمل میکنند، اما نه به اندازه ایران هاست.
شاید دوستان در مورد قیمت نگران باشند، ولی من ترجیح میدم ، یکم هزینه بیشتر بکنم و خیالم راحت باشه تا اینکه هزینه کمتر کنم و پشت سر هم سرور داون و همیشه ذهنم در گیر باشه
شاد باشید
ایول
این سیستم کامنت در گریدر خیلی باحاله دکتر
اولین کامنت گریدری ما در یک پزشک ^_^
ممنون.
فقط خواستم این گزینه “ارسال نظر سریع” رو امتحان کنم!
خوب بود، سرعت خیلی بیشتری داره اینجوری
موفق باشی
بدرود
گزینه ی اول با شانس ۹۹ درصدی برای انتخاب، میزبان داخلیه! اولین دلیلش، امکان پذیر نبودن استفاده از انواع خدمات سیستم های پرداخت آنلاین هست، مثل پی پال، مستر، ویزا و … دومین دلیل هم تحریمه.
البته یه مدتی با لونارپیجز کار کردم و راضی بودم. و همون ابتدا هم سنگ ها رو وا کندیم که اگر تحریمی در کاره، بفرماین. ولی خب اونها گفتند که تحریمی نیست و غیره. اما بعد یک سال باز اومدم روی میزبان وطنی. به این دلیل که واقعا هر لحظه ممکنه که اینها تصمیم بگیرن به ایرانی ها سرویس ندن و اصلا وضعیت مشخص نیست (مثل همون بلایی که به یکباره سر بلوهاستی ها آوردن) و ضمنا پرداخت من رو شخصی انجام میداد که بهش مطمئن نبودم. و برای من ریسک بزرگی بود.
در مورد کیفیت و قیمت میزبان های ایرانی هم بهتره که چیزی نگم!
؟
دکتر این چه پلاگینیه. من خودم پلاگینم خوندن نظرات تو گودر رو نصب کردم ولی ارائه نظر. جل الخالق !!
اینجا را ببینید.
ممنون. اما ما در داخل ایران، کردیت کارد نداریم، مجبوریم به میزبانهای داخل بسازیم و در موارد زیادی بسوزیم.