بازی برد پیت در نقش تایلر داردن در فیلم Fight Club (1999) | آنارشیست، کاریزماتیک، وحشی، ذهنی، نمادین
تماشا و بررسی آثار ساختارشکن سینما به ما کمک میکند تا لایههای پنهان روان انسان و نقدهای اجتماعی را بهتر درک کنیم. کسب دانش در مورد این نقشآفرینیها برای هر علاقهمند به سینما و تحلیلهای فرهنگی، موضوعی ضروری و کاربردی است. در این مقاله میخواهیم بازی فراموشنشدنی برد پیت (Brad Pitt) در نقش تایلر داردن (Tyler Durden) در فیلم باشگاه مشتزنی (Fight Club) محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی دیوید فینچر (David Fincher) را تحلیل کنیم. چطور برد پیت توانست کاراکتری را خلق کند که همزمان آنارشیست، کاریزماتیک، وحشی و کاملاً ذهنی باشد؟ چرا تایلر داردن به نماد عصیان نسل جوان در آستانه هزاره جدید تبدیل شد؟ رازهای فیزیکی و بازیگری برد پیت در این نقش چه بود؟ با ما همراه باشید تا زوایای فنی و جالب این بازی نمادین را بررسی کنیم.
فهرست مطالب
- ۱. شناسنامه فیلم باشگاه مشتزنی و معرفی عوامل
- ۲. خلاصه کامل داستان فیلم و فلسفه باشگاه
- ۳. کاریزمای وحشی برد پیت در نقش تایلر داردن
- ۴. تحلیل فیزیکی و آمادهسازی بدنی برد پیت
- ۵. تایلر داردن به عنوان یک نماد ذهنی و آلتر ایگو
- ۶. نقد مصرفگرایی و ریشههای آنارشیستی شخصیت
- ۷. بازی متقابل برد پیت و ادوارد نورتون
- ۸. تکنیکهای فیلمسازی دیوید فینچر در نمایش تایلر
- ۹. بازتاب فیلم در جامعه و تاثیر فرهنگی آن در اواخر دهه نود
- ۱۰. شگفتیها و اسرار پشت صحنه ساخت فیلم
- ۱۱. ارتباط فیلم با روانکاوی کارل یونگ و کهنالگوها
- ۱۲. چرا تایلر داردن همچنان یک ضدقهرمان محبوب است؟
۱. شناسنامه فیلم باشگاه مشتزنی و معرفی عوامل
فیلم سینمایی باشگاه مشتزنی در سال ۱۹۹۹ میلادی به کارگردانی دیوید فینچر ساخته شد. این فیلم اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته چاک پالانیک (Chuck Palahniuk) است که جیم اوهلز فیلمنامه آن را تنظیم کرد. این اثر روانشناختی و درام تاریک توسط کمپانی فاکس قرن بیستم تولید شد. بازیگران اصلی فیلم عبارتند از ادوارد نورتون (Edward Norton) در نقش راوی بدون نام، برد پیت در نقش تایلر داردن، هلنا بونهام کارتر (Helena Bonham Carter) در نقش مارلا سینگر و جرد لتو (Jared Leto) در نقش انجل فیس. فیلمبرداری بینظیر این اثر بر عهده جف کراننوث بود که با استفاده از نورپردازیهای کمنور و رنگهای سبز و زرد، فضای تاریک و صنعتی فیلم را به خوبی تصویر کرد.
این فیلم در زمان اکران خود به دلیل خشونت بالا و پیامهای رادیکالش، نظرات متفاوتی را از سوی منتقدان دریافت کرد و در گیشه سینماها به موفقیت چشمگیری دست نیافت. اما با انتشار نسخه دیویدی (DVD)، به یک فیلم کالت (Cult Film) و یکی از جریانسازترین آثار سینمایی اواخر قرن بیستم تبدیل شد. بازی برد پیت در این فیلم به عنوان یکی از بهترین بازیهای کارنامه هنریاش شناخته شد و استانداردهای جدیدی را برای خلق شخصیتهای ضدقهرمان و کاریزماتیک در سینما تعریف کرد.
۲. خلاصه کامل داستان فیلم و فلسفه باشگاه
داستان فیلم درباره یک کارمند دفتری بینام (راوی) است که از بیخوابی مفرط و پوچی ناشی از زندگی مصرفگرایانه مدرن رنج میبرد. او برای جبران این خلاء روحی، در گروههای حمایتی بیماران صعبالعلاج شرکت میکند تا بتواند گریه کند و تخلیه احساسی شود. در یک سفر کاری، او با مردی عجیب به نام تایلر داردن آشنا میشود که تولیدکننده صابون است و دیدگاههایی به شدت آنارشیستی و ضدسیستم دارد. پس از آنکه آپارتمان راوی در یک انفجار مشکوک نابود میشود، او با تایلر تماس میگیرد و به خانه مخروبه او نقل مکان میکند. تایلر از او میخواهد که به صورت تفریحی با او مشتزنی کند تا حس واقعی زنده بودن را تجربه کند.
این مشتزنیهای خیابانی به تدریج مردان دیگری را نیز جذب میکند و منجر به شکلگیری یک گروه زیرزمینی به نام «باشگاه مشتزنی» میشود. فلسفه این باشگاه، رها شدن از قیدوبندهای جامعه مدرن و تجربه درد فیزیکی برای دستیابی به آزادی روحی است. اما تایلر به تدریج این باشگاه را به یک سازمان تروریستی شبهنظامی به نام پروژه هرجومرج (Project Mayhem) تبدیل میکند که هدف آن نابودی سیستمهای اعتباری و بانکی است. در نهایت، راوی متوجه حقیقتی هولناک میشود؛ اینکه تایلر داردن وجود خارجی ندارد، بلکه آلتر ایگو یا شخصیت دوم ذهن خود اوست که به دلیل بیپناهی روانی خلق شده است.
۳. کاریزمای وحشی برد پیت در نقش تایلر داردن
تایلر داردن یکی از کاریزماتیکترین شخصیتهای تاریخ سینماست و برد پیت کلید اصلی خلق این جذابیت مغناطیسی بود. پیت در این نقش، تصویری از یک مرد ایدهآل، بیپروا، خوشتیپ و خطرناک را ارائه میدهد که هر مردی میخواهد شبیه او باشد و هر زنی مجذوب او میشود. بازی او سرشار از شوخطبعی، بیپروایی و وحشیگری کنترلشده است. او دیالوگهای فلسفی و ضدسرمایهداری خود را با چنان اطمینانی بیان میکند که تماشاگر نیز مانند راوی، مجذوب ایدههای رادیکال او میشود.
برد پیت با استفاده از زبان بدن پویا و حرکات انفجاری، انرژی فوقالعادهای به نقش میبخشد. او مدام در حال سیگار کشیدن، جویدن آدامس یا حرکت دادن دستهایش است که نشاندهنده ناآرامی و بیقراری درونی تایلر است. این کاریزمای وحشی به خوبی تضاد میان او و شخصیت منفعل و ضعیف ادوارد نورتون را برجسته میکند. پیت نشان داد که چگونه یک بازیگر میتواند نقش یک تروریست ذهنی را به گونهای بازی کند که تماشاگر با او همدلی کند و حتی او را تحسین نماید.
۴. تحلیل فیزیکی و آمادهسازی بدنی برد پیت
آمادهسازی بدنی برد پیت برای نقش تایلر داردن، به یکی از استانداردهای زیباییشناسی بدنی در سینما تبدیل شد. او برای این نقش، چربی بدن خود را به حدود ۵ تا ۶ درصد رساند و عضلاتی بسیار کاتشده و ورزیده ساخت که فاقد حجم زیاد بدنسازی سنتی بودند؛ بلکه بیشتر شبیه به فیزیک بدنی یک مبارز خیابانی یا بوکسور سبکوزن بود. این فیزیک بدنی به خوبی خوی وحشی و زنده بودن تایلر را نشان میداد.
یکی از تصمیمات شجاعانه برد پیت برای این نقش، مراجعه به دندانپزشک برای تراشیدن و شکستن بخشی از دندان جلوییاش بود تا چهرهاش به عنوان یک مبارز خیابانی که بارها ضربه خورده است، واقعیتر به نظر برسد. او همچنین تکنیکهای مبارزه و بوکس را به طور فشرده آموزش دید تا صحنههای مشتزنی کاملاً طبیعی جلوه کنند. این تعهد فیزیکی بالا نشان داد که پیت تنها به دنبال نمایش یک چهره زیبا روی پرده نبود، بلکه میخواست تمام جزئیات خشن و واقعگرایانه شخصیت تایلر را در فیزیک خود متبلور کند.
۵. تایلر داردن به عنوان یک نماد ذهنی و آلتر ایگو
بازی برد پیت در نقش تایلر داردن، لایههای پیچیده روانشناختی دارد. از آنجا که تایلر وجود خارجی ندارد و حاصل ذهن اسکیزوفرنیک راوی است، برد پیت باید نقشی را بازی میکرد که در عین واقعی به نظر رسیدن برای تماشاگر در اولین تماشا، در تماشاهای بعدی نشانههایی از ذهنی بودنش را لو بدهد. پیت به خوبی این تعادل ظریف را حفظ میکند. او در بسیاری از صحنهها مستقیماً با محیط فیزیکی تعامل ندارد و تمرکزش روی راوی است.
تایلر در واقع تجسم تمام آرزوهای سرکوبشده راوی است؛ او جذاب است، از هیچچیز نمیترسد، قوانین جامعه را به مسخره میگیرد و قدرت رهبری بالایی دارد. برد پیت با درک این موضوع، تایلر را به عنوان یک سوپرمن ذهنی بازی میکند. لحن صحبت کردن او با راوی، لحنی پدرانه و در عین حال سلطهجویانه است که نشاندهنده نیاز راوی به یک راهنما و الگو در زندگی بیمعنایش است. این لایه بازیگری، پس از افشای راز انتهای فیلم، ارزش کار پیت را دوچندان میکند.
۶. نقد مصرفگرایی و ریشههای آنارشیستی شخصیت
تایلر داردن سخنگوی نسل جوانی است که در اواخر دهه نود احساس میکردند توسط سیستم سرمایهداری و مصرفگرایی اخته شدهاند. دیالوگهای معروف او درباره خرید مبلمان ایکیا یا کارهایی که دوست نداریم برای خریدن چیزهایی که نیاز نداریم، بیانیههایی آنارشیستی علیه جامعه مدرن هستند. برد پیت این دیالوگها را نه با عصبانیت شعاری، بلکه با نوعی آرامش فیلسوفانه و تمسخرآمیز بیان میکند که تاثیرگذاری آنها را بیشتر میکند.
ریشههای آنارشیستی تایلر در بازی پیت با نوعی وحشیگری کودکانه همراه است. او از خرابکاریها لذت میبرد؛ چه خراب کردن اکران فیلمها در سینما باشد و چه ساختن صابون از چربیهای دزدیدهشده. پیت نشان میدهد که آنارشیسم تایلر تنها یک فلسفه سیاسی نیست، بلکه نوعی غریزه بقا برای فرار از کسالت مرگبار زندگی مدرن است. این رویکرد به کاراکتر عمق میبخشد و او را از یک تروریست کلیشهای به یک مربی معنوی عصیانگر تبدیل میکند.
۷. بازی متقابل برد پیت و ادوارد نورتون
پویایی رابطه میان برد پیت و ادوارد نورتون، موتور محرک دراماتیک فیلم است. نورتون با بازی درخشانش در نقش کارمندی ضعیف، خسته و بیرمق، تضاد کاملی با تایلر داردن پرانرژی و جذاب ایجاد میکند. بازی پیت در صحنههای مشترک، همواره در جهت به چالش کشیدن و تحریک نورتون است. او با شوخیهای نیشدار و رفتارهای غیرقابل پیشبینی، نورتون را وادار به واکنش میکند.
این بازی متقابل در صحنه معروف «سوختگی شیمیایی» به اوج خود میرسد؛ جایی که تایلر دست راوی را با اسید میسوزاند تا به او یاد دهد که با درد روبرو شود و از آن فرار نکند. تمرکز و شدت بازی پیت در برابر گریهها و بیتابی نورتون در این صحنه، یکی از ماندگارترین لحظات فیلم را خلق میکند. این همکاری خلاقانه نشان داد که چگونه دو بازیگر با متدهای متفاوت میتوانند یکدیگر را کامل کنند و کیفیت کلی اثر را ارتقا بخشند.
۸. تکنیکهای فیلمسازی دیوید فینچر در نمایش تایلر
دیوید فینچر با استفاده از تکنیکهای بصری نوآورانه، بازی برد پیت را به بهترین شکل قاببندی کرد. در ابتدای فیلم و قبل از معرفی رسمی تایلر، فینچر او را به صورت فریمهای تکشات (Single-frame flashes) در پسزمینه تصاویر راوی قرار میدهد تا نشان دهد که تایلر به تدریج در حال شکلگیری در ذهن اوست. این تکنیک خلاقانه، بازی پیت را به عنوان یک شبح ذهنی در ناخودآگاه مخاطب ثبت میکند.
همچنین فینچر در نورپردازی صحنههای تایلر از رنگهای گرمتر و تندتر استفاده میکند تا جذابیت و انرژی او را در مقایسه با دنیای سرد و خاکستری راوی برجسته کند. دوربین فینچر مدام دور پیت میچرخد و فیزیک بدنی و ژستهای او را در اولویت قرار میدهد. این هدایت کارگردانی در هماهنگی کامل با بازی غریزی و پرتحرک برد پیت بود و به خلق نماد بصری تایلر داردن کمک شایانی کرد.
۹. بازتاب فیلم در جامعه و تاثیر فرهنگی آن در اواخر دهه نود
باشگاه مشتزنی در زمان اکران خود جنجالهای زیادی را برانگیخت. بسیاری از رسانهها فیلم را متهم به ترویج فاشیسم، خشونت بیحدومرز و آنارشیسم کور کردند. حتی برخی نگران بودند که جوانان با الهام از فیلم، باشگاههای مشتزنی واقعی تشکیل دهند که اتفاقاً در مواردی این اتفاق هم رخ داد. بازی برد پیت در کانون این توجهات قرار داشت؛ چرا که چهره جذاب او میتوانست خشنترین رفتارهای تایلر را برای مخاطبان جوان مشروع جلوه دهد.
با این حال، تاثیر فرهنگی فیلم در سالهای بعد مثبت ارزیابی شد. تایلر داردن به عنوان نمادی از بحران هویت مردانه در جامعه پساصنعتی شناخته شد. لباسهای تایلر، عینک آفتابی قرمز رنگ او و حتی مدل موهایش به ترندهای مد روز تبدیل شدند. فیلم نشان داد که چگونه سینما میتواند صدای اعتراض یک نسل را متبلور کند و برد پیت با این نقش، از یک ستاره خوشچهره هالیوودی به یک آیکون فرهنگی نسل جوان تبدیل شد.
۱۰. شگفتیها و اسرار پشت صحنه ساخت فیلم
پشت صحنه باشگاه مشتزنی سرشار از داستانها و شگفتیهای جالب است. به عنوان مثال، در صحنهای که تایلر و راوی مست هستند و با توپ گلف بازی میکنند، برد پیت و ادوارد نورتون واقعاً مست بودند و توپها را به سمت ماشین حمل تجهیزات فیلمبرداری پرتاب میکردند. فینچر تصمیم گرفت این صحنه بداهه را در فیلم حفظ کند. همچنین در اولین صحنه مبارزه آنها در پارکینگ، نورتون قرار بود ضربهای نمایشی به شانه پیت بزند، اما فینچر قبل از ضبط به نورتون گفت که ضربه واقعی به گوش پیت بزند. واکنش دردآلود پیت در فیلم کاملاً واقعی است.
راز دیگر صابونی است که تایلر میسازد و روی پوستر فیلم نیز دیده میشود. این صابون از چربیهای دزدیدهشده از کلینیکهای لیپوساکشن ساخته شده که استعارهای از مصرفگرایی افراطی و بازیافت خود انسان توسط سیستم است. برد پیت و نورتون حتی دورههای واقعی ساخت صابون را گذراندند تا این فرآیند را در فیلم به درستی نشان دهند. این جزئیات دقیق، تعهد بالای تیم سازنده را نشان میدهد.
۱۱. ارتباط فیلم با روانکاوی کارل یونگ و کهنالگوها
از منظر نظریات روانشناختی کارل گوستاو یونگ (Carl Jung)، تایلر داردن تجسم کهنالگوی «سایه» (Shadow) در روان راوی است. سایه شامل تمام بخشهای سرکوبشده، تاریک، غریزی و وحشی شخصیت ماست که جامعه ما را به پنهان کردن آنها مجبور میکند. راوی که در زندگی روزمره خود فردی مطیع و مبادی آداب است، سایه خود را به شکل تایلر خارج میکند تا بتواند کارهایی را که جرات انجامشان را ندارد، انجام دهد.
برد پیت این کهنالگوی سایه را با مهارتی بینظیر بازی میکند. او خشن، هوسباز و بیرحم است، اما در عین حال نیروی حیاتی عظیمی دارد که راوی فاقد آن است. پیت به خوبی نشان میدهد که چگونه سایه در ابتدا برای نجات فرد ظاهر میشود، اما در صورت کنترل نشدن، میتواند کل روان و زندگی فرد را به نابودی بکشاند. این تحلیل اسطورهای و روانشناختی، عمق ماندگاری به بازی پیت و کلیت فیلم بخشیده است.
۱۲. چرا تایلر داردن همچنان یک ضدقهرمان محبوب است؟
با گذشت بیش از دو دهه از ساخت فیلم، تایلر داردن همچنان یکی از محبوبترین و پربحثترین ضدقهرمانهای سینمای جهان است. در دنیای امروز که با ظهور شبکههای اجتماعی و مصرفگرایی دیجیتال پیچیدهتر شده است، نقدهای تایلر به جامعه همچنان معتبر و زنده به نظر میرسند. جذابیت بصری و کاریزمای بازی برد پیت باعث شده که این کاراکتر از محدوده زمان خود فراتر رود.
تایلر داردن به ما یادآوری میکند که میل به عصیان و آزادی از قیدهای ساختگی جامعه، یکی از بخشهای جداییناپذیر روح انسان است. اگرچه روشهای تایلر در نهایت به تروریسم و نابودی ختم میشوند، اما انگیزههای اولیه او برای بیدار کردن انسانها از خواب مدرن، همچنان برای مخاطبان جذاب است. بازی برد پیت در این نقش، نقطه عطفی در سینمای مدرن بود که نشان داد چگونه یک ضدقهرمان عمیقاً معیوب میتواند به یک اسطوره ماندگار تبدیل شود.
جمعبندی نهایی
بازی برد پیت در نقش تایلر داردن در فیلم باشگاه مشتزنی، نمونهای کلاسیک از بازیگری کاریزماتیک، فیزیکی و روانشناختی است. او با درک درست از فلسفه آنارشیستی رمان و دیدگاه تاریک کارگردان، کاراکتری را خلق کرد که فراتر از یک نقش سینمایی، به نمادی از عصیان نسل جوان علیه مدرنیته تبدیل شد. آمادهسازی بدنی بینظیر، شیمی عالی با ادوارد نورتون و جان بخشیدن به سایه روانی انسان، بازی او را به یکی از ماندگارترین نقشآفرینیهای تاریخ سینما تبدیل کرد که همچنان ارزش تحلیل و تماشا دارد.








سلام
من نمی خواهم بگویم که اینکار، کار یک روبوت است یا سیستم موزیلا اینقدر ضعیف است که میشود با یک روبوت آمار دانلودش رو دستکاری کرد. نه
ولی می خواهم بگویم طی بررسی هایی که کردم متوجه شدم که آمار رشد دانلود از ایران نسبت به بقیه کشورها واقعا غیر طبیعی می باشد.
این لینک را ببینید:
http://decafbad.com/blog/2008/06/16/firefox-3-download-day-mega-widget
این آقا اومده یک ویدجت از آمار دانلود ها درست کرده که لیست 10 کشور برتر را نشان می دهد. هم اکنون که این مطلب را می نویسم، ایران با 414749 دانلود در رتبه هفتم قرار دارد.
من واقعا از این قضیه خوشحال شدم ولی اگر یک مقدار توجه کنید می بینید که زیاد هم خوشحال کننده نیست.
برای فهمیدن این موضوع، بعد از گذشت 1 دقیقه دوباره صفحه را بارگزاری کنید و تغییر عددها را مقایسه کنید. خواهید دید که برای مثال اگر کشور ایتالیا 100 عدد به مجموعش اضافه شده
است، آمار ایران بیش از 1000 دانلود به آن اضافه شده(برای من که اینطور بود) که این واقعا شک برانگیز است.
اگر ثابت بشود که آمار ایران واقعی نبوده، علاوه بر تحریم ایران به احتمال زیاد قضیه رکوردگیری و ثبت در کتاب گینتس نیز منتفی خواهد شد.
به هر حال منتظر نتیجه خواهم ماند.
متشکرم
ای بابا شماها چقدر حسودید. نمی تونید ببینید از ایران اینقدر دانلود شده باشه؟
زنده باد ایران و ایرانی
با این توصیفی که شما و دیگران گفتید، واجبه که دانلودش کنیم، فکر کنم شاهد ثبت یک رکورد جهانی در دانلود نیز باشیم.
دکتر جان، به نظر من این لینکدونی بلاگرولتونو حذف کنین جایش یک لینک دونی گوگل ریدری بگذاری، مثله لینک دونی وبلاگ من و یا حتی گوگل خوان رادیو زمانه خیلی بهره، تازه واجب هم نیست همه را نشان بده مثلا 10 تا 10 تا بر حسب زمان بروز رسانی نشان دهد خیلی خوب است، تازه اینجوری دلِ هیچ کس هم نمیشکند ! (توضیحات در مورد لینک دونی ابدائی منو میتونی اینجا بخونی)
http://negaheno.wordpress.com/2008/05/04/linkestan
پاسخ: درسته، بلاگرولینک مدتها است از رده خارج شده و تازه در خیلی جاها قبل دسترسی نیست.
سلام علیرضا جان
مرسی بابت مطلب خیلی خوبت
من همون روز تاریخی که رفتم توی اینباکسم دیدم یک ایمیلی اومد برای دانلود نسخه جدید ولی چون سایت اصلی موزیلا ماشالله خیلی پرترافیک بود نشد دانلود کنم تا اینکه رفتم توی سایت دانشجویان ایران daneshju.ir اونجا یکی از دوستانم لینک دانلودشو گذاشته بود سریع رفتم دانلود کردم و نصب . خیلی جالب بود برام.
واقعا فرق کرده . سرعت عالی شده . کلی امکانات جدید اومده. مقدار هنگ کردن هم خیلی کم شده . من با وجودیکه زیاد تب باز میکنم اما با ورژن قبلی مرتب هنگ میکردم . ولی این یکی فقط یکبار که اونم برمیگرده به سیستم ضعیف کامپیوترم که رم کافی نداره.
راستی جشن فایرفاکس هم حتما دوستان شرکت کنند. توی سایت ما یعنی دانشجو من یک تاپیکی زدم. یک جستجو کنید به این شکل : جشن فایرفاکس 3 در ایران
موفق باشی
سلام
شما می دونین چرا ایمیل هایی که قرار بود به افرادی که ثبت نام کردن فرستاده بشه تا خبر دار بشن اصلا ارسال نشد؟ من سر همین مطلب دو روز دیر فهمیدم. در ضمن روز سه شنبه روزنامه همشهری صبح نوشته بود که فایر فاکس 3 آماده شد. مگه سه شنبه شب به وقت تهران در دسترس نبود؟
دکتر جون ممنون .کارت درسته خدا وکیلی.
من توی لینکدونی شما بعضی سایت های فارسی رو به صورت حروف عجیبی می بینم. البته فقط فارسی ها اونم بعضی هاش .
چه طور می شه درستش کرد.
ممنون
دکتر جان ایرانی جو گیر یعنی همین!!! :d
این جا هم یه سری بزندی… یه لینک هم بدین بدک نیست!!!
http://www.mozillaparty.ir
امشب خبر رسید ایران رتبه ی 7 رو در دانلود در جهان به دست آورده!!!
خدا عمرت بده این بازگرداندن عملکرد نوار آدرس به نسخههای پیشین خیلی خوب بود. من اصلا با این مدل جدیدش حال نمی کنم.
علیرضا جان دستت درد نکنه. در بلاگ نیوز لینک شد
پاسخ: ممنونم کاپیتان عزیز.
سلامی دوباره، با موفقیت تمام نسخه پرتابل فایرفاکس3 را نصب کردم.
وای این توهمه…
این خیلی مشکوکه، گندش در نیاد اگه ربات نوشته باشن
الان از ایران 207000 بار دانلود شده
وایییییییییی(جیغ زنونه!)
سلام دکتر.
بلاخره از دست این ویندوز انحصارگر خارج می شویم.
خیلی بسیار زیاد ازتون ممنونم به خاطر لینک پرتابلی که گذاشتین. خیلی متشکرم.
باور نکردنیه، ایران از مرز 180.000 هم گذشت!
در ضمن به این صفحه مقدس هم نگاهی بیندازید: در نوار آدرس تایپ کنید about:mozilla و نتیجه را مشاهده کنید
سلام. این آمار، اگر واقعیت داشته باشد، باید به نحوی در اختیار مسئولان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات قرار گیرد تا در دیدگاههایشان در مورد کابران ایرانی تجدید نظر کنند. گرچه آنها خیلی وقت پیش از اینها، زمانی که سرویس های وبلاگی فارسی در صدر سرویسهای وبلاگی جهان بودند و زمانی که که آمارهای کاربران ایرانی بلاگر گوگل، بالا بود، باید به این اندیشه می پرداختند که کاربر ایرانی، همه عمرش را در محیطهای چت سپری نمی کند!، در هر حال،
این مورد آخری هم جالب بود. می دانید که قرار است مرورگر فایرفاکس، به نحوی به عناصر هوش مصنوعی و وب معنایی مجهز شود و در این راه مسیر تکامل را طی می کند. مطمئنا زمانی که نسخه 8 این مرورگر را دانلود می کنید، با نسخه 3 اصلا قابل قیاس نخواهد بود
ما که نفهمیدیم . تا دو روز پیش آمار ثبتی از ایران 8000 نفر هم نمیشد ، حالا چی شده یه دفه آمار اینقدر رفته بالا !؟
این خبر رو حتما بخونید
http://www.chn.ir/News/?section=2&id=46645
مشکل چپ و چوله بودن سایت و وبلاگهای فارسی در نسخهی جدید درست شده؟
!Thanks. I didnt know
طبق توصیه شما اول نسخه پرتابلش را دان لود کردم…جالبه
دیشب که اصلا نمی رفت…
بسیار عالی است. مخصوصا برای من که با 2 کار می کردم و بتا رو هم دانلود نکردم.
امیدوارم آمار دانلود یاران واقعی باشه.
بله دکتر جان سرعت باز شدن صفحات میره بالا.اما بزرگترین مشکلش اینه که با real player 11
سازه گاری نداره و نمیشه از دانلود پلیر اون استفاده کرد مثلاً برای
دانلود از یوتوبه و خیلی جاهای دیگر.(به همین خاطر برگشتم دوباره به ورژن قبلی)
باور کردنی نیست 129000 تا
جای بسی خرسندیه :ی
جناب مجیدی یه مورد تایپی کوچیک هم هست: فیشینگ رو اشتباه تایپ کردین.
به خاطر همه ی مطالب ممنون.
یعنی به نظر شما این تعداد دانلود عجیب نیست .. ؟! بنظرم یه نفر داره کل این مورد رو زیر سئوال میبره …
سلام
من متن این پست شما رو به صورت آزاد ترجمه کردم و گذاشتم تو وبلاگم (صد البته با ذکر منبع) این کار رو قبلا هم کرده بودم اگه دوست ندارین لطفا بگین
ممنون
سلام
دکترجان مطلب شما با این مطلب چند ساعت اختلاف پابلیش دارد (http://rubyurl.com/JnZ6) ! اونجا تصویر نهایتا 22 هزار دانلود و تصویر شما 129هزار!
فکر نمی کنید از نظر منطقی تقلبی در کار باشد ؟
این را هم بخوانید :
http://weburger.net/2008/06/18/iran-in-firefox-day.html
می خواستم گوگل ریدر رو ببندم که دیدم یک دفعه فید بروز شد و گفت یه ارسال جدید…
خیلی جالبه… من هم دوستم با ADSL 128 دیشب سرعت دانلودش روی 4 و 5 بود. خیلی روی سرور ها فشار اومده.
داره میشه مثل “ثبت نام اینترنتی سیم کارت های همراه اول”