کتاب حافظ جاوید، شرح دشواری‌های ابیات و غزلیات دیوان حافظ، نوشته هاشم جاوید

[حافظ جاوید، شرح دشواری‌های ابیات و غزلیات دیوان حافظ، هاشم جاوید، نشر فرزان، چاپ دوم، ۱۳۷۷]

«تنها پس از یک عمر خواندن و بازخواندن و با او [= حافظ] نشستن و به او و با او اندیشیدن و همدل بودن و روز‌ها و ماه‌ها با غزل او به سر آوردن است که می‌توان به رنجی که برده و گنجی که باز آورده است پی برد.» [حافظ جاوید/ ۱۰] کمتر خواننده‌ای است که فی الجمله با امهات مقالات و کتاب‌هایی که به شرح مشکلات اشعار حافظ و تحلیل ظرایف و زیبایی‌های نهفته در آن می‌پردازد آشنا باشد و در عین حال کتاب «حافظ جاوید» را از سر دقت و باریک بینی مطالعه کند و پس از اتمام کتاب لب به آفرین نگشاید و از باریک اندیشی و ذوق مولف آن در شگفت نشود. با مطالعه «حافظ جاوید» خواننده با نکته‌هایی از زیبایی‌های شعر حافظ آشنا می‌شود که در «هیچ» کتاب و مقاله دیگری مطرح نشده است… قلم انداز مروری خواهیم داشت بر برخی از مهمترین فواید این کتاب گرامی.

۱- می‌دانیم که دیوان حافظ «نمایشگاهی» از تکه‌های تابناک و اوجیات ذهن و زبان و اندیشه و هنر تبار ایرانی است. بخش بزرگی از تکاپوی حافظ پژوهان در سر کشف اقتباسات حافظ [از متفکران و سخنوران متقدم و معاصر خود] شده است و هر کسی بر حسب فهم و حدت هوش خود گوشه‌ای از نقابی را که از ابهام و ناشناخت بر رخساره شعر حافظ افتاده به کناری‌زده است. «حافظ جاوید» از ارجمندترین این تلاش‌ها محسوب می‌شود. بی تردید این کتاب بابی تازه در تحلیل «شیوه» اقتباسات حافظ گشوده است.

۲- هیچ حافظ پژوهی مانند هاشم جاوید به تاثرات حافظ از منظومه ذهنی و زبانی «نظامی گنجوی» نپرداخته است. با مطالعه «حافظ جاوید»، «دقیقاً» مشخص می‌شود که خمسه نظامی در زمره مهمترین منابع مطالعه و تامل حافظ بوده است و سر این نکته که چرا حافظ در مقام مفاخره شعر خود را برتر از «نظم نظامی» دانسته است [چو سلک در خوشاب است شعر نغز تو حافظ/ که گاه لطف سبق می‌برد ز نظم نظامی] نیز به روشنی آشکار می‌شود. اگر از برخی نکته‌یابی‌های بعید الذهن بگذریم مدخل‌ها و مباحث این بخش از کتاب بسیار بدیع و نکته‌آموز است. فایده جنبی این مباحث در اینجا است که خواننده را با گوشه‌هایی از شیوه حافظ در انواع اقتباس‌ها آشنا می‌کند و از این رهگذر بر بلاغت و بوطیقای حافظ پرتو‌های مهمی می‌افکند مثلاً یکی از سخنان تازه مولف آن است که «حافظ [به خصوص] لحظه‌های پرشور داستان خسرو و شیرین را زمینه غزل‌های خود کرد و به همین دلیل در این گونه غزل‌ها، مضمون و معنی همه عاشقانه است و هیچ مایه عرفانی و اخلاقی و فلسفی ندارد، درک مفهوم و کشف راز و فهم نکته‌های این غزل‌ها هم بدون دانستن لحظه‌ها و صحنه‌های حساس آن داستان‌ها ممکن نیست. بی اطلاع دقیق و هوشیارانه از این سابقه و زمینه، هر شرح و تفسیری از این اشعار، شرح پریشانی و قصه بی سروسامانی است.» (ص ۲۰۵) همچنین مولف براساس این نظریه نمونه‌هایی از غزل‌های حافظ را شرح می‌کند که نغز و دلپذیر است [مثلاً: مقاله «سحرم دولت بیدار» صص ۲۵۷-۲۴۱]. البته ممکن است نکته سنجی‌های مولف همه جا مورد قبول پژوهندگان قرار نگیرد اما شکی نیست که دایره تداعی‌های خواننده شعر حافظ با این توجیه و تحلیل‌ها گسترده‌تر می‌شود. مثلاً اگر از منظری که مولف به غزل [زهی خجسته زمانی که یار باز آید… صص ۴۰-۲۳۵] نگریسته، بیت [ز نقشبند قضا هست امید آن حافظ/ که همچو سرو بدستم‌نگار باز آید] را تحلیل کنیم، بعید است چندان با توجیه مولف که «نقشبند» را اشاره به «شاپور» ندیم خسرو می‌داند [به استناد مصراع برآمد «نقشبند» مانوی دست… که اشاره به نقاشی و چاره‌سازی شاپور دارد] مخالف باشیم. به هر حال این توجیه یک تداعی معقول بر مجموعه تداعی‌های ما از این بیت می‌افزاید و نفی‌کننده سایر تداعی‌ها هم نیست. اما برخلاف مورد بالا که جای اما و اگر دارد، در برخی مواضع استدلال و نکته‌یابی مولف کاملاً پذیرفتنی و اقناع‌کننده است. به عنوان نمونه وقتی مولف می‌گوید [با توجه به شواهد فراوانی که در کتاب عرضه می‌شود] حافظ در بیت [عهد ما با لب «شیرین» دهنان بست خدا/ ما همه «بنده» و این قوم خداوندانند] به این بیت نظامی نظر داشته و «به شیوه خویش از دل این مضمون نظامی این بیت را آفریده است» [به خسرو گفت «شیرین» کای «خداوند»/ نه من، چون من هزارت «بنده» در بند] سخنش کاملاً قانع‌کننده است. یا دقت مولف در این نکته نغز که حافظ در بسیاری از ابیات که مضمون کلی آن در چارچوب «خسرو و شیرین» است از «فرهاد» با صفت مسکین یاد می‌کند [زیرا در متن خسرو و شیرین یکی از صفات مهم و پر بسامد برای فرهاد، «مسکین» است] بسیار درخشان است. یا نکته سنجی تابناک درباره بیت [تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار/ که در برابر چشمی و غایب از نظری] که باید به کتاب مراجعه کرد و آن را چون یک لیوان شیر گوارا سرکشید. (ص ۲۹۱) این نکته را هم بگویم که همه مباحث بخش مربوط به نظامی تازه نیست، برخی روایت منسجمی است که از یک سری مشهورات که با ابزار شعر نظامی صورت پذیرفته است [مثلاً مقاله آب حیات که حرف تازه‌ای ندارد] و بعضی نکته سنجی‌ها هم کاملاً از مقوله تخیلات و «احلام اضغاث» است که‌ای کاش مطرح نمی‌شد. [مثلاً بیشتر مطالب مقاله «فرهاد کش» صص ۲۷۹- ۲۶۷]

۳- در برخی از مقالات برای تعدادی از تعبیرات شعر حافظ، معنا‌های تازه‌ای پیشنهاد شده، که شاهکار است. نگارنده این سطور [که سهل است بلکه بسیاری از شارحین دیوان] از این بیت حافظ که می‌فرماید [صبا در آن سر زلف اردل مرا بینی/ زروی لطف بگویش که «جا نگه دارد»] همواره این مفهوم را درک می‌کردیم که «صبا اگر دل مرا در زلف محبوب دیدی از راه محبت به او بگو که جای خود را محفوظ نگه دارد» اما استاد هاشم جاوید از کلیله و دمنه و توضیحات مینوی شاهد می‌آورد که معنای مجازی «جا نگه دارد» یعنی «تحمل کردن» سپس با دنیایی از لطف، کار و بار دل خواجه را با سر زلف یارش، بازنویسی می‌کند و برای معنای پیشنهادی خود فضای عمومی مضامین غزل‌های خواجه را گواه می‌گیرد. خوانندگان البته از این مقالات نغز و بدیع در این کتاب بسیار می‌خوانند اما به گمان بنده فایده مهم‌تر «حافظ جاوید»، وارد کردن خواننده به دنیای ایماژ‌های شعر حافظ است، به عبارت دیگر این کتاب این آمادگی را در خواننده ایجاد می‌کند که با ممارست بتواند به تلقی منسجم و سازمان یافته‌ای از مجموعه تم‌ها و موتیف‌ها و تصویر‌های شعر حافظ دست پیدا کند و شیوه ارتباط برقرار کردن میان جلوه‌های متنوع و متعدد یک مضمون را بیاموزد.

۴- «حافظه جاوید» عملاً نشان می‌دهد که تقریباً تمام متون پارسی و تازی معاصر و متقدم حافظ باید مورد بررسی قرار بگیرد تا پرده از مواضع مبهم و تاریک برخی ابیات برگرفته شود و یا زیبایی‌های نهفته در سنبله ابیات دیوان کشف شود.

حافظ پژوه راستین، نخست باید برای هر واژه و تعبیر و مضمون غزل حافظ در ذهن خود «پرونده» ایجاد کند و سپس به هر کتاب و رساله و دفتر سر بکشد و آن را به مطالعه دقیق بگیرد شاید مشکلی حل و زیبایی ای کشف گردد و این نکته مهم، شیوه مولف بوده است. [مثلاً ر.ش. به مقاله عالی «سرانداز» ۴۸۱- ۴۷۹]

۵- «حافظ جاوید» از نکته‌های مرتبط با «تصحیح» دیوان حافظ تهی نیست. هاشم جاوید در برخی مقالات [مثلاً خطا شوی ۴۰۰-۳۹۹] شواهد متعددی را له یا علیه ضبطی از ضبط‌های مورد اختلاف ارائه کرده است و یکی از مقالات بسیار بدیع و تامل برانگیز این کتاب، مقاله [ساده بسیار نقش ۴۷۸-۴۷۵] است. در این مقاله با ذکر شواهدی پیشنهاد می‌شود که «بلند ساده» در [چیست این سقف بلند ساده بسیار نقش] به شکل «بلند ساده» [=بلند ایستاده= برکشیده و برافراشته] خوانده شود. به نظر بنده [به خصوص با توجه به شواهد و استدلال مولف] قرائت تازه ایشان برگستره تداعیات [معقول و محتمل و متکی به شواهد و امثله] از این بیت می‌افزاید و می‌تواند در جنب قرائت مشهور مورد بررسی قرار بگیرد…

۶- یکی از فواید این کتاب توجه وسیع مولف به «تفسیر»‌های قرآن برای فهم رمز و راز‌های شعر حافظ است. در این مهم، بیشتر توجه مولف به «کشف الاسرار میبدی» بوده است.

دستاورد‌های ایشان نیز در این ساحت تحسین برانگیز است. علی ایحال باید [با توجه به انس و آمیختگی شگرف حافظ با تفسیر‌های قرآن] به این مقوله، در مطالعات حافظ پژوهی بیشتر اهتمام شود.

۷- در یک برآورد کلی از مجموعه مندرجات «حافظ جاوید» این نتایج حاصل می‌گردد:

الف- بخش قابل ملاحظه‌ای از کتاب کاملاً بدیع و متقن و صحیح است [از مباحث مطول در باب تاثیرات نظامی بر حافظ گرفته تا مقاله کوتاه «ندیم» که نشان می‌دهد حافظ وقتی کلمه «ندیم» را مثلاً در مصراع «که حرامست می‌آنجا که نه یار است ندیم» به کار می‌برده، «ندیم» به معنای «هم پیاله» از نظرش دور نبوده است]

ب- بخشی دیگر که تحریری منسجم [و با شواهدی تازه] از سخنانی است که دیگران هم کمابیش به آن پرداخته‌اند.

ج- تعدادی از مقالات که نه حرف تازه‌ای دارد، نه پایه استدلالی و علمی محکم.

به هر حال «حافظ جاوید» کتابی است که هم مبتدیان را به کار آید و هم منتهیان را بهجت و بشاشت افزاید!

چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۴ – شرق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]