اجزای یک استراتژی برند از زبان استودیو برند رخ

رپورتاژ
برای اینکه بتوانیم در برندسازی موفق شویم باید با اجزای استراتژی برند آشنا باشیم:
- هدف(Purpose)
- ثبات(Consistency)
- احساسات(Emotion)
- انعطاف پذیری(Flexibility)
- مشارکت کارکنان(Employee Involvement)
- وفاداری(Loyalty)
- رقابتپذیری(Competitive Awareness)
- تحقیقات بازار(Market Research)
هدف
اولین قدم در ایجاد یک استراتژی برند موفق، درک هدف سازمان است. بسیاری از کسب و کارها عملکرد مالی خود را به عنوان هدف اصلی مشخص میکنند. امّا بهتر است تمرکز بر روی ارزشی باشد که یک کسب و کار میخواهد به مشتریان خود ارائه دهد.
معمولا ما با 2 نوع هدف مواجه هستیم:
- هدف عملکردی: هدف کسب و کار را از نظر درآمدزایی بررسی میکند.
- هدف ارزشی: بر میزان موفقیت تمرکز دارد(کسب درآمد هم میتواند بخشی از این هدف باشد)
به عنوان مثال ممکن است هدف یک کسب و کار فقط فروش نباشد و مثلا “ایجاد زندگی رزمره بهتر برای مخاطبان” به عنوان هدف برند تعیین شده باشد.
برای اینکه اطلاعات بهتری درباره هدفگذاری در طراحی استراتژی برند بدست آوریم میتوان به تحلیل رقبا یا شرکتهای سرآمد در حوزه فعالیت یک برند پرداخت. بررسی سند ماموریت و بیانیه چشمانداز رقبا میتواند اطلاعات خوبی به ما درباره اهداف پیشروی برندها بدهد.
ثبات
ثبات مفهومی فراتر از لوگوی شرکت یا سبک فونت و اندازه تصاویر است. سازگاری یا ثبات به مشتریان کمک میکند تا به راحتی یک برند را از سایر برندها تشخیص دهند. در طراحی استراتژی برند باید از ورود به مسائلی که به یک برند مربوط نمیشود اجتناب کرد. انسجام در برند باعث ماندگاری مشتریان هر کسب وکاری خواهد شد.

چرا ثبات در طراحی استراتژی برند اهمیت دارد؟
ثبات شامل ارزیابی درست انجام شدن تمامی فعالیتهای یک کسب و کار میشود. تصمیمگیری در مورد اینکه آیا فعالیتهای یک برند با تصویر ارائه شده به مشتریان تطابق دارد در سند استراتژی انجام میشود.
کسب و کارها با داشتن هویتی سازگار با انتظارات مشتریان میتوانند خیلی آسان به تحقق اهداف تجاری خود برسند.
احساسات
انسانها تمایل ذاتی به ایجاد ارتباط دارند. یک کسب و کار میتواند با درک صحیح از احساسات مخاطبان خود راهی مناسب برای ارتباط با آنها را بیابد.
مشتریان همیشه منطقی عمل نمیکنند و این میتواند در خرید آنها تاثیر بگذارد. بسیاری از کسب و کارها در استراتژی برند خود روی مسائل احساسی کار میکنند تا بتوانند مشتریان بیشتری را جذب کنند.
ایجاد شیوههای ارتباط عمیق با مشتریان باعث رشد برند خواهد شد. راهکارهایی نظیر:
- به مشتریان خود آرامش هدیه کنید
- کاری کنید که احساس کنند عضوی از خانواده آنها هستید و قصد دارید زندگی آنها را سادهتر کنید.
- راهکارهای سفارشیسازی شده به مشتریان خود ارائه مدهید
- و..
این محرکهای احساسی باعث تقویت رابطه و وفاداری مشتری به برند خواهد شد.
مثال اپل
اپل به عنوان یک کسب و کار موفق در طراحی استراتژی برند، به خوبی از احساسات در ایجاد روابط بلند مدت با مشتریان خود استفاده میکند. اپل توانسته جامعهای از مخاطبان وفادار به خود را ایجاد کند که آزادانه ایدههای جدیدی را مطرح کرده، سوال میپرسند و به بروزرسانی محصولات نرمافزاری میپردازند. این موضوع در تمامی جنبههای این برند حتی طراحی لوگو اپل نیز مشهود است.
در حال حاضر بسیاری از طرفداران اپل به هیچ عنوان حاضر به استفاده از برندهای معتبر دیگر نیستند زیرا اپل در طراحی استراتژی برند خود توانسته است احساسات مخاطبان را به خوبی درگیر کند و در تمامی جنبههای طراحی گرافیک خود نیز، ریشههای استراتژی برند را در نظر میگیرد.

انعطافپذیری
در جهانی که به سرعت در حال تغییر است، کسب وکاری موفق خواهد شد که انعطافپذیر باشد. انعطافپذیری در طراحی استراتژی برند این امکان را به وجود میآورد که بتوان با خلاقیّت و نوآوری اتفاقات متفاوتی را رقم زد. با ثبات در اهداف و انعطافپذیری در اجرا برندی متفاوت از سایر رقبا خلق خواهد شد.
اگر تاکتیکهای قدیمی دیگر جواب نمیدهد از تغییر نترسید. از فرصتهای جدید استفاده کنید تا مشتریان جدیدی را به سمت کسب وکار خود جذب نمایید و توجه مشتریان قدیمی را مجدد به سمت خود جلب کنید.
مشارکت کارکنان
در برخی از شرکتها، کارمندان منزویترین افراد در کسب و کار هستند. این در حالی است که آنها بخش مهمی از فرآیند برندسازی را تشکیل میدهند. در استراتژی برند باید برنامهریزی لازم برای آگاهسازی کارکنان در مورد فرآیندهای برندینگ صورت پذیرد.
با برگزاری دورهها و کارگاههای آموزشی میتوان به کارکنان آموزشهای لازم درباره هویت کلامی برند را داد تا آنها بتوانند از ظرفیت ایجاد شده برای تقویت ارتباطات خود با مشتریان استفاده کنند.
وفاداری
در استراتژی برند برای وفادارسازی مشتریان برنامهریزی کنید. همچنین به مشتریان وفادار خود توجه ویژهای داشته باشید و به آنها پاداش بدهید. این مشتریان تمام تلاش خود را انجام دادهاند و به عنوان سفیران برند شما عمل کردهاند.
گاهی اوقات تنها یک قدردانی ساده از مشتریان در وب سایت یا شبکههای اجتماعی میتواند باعث وفاداری آنها شود. وفاداری بخش مهمی از استراتژی برند است. به خصوص اگر به دنبال افزایش فروش خود هستید، با وفادارسازی مشتریان و بهبود ارتباط با آنان موفقیت تجاری خود را تضمین کنید.
رقابتپذیری
رقابتپذیری را به عنوان یک ارزش مهم در استراتژی برند خود مدنظر قرار دهید. همانطور که شما در فعالیتهای تجاری به دنبال جذب مشتریان جدید هستید، رقبای شما نیز قصد جذب آنها را دارند.
تاکتیکهای رقبا را در موضوعات مختلف زیر نظر بگیرید و سعی کنید با ایدههای جدید و داشتن یک سناریو قوی، خدمات جدید و متفاوتی از رقبایتان را به مشتریان ارائه دهید تا بتوانید به جذب حداکثری آنها بپردازید.

تحقیقات بازار
برندینگ با بازاریابی و تبلیغات ارتباط نزدیکی دارد. به طوری که میتوان گفت موفقیت در هر کدام از این موضوعات باعث موفقیت در سمت دیگر خواهد شد. به همین دلیل در هنگام طراحی استراتژی برند باید به تحقیقات بازار توجه داشت تا بتوان با کمک یک برند قوی فرآیندهای بازاریابی را به نتیجه رساند.
تحقیق در مورد بازار یک محصول یا خدمت و درک نیازهای مخاطبان باعث اجرای درست استراتژی برند خواهد شد. در تحقیقات بازار با طراحی سفر مشتری این امکان ایجاد میشود تا بتوان در آینده با داستانسرایی برند(Brand Story Telling) آنها را با خود همراه کرد.
سخن پایانی..
استراتژی برند چیزی فراتر از طراحی لوگو یا موارد اینچنینی است و یک استراتژی برند که به خوبی تعریف شده باشد و به درستی نیز اجرا شود، بر تمامی جنبههای یک کسب و کار تاثیر خواهد گذاشت. با کمک استراتژی میتوان نیازهای مصرفکنندگان و شرایط بازار را تحلیل کرد و محصولات یا خدماتی را به بازار عرضه کرد که در محیطهای رقابتی به اندازه کافی طرفدار داشته باشند.
برای موفقیت در طراحی استراتژی برند بهتر است از خدمات یک آژانس برندسازی که به خوبی با پروسه تدوین استراتژی آشنایی دارند استفاده کنیم. یک مشاور برند میتواند هزینهای آزمون و خطا را در طراحی استراتژی برای یک کسب وکار کاهش دهد و احتمال موفقیت برند را افزایش دهد. استودیو برند رخ آمادگی دارد تا در این زمینه گام به گام در کنار شما و بیزینس شما بوده و یک استراتژی برند اصولی را برای شما تدوین کند.





