عنوان بلوک
- آن صفحات جادویی نخست

بریده کتاب: «ضد داستان» نوشته «فیلیپ استویک»
ذغالانداز کیت فورث «ساعت تیکتاک میکند.» این برای داستان کوتاهم شروع ضعیفی است. ایرادِ «ساعت» این است که نمادی از زمان است و من نمیخواهم هیچ انگارهٔ بزرگی در داستانم بیاورم. تازه، در واقع من یک ساعت الکتریکی دارم که وِزوِز میکند. یک روز برفی وسط زمستان است. از پنجرهٔ…
- آن صفحات جادویی نخست

بریده کتاب: «بنفشههای سراشیب» نوشته «جواد مجابی»
بخش اول ستاره و سرود سحر شده است، از شبگردی برمیگردم. راهم شمالی است، از «ارنبویه» میگذرم، باد «آذرین» گزنده و پرسوز میوزد، نیمرخ یخزدهام را برش میدهد. به آسمان نگاه میکنم باد سقف سیاه و چرب بالای سر را نخنما کرده است. آذرین از شمال شرقی میوزد، شهر را،…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

معرفی کتاب: «مرگ و چند داستان دیگر» نوشته «رومن گاری»
رومن گاری، با نام اصلی رومن کاتسف، در سال ۱۹۱۴ در مسکو متولد شد. آنطور که خودِ رومن در پیمان سپیدهدم نوشته او را مادری بزرگ کرد که امیدهای بسیاری به پسرش بسته بود. فقیر، کمی قزاق، کمی تارتار با نژاد جهود در چهاردهسالگی پا به فرانسه گذاشت و با…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

معرفی کتاب: «علف شبانه» نوشته «پاتریک مودیانو»
پاتریک مودیانو (متولد ۱۹۴۵، پاریس)، میانِ نویسندگان قرن بیستم فرانسه جایگاه ویژهای دارد. این جایگاه نه به نوبل ادبیای که در ۹ اکتبر ۲۰۱۴ نصیب او شد، که به ویژگیهای ساختاری و محتواییِ آثار او برمیگردد. در جهانِ روایی مودیانو، که اغلب به سادهترین و دقیقترین شکل روایت میشود، گذشته…
- آن صفحات جادویی نخست

بریدهای از کتاب «برف خاموش،برف مرموز»، نوشته «کنراد ایکن»
اصلاً چرا همچی شده بود، یا چرا درست باید آنموقع همچی میشد. خوب، این را شاید نمیتوانست بگوید؛ یا شاید هم اصلاً نشده بود این را از خود بپرسد. این قضیه بیشتر یک راز بود، از آن چیزهائی که باید از پدر و مادر حسابی مخفی نگه میداشت؛ و همیناش…
- آن صفحات جادویی نخست

بریدهای از کتاب «علامت چی» نوشته «چارلز دیکنز»
«هِی! آقا!» وقتی صدائی را که به این نحو او را خطاب میکرد شنید، دمِ درِ اتاقک نگهبانیاش ایستاده بود و پرچمی در دست داشت که به دورِ تیرک کوتاهاش پیچیده بود. با توجه به وضعیت آن مکان، آدم فکر میکرد قاعدتاً نباید تردید داشته باشد که صدا از کدام…
- آن صفحات جادویی نخست

بریدهای از کتاب «برهای در پوست گرگ» نوشته «رفیق شامی»
یکی بود، یکی نبود. در چراگاهی بزرگ، برهئی به نامِ هیلو در میان برههای دیگر زندگی میکرد. علفِ خوشطعم و خوشبو و فراوانِ این چراگاه زیر دندان گوسفندها مزه میکرد. برهها از زندگی خود راضی بودند. فقط هیلو بود که مرتب نِق میزد و توقع داشت که همه ازش تعریف…
- آن صفحات جادویی نخست

بریدهای از کتاب «شبح خانم ویل»، نوشته «دنیل دفو»
این قضیه از هر حیث چنان کمنظیر و منبع آن چنان معتبر است که من نه در کتابهائی که خواندهام و نه در گفتوگوهایم به چیزی همانند آن بر نخوردهام؛ و جا دارد که افراد بسیار جدی و مبتکر آن را پی بگیرند. شبح خانمِ ویل پس از مرگْ بر…
- آن صفحات جادویی نخست

بریدهای از کتاب «روح داروثی دینگلی» نوشته «دنیل دفو»
اوایل امسال، مرضی در این شهر لانسستون پیدا شد، و تعدادی از شاگردان من بر اثر آن جان باختند. یکی از کسانی که این بیماری به زانو در آورد، جان الیوت بود، پسر ارشد جناب آقای ادوارد الیوت اهل ترهرس، جوانی تقریباً شانزدهساله، ولی فوقالعاده شایسته و پُراستعداد. در مراسم…
- آن صفحات جادویی نخست

بریدهای از داستان کالسکه، نوشته نیکلای گوگول
شهر کوچک از زمانی که هنگ سوارهنظام در آن مستقر شده بود شور و نشاطی پیدا کرده بود. پیش از آن، شهر خیلی سوتوکور بود. وقتی که سوار بر کالسکه یا درشکه از شهر میگذشتی قیافهٔ عُنق آلونکهای کثیفی که به خیابان زل زده بودند چنان دمغات میکرد که نگو…
- آن صفحات جادویی نخست

بریدهای از کتاب «مرگ در میزند»، نوشته «وودی آلن»
مرگ نمایش در اتاقخواب خانهٔ دوطبقهٔ نات اکِرمن رخ میدهد که جائی در کیوگاردنز واقع است. کفِ اتاق کیپتاکیپ با قالی فرش شده است. یک تختخواب دونفرهٔ بزرگ و یک میز توالت بزرگ. اتاق اسباب و اثاثه و پردهٔ مفصل دارد، و روی دیوارها چند تابلوی نقاشی و یک دماسنج…
- آن صفحات جادویی نخست

زن عقدی نوشته ابیوسه نیکول
آیایی کمی وول خورد و بعد پا شد نشست. نگاهی به ساعت شماطهدار ارزانقیمتِ روی صندلی کنار تخت انداخت. ششوربع بود و بیرون تازه آفتاب زده بود؛ شهرک افریقایی مزبور کمکم داشت بیدار میشد که زندگی از سر گیرد. نگهبانهای شب با جیغوویغ عصبانی خروسها از خواب بیدار شده بودند…











