خلاصه و بررسی کتاب بازی بلندمدت – نوشته دوری کلارک

کتاب بازی بلندمدت نوشتهٔ دوری کلارک و ترجمهٔ اکبر درویشی است و انتشارات میلکان آن را منتشر کرده است. این کتابْ تفکر بلندمدت در دنیایی کوتاه‌مدت را به شما می‌آموزد.

کلید زندگی پُرمعنا چیست؟ این است که خودمان شروطی برایش تعیین کنیم. ما می‌توانیم تقریباً هر چیزی را که می‌خواهیم به دست آوریم؛ البته نه در همان لحظه. اگر روشمند باشیم، پشتکار داشته باشیم و گام‌های کوچک اما سنجیده برداریم، می‌توانیم به آنجا برسیم. شاید این حرکت در ابتدا به‌کندی پیش رود، اما فواید آن اقدامات که در طول زمان افزایش یافته ممکن است به نتایج خیره‌کننده‌ای منجر شود. بازی بلندمدت که یعنی اجتناب از رضایتمندی کوتاه‌مدت برای تلاش در جهت هدفی مبهم اما باارزش در آینده، کار ساده‌ای نیست. اما مطمئن‌ترین مسیر برای دستیابی به موفقیت پایدار و معنادار در جهانی است که اغلب کارهای ساده، سریع و اساساً سطحی را در اولویت قرار می‌دهد.

در کتاب بازی بلندمدت مفاهیم و راهبردهای اساسی که فرایند تفکر بلندمدت را تقویت می‌کنند، معرفی می‌شود.

این کتاب برای حرفه‌ای‌هایی طراحی شده که از زندگی و کارشان چیز بیشتری می‌خواهند و برای رسیدن به آن نقطه حاضرند مسیر دشوارتر را برگزینند.

این کتاب به سه بخش تقسیم شده است: «فضای خالی»، «تمرکز بر نقاط مهم» و «حفظ باور».


«فقط خودتان را وسط جمع آدم‌ها بیندازید. در ابتدا شاید حتی ندانید چه کسانی با شما هم‌فکرند، اما احتمالاً فردی را در آن جمع خواهید یافت که [واجد شرایط باشد]. اگر منتظر بمانید تا کسی را پیدا کنید، هرگز به خواسته‌تان نخواهید رسید.»

اگر صبرکردن و کارکردن آسان بود، الآن همه انجامش می‌دادند. آنچه در مورد صبرکردن دوست دارم، این است که صبرکردن اساساً بهترین آزمون شایستگی است: آیا مایلید کاری را بدون تضمین نتیجه انجام دهید؟ ما به‌واسطهٔ مشقتِ بدون قدردانی و تمجید دیگران یا حتی اطمینان از به ثمر رسیدن آن موفقیت خود را به دست می‌آوریم. باید به ایمان خود تکیه کنیم و به هر نحو ممکن کار را انجام دهیم. به این می‌گویند صبر راهبردی.

اگر تنها دور خود بچرخیم و به محرک‌ها واکنش نشان دهیم، به اهدافمان حتی نزدیک هم نخواهیم شد.

اگر دارید کارتان را درست انجام می‌دهید، هرچه باتجربه‌تر می‌شوید، افراد بیشتری سراغتان می‌آیند. و آنچه در ابتدا حرکتی هوشمندانه محسوب می‌شد، یعنی بله‌گفتن به همهٔ فرصت‌ها و دیدن این‌که ما را به کجا می‌کشانند، مسئولیتی بزرگ می‌شود. باید خودمان را تطبیق بدهیم و به‌مراتب گزینشی‌تر عمل کنیم.

باید تمایل داشته باشید که انتخاب کنید؛ کاری که خیلی‌ها انجام نمی‌دهند. یعنی بپذیرید که «بله» گفتن به یک چیز الزاماً به معنای «نه» گفتن به چیز دیگری است

امروزه بسیاری از ما احساس شتاب‌زدگی، سردرگمی و عقب‌ماندگی می‌کنیم. سرگرم فعالیتیم و همیشه تمرکزمان متوجه کار بعدی است. در «حالت اجرا» ی دائمی گیر کرده‌ایم و لحظه‌ای را به سبک‌وسنگین کردن امور یا طرح پرسش‌هایی دربارهٔ توقع خود از زندگی اختصاص نمی‌دهیم. با گشت‌وگذار در صفحات مجازی دوستان و همکارانمان در اوقات فراغت، سیل موفقیت‌هایشان حرصمان را درمی‌آورد: رمز موفقیت آن‌ها چیست؟ آن‌ها چه چیزی می‌دانند که من از آن بی‌خبرم؟ چرا من به آن‌ها نمی‌رسم؟ آیا «ترفندی» وجود دارد که بتواند کمکم کند؟ قطعاً این‌گونه زندگی‌کردن به درد هیچ‌کس نمی‌خورد. چه می‌شود اگر مقایسه را کنار بگذاریم، تعریف شخصی‌مان را از موفقیت بیابیم و مطابق میل خود زندگی کنیم؟

گام اول درک این مسئله است که کلید زندگی پُرمعنا این است که خودمان شروطی برایش تعیین کنیم.

پیش‌فرض کلی بازی بلندمدت این است: ما قربانی وضعیت نیستیم. واقعیت کنونی ما همان واقعیت ثابت و جاودان ما نیست.

همان‌گونه که اندیشمند انگلیسی، سیریل نورث‌کوت پارکینسون، اظهار داشته، «هر کار به اندازهٔ زمانی که برای آن تخصیص داده شده طول می‌کشد.»[۱] این قانون اجتناب‌ناپذیر است: اگر در تقویم خود وقت آزاد داشته باشید، بلعیده خواهد شد، مگر این‌که با هوشیاری از آن مراقبت کنید.

نرخ نتیجه‌بخشیِ پشتکار در آن روزهای تاریک خطی نیست، تصاعدی است.

یادگیری به‌خودی‌خود تولیدِ درآمد نمی‌کند

همه‌چیز بیشتر از آنچه ما می‌خواهیم طول می‌کشد؛ همه‌چیز.

نرخ نتیجه‌بخشیِ پشتکار در آن روزهای تاریک خطی نیست، تصاعدی است.

ممکن است اهداف بزرگ به‌خودی‌خود فلج‌کننده به نظر برسند. چگونه نوشتن آن رمان را شروع می‌کنی؟ اما در راه رسیدن به اهداف بزرگ، اقدامات کوچک و منسجم دقیقاً حکم نیروی محرکی را دارند که برای دستیابی به چیزی قدرتمند، به‌ویژه با وجود مشکلات توان‌فرسا، به آن‌ها نیاز داریم.

نکتهٔ اصلی بازی بلندمدت درک این موضوع است: اهداف مضحک درحال‌حاضر مضحک‌اند، نه همیشه. وقتی خودمان را مجبور می‌کنیم تا در اهدافمان افراط کنیم ــ موفقیت نهایی چه شکلی است؟ ــ می‌توانیم نقشهٔ راه روشنی برای خودمان ترسیم کنیم. ممکن است پنج، ده یا بیست سال طول بکشد. اما به‌هرحال این زمان سپری خواهد شد. اگر رسیدن به هدفی ارزش تلاش‌کردن دارد، ارزش آن را هم دارد که برای نسخه‌ای از آن تلاش کنیم که واقعاً می‌خواهیم، نه نسخه‌ای که برای محافظت از منیّت ما تقلیل یافته است.

وقتی صحبت از تفکر بلندمدت می‌شود، اغلب تصورمان این است که باید پاسخ‌ها را از قبل بدانیم. در غیر این صورت چگونه می‌توان برنامه‌ریزی کرد؟ اما هیچ‌کس دانای کل نیست و اهداف طی مسیر اغلب دستخوش تغییر می‌شوند. بحث بر سر این نیست که در بیست‌سالگی هدف ثابتی را تعیین کنید و بقیهٔ عمرتان را به صورت نظام‌مند در پی تحقق آن باشید بدون توجه به این‌که هدفتان هنوز ایدهٔ خوبی است یا نه. در هر نقطه‌ای از زندگی که قرار داریم، ممکن است هنوز مورد علناً معناداری را نیافته باشیم که بخواهیم انجامش بدهیم یا در آن مهارت داشته باشیم.

هنری وادزورث لانگ‌فلو جملهٔ زیبایی دارد: ما خودمان را براساس آنچه می‌توانیم انجام بدهیم می‌سنجیم، درصورتی‌که دیگران ما را براساس آنچه انجام داده‌ایم ارزیابی می‌کنند.

اغلب اوقات در زندگی، همهٔ سعی‌مان را می‌کنیم تا در معرض سرخوردگی قرار نگیریم. برای همین، جوانب احتیاط را رعایت می‌کنیم. اگر کاری عملی به نظر نمی‌رسد، اصلاً چرا درباره‌اش فکر کنیم؟ رؤیایمان این است که مدیر ارشد یا دستیار معاون شویم، نه مدیرعامل.

هنری وادزورث لانگ‌فلو جملهٔ زیبایی دارد: ما خودمان را براساس آنچه می‌توانیم انجام بدهیم می‌سنجیم، درصورتی‌که دیگران ما را براساس آنچه انجام داده‌ایم ارزیابی می‌کنند. البته این مطلب منطقی به نظر می‌رسد. اما وجود شکاف بین آنچه می‌دانیم توانایی انجام‌دادنش را داریم و آنچه تا آن زمان انجام داده‌ایم بسیار ناامیدکننده است. همه‌چیز بیشتر از آنچه ما می‌خواهیم طول می‌کشد؛ همه‌چیز.

تفکر بلندمدت در کمبودها (از هر نوع) محافظ ماست، چرا که ما را در حرکت به‌سوی مهم‌ترین اهدافمان ثابت‌قدم نگه می‌دارد. باید چابک باشیم و خودمان را با تغییر وضعیت وفق دهیم. تفکر بلندمدت همه‌چیز را تقویت می‌کند و به ما امکان می‌دهد این تغییرات را اِعمال کنیم. اگر تنها دور خود بچرخیم و به محرک‌ها واکنش نشان دهیم، به اهدافمان حتی نزدیک هم نخواهیم شد. اما اگر درعوض راهبرد بلندمدت را با آغوش باز بپذیریم و بدانیم که شاید مسیر طی زمان تغییر کند، شانس موفقیت ما به بیشترین میزان می‌رسد. فهمیدم که تفکر بلندمدت به‌هیچ‌وجه نمرده است.

حقیقت این است که هیچ‌کدام از ما نمی‌توانیم آینده را پیش‌بینی کنیم. اما قطعاً می‌توان اهدافی را که قصد داریم به‌سویشان گام برداریم یا آسیب‌پذیری‌های احتمالی‌ای را که می‌خواهیم از آن‌ها اجتناب کنیم شناسایی کنیم.

وقتم را باید صرف چه چیزی کنم؟ ـ بیست درصد از فعالیت‌هایی که هشتاد درصد نتایج را در پی دارند کدام‌اند؟ ـ از انجام‌دادن چه کارهایی می‌توانم دست بکشم؟ ـ چگونه می‌توانم از محدودیت‌ها به نفع خودم استفاده کنم؟ ـ فرضیه‌های من دربارهٔ آینده چیست؟ این فرضیه‌ها چه تأثیری در کارهای کنونی من دارد؟

همه این شعار را شنیده‌ایم: چیزی به نام موفقیتِ یک‌شبه وجود ندارد. می‌دانیم که موفقیت نیازمند زمان و صبر است. اما آنچه در مربیگری مدیریت و در تعامل با شرکت‌کنندگان دورهٔ متخصص سرشناس به آن پی برده‌ام، این است که واژهٔ «صبر» اغلب معنای مشخصی ندارد. آیا صبر نوشتن دو، ده، صد یا هزار مقاله است؟ چقدر طول می‌کشد تا ایده‌های خود را به دیگران بشناسانیم و بتوانیم زندگی و شغلی را که می‌خواهیم خلق کنیم؟

هنری وادزورث لانگ‌فلو جملهٔ زیبایی دارد: ما خودمان را براساس آنچه می‌توانیم انجام بدهیم می‌سنجیم، درصورتی‌که دیگران ما را براساس آنچه انجام داده‌ایم ارزیابی می‌کنند. البته این مطلب منطقی به نظر می‌رسد. اما وجود شکاف بین آنچه می‌دانیم توانایی انجام‌دادنش را داریم و آنچه تا آن زمان انجام داده‌ایم بسیار ناامیدکننده است.

باید دوروبر خود را با افرادی که ستایششان می‌کنید و بهشان اعتماد دارید و از آن‌ها الگو می‌گیرید پُر کنید. باید ببینید پیش از شما چه کارهایی نتیجه داده است و می‌خواهید از چه چیزی سرمشق بگیرید؛ آن‌گاه مشخص کنید که کجا قصد دارید کار متفاوتی انجام دهید.

به ازای هر موفقیت، بارها در به دست آوردن آنچه می‌خواسته‌ایم یا برایش تلاش کرده‌ایم شکست خورده‌ایم. اما به همان اندازه مواقعی در طول مسیر هست که ارزش لذت‌بردن دارد. لحظاتی که پی می‌برید گام‌های کوچکی که ناامیدکننده و طاقت‌فرسا و شاید در آن برههٔ زمانی حتی بیهوده به نظر می‌رسیدند همان‌هایی‌اند که تفاوت‌ها را ایجاد کرده‌اند. مشکلی که همگی با آن روبه‌روییم دغدغه‌ای درونی است: استمرار در کار وقتی به نظر نمی‌رسد کسی توجهش به ما باشد یا اهمیتی بدهد. و همچنین باور به این‌که سرانجام جهان خواهد فهمید.

بیشتر مردم کاری را شروع می‌کنند و سپس از آن دست می‌کشند، به‌ویژه وقتی که آن کار زمان‌بر، پُرزحمت و هزینه‌بر باشد

بازی بلندمدت، که یعنی اجتناب از رضایتمندی کوتاه‌مدت برای تلاش در جهت هدفی مبهم اما باارزش در آینده، کار ساده‌ای نیست. اما مطمئن‌ترین مسیر برای دستیابی به موفقیت پایدار و معنادار در جهانی است که اغلب کارهای ساده، سریع و اساساً سطحی را در اولویت قرار می‌دهد.

تفکر بلندمدت در کمبودها (از هر نوع) محافظ ماست

هنری وادزورث لانگ‌فلو جملهٔ زیبایی دارد: ما خودمان را براساس آنچه می‌توانیم انجام بدهیم می‌سنجیم، درصورتی‌که دیگران ما را براساس آنچه انجام داده‌ایم ارزیابی می‌کنند. البته این مطلب منطقی به نظر می‌رسد. اما وجود شکاف بین آنچه می‌دانیم توانایی انجام‌دادنش را داریم و آنچه تا آن زمان انجام داده‌ایم بسیار ناامیدکننده است. همه‌چیز بیشتر از آنچه ما می‌خواهیم طول می‌کشد؛ همه‌چیز.

ما خودمان را براساس آنچه می‌توانیم انجام بدهیم می‌سنجیم، درصورتی‌که دیگران ما را براساس آنچه انجام داده‌ایم ارزیابی می‌کنند. البته این مطلب منطقی به نظر می‌رسد. اما وجود شکاف بین آنچه می‌دانیم توانایی انجام‌دادنش را داریم و آنچه تا آن زمان انجام داده‌ایم بسیار ناامیدکننده است. همه‌چیز بیشتر از آنچه ما می‌خواهیم طول می‌کشد؛ همه‌چیز.

«درنهایت، آنچه دنبالش می‌گردید سود است. سود هم در مقیاس دهه‌ای به دست می‌آید، نه در مقیاس فصلی.»

ما می‌توانیم تقریباً هر چیزی را که می‌خواهیم به دست آوریم؛ البته نه در همان لحظه. اگر روشمند باشیم، پشتکار داشته باشیم و گام‌های کوچک اما سنجیده برداریم، می‌توانیم به آن‌جا برسیم.
همهٔ چیزهایی معناداری که انجام داده‌ام، از آنچه مایل بوده‌ام یا انتظارش را داشته‌ام زمان بیشتری برده است.

بازی بلندمدت، که یعنی اجتناب از رضایتمندی کوتاه‌مدت برای تلاش در جهت هدفی مبهم اما باارزش در آینده، کار ساده‌ای نیست. اما مطمئن‌ترین مسیر برای دستیابی به موفقیت پایدار و معنادار در جهانی است که اغلب کارهای ساده، سریع و اساساً سطحی را در اولویت قرار می‌دهد. در این کتاب مفاهیم و راهبردهای اساسی را، که فرایند تفکر بلندمدت را تقویت می‌کنند، معرفی می‌کنم. من این مفاهیم و راهبردها را از طریق آزمون‌وخطا در زندگی شخصی‌ام و همچنین از طریق مشاوره به صدها مدیر و کارآفرین برتر کشف کرده‌ام. این کتاب برای حرفه‌ای‌هایی طراحی شده که از زندگی و کارشان چیز بیشتری می‌خواهند و برای رسیدن به آن نقطه حاضرند مسیر دشوارتر را برگزینند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]