دیالوگ: فیلم شَک

پدر برندان فلین (فیلیپ سیمور هافمن) [اولین خطابه پس از مطرح شدن اتهامش]: زنی با دوستش دربارهی مردی که بهسختی میشناختش، حرف زد. میدونم تا حالا هیچکدومتون این کار رو نکردین (جمعیت میخندند.) اون شب خوابی دید. یک دست بزرگ جلوش ظاهر شد که به سمت پایین اشاره میکرد. این باعث شد زن احساس گناه کنه. روز بعد، رفت تا برای یه کشیش پیر به اسم پدر اوراک اعتراف کنه. همهی ماجرا رو تعریف کرد و پرسید: «شایعه ساختن، گناهه؟ اون دست خدا بود که به من اشاره میکرد؟ من باید طلب بخشش کنم! پدر، بهم بگید! من کار اشتباهی کردم؟»
پدر اورک گفت: «بله! بله! اشتباه بدی کردی زن! دربارهی همسایهات سریع قضاوت کردی و آبروش رو بردی و باید قلباً شرمنده باشی!»
زن گفت متأسفه و طلب بخشش کرد. پدر گفت: «نه به این سرعت! میخوام بری خونه، یه بالش رو به سقف ببری با چاقو ببُریش و برگردی اینجا!»
زن به خونه رفت، یه بالش از تختش و یه چاقو از دراور برداشت، از پلههای اضطراری بالا رفت و روی سقف بالش رو پاره کرد. بعد هم برگشت پیش پدر.

پدر پرسید:«بالش رو با چاقو پاره کردی؟»
– «بله پدر!»
+«ونتیجه چی بود؟»
– «پَر!»
+ «پر؟»
– «همه جا پُر از پَر بود پدر!»
+ «حالا میخوام برگردی، تا آخرین دونه ی پری رو که باد برده جمع کنی و برگردی!»
– «اما این غیر ممکنه! من نمیدونم اونا کجا رفتن! باد اونا رو همهجا پخش کرد!»
+ «و این، شایعه هست!»
به نام پدر، پسر، روحالقدس. آمین. لطفاً برخیزید!
(فیلم شَک (Doubt) محصول سال 2008- آمریکا)






وقتی میگفت به نام پدر، پسر، روحالقدس چهرش خیلی خوب بود
عالییی
وای! خیلی خیلی خوب بود
داوران مرفه آکادمی خیلی نظر خوشی به اخلاق و فیلم های اخلاق گرایانه ندارن…حیف
چشم بستن بر روی خلاف دیگران هم جرمه حالا بیا از شایعه بترس! مثل آدمهای مملکت خودمون که تکیه کلامشون اینه که خدا میدونه! خدا خودش به حسابش میرسه!! و چشم هم میذارن و خلاص
فرانک جان تو دختر باهوشی به نظر میرسی.من همواره از دیدن هوش های عجیب لذت برده ام .امیدوارم حیف نشی گرچه حیف نشدن سخته
نقطه قوت فیلم بدون شک دیالوگهای زیباش بود.
ممنون از این ظریف بینی شما
به وبلاگ من هم سر بزنید
منتظر دیدرار شمام
شک یکی از بهترین فیلمهایی است که دیده ام. به نظرم رگه هایی قوی از تفکر پست مدرنیسم می توان در آن یافت و صدالبته بازی درخشان مریل استریپ به این رگه جان بخشیده است.
دیالوگ عالی بود :)
خواندنی بود. فکر میکنم «بام» یا «پشت بام» مناسب تر از «سقف» باشد. در فارسی سقف معمولا برای نامیدن سطح زیرین بام بکار میرود. اگرچه در انگلیسی roof به هر دو اشاره میکند.
سلام
قشنگ بود.
ممنون
دیالوگ انتخابی واقعا زیباست
فیلم رو دیده ام
برام جذاب و دیدنی بود
از ان دسته فیلمهایی که از دیدنش خسته نمیشوم
شک یکی از بهترین فیلمهایی بود که دیدم
دیالوگهای خیلی خوبی داره
مخصوصا این موعظه
و جالبه که شک بیننده حتی پس از پایان فیلم هم تموم نمیشه !
خیلی جالب بود
اینم دیالوگ جالبی بود …
تونستی ثابت ش کنی؟ (منظور اتهامی هستش که به پدر فلین زده بود)
به کی؟
هر کسی جز خودت
نه
چه تمثیلی
عجب ابتکاری
زیبا بود
ممنون
ممنون.
من این فیلم رو خیلی دوست دارم مخصوصا سکانس صحبت کردن مریل استریپ با مادر اون پسر بچه توی خیابان…
wow
و این شاید بهترین سخنرانی بود که میشد از یک کشیش در یک فیلم دید! فوق العاده بود!