اتحادیه اروپا: 10 فکت جالب درباره آن که احتمالاً نمیدانستید

شاید برایتان پیش آمده باشد که هنگام خواندن اخبار سیاسی یا اقتصادی، بارها با عبارت «اتحادیه اروپا» برخورد کرده باشید، بدون آنکه دقیقاً بدانید این اتحادیه چه سازوکاری دارد یا چه کشورهایی در آن عضو هستند. اتحادیه اروپا (European Union) بهنظر یک مجموعه رسمی و دیپلماتیک میآید، اما پشت این چهرهی جدی، داستانی طولانی، پر از ایدههای نو و چالشهای تاریخی نهفته است. برای من یک بار هنگام تماشای یک مستند درباره آلمان این سؤال پیش آمد که اصلاً این همه کشور چرا تصمیم گرفتهاند تا این حد به هم نزدیک شوند؟ تا آن زمان فکر میکردم هر کشور فقط برای خودش تصمیم میگیرد، اما اتحادیه اروپا نشان داد که همکاری گستردهتری هم ممکن است. وقتی فهمیدم حتی قوانین حقوق بشر، سیاستهای پولی و مهاجرتی هم گاهی بهصورت مشترک وضع میشود، تازه متوجه عظمت این اتحادیه شدم. اتحادیه اروپا نهفقط یک نهاد سیاسی، بلکه یک آزمایش بزرگ تاریخی است در زمینهٔ همکاری چندجانبه. همین نکات باعث شد درباره اتحادیه اروپا کنجکاوتر شوم.
تا به حال فکر کردهاید که چرا بریتانیا با آن همه قدرت و تاریخ از اتحادیه اروپا خارج شد؟ یا اینکه اصلاً دلیل تشکیل این اتحادیه در وهلهی اول چه بود؟ پاسخها ساده نیستند، اما ریشه در جنگها، اختلافات اقتصادی و نیاز به ثبات دارند. اتحادیه اروپا بعد از جنگ جهانی دوم پا گرفت، درست زمانی که اروپا زخمی، تکهتکه و خسته بود. کشورها نیاز داشتند متحد شوند تا دوباره درگیر نبرد نشوند. در واقع، این اتحادیه از دل درد زاده شد تا درمانی باشد برای بحرانها و تقسیمات گذشته. اگر فکر میکنید فقط یک نهاد اداری است، باید بدانید که اتحادیه اروپا تأثیرات عمیقی روی زندگی روزمره میلیونها شهروند دارد.
گاهی اوقات فکر میکنم اگر من در کودکی در یکی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا به دنیا آمده بودم، شاید زندگیام چقدر فرق میکرد. مثلاً میتوانستم بدون ویزا به کشورهای مختلف سفر کنم، در هر دانشگاهی درس بخوانم یا حتی در هر جای اروپا کار پیدا کنم. این ایده که مرزها کمرنگ شوند، از دید من نوعی رؤیاست که در اتحادیه اروپا تا حدی واقعیت یافته. البته این اتحاد همیشه هم ساده نبوده؛ بحران مالی یونان، موج مهاجرت و برگزیت فقط بخشی از چالشهایی بودهاند که این ساختار را به لرزه انداختهاند. با این حال، اتحادیه اروپا همچنان سرپاست و در حال تجربهکردن یک مدل خاص از همکاری بینالمللی است. اگر شما هم مثل من همیشه درباره سازوکار این مجموعه سوال دارید، این پنج فکت جالب میتواند دید تازهای به شما بدهد. اتحادیه اروپا فقط یک توافقنامه نیست، بلکه یک پدیده است.
۱- اتحادیه اروپا از یک ایده صلحآمیز پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت
پس از پایان جنگ جهانی دوم، قاره اروپا نیاز فوری به بازسازی و آرامش داشت. ایده اولیه اتحادیه اروپا نه اقتصادی و نه سیاسی، بلکه کاملاً صلحطلبانه بود. در سال ۱۹۵۱، شش کشور اروپای غربی تصمیم گرفتند منابع زغالسنگ و فولاد خود را بهصورت مشترک مدیریت کنند. این همکاری اولیه با نام «جامعه زغالسنگ و فولاد اروپا» (European Coal and Steel Community) شناخته میشود. هدف اصلی این بود که اگر کشورها منابع اصلی جنگ را بهصورت مشترک کنترل کنند، احتمال بروز جنگ مجدد کاهش مییابد. این ایده بهمرور گسترش یافت و تبدیل به همکاریهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شد. در سال ۱۹۹۳، اتحادیه اروپا به شکل رسمی با «پیمان ماستریخت» (Maastricht Treaty) متولد شد. تا آن زمان، مراحل مختلفی طی شده بود تا این نهاد به شکل کنونی برسد. هنوز هم روح اولیه آن که جلوگیری از جنگ و ترویج صلح بود، در ساختارهایش باقی مانده است. بسیاری معتقدند این اتحاد یکی از موفقترین پروژههای صلح در تاریخ معاصر بشر است. اتحادیه اروپا اگرچه امروزه بیشتر با مقررات و نهادها شناخته میشود، اما در اصل از یک رؤیای انسانی برای صلح سرچشمه گرفت.
۲- اتحادیه اروپا تنها یک نهاد اقتصادی نیست؛ ساختاری پیچیده از همکاری سیاسی دارد
بسیاری از مردم تصور میکنند اتحادیه اروپا صرفاً یک بازار مشترک برای تجارت آزاد است. اما حقیقت این است که این اتحادیه دارای نهادهای سیاسی قدرتمند و سازوکارهای تصمیمگیری مشترک است. پارلمان اروپا (European Parliament)، کمیسیون اروپا (European Commission) و شورای اروپا (European Council) سه نهاد اصلی آن هستند. این نهادها درباره موضوعاتی چون محیط زیست، آموزش، حقوق بشر، مهاجرت و حتی سیاست خارجی تصمیمگیری میکنند. کشورها در چارچوب این نهادها گاه ملزم میشوند تصمیماتی بگیرند که با سیاست داخلیشان همراستا نباشد. این سطح از همکاری سیاسی در جهان بیسابقه است. برای مثال، قوانین مربوط به حفاظت از دادههای شخصی یا مبارزه با تغییرات اقلیمی، در سطح اتحادیه اروپا یکپارچه تصویب و اجرا میشود. این یعنی حتی اگر کشوری بهتنهایی تمایلی نداشته باشد، موظف به پیروی از قوانین اتحادیه است. این ساختار پیچیده، نقطهی قوت و گاه چالش اصلی اتحادیه اروپا بهشمار میرود. درک این ساختار برای هر کسی که به مسائل جهانی علاقهمند است، بسیار جذاب و آموزنده است.
۳- اتحادیه اروپا هماکنون ۲۷ کشور عضو دارد و پس از برگزیت دیگر انگلستان عضو نیست
تا قبل از سال ۲۰۲۰، اتحادیه اروپا ۲۸ عضو داشت که انگلستان نیز جزو آنها بود. اما با همهپرسی معروفی که در سال ۲۰۱۶ برگزار شد، مردم بریتانیا تصمیم گرفتند از این اتحاد خارج شوند. این رویداد بهنام «برگزیت» (Brexit) شناخته میشود. برگزیت شوک بزرگی برای اتحادیه اروپا و حتی جهان بود. خیلیها فکر نمیکردند کشوری بزرگ و تأثیرگذار مثل انگلستان بخواهد از چنین اتحادی خارج شود. با خروج انگلستان، حالا اتحادیه اروپا ۲۷ عضو دارد که اکثراً در اروپای غربی و مرکزی قرار دارند. البته برخی کشورها مثل نروژ، سوئیس و ایسلند همچنان خارج از اتحادیه هستند ولی همکاریهای ویژهای دارند. عضویت در اتحادیه اروپا مزایای زیادی دارد، از جمله دسترسی به بازار مشترک و آزادی سفر. اما همین مزایا گاه به دلایل سیاسی، هویتی یا اقتصادی زیر سؤال میروند. برگزیت نشان داد که حتی ساختارهای قدرتمند هم آسیبپذیرند. با این حال، اتحادیه اروپا همچنان قدرت بزرگی در عرصه جهانی باقی مانده است.
۴- یورو، پول رسمی اتحادیه اروپا، در همه کشورهای عضو استفاده نمیشود
بسیاری فکر میکنند تمام کشورهای عضو اتحادیه اروپا از واحد پول «یورو» (Euro) استفاده میکنند. اما واقعیت این است که تنها ۲۰ کشور از ۲۷ عضو اتحادیه، یورو را بهعنوان ارز رسمی پذیرفتهاند. این کشورها به «منطقه یورو» (Eurozone) معروف هستند. کشورهایی مثل سوئد، دانمارک و لهستان هنوز از واحد پول ملی خود استفاده میکنند. دلایل این انتخابها متفاوتاند؛ برخی به دلایل اقتصادی، برخی به دلایل سیاسی. مثلاً سوئد با وجود عضویت در اتحادیه، تصمیم گرفته با برگزاری رفراندوم، از پیوستن به یورو خودداری کند. استفاده از یورو مزایا و معایب خاص خود را دارد. در مواقع بحران، کشورهایی با ارز مشترک نمیتوانند سیاست پولی مستقل اجرا کنند. در عین حال، داشتن پول مشترک قدرت اقتصادی را در سطح بینالمللی بالا میبرد. اتحادیه اروپا با مدیریت پیچیده این موضوع، سعی کرده توازنی میان استقلال و همگرایی مالی ایجاد کند. داستان یورو، نمادی از چالشهای همکاری عمیق در میان ملتهای مستقل است.
۵- اتحادیه اروپا فقط یک نهاد سیاسی نیست؛ سبک زندگی میلیونها نفر را تغییر داده است
خیلیها اتحادیه اروپا را فقط در قالب نشستها، توافقنامهها و قوانین خشک میبینند. اما واقعیت این است که این اتحادیه تأثیر مستقیمی بر زندگی روزمره مردم دارد. از آزادی سفر بدون ویزا گرفته تا تحصیل رایگان یا ارزانتر در کشورهای دیگر عضو، این مزایا واقعی و ملموساند. برای دانشجویان، «برنامه اراسموس» (Erasmus Program) یک فرصت طلایی برای تجربه زندگی در چند کشور مختلف است. برای کارمندان و کارگران، امکان اشتغال در کشورهای مختلف بدون نیاز به مجوزهای دشوار، یک انقلاب بهحساب میآید. حتی محصولات مصرفی، برچسبها، استانداردهای غذایی و حقوق مصرفکننده تحت تأثیر قوانین اتحادیه تنظیم میشوند. اتحادیه اروپا تلاش میکند سطح کیفی زندگی را بالا ببرد و عدالت اجتماعی را در سطحی فراگیر ترویج دهد. این تلاشها البته همیشه موفق نبوده، اما تغییرات بزرگی را بهوجود آوردهاند. اگر به خیابانهای پراگ، پاریس یا لیسبون قدم بزنید، بسیاری از نمادهای این اتحادیه را در زندگی روزمره مردم میبینید. به همین دلیل است که اتحادیه اروپا فراتر از یک توافق سیاسی است؛ آن یک سبک زندگی است.
۶- اتحادیه اروپا بزرگترین بلوک تجاری در جهان است
اتحادیه اروپا با مجموع تولید ناخالص داخلی کشورهای عضو، یکی از قدرتمندترین بازیگران اقتصادی دنیاست. این اتحادیه بیش از ۴۵۰ میلیون مصرفکننده دارد که بازار بزرگی برای کالاها و خدمات داخلی و خارجی ایجاد کردهاند. بیش از ۱۵٪ از تجارت جهانی توسط اتحادیه اروپا انجام میشود. کشورهای عضو در چارچوب سیاستهای تجاری مشترک با دیگر کشورها و مناطق جهان توافقنامههای تجاری امضا میکنند. مثلاً اتحادیه اروپا با کشورهای بسیاری از جمله ژاپن، کانادا، کره جنوبی و چندین کشور آفریقایی توافقهای آزاد تجاری دارد. این توافقها دسترسی بدون تعرفه یا با تعرفه پایین به بازارهای دوطرفه را فراهم میسازند. سیاستهای حمایتی از کشاورزی و صادرات در این ساختار، گاه موجب اختلاف با دیگر کشورهای جهان شده است. با این حال، اتحادیه اروپا بهعنوان یک قدرت تجاری مستقل از ایالات متحده و چین عمل میکند. این استقلال اقتصادی، بخشی از هویت سیاسی آن نیز هست.
۷- زبان رسمی اتحادیه اروپا بیش از ۲۰ زبان است
یکی از ویژگیهای خاص اتحادیه اروپا، احترام به تنوع زبانی است. اتحادیه اروپا ۲۴ زبان رسمی (Official Languages) دارد که تمام اسناد و مذاکرات رسمی باید به آنها ترجمه شود. این تصمیم برآمده از اصل برابری فرهنگی و زبانی بین کشورهای عضو است. زبانهایی مثل آلمانی، فرانسوی، اسپانیایی، ایتالیایی، لهستانی و حتی زبانهای کمجمعیتی مثل مالتایی و لتونیایی در فهرست زبانهای رسمی قرار دارند. تمامی اعضای پارلمان اروپا حق دارند به زبان مادری خود صحبت کنند و برای آنها مترجم همزمان (Simultaneous Interpreter) وجود دارد. هزینههای ترجمه و تفسیر در این ساختار بسیار بالاست، اما اتحادیه آن را بخشی از تعهد خود به تنوع میداند. البته در عمل، زبان انگلیسی، فرانسوی و آلمانی بیشتر در ارتباطات روزمره و اسناد غیررسمی استفاده میشود. پس از برگزیت، نقش زبان انگلیسی بهطرز جالبی کاهش نیافت، چون ایرلند و مالت هنوز از انگلیسی استفاده میکنند. این ویژگی چندزبانه بودن، اتحادیه اروپا را به الگویی کمنظیر از احترام به فرهنگهای گوناگون تبدیل کرده است.
۸- کمیسیون اروپا قلب اجرایی اتحادیه اروپا است
در ساختار پیچیده اتحادیه اروپا، نهادها نقشهای متفاوتی دارند، اما کمیسیون اروپا (European Commission) قلب اجرایی آن محسوب میشود. این نهاد شبیه دولت مرکزی اتحادیه است و مسئول پیشنهاد، اجرا و نظارت بر قوانین مشترک است. کمیسیون متشکل از ۲۷ عضو است که هر کشور عضو یک نماینده دارد. این افراد «کمیسر» (Commissioner) نامیده میشوند و هر یک مسئول حوزهای خاص مثل محیط زیست، رقابت یا انرژی هستند. رئیس کمیسیون نیز با رأی پارلمان اروپا انتخاب میشود و باید مورد تأیید کشورهای عضو قرار گیرد. کمیسیون نقش حیاتی در مذاکره با کشورهای خارجی و نظارت بر رعایت قوانین درون اتحادیه دارد. اگر کشوری قوانین اتحادیه را نقض کند، کمیسیون میتواند پروندهای علیه آن به دیوان عدالت اروپا ببرد. این نهاد برخلاف پارلمان، مستقل از دولتهای ملی عمل میکند و نمایندگانش نباید صرفاً منافع کشور خود را دنبال کنند. نقش راهبردی کمیسیون باعث شده آن را موتور اصلی اتحادیه اروپا بدانند.
۹- منطقه شنگن باعث حذف مرزهای فیزیکی درون اروپا شده است
«پیمان شِنگِن» (Schengen Agreement) یکی از تأثیرگذارترین توافقهای درون اتحادیه اروپا بوده است. این پیمان که از سال ۱۹۹۵ اجرایی شد، به مسافران اجازه میدهد بدون کنترل مرزی از یک کشور به کشور دیگر سفر کنند. امروزه ۲۷ کشور عضو منطقه شنگن هستند، که برخی از آنها حتی عضو اتحادیه اروپا نیستند، مثل نروژ و سوئیس. منطقه شنگن باعث تسهیل سفر، تجارت، آموزش و زندگی روزمره میلیونها شهروند شده است. اگر کسی وارد یکی از کشورهای شنگن شود، میتواند بدون نیاز به چک مرزی به دیگر کشورها برود. این آزادی جابهجایی یکی از دستاوردهای نمادین اتحاد اروپایی است. البته در شرایط اضطراری مثل بحران کرونا، برخی کشورها بهطور موقت مرزهای داخلی را بازگرداندند. حفظ امنیت در چنین منطقهای چالشبرانگیز است و همکاریهای اطلاعاتی بسیار ضروری شده است. پیمان شنگن فراتر از یک توافق مسافرتی است؛ آن بخشی از رؤیای اروپای بدون مرز است.
۱۰- اتحادیه اروپا یک جایزه نوبل صلح دریافت کرده است
در سال ۲۰۱۲، اتحادیه اروپا موفق به دریافت جایزه نوبل صلح (Nobel Peace Prize) شد. این جایزه بهپاس دههها تلاش برای حفظ صلح، دموکراسی، حقوق بشر و ثبات در اروپا به این اتحادیه تعلق گرفت. اعطای این جایزه نمادین به یک نهاد سیاسی چندملیتی، یک اتفاق کمسابقه بود. کمیته نوبل تأکید کرد که اتحادیه اروپا در تبدیل قارهای جنگزده به منطقهای صلحآمیز و متحد، نقش تاریخی داشته است. این جایزه نشان داد که حتی ساختارهای بوروکراتیک هم میتوانند نقش انسانی ایفا کنند. برخی از منتقدان این تصمیم را سیاسی دانستند، اما بسیاری آن را شایسته دانستند. در زمان دریافت این جایزه، اروپا با بحران اقتصادی روبهرو بود و این اتفاق نوعی دلگرمی محسوب میشد. رهبران سه نهاد اصلی اتحادیه اروپا، یعنی پارلمان، شورا و کمیسیون، به نمایندگی از آن، جایزه را دریافت کردند. این افتخار، تصویری از اتحادیه اروپا بهعنوان نیروی مثبت در تاریخ معاصر به جهان نشان داد.





