محافظ کهن ۲ (The Old Guard 2)؛ بازگشتی باشکوه یا ادامه‌ای نیمه‌کاره؟

وقتی فیلم «محافظ کهن» در تابستان ۲۰۲۰ از نتفلیکس پخش شد، دنیای سینما هنوز درگیر قرنطینه‌ها و تعطیلی‌ها بود و تماشاگران تشنه‌ی داستانی تازه و قهرمانانی متفاوت بودند. آن فیلم با ترکیبی از اکشن نفس‌گیر، عمق روان‌شناختی شخصیت‌ها و نوعی اندوه فلسفی درباره جاودانگی، جای خود را در دل مخاطبان باز کرد. حالا پس از پنج سال انتظار، دنباله‌ی آن یعنی محافظ کهن ۲ به کارگردانی ویکتوریا ماهونی به نمایش درآمده است؛ فیلمی که می‌خواهد میراث قسمت اول را ادامه دهد و هم‌زمان جهانی بزرگ‌تر و پیچیده‌تر خلق کند. اما آیا در این مسیر موفق بوده است؟

معرفی کارگردان و نگاه کلی به دنباله

اگر «محافظ کهن» را دیده باشید، احتمالاً کارگردانی جینا پرینس-بایتوود را به یاد دارید؛ کسی که موفق شد ترکیب ظریفی از خشونت، فلسفه و احساسات انسانی را در یک فیلم اکشن عرضه کند. اما در The Old Guard 2، صندلی کارگردانی به ویکتوریا ماهونی سپرده شد. ماهونی پیش از این بیشتر به عنوان کارگردان بخش‌هایی از مجموعه‌های تلویزیونی و دستیار کارگردان در پروژه‌های بزرگ (از جمله Star Wars: The Rise of Skywalker) شناخته می‌شد. او در «محافظ کهن ۲» تلاش کرده است تا همان روح ماجراجویی و چالش‌های اخلاقی قسمت اول را زنده نگه دارد، اما منتقدان و تماشاگران متفق‌القول نیستند که آیا توانسته است.

ماهونی فیلمی ساخته که از نظر ریتم و تصویرسازی حرفه‌ای است اما گاهی بیش از حد در دام جدی‌گرفتن خود می‌افتد. جایی که جینا پرینس-بایتوود در قسمت اول توانست هم‌زمان اکشن و احساسات را در یک قاب بگنجاند، ماهونی در تلاش برای گسترش جهان داستان و اضافه‌کردن شخصیت‌های تازه گاهی ریتم احساسی کار را از دست داده است. او اما در طراحی سکانس‌های اکشن (به‌ویژه صحنه‌ی آغازین حمله به ویلای ایتالیایی) توانسته مخاطب را به وجد بیاورد و نشان دهد که از نظر تکنیکی بر کار مسلط است.

فیلم از همان لحظه‌های نخستین، فضای خود را مشخص می‌کند: نبرد قهرمانان جاودانه‌ای که حالا به‌خاطر بازگشت یک دشمن قدیمی و ظهور تهدیدی جدید، دنیایشان بار دیگر به هم ریخته است. ماهونی در این میان کوشیده است چهره‌ی پیچیده‌تری از شخصیت‌های آشنا به نمایش بگذارد اما گاهی این پیچیدگی‌ها در میان اکشن‌های پرزرق‌وبرق گم می‌شود.

? فهرست بازیگران اصلی

شارلیز ترون (Charlize Theron) در نقش اندی (آندروماخه از سیتیا)
کی‌کی لین (KiKi Layne) در نقش نیل فریمن
مروان کنزاری (Marwan Kenzari) در نقش جو
لوکا مارینلی (Luca Marinelli) در نقش نیکی
متیاس شونارتس (Matthias Schoenaerts) در نقش بوکر
چویتل اجیوفور (Chiwetel Ejiofor) در نقش جیمز کوپلی
ورا نگو (Veronica Ngo) در نقش کوین
اوما تورمن (Uma Thurman) در نقش دیسکورد
هنری گلدینگ (Henry Golding) در نقش توآه

داستان محافظ کهن ۲؛ بازگشت سایه‌ها و نبرد جاودانگان

«محافظ کهن ۲» داستانش را درست از همان نقطه‌ای آغاز می‌کند که قسمت اول تمام شده بود. ما دوباره با گروه جاودانگان روبه‌رو هستیم؛ قهرمانانی که قرن‌ها به‌عنوان شمشیرهای در سایه‌ی تاریخ برای نجات بشریت جنگیده‌اند. اما حالا گروه با بحرانی عمیق‌تر از هر زمان دیگری دست و پنجه نرم می‌کند. اندی (شارلیز ترون) دیگر جاودانه نیست. قدرتی که زمانی او را از مرگ مصون می‌داشت، از دست رفته و این تغییر، هم او و هم گروهش را در موقعیتی شکننده قرار داده است.

اما این فقط اندی نیست که تغییر کرده است. کوین (ورا نگو)، دوست و همراه هزارساله‌ی اندی که در قسمت اول سرنخی از بازگشت او داده شده بود، حالا بازگشته است. زنی که برای قرن‌ها در قعر دریا، درون یک تابوت آهنی، بارها و بارها غرق شده و باز زنده شده است. بازگشتی با چشمانی پر از خشم و ذهنی زخمی از رنجی که تصورش دشوار است. کوین، که زمانی جان را فدای اندی می‌کرد، حالا انگیزه‌ای دیگر دارد: انتقام. نه فقط از دشمنان بیرونی، بلکه از همان دوستانی که گمان می‌کند او را فراموش کرده‌اند.

در همین حال، یک چهره‌ی تازه وارد میدان می‌شود: دیسکورد (اوما تورمن)، جاودانه‌ای مرموز و کهن‌تر از اندی و همراهانش. دیسکورد با گذشته‌ای پنهان و نیتی ناشناخته، از سایه‌ها بیرون آمده است. او زنی است که نه به انسان‌ها اعتقادی دارد و نه به مفهوم قهرمانی. برنامه‌های او مبهم است اما به‌وضوح می‌توان دید که می‌خواهد از رنج و آشوب برای پیشبرد هدف‌های خود استفاده کند. اتحادش با کوین، تهدیدی است که نه فقط گروه اندی، بلکه شاید سرنوشت کل بشریت را در خطر بیندازد.

در این میان، سایر اعضای گروه، از جمله بوکر (متیاس شونارتس) که به‌خاطر خیانتی در گذشته تبعید شده بود، و نیل (کی‌کی لین) که حالا از یک سرباز تازه‌کار به مبارزی ورزیده تبدیل شده، هر یک با چالش‌های اخلاقی و احساسی خاص خود روبه‌رو هستند. روابطی که در قسمت اول بذرشان کاشته شده بود، اینجا پیچیده‌تر و شکننده‌تر شده‌اند. آیا جاودانگان می‌توانند بار دیگر متحد شوند و جلوی فاجعه‌ای تازه را بگیرند؟ یا خشم و زخم‌های گذشته آن‌ها را از هم خواهد پاشید؟

فیلم با ترکیبی از اکشن‌های پرهیجان، سکانس‌های احساسی و نبردهای تن‌به‌تن در لوکیشن‌هایی همچون کوچه‌های رم و یک تأسیسات هسته‌ای مخفی در اندونزی، تلاش می‌کند هم‌زمان هم حماسی باشد و هم شخصی. اما این تلاش تا چه حد موفق است؟ این پرسشی است که در بخش‌های بعدی به آن خواهیم پرداخت.

جلوه‌ها، سکانس‌های به‌یادماندنی و ویژگی‌های فنی «محافظ کهن ۲»

یکی از برگ‌های برنده‌ی «محافظ کهن ۲»، بی‌تردید سکانس‌های اکشن و طراحی صحنه‌هایی است که به‌ویژه در نیمه‌ی نخست فیلم، مخاطب را به وجد می‌آورد. فیلم با یک صحنه‌ی نفس‌گیر در یک ویلای باشکوه در کرواسی (در واقع فیلم‌برداری شده در عمارت‌های اطراف دریاچه کومو در ایتالیا) آغاز می‌شود؛ جایی که اندی و یارانش به یک باند قاچاق سلاح یورش می‌برند. ترکیب مبارزات تن‌به‌تن، تیراندازی‌ها و تعقیب‌وگریزهای نفس‌گیر با اتومبیل‌های کلاسیک، آغاز قدرتمندی برای فیلم رقم می‌زند. کارگردان، ویکتوریا ماهونی، در این سکانس با کمک فیلم‌برداری استادانه‌ی بری آکروید (The Hurt Locker)، تدوین پرشتاب و موسیقی هیجان‌انگیز توانسته لحظاتی بسازد که بیننده را به صندلی میخکوب کند.

از دیگر سکانس‌های شاخص، می‌توان به صحنه‌ی رویارویی اندی و کوین در کوچه‌های رم اشاره کرد. این سکانس نه‌تنها به‌لحاظ اکشن چشمگیر است، بلکه بار احساسی سنگینی دارد. فیلم در این صحنه، به‌جای تکیه‌ی صرف بر جلوه‌های ویژه و شلیک گلوله، به نبرد تن‌به‌تن، حرکات رزمی و بازی چهره‌ها متکی است. این نبرد، پژواک قرن‌ها دوستی، خیانت و رنج است که در هر ضربه و دفاع جاری است. اینجا فیلم موفق می‌شود برای لحظاتی بار عاطفی داستان را به اوج برساند؛ چیزی که بسیاری از منتقدان آرزو داشتند در بقیه‌ی فیلم هم تداوم یابد.

از نظر جلوه‌های ویژه و طراحی تولید، فیلم استانداردهای قابل‌قبولی ارائه می‌دهد. اما برخلاف قسمت نخست که ترکیب ظریفی از واقع‌گرایی و افسانه‌پردازی داشت، در اینجا گاهی حس می‌کنید برخی صحنه‌ها به CGI بیش از حد متکی شده‌اند و از حس واقعیت دور می‌شوند؛ به‌ویژه در سکانس پایانی که ماجرای تأسیسات هسته‌ای اندونزی به نقطه اوج می‌رسد. این صحنه، با آنکه در ذات خود پرتنش است، اما به‌دلیل نورپردازی نه‌چندان خوب و تکیه بر تصاویر کامپیوتری، بخشی از تأثیر خود را از دست می‌دهد.

یکی از نقاط قوت فیلم اما همچنان تاکید بر فیزیکی بودن نبردها است. ضربات شمشیر، سقوط از ارتفاع، بازسازی اندام‌های قطع‌شده و زخم‌های قابل لمس، همچنان حس درد و واقع‌گرایی را در میان قهرمانان جاودان زنده نگه می‌دارد. اینجاست که فیلم نشان می‌دهد حتی در دنیای جاودانگان، رنج جسمانی همچنان حقیقتی انکارناپذیر است.

از نظر موسیقی و صداگذاری، فیلم عملکردی متوسط دارد. هرچند قطعات موسیقایی لحظاتی بر هیجان سوار می‌شوند، اما کمتر در ذهن می‌مانند یا به هویت مستقل فیلم کمک می‌کنند. در مقایسه با قسمت نخست، اینجا موسیقی کمتر توانسته رنگ و بوی خاصی به صحنه‌ها بدهد.

در مجموع، «محافظ کهن ۲» از منظر فنی فیلمی خوش‌ساخت است، اما به آن درخشش و ظرافتی که قسمت اول را متمایز می‌کرد، دست نمی‌یابد. صحنه‌های خیره‌کننده‌ای دارد، اما گاهی بار بیش از حد بر دوش جلوه‌های بصری و اکشن می‌گذارد و عمق داستانی و احساسی کمرنگ می‌شود.

شخصیت‌ها و روابط؛ جاودانگی، دوستی و زخم‌های کهنه

یکی از دلایل موفقیت قسمت اول «محافظ کهن»، شخصیت‌هایی بود که با تمام قدرت و جاودانگی‌شان، عمیقاً انسانی بودند: آسیب‌پذیر، زخم‌خورده و گرفتار بار قرن‌ها تجربه. اما در قسمت دوم، این وجه از داستان با چالش‌هایی روبه‌روست. هرچند بازی‌های قوی و لحظات احساسی درخشان همچنان وجود دارند، اما پراکندگی داستان و تمرکز بر گسترش جهان، باعث شده است پرداخت روان‌شناسانه شخصیت‌ها به اندازه‌ی انتظار درخشان نباشد.

در مرکز همه‌ی روابط، اندی (شارلیز ترون) قرار دارد. جنگجوی کهن که حالا با فقدان جاودانگی‌اش، نوعی هراس و گیجی را تجربه می‌کند. او دیگر مثل گذشته نمی‌تواند بی‌پروا در دل خطر برود. این تغییر، بار روانی سنگینی به او تحمیل کرده است، اما فیلم کمتر از آنچه شایسته است، به درونیات او می‌پردازد. البته ترون با بازی ظریف و نگاه‌های سرشار از غم، توانسته بخشی از این کمبود را جبران کند. لحظات کوتاهی که اندی از شکنندگی جدیدش سخن می‌گوید یا در برابر خاطراتش تسلیم می‌شود، از بهترین بخش‌های فیلم است.

کوین (ورا نگو)، شاید دردناک‌ترین سرنوشت را دارد. زنی که پنج قرن در قعر دریا، مدام غرق شده و زنده شده و این عذاب پایان‌ناپذیر او را از درون متلاشی کرده است. بازگشت او به داستان، فرصتی طلایی برای کاوش زخم‌های کهنه و پرسش‌های اخلاقی درباره وفاداری و خیانت بوده، اما متأسفانه فیلم در این زمینه به عمق لازم نمی‌رسد. خشم کوین قابل‌درک است، اما سیر تحولی شخصیت او کمتر از انتظار است. با این حال، سکانس‌های حضورش، به‌ویژه در نبرد تن‌به‌تن با اندی، بار احساسی پررنگی دارند و نشان می‌دهند که میان این دو زن چیزی فراتر از دوستی یا دشمنی وجود دارد؛ رابطه‌ای پیچیده، پُر از عشق، رنج و احساس گناه.

در سوی دیگر، بوکر (متیاس شونارتس) حضور دارد؛ مردی که در قسمت قبل به‌خاطر خیانت به گروه تبعید شد. بازگشت او و تلاشش برای جبران گذشته، یکی از خطوط داستانی است که می‌توانست به‌خوبی به احساس گناه و رستگاری بپردازد، اما فیلم خیلی زود او را دوباره در دل تیم جا می‌دهد و چالش‌های اخلاقی‌اش را نیمه‌کاره رها می‌کند. این مسئله، فرصتی از دست‌رفته برای تعمیق روابط تیم است.

جو (مروان کنزاری) و نیکی (لوکا مارینلی) همچنان از دلپذیرترین شخصیت‌های داستان‌اند. رابطه‌ی عاشقانه‌شان، که قرن‌ها دوام آورده، اینجا هم با لحظاتی گرم و صمیمی همراه است، هرچند سهم‌شان از داستان کم‌تر از قسمت اول است. آن‌ها به فیلم رنگ انسانی و طنزی ظریف می‌بخشند، اما باز هم جای خالی سکانس‌های احساسی عمیق درباره‌ی عشق و بقا حس می‌شود.

دیسکورد (اوما تورمن)، چهره‌ی مرموز تازه‌وارد، با گذشته‌ای کهن و نیت‌هایی پیچیده ظاهر می‌شود. اما شخصیت او، علی‌رغم بازی قوی تورمن، به‌خوبی پرداخته نشده و بیشتر به کلیشه‌های یک آنتاگونیست خطرناک اما کم‌عمق نزدیک است. دیالوگ‌های او گاهی تهی از بار احساسی است و حضورش در داستان، به جای آنکه شگفت‌انگیز و تاثیرگذار باشد، بیشتر کارکرد پیشبرد خط روایی را دارد.

نیل (کی‌کی لین)، که حالا اعتمادبه‌نفس بیشتری یافته، نقش شاگرد-استاد اندی را ادامه می‌دهد. رابطه‌ی میان این دو از نقاط قابل قبول فیلم است و لحظاتی از شوخ‌طبعی و همدلی را به ما نشان می‌دهد.

نقاط قوت فیلم

یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت «محافظ کهن ۲» همچنان حضور شارلیز ترون است. ترون با کاریزما، قدرت بدنی و توان بازیگری‌اش، حتی وقتی فیلم در برخی لحظات افت می‌کند، آن را سرپا نگه می‌دارد. او موفق می‌شود میان نبردهای پرتنش و لحظات تأمل‌برانگیز، چهره‌ی انسانی اندی را به ما نشان دهد؛ زنی که حالا باید با مرگ‌پذیری خود کنار بیاید.

دیگر نقطه‌ی قوت، همان چیزی است که قسمت اول را هم متمایز کرده بود: ترکیب اکشن با بار احساسی و فلسفی. فیلم همچنان در برخی لحظات، به‌ویژه در رویارویی اندی و کوین یا سکانس خاطره‌انگیز عبور اندی از کوچه‌های رم که دیوارهای آن به گذشته تبدیل می‌شوند، موفق می‌شود لایه‌ای عمیق‌تر به مبارزات قهرمانان اضافه کند. این سکانس‌ها یادآور باری است که جاودانگان با خود حمل می‌کنند: خاطره، اندوه و گناه.

فیلم همچنین سعی می‌کند از کلیشه‌های مرسوم قهرمانی فاصله بگیرد. این قهرمانان، با وجود قدرت‌شان، درگیر شکست‌ها و زخم‌های درونی‌اند. دوست‌داشتنی‌ترین لحظات فیلم، همان‌هایی است که شخصیت‌ها بار دیگر به یاد می‌آورند جاودانگی دردناک‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کردند.

نقاط ضعف فیلم

اما در آن سوی سکه، «محافظ کهن ۲» دچار ضعف‌هایی است که نمی‌توان نادیده گرفت. بزرگ‌ترین مشکل فیلم، عدم انسجام داستانی و شلوغی بی‌دلیل روایت است. فیلم تلاش می‌کند شخصیت‌های جدید، تهدیدهای تازه و پیچیدگی‌های اخلاقی متعددی را وارد خط داستان کند، اما در این میان از عمق لازم غافل می‌شود. نتیجه آن است که بسیاری از خطوط داستانی، مانند رابطه‌ی اندی و کوین، یا حتی حضور آنتاگونیست اصلی یعنی دیسکورد، نیمه‌تمام و سطحی باقی می‌ماند.

یک ضعف دیگر، پایان ناامیدکننده و پایان‌بندی مصنوعی فیلم است. درست زمانی که انتظار دارید داستان به نقطه‌ای قابل‌قبول برسد و گره‌های آن باز شود، فیلم به‌نوعی متوقف می‌شود تا ادامه ماجرا را به قسمت بعدی موکول کند؛ آن هم بدون آنکه قسمت بعدی حتی تأیید شده باشد. این پایان، به جای آنکه بیننده را مشتاق کند، حس سردرگمی و ناتمام بودن را منتقل می‌کند.

از منظر بصری و فنی، فیلم گاهی بیش از حد به جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری و صحنه‌پردازی‌های مصنوعی متکی می‌شود. همین باعث شده برخی سکانس‌ها، به‌ویژه نبرد نهایی در تأسیسات هسته‌ای، آن تأثیر بصری و هیجانی لازم را نداشته باشند.

پیام‌ها و دغدغه‌های فیلم

«محافظ کهن ۲» همچون قسمت اول، دغدغه‌های فلسفی درباره‌ی جاودانگی، درد، وفاداری و معنای قهرمانی را مطرح می‌کند. بار دیگر فیلم نشان می‌دهد جاودانگی نه موهبتی شیرین، بلکه باری سنگین است. این‌بار اما پرسشی عمیق‌تر در دل داستان نهفته است: وقتی جاودانگی را از دست می‌دهی، انسان بودن چه معنایی پیدا می‌کند؟ آیا مرگ‌پذیری نوعی آزادی است یا شکنندگی؟

فیلم همچنین به شکل استعاری، به زخم‌های کهنه‌ی روابط انسانی می‌پردازد: دوستی‌هایی که به خیانت بدل می‌شوند، عشق‌هایی که زیر بار زمان و اندوه می‌شکنند و دشمنی‌هایی که ریشه در دل‌هایی زخمی دارند. اما شاید مهم‌ترین پیام فیلم این باشد که زمان، حتی برای جاودانگان، چیزی است که اگر قدرش را ندانی، از دست می‌رود؛ و همان‌طور که اندی می‌گوید: «زمان به اندازه‌ای معنا دارد که ما برایش معنا بسازیم.»

نتیجه‌گیری؛ آیا «محافظ کهن ۲» ارزش تماشا دارد؟

«محافظ کهن ۲» یک دنباله‌ی نیمه‌موفق است؛ فیلمی که می‌خواهد میراث قسمت نخست را ادامه دهد، اما در این راه دچار چنددستگی روایی و سنگینی بار شخصیت‌های جدید و داستان‌های ناتمام شده است. اگر از طرفداران پر و پا قرص قسمت اول هستید، احتمالاً تماشای این دنباله همچنان برایتان جذاب است؛ چرا که باز هم می‌توانید اندی، نیل، جو، نیکی و دیگر شخصیت‌هایی را ببینید که دوستشان داشتید و لحظاتی از شور و اکشن نفس‌گیر را تجربه کنید.

اما اگر انتظار فیلمی منسجم، پرکشش و با پایان‌بندی رضایت‌بخش دارید، باید بگویم «محافظ کهن ۲» احتمالاً ناامیدتان می‌کند. پایان‌بندی بی‌دلیل پایان فیلم، ضعف در عمق‌بخشی به شخصیت‌های جدید و شلوغی خط داستانی، باعث شده است فیلم به جای آنکه گامی رو به جلو باشد، بیشتر شبیه پلی باشد برای رسیدن به قسمت سوم (که حتی هنوز ساخته شدنش قطعی نیست).

با این حال، فیلم لحظاتی دارد که ارزش دیدن دارند: سکانس افتتاحیه‌ی نبرد در ویلای ایتالیایی، نبرد احساسی و زیبا میان اندی و کوین در کوچه‌های رم و برخی دیالوگ‌های اندی که فلسفه‌ی جاودانگی و درد را به زبان ساده و انسانی بیان می‌کند. همچنین برای علاقه‌مندان به ژانر اکشن، دیدن بازی‌های فیزیکی شارلیز ترون، اوما تورمن و کی‌کی لین می‌تواند دلیلی کافی برای نشستن پای فیلم باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]