چرا سدها در صورت عدم مطالعات زیست محیطی کامل می‌توانند قاتل محیط زیست شوند؟

توسعه زیرساخت‌های آبی همواره به عنوان یکی از نمادهای پیشرفت جوامع بشری تلقی شده است، اما عبور بی‌محابا از مرزهای طبیعی بدون ارزیابی اثرات زیست‌محیطی (Environmental Impact Assessment) می‌تواند این سازه‌های عظیم بتنی را به بزرگ‌ترین تهدیدهای اکولوژیکی تبدیل کند. سدها با تغییر بنیادین در رژیم جریان طبیعی رودخانه‌ها، تعادل زیستی حوزه‌های آبخیز را به شدت مختل کرده و پیامدهای جبران‌ناپذیری بر جای می‌گذارند. در این مقاله قصد داریم با نگاهی عمیق و چندرشته‌ای بررسی کنیم که چگونه پروژه‌های سدسازی فاقد ارزیابی‌های جامع علمی، به جای نجات بخشیدن به جوامع، به موتور محرک بیابان‌زایی، انقراض گونه‌ها و نابودی تالاب‌ها تبدیل می‌شوند. آیا واقعاً منافع کوتاه‌مدت انرژی برق‌آبی و ذخیره‌سازی آب ارزش تخریب دائمی رگ‌های حیاتی زمین را دارد یا وقت آن رسیده که در سیاست‌های کلان مدیریت آب بازنگری کنیم؟

فهرست مطالب

۱. اصول پایه هیدرولوژی و تعریف ارزیابی اثرات زیست‌محیطی

هیدرولوژی (Hydrology) به عنوان علم مطالعه حرکت، توزیع و کیفیت آب در سراسر کره زمین، پایه و اساس هرگونه مداخله در سیستم‌های رودخانه‌ای است. در این میان، ارزیابی اثرات زیست‌محیطی ابزاری استراتژیک و قانونی است که پیش از آغاز هر پروژه عمرانی بزرگ، پیامدهای احتمالی آن را بر سیستم‌های طبیعی و انسانی پیش‌بینی و تحلیل می‌کند. این فرآیند چندجانبه به دنبال یافتن تعادلی میان نیازهای توسعه‌ای انسان و ظرفیت برد اکوسیستم‌های طبیعی است تا از وقوع بحران‌های غیرقابل‌بازگشت جلوگیری کند. بدون درک دقیق رفتارهای هیدرولوژیکی یک حوضه آبریز و نادیده گرفتن فرآیندهای غربالگری اولیه، هرگونه دستکاری در مسیر جریان آب می‌تواند به معنای امضای حکم نابودی اکوسیستم‌های مجاور باشد.

مطالعات جامع زیست‌محیطی صرفاً یک تشریفات اداری برای اخذ مجوزهای ساخت‌وساز نیستند، بلکه یک پروتکل دفاعی برای حفظ یکپارچگی زیستی به شمار می‌روند. این ارزیابی‌ها با تکیه بر مدل‌سازی‌های پیشرفته کامپیوتری، اثرات کوتاه‌مدت و بلندمدت ساخت سد را بر کیفیت آب، تنوع زیستی، فرسایش خاک و حتی معیشت جوامع محلی پایین‌دست مورد سنجش قرار می‌دهند. نادیده گرفتن این اصول پایه در مراحل طراحی اولیه، منجر به بروز خطاهای فاحشی در برآورد توان اکولوژیکی منطقه شده و سدها را از ابزارهای مهار سیلاب و تولید انرژی، به کاتالیزورهای نابودی زیست‌بوم‌های طبیعی تبدیل می‌سازد که جبران خسارت‌های آن‌ها چندین برابر سود حاصل از احداثشان هزینه در بر خواهد داشت.

۲. چرخه آب طبیعی و چگونگی اختلال آن توسط سدهای بدون مطالعه

چرخه طبیعی آب یا چرخه هیدرولوژیکی، سیستمی پویا و به هم پیوسته است که تبخیر، تعرق، بارش و جریان‌های سطحی و زیرزمینی را در تعادلی ظریف نگه می‌دارد. هنگامی که یک سد عظیم بدون بررسی‌های دقیق علمی بر روی یک رودخانه شریانی بنا می‌شود، این چرخه منسجم ناگهان قطع شده و جریان طبیعی آب دچار سکون غیرطبیعی می‌گردد. تجمع حجم عظیمی از آب در پشت دیواره سد، الگوی طبیعی جریان‌های فصلی را دگرگون می‌کند و مانع از رسیدن آب کافی به سفره‌های زیرزمینی پایین‌دست می‌شود. این تغییر رژیم جریان، عملکرد هیدرولیکی کل حوضه آبریز را تحت تأثیر قرار داده و موجب اختلال در تغذیه طبیعی دشت‌های سیلابی اطراف رودخانه می‌شود.

اختلال در چرخه آب به نوبه خود منجر به کاهش شدید رطوبت خاک در اراضی حاشیه‌ای و افت تراز آب در چاه‌های عمیق و نیمه‌عمیق مناطق پایین‌دست می‌شود. تغییر سرعت جریان آب از حالت پویا به راکد در دریاچه سد، فرآیند طبیعی خودپالایی رودخانه‌ها را مختل کرده و زمان ماند آب را به شدت افزایش می‌دهد که این امر نرخ تبخیر سطحی را به طرز چشمگیری بالا می‌برد. در حوضه‌های نیمه‌خشک، این تبخیر فزاینده نه تنها ذخیره واقعی آب را کاهش می‌دهد، بلکه غلظت نمک‌ها و املاح محلول در آب خروجی سد را افزایش داده و کیفیت آب مصرفی در بخش‌های کشاورزی و شرب را به شدت تنزل می‌دهد.

۳. اهمیت تنوع زیستی رودخانه‌ای و نقش آن در پایداری سرزمینی

رودخانه‌ها شریان‌های حیاتی زمین هستند که تنوع زیستی شگفت‌انگیزی از آبزیان، گیاهان حاشیه‌ای و پرندگان مهاجر را در خود جای داده و تغذیه می‌کنند. این سیستم‌های پویا نه تنها زیستگاه گونه‌های متعددی هستند، بلکه به عنوان کریدورهای بیولوژیکی عمل می‌کنند که ارتباط ژنتیکی میان جمعیت‌های مختلف حیات‌وحش را در طول جغرافیا برقرار می‌سازند. حفظ پایداری سرزمینی و تاب‌آوری اکوسیستم‌ها در برابر تغییرات اقلیمی به شدت وابسته به حفظ تنوع زیستی این زیست‌بوم‌های آبی است. هرگونه آسیب به ساختار فیزیکی و شیمیایی رودخانه، زنجیره‌های غذایی پیچیده‌ای را که طی میلیون‌ها سال شکل گرفته‌اند، متلاشی می‌کند و پایداری کل منطقه را به خطر می‌اندازد.

ایجاد سدهای بزرگ بدون انجام مطالعات ارزیابی اثرات زیست‌محیطی کامل، این کریدورهای حیاتی را به قطعاتی مجزا و منزوی تقسیم می‌کند که نتیجه مستقیم آن کاهش تنوع ژنتیکی گونه‌ها و انقراض تدریجی آن‌هاست. با قطع پیوستگی رودخانه، موجوداتی که برای بقا و تولیدمثل نیاز به حرکت مداوم در طول رودخانه دارند، در محاصره دیوارهای بتنی قرار می‌گیرند و زیستگاه‌های سنتی خود را از دست می‌دهند. نابودی تنوع زیستی در اکوسیستم‌های رودخانه‌ای، توانایی خودپالایی و بازسازی طبیعی این سیستم‌ها را از بین برده و پتانسیل بروز آفات، بیماری‌ها و گونه‌های مهاجم فرصت‌طلب را در منطقه به شدت افزایش می‌دهد.

۴. مرگ تدریجی دلتاها و تالاب‌های ساحلی در غیاب حق‌آبه‌های زیست‌محیطی

دلتاهای رودخانه‌ای و تالاب‌های ساحلی از بارورترین و پویاترین اکوسیستم‌های جهان هستند که به عنوان سپری طبیعی در برابر طوفان‌ها و ابزاری جهت تصفیه آب‌های سطحی عمل می‌کنند. حیات این مناطق به طور مستقیم به جریان مداوم آب شیرین و رسوبات مغذی که توسط رودخانه‌ها از مناطق بالادست حمل می‌شوند، بستگی دارد. وقتی سدها بدون در نظر گرفتن حق‌آبه‌های زیست‌محیطی (Environmental Flows) مناسب احداث و بهره‌برداری می‌شوند، جریان ورودی به این مناطق حساس به شدت کاهش یافته یا به کلی قطع می‌شود. این محرومیت هیدرولوژیکی، سرآغاز یک فرآیند ویرانگر اکولوژیکی است که به تدریج حیات دلتاها و تالاب‌ها را به نقطه پایان می‌رساند.

کاهش آب ورودی باعث پس‌روی آب شیرین و نفوذ آب شور دریا به مجاری رودخانه و سفره‌های آب زیرزمینی ساحلی می‌شود که این پدیده شور شدن خاک و نابودی پوشش گیاهی بومی نظیر جنگل‌های مانگرو را به همراه دارد. از سوی دیگر، عدم ورود رسوبات به دلتاها باعث پیشروی دریا و فرسایش شدید سواحل شده و زمین‌های بارور کشاورزی را به شوره زارهای بی‌حاصل تبدیل می‌کند. تالاب‌هایی که روزگاری پناهگاه میلیون‌ها پرنده مهاجر و محل تخم‌ریزی آبزیان بودند، در غیاب حق‌آبه به کانون‌های ریزگرد شنی و شوره زارهای وسیع بدل می‌شوند که سلامت و معیشت جوامع محلی اطراف خود را به شدت تهدید می‌کنند.

۵. پدیده اوتریفیکاسیون و مبدل شدن مخازن سد به کانون‌های تولید متان

تجمع آب در پشت دیواره سدها محیطی بسیار آرام و کم‌تحرک ایجاد می‌کند که سرعت جریان آب در آن نزدیک به صفر است. این شرایط راکد به همراه ورود مواد مغذی ناشی از فاضلاب‌های شهری و روان‌آب‌های کشاورزی حاوی فسفر و نیتروژن، بستر مناسبی را برای پدیده اوتریفیکاسیون (Eutrophication) یا پرغذایی آب فراهم می‌سازد. در این فرایند، جلبک‌ها به سرعت رشد کرده و سطح آب را می‌پوشانند و با مانع شدن از نفوذ نور خورشید به اعماق، موجب مرگ گیاهان زیر آب می‌شوند. با مرگ و تجزیه این توده‌های جلبکی توسط باکتری‌های هوازی، اکسیژن محلول در آب به شدت افت کرده و شرایط بی‌هوازی در اعماق مخزن حاکم می‌شود.

در غیاب اکسیژن، باکتری‌های بی‌هوازی شروع به تجزیه مواد آلی انباشته شده در کف مخزن می‌کنند که محصول جانبی این فرایند تولید مقادیر عظیمی گاز متان (CH4) و دی‌اکسید کربن (CO2) است. متان به عنوان یک گاز گلخانه‌ای با پتانسیل گرمایش جهانی بسیار بالاتر از دی‌اکسید کربن، از سطح دریاچه آزاد شده و به اتمسفر می‌رود. بر خلاف تصور عمومی که انرژی برق‌آبی را کاملاً پاک می‌دانند، سدهای بدون مطالعه به ویژه در مناطق گرمسیری، به دلیل فساد مواد آلی غرق شده در مخازنشان، به یکی از منابع بزرگ انتشار گازهای گلخانه‌ای تبدیل شده و در تغییرات اقلیمی نقش مخربی ایفا می‌کنند.

۶. تغییرات دما و کیفیت شیمیایی آب در لایه‌های مختلف مخزن سد

مخازن عمیق سدها دچار پدیده‌ای به نام لایه‌بندی حرارتی (Thermal Stratification) می‌شوند که در آن آب مخزن بر اساس چگالی و دما به لایه‌های مجزا تقسیم می‌شود. لایه سطحی گرم‌تر و سرشار از اکسیژن است، در حالی که لایه عمیق سردتر، تاریک و فاقد اکسیژن محلول باقی می‌ماند. عدم اختلاط این لایه‌ها باعث می‌شود که ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی آب در اعماق مخزن به شدت تغییر کرده و واکنش‌های شیمیایی غیرمعمولی رخ دهد. این تغییرات کیفیت آب نه تنها موجودات درون مخزن را تحت فشار قرار می‌دهد، بلکه آب رهاسازی شده به پایین‌دست را نیز به سمی مهلک برای محیط زیست تبدیل می‌کند.

هنگامی که آب از دریچه‌های تحتانی سد رها می‌شود، این آب سرد، فاقد اکسیژن و سرشار از گازهای مضری مانند سولفید هیدروژن (H2S) و فلزات سنگین محلول است که ناگهان به سیستم رودخانه پایین‌دست تزریق می‌گردد. این شوک حرارتی و شیمیایی ناگهانی می‌تواند باعث تلفات گسترده ماهیان و دیگر موجودات آبزی شود که به شرایط دمایی و اکسیژن طبیعی رودخانه عادت دارند. علاوه بر این، آب خروجی کم‌اکسیژن توانایی خودپالایی رودخانه را در مسافت‌های طولانی مختل کرده و پویایی بیولوژیکی کل اکوسیستم پایین‌دست را تا کیلومترها دورتر از محل سد نابود می‌سازد.

۷. نابودی جنگل‌های حاشیه رودخانه‌ها و از دست رفتن ریه‌های سبز زمین

جنگل‌های حاشیه رودخانه‌ای یا جنگل‌های گالری (Gallery Forests) اکوسیستم‌های بسیار ارزشمندی هستند که به صورت نوارهای سبز در امتداد مسیرهای آبی رشد می‌کنند. این جنگل‌ها نقشی کلیدی در تثبیت سواحل رودخانه‌ها، فیلتر کردن روان‌آب‌های سطحی و ایجاد پناهگاه برای تنوع زیستی منطقه ایفا می‌کنند. با احداث سدها و زیر آب رفتن اراضی وسیع بالادست، مساحت‌های عظیمی از این جنگل‌های کهنسال و بکر به طور کامل غرق شده و برای همیشه نابود می‌شوند. این فرآیند غرق‌شدگی نه تنها به معنای مرگ درختان است، بلکه زیستگاه گونه‌های جانوری متعددی را که به این پوشش گیاهی وابسته هستند، نابود می‌کند.

علاوه بر نابودی مستقیم در بالادست، جنگل‌های حاشیه رودخانه در مناطق پایین‌دست نیز به دلیل قطع سیلاب‌های دوره‌ای فصلی با زوال مواجه می‌شوند. این سیلاب‌های طبیعی منبع اصلی تأمین رطوبت و رسوبات مغذی برای درختان حاشیه رودخانه بودند که با کنترل جریان توسط سد، دیگر رخ نمی‌دهند. با خشک شدن تدریجی این پهنه‌های جنگلی، فرسایش بادی افزایش یافته و پایداری خاک از دست می‌رود که خود زمینه‌ساز بروز پدیده‌های مخربی همچون بیابان‌زایی و هجوم شن‌های روان به مناطق مسکونی و اراضی کشاورزی اطراف می‌گردد.

۸. مسدود شدن مسیر مهاجرت آبزیان و انقراض خاموش ماهیان خاویاری و آزاد

ماهی‌های مهاجر مانند ماهیان خاویاری (Sturgeons) و ماهی‌های آزاد برای تکمیل چرخه زندگی خود نیاز دارند تا مسافت‌های طولانی را از دریاها به سمت سرشاخه‌های بالادست رودخانه‌ها طی کنند تا در آب‌های خنک و اکسیژن‌دار تخم‌ریزی نمایند. دیواره‌های بتنی و عظیم سدها به عنوان سدهای فیزیکی عبورناپذیر، مسیرهای سنتی مهاجرت این گونه‌های ارزشمند را مسدود می‌کنند. حتی در صورت وجود کانال‌های عبور ماهی (Fishways)، به دلیل طراحی‌های ضعیف یا عدم تطابق با شرایط بومی گونه‌ها، بسیاری از آبزیان قادر به عبور از آن‌ها نبوده و در پشت سدها انباشته می‌شوند که این امر آن‌ها را در معرض صید بی‌رویه و شکار آسان قرار می‌دهد.

مسدود شدن این مسیرها مانع از رسیدن آبزیان به مناطق مناسب تخم‌ریزی شده و در نتیجه نرخ زادآوری آن‌ها به شدت سقوط می‌کند. نسل‌های متوالی این ماهیان به دلیل عدم دسترسی به زیستگاه‌های زادآوری از بین می‌روند و این مسئله منجر به فروپاشی جمعیت‌ها و انقراض خاموش بسیاری از گونه‌های بومی می‌شود. فراتر از زیان‌های اکولوژیکی، نابودی ماهیان مهاجر تأثیر مستقیمی بر اقتصاد شیلات محلی و معیشت صیادانی دارد که نسل در نسل زندگی خود را از طریق صید این آبزیان تأمین می‌کردند و اکنون با رودخانه‌هایی خالی از زندگی مواجه هستند.

۹. نشست زمین و فرسایش شدید سواحل در پی حبس رسوبات پشت دیواره‌های بتنی

رودخانه‌ها به طور طبیعی مقادیر عظیمی از رسوبات و ماسه‌ها را از کوهستان‌ها به دشت‌ها و سواحل منتقل می‌کنند که این فرآیند نقشی اساسی در بازسازی سواحل و حفظ پایداری بستر رودخانه دارد. سدها با متوقف کردن جریان آب، بیش از ۹۰ درصد این رسوبات باارزش را در مخازن خود حبس می‌کنند و اجازه عبور به آن‌ها نمی‌دهند. آب خروجی از سد که عاری از رسوب است و به آن «آب گرسنه» (Hungry Water) می‌گویند، انرژی بالایی برای فرسایش دارد و تلاش می‌کند تا کمبود رسوب خود را با شستن و تخریب بستر و دیواره‌های رودخانه پایین‌دست جبران کند.

این پدیده منجر به تعمیق شدید بستر رودخانه، فروپاشی پل‌ها و دیواره‌های ساحلی و کاهش تراز آب‌های سطحی پیرامون می‌شود. در مقیاس وسیع‌تر، با قطع جریان رسوب‌گذاری به سمت دریا، دلتاها دیگر قادر به بازسازی خود در برابر فرسایش موج‌های دریا نبوده و به تدریج غرق می‌شوند. نتیجه مستقیم این فرآیند، فرونشست زمین‌های ساحلی، از دست رفتن اراضی حاصلخیز کشاورزی و افزایش نفوذ آب شور دریا به آبخوان‌های ساحلی است که آسیب‌های زیرساختی سنگینی به بار می‌آورد.

۱۰. فاجعه سد اسوان و درس‌های تاریخی که مهندسان نادیده گرفتند

احداث سد عالی اسوان (Aswan High Dam) در مصر بر روی رودخانه نیل، یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های تاریخی مداخلات بزرگ‌مقیاس هیدرولیکی است که با وجود منافع اقتصادی اولیه، پیامدهای زیست‌محیطی ویرانگری به همراه داشت. پیش از ساخت این سد، سیلاب‌های فصلی نیل رسوبات گِل‌ولای بسیار غنی از مواد مغذی را به دشت‌های سیلابی مصر می‌آوردند که پایه و اساس باروری کشاورزی این تمدن باستانی بود. با بسته شدن کامل مسیر رسوبات توسط سد اسوان، کشاورزان مصری مجبور به استفاده بی‌رویه از کودهای شیمیایی شدند تا فقر شدید خاک را جبران کنند که این کار آلودگی منابع آب زیرزمینی را در پی داشت.

علاوه بر این، نبود جریان رسوب موجب کاهش وسعت دلتای نیل و پیشروی آب دریای مدیترانه به درون اراضی کشاورزی ساحلی شد که شوری خاک و از دست رفتن بخش بزرگی از زمین‌های زراعی را به دنبال داشت. صید ماهی ساردین در دهانه رودخانه نیل به دلیل قطع ورود مواد مغذی به صفر نزدیک شد و اکوسیستم‌های دریایی منطقه آسیب شدیدی دیدند. فاجعه اسوان نمونه‌ای کلاسیک از نادیده گرفتن چرخه‌های اکولوژیکی به بهای توسعه مهندسی است که نشان می‌دهد چگونه تغییر یک متغیر هیدرولوژیکی می‌تواند کل زنجیره زیستی یک منطقه را متلاشی کند.

۱۱. بحران خشک شدن دریاچه آرال و نقش سدسازی‌های شوروی سابق

دریاچه آرال (Aral Sea) که زمانی چهارمین دریاچه بزرگ جهان بود، امروزه به یکی از هولناک‌ترین بیابان‌های نمکی و نماد بارز فجایع زیست‌محیطی ناشی از مهندسی آب بدون مطالعه تبدیل شده است. در دهه ۱۹۶۰، اتحاد جماهیر شوروی تصمیم گرفت مسیر رودخانه‌های آمودریا و سیردریا را که به این دریاچه می‌ریختند، با احداث شبکه‌ای از سدها و کانال‌های انحرافی برای آبیاری مزارع وسیع پنبه در بیابان‌های ازبکستان و قزاقستان تغییر دهد. این تصمیم نسنجیده بدون در نظر گرفتن ظرفیت تبخیر منطقه و نیاز آبی حیاتی دریاچه آرال اتخاذ شد.

نتیجه این اقدام، کاهش ۹۰ درصدی حجم آب دریاچه و تقسیم آن به چند حوضچه کوچک و شوره‌زارهای گسترده بود. فروپاشی کامل صنعت صید ماهی، بیکاری هزاران تن از مردم محلی، و هجوم طوفان‌های نمکی آلوده به سموم کشاورزی از بستر خشک دریاچه به شهرهای اطراف، از عواقب مستقیم این فاجعه بود. نرخ شیوع بیماری‌های تنفسی و سرطان در میان ساکنان محلی به دلیل استنشاق غبارهای سمی به شدت افزایش یافت که نشان می‌دهد چگونه نابودی یک حوضه آبی به واسطه سدسازی غیراصولی، فاجعه‌ای انسانی در ابعاد بهداشتی و اجتماعی پدید می‌آورد.

۱۲. سد سه دهانه چین و تحریک گسل‌های فعال در منطقه ژئوپلیتیک

سد سه دهانه (Three Gorges Dam) روی رودخانه یانگ تسه در چین، بزرگ‌ترین پروژه برق‌آبی جهان است که نمادی از قدرت مهندسی مدرن به شمار می‌رود، اما هم‌زمان کانون نگرانی‌های شدید زمین‌شناختی و زیست‌محیطی است. تجمع وزن عظیم نزدیک به ۴۰ میلیارد متر مکعب آب در مخزن این سد، فشار هیدروستاتیکی فوق‌العاده‌ای بر لایه‌های زمین‌شناختی زیرین وارد می‌کند. این پدیده که به عنوان زلزله‌های القایی مخزن (Reservoir-Induced Seismicity) شناخته می‌شود، می‌تواند تنش‌های موجود در گسل‌های فعال منطقه را تحریک کرده و موجب وقوع زمین‌لرزه‌ها و رانش‌های شدید زمین در حاشیه مخزن شود.

گزارش‌های متعددی از افزایش لرزه‌خیزی خفیف تا متوسط در نواحی اطراف سد سه دهانه از زمان آبگیری کامل آن منتشر شده است که خطر بروز رانش‌های بزرگ گل‌ولای به درون مخزن و ایجاد موج‌های تسونامی‌مانند را به شدت افزایش می‌دهد. رانش زمین در این منطقه کوهستانی نه تنها جان میلیون‌ها انسان ساکن در پایین‌دست را تهدید می‌کند، بلکه با پر کردن ناگهانی حجم مخزن از سنگ و رسوب، کارایی سد را به مخاطره می‌اندازد. این نمونه نشان می‌دهد که ارزیابی‌های ژئوتکنیکی و زلزله‌شناختی ضعیف در پروژه‌های سدسازی تا چه حد می‌تواند ضریب امنیت ملی و پایداری سرزمینی را کاهش دهد.

۱۳. افزایش تبخیر آب در مناطق خشک و نیمه‌خشک؛ پارادوکس ذخیره‌سازی آب

در مناطق خشک و نیمه‌خشک جهان، کمبود آب شیرین بزرگ‌ترین چالش توسعه پایدار است و به طور سنتی، ساخت سدها به عنوان راهکاری برای ذخیره‌سازی آب در فصول پرباران و مصرف آن در فصول خشک ترویج می‌شود. با این حال، احداث مخازن پهن‌وپیکر در این اقلیم‌ها منجر به شکل‌گیری یک پارادوکس بزرگ هیدرولوژیکی می‌گردد. پهنه وسیع آبی سدها در معرض تابش شدید آفتاب و بادهای گرم قرار می‌گیرد که این امر میزان تبخیر سطحی آب را به مقادیر نجومی افزایش می‌دهد و در عمل، بخش بزرگی از آب ذخیره‌شده پیش از مصرف هدر می‌رود.

در بسیاری از موارد، میزان تلفات آب ناشی از تبخیر در دریاچه سدها، بیشتر از حجم آبی است که به بخش‌های صنعتی یا کشاورزی اختصاص می‌یابد. این تبخیر شدید نه تنها حجم فیزیکی آب را کاهش می‌دهد، بلکه غلظت نمک‌ها و املاح محلول در آب باقیمانده را به شدت افزایش داده و کیفیت آن را به مرزهای غیرقابل‌استفاده برای کشاورزی می‌رساند. این واقعیت نشان می‌دهد که در مناطق گرمسیری و خشک، ذخیره‌سازی آب در سطح زمین بدون مطالعات اقلیمی دقیق، سیاستی ناکارآمد است و روش‌های جایگزین مانند ذخیره‌سازی در سفره‌های آب زیرزمینی گزینه‌های بسیار معقول‌تری هستند.

۱۴. تجمع فلزات سنگین و سموم کشاورزی در رسوبات انباشته شده مخازن

روان‌آب‌های ناشی از فعالیت‌های صنعتی، معدنی و کشاورزی در بالادست سدها اغلب حاوی انواع آلاینده‌های خطرناک نظیر فلزات سنگین (Heavy Metals)، سموم دفع آفات و مواد شیمیایی پایدار هستند. در حالت طبیعی، جریان مداوم رودخانه این مواد را رقیق کرده و به سمت دریا هدایت می‌کند تا در پهنه وسیع‌تری توزیع شوند. اما با احداث سد و راکد شدن جریان آب در مخزن، این آلاینده‌ها به ذرات رسوب آویزان در آب متصل شده و در کف دریاچه رسوب می‌کنند و به مرور زمان تجمعی سمی را تشکیل می‌دهند.

این انباشت تدریجی، کف مخزن سد را به یک بمب ساعتی شیمیایی تبدیل می‌کند که پتانسیل آلودگی شدید منابع آب شرب را در خود دارد. تغییرات ناگهانی اسیدیته یا اکسیژن آب می‌تواند این فلزات سنگین رسوب‌کرده را دوباره به فاز محلول بازگرداند و آن‌ها را وارد زنجیره غذایی آبزیان و سپس انسان‌ها کند. تجمع جیوه و کادمیوم در بافت‌های ماهیان مخزن سدها یکی از پیامدهای جدی این فرآیند است که سلامت عمومی جوامع مصرف‌کننده را با تهدیدهای ناشناخته و بلندمدت روبه‌رو می‌سازد.

۱۵. بحران ریزگردها و بیابان‌زایی در مناطق پایین‌دست سدهای بزرگ

یکی از پیامدهای ملموس و فاجعه‌بار قطع جریان آب رودخانه‌ها در پایین‌دست، گسترش پدیده بیابان‌زایی و ایجاد کانون‌های فعال تولید ریزگرد است. تالاب‌ها، دریاچه‌ها و دشت‌های سیلابی پایین‌دست که در گذشته توسط جریان فصلی رودخانه‌ها سیراب می‌شدند، با احداث سدها به طور کامل خشک شده و پوشش گیاهی تثبیت‌کننده خاک خود را از دست می‌دهند. با از بین رفتن رطوبت طبیعی خاک و متلاشی شدن ساختار رسوبات رسی و ماسه‌ای، زمین در برابر فرسایش بادی به شدت آسیب‌پذیر می‌شود.

وزش بادهای فصلی بر روی این اراضی خشک‌شده، طوفان‌های عظیمی از گردوغبار و ریزگردهای نمکی را به هوا بلند می‌کند که صدها کیلومتر فراتر از منبع اولیه سفر می‌کنند. این ریزگردها نه تنها باعث بروز بیماری‌های ریوی و چشمی شدید در شهرها و روستاها می‌شوند، بلکه با نشستن بر روی اراضی کشاورزی فعال و برگ درختان، فتوسنتز را مختل کرده و بازدهی محصولات کشاورزی و جنگل‌ها را به شدت کاهش می‌دهند. این چرخه مخرب نشان می‌دهد که چگونه مهار غیرقانونی جریان آب در بالادست، امنیت زیستی و سلامت میلیون‌ها انسان را در پایین‌دست به مخاطره می‌اندازد.

۱۶. از بین رفتن تنوع فرهنگی و آوارگی جوامع بومی حاشیه رودخانه‌ها

پروژه‌های سدسازی بزرگ تنها بر سیستم‌های طبیعی اثر نمی‌گذارند، بلکه پیامدهای اجتماعی و فرهنگی عمیقی نیز بر جوامع انسانی ساکن در حوضه آبریز دارند. آبگیری مخازن سدهای بزرگ نیازمند غرق‌شدن مساحت‌های وسیعی از اراضی مسکونی، زمین‌های کشاورزی آباءواجدادی و مکان‌های باستانی و مذهبی است. این امر منجر به کوچ اجباری و آوارگی هزاران و گاه میلیون‌ها نفر از ساکنان بومی می‌شود که معیشت، هویت و سبک زندگی منحصربه‌فرد آن‌ها به طور کامل با آن رودخانه گره خورده است.

بسیاری از این جوامع بومی پس از جابه‌جایی اجباری به حاشیه شهرها منتقل می‌شوند، جایی که به دلیل عدم مهارت در مشاغل مدرن و از دست دادن زمین‌های کشاورزی خود، به ورطه فقر و ناهنجاری‌های اجتماعی سقوط می‌کنند. همراه با غرق شدن زیستگاه‌ها، دانش سنتی مدیریت آب و کشاورزی بوم‌شناختی که طی قرن‌ها توسعه یافته بود، نابود می‌شود. نابودی آثار باستانی ملموس و میراث فرهنگی غیرملموس در مخازن سدها، ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر برای هویت ملی و تاریخی کشورها به شمار می‌رود که هیچ‌گاه در محاسبات هزینه فایده مالی پروژه‌ها لحاظ نمی‌شود.

۱۷. تأثیر سدها بر میکرواقلیم‌های محلی و دگرگونی رژیم بارش‌ها

ایجاد یک پهنه آبی وسیع و مصنوعی در منطقه‌ای که پیش از آن فاقد دریاچه‌های بزرگ بوده، ویژگی‌های اقلیمی آن منطقه را در مقیاس محلی تغییر می‌دهد که به این پدیده دگرگونی میکرواقلیم (Microclimate) می‌گویند. تبخیر مداوم آب از سطح مخزن سد، رطوبت نسبی هوای اطراف را به شدت افزایش می‌دهد و می‌تواند الگوهای باد و توزیع دما را در مناطق مجاور دگرگون کند. این رطوبت اضافی در ترکیب با تغییرات دمایی، بر چگونگی شکل‌گیری ابرها و میزان بارش‌های محلی تأثیر می‌گذارد.

در برخی موارد، این تغییرات اقلیمی منجر به کاهش بارش‌های ملایم و افزایش بارندگی‌های ناگهانی و سیل‌آسا در حوضه آبریز می‌شود که پتانسیل فرسایش خاک و وقوع سیلاب‌های مخرب را بالا می‌برد. علاوه بر این، تغییر میکرواقلیم می‌تواند شرایط ایده آل کشاورزی منطقه را که کشاورزان دهه‌ها به آن عادت داشته‌اند، برهم بزند و با تغییر طول دوره یخبندان فصلی یا افزایش رطوبت و شیوع آفت‌های گیاهی جدید، خسارت‌های سنگینی به امنیت غذایی منطقه وارد کند.

۱۸. شیوع بیماری‌های بومی و انگلی در مجاورت آب‌های راکد پشت سدها

راکد شدن آب در مخازن سدها و ایجاد شبکه‌های بزرگ کانال‌های آبیاری سنتی، زیستگاه‌های ایده آلی برای تکثیر ناقلان بیماری‌های گرمسیری و بومی فراهم می‌سازد. پشه‌ها و حلزون‌های آبی که ناقل بیماری‌های خطرناکی مانند مالاریا (Malaria)، تب دنگی و شیستوزومیازیس (Schistosomiasis) هستند، در این آب‌های کم‌عمق، گرم و بدون جریان به سرعت تکثیر می‌شوند. نبود مطالعات بهداشتی و اپیدمیولوژیک پیش از احداث سد، می‌تواند به یک فاجعه بهداشتی عمومی در میان جوامع محلی حاشیه مخزن منجر شود.

در کشورهای در حال توسعه، پروژه‌های سدسازی متعددی ثبت شده‌اند که بلافاصله پس از آبگیری آن‌ها، نرخ ابتلا به بیماری‌های انگلی در میان مردم منطقه تا چندین برابر افزایش یافته است. عدم آموزش مردم محلی و نبود زیرساخت‌های درمانی مناسب، این مناطق را به کانون‌های دائم اپیدمی تبدیل می‌کند. هزینه‌های درمان و از کارافتادگی نیروی کار ناشی از این بیماری‌ها، بخش زیادی از درآمدهای اقتصادی پیش‌بینی‌شده از پروژه سدسازی را خنثی کرده و کیفیت زندگی ساکنان را به شدت تنزل می‌دهد.

۱۹. تهدید امنیت غذایی با نابودی شیلات و کشاورزی سنتی سیلابی

سدها اغلب با هدف تأمین آب برای افزایش تولیدات کشاورزی ساخته می‌شوند، اما در عمل می‌توانند تهدیدی جدی برای امنیت غذایی کلی منطقه باشند. بسیاری از جوامع پایین‌دست رودخانه‌ها به سیستم‌های کشاورزی سیلابی سنتی وابسته هستند که برای آبیاری مزارع و تأمین مواد مغذی خاک به طغیان‌های فصلی رودخانه تکیه دارند. با کنترل جریان رودخانه توسط سد، این سیلاب‌های بارورکننده متوقف شده و زارعان ناچار به استفاده از سیستم‌های پمپاژ گران‌قیمت و کودهای شیمیایی آسیب‌رسان می‌شوند که هزینه‌های تولید را به شدت بالا می‌برد.

هم‌زمان، فروپاشی شیلات رودخانه‌ای و ساحلی به دلیل مسدود شدن مسیرهای مهاجرت و کاهش ورود مواد مغذی به دریا، منبع اصلی پروتئین ارزان‌قیمت جوامع محلی را نابود می‌کند. این تغییرات ساختاری در تأمین منابع غذایی، تنوع رژیم غذایی را کاهش داده و وابستگی مناطق پایین‌دست به مواد غذایی وارداتی را افزایش می‌دهد که خود عاملی جهت ناپایداری اقتصادی و تشدید فقر غذایی در دوره‌های خشکسالی و بحران‌های اقتصادی است.

۲۰. فرسودگی زودرس سدها به دلیل برآوردهای غلط نرخ رسوب‌گذاری

یکی از اشتباهات تکنیکی رایج در طراحی سدها بدون مطالعات دقیق زیست‌محیطی و آبخیزداری، تخمین نادرست نرخ رسوب‌گذاری (Sedimentation Rate) در مخزن است. تخریب پوشش گیاهی و فرسایش خاک در بالادست حوضه آبریز به دلیل فعالیت‌های انسانی غیرمنطقی، حجم رسوباتی را که سالانه وارد مخزن سد می‌شوند، به چندین برابر حد مجاز مهندسی می‌رساند. این انباشت سریع گل‌ولای در کف مخزن، حجم مفید ذخیره‌سازی آب سد را به سرعت کاهش داده و طول عمر مفید آن را به نصف یا کمتر تقلیل می‌دهد.

فرسودگی زودرس سدها نه تنها بازگشت سرمایه‌گذاری‌های کلان اولیه را غیرممکن می‌سازد، بلکه هزینه‌های نگهداری و لایروبی‌های بسیار سنگینی را به دولت‌ها تحمیل می‌کند. در بسیاری از موارد، لایروبی مخازن بزرگ به دلیل هزینه‌های نجومی و مشکلات دفع رسوبات آلوده عملاً غیرممکن است و سدها پس از چند دهه به سازه‌های بی‌استفاده و پر از رسوبی تبدیل می‌شوند که دیگر کارایی در کنترل سیلاب یا تولید برق ندارند و تنها به عنوان یک تهدید امنیتی بتنی در منطقه باقی می‌مانند.

۲۱. هزینه‌های پنهان اقتصادی و شکست پروژه‌های توسعه با محاسبات سود کاذب

توجیه اقتصادی سدهای بزرگ معمولاً بر اساس ارزیابی‌های مالی ساده‌انگارانه‌ای صورت می‌گیرد که تنها ارزش آب ذخیره شده و برق تولیدی را در برابر هزینه‌های ساخت‌وساز بتنی محاسبه می‌کنند. در این فرآیند ارزیابی سنتی، ارزش خدمات اکوسیستمی (Ecosystem Services) از دست رفته مانند تصفیه طبیعی آب توسط تالاب‌ها، باروری طبیعی اراضی کشاورزی پایین‌دست، پایداری شیلات و حفظ تنوع زیستی به عنوان دارایی‌های رایگان تلقی شده و کاملاً نادیده گرفته می‌شوند.

وقتی هزینه‌های واقعی جبران تخریب‌های زیست‌محیطی، بیابان‌زایی، آوارگی جوامع محلی و از دست رفتن اراضی کشاورزی حاصلخیز پایین‌دست به محاسبات مالی اضافه شوند، مشخص می‌شود که بسیاری از پروژه‌های بزرگ سدسازی دارای تراز اقتصادی منفی بوده و در واقع ثروت ملی را نابود کرده‌اند. این شکست‌های اقتصادی و اکولوژیکی سبب شده که نهادهای مالی بین‌المللی در اعطای وام برای سدهای جدید استانداردهای بسیار سخت‌گیرانه‌تری را اعمال کنند تا از هدررفت منابع در پروژه‌های توسعه‌ای ناکارآمد ممانعت به عمل آورند.

۲۲. جایگزین‌های نوین سدسازی؛ از آبخیزداری بیولوژیک تا تغذیه مصنوعی سفره‌ها

با درک پیامدهای فاجعه‌بار سدهای بزرگ، رویکرد مدیریت یکپارچه منابع آب به سمت استفاده از روش‌های جایگزین سازگار با طبیعت سوق پیدا کرده است. آبخیزداری بیولوژیک و احیای پوشش گیاهی در بالادست حوضه‌ها، سرعت جریان روان‌آب‌ها را کاهش داده و نفوذ آب به درون خاک را به طور طبیعی افزایش می‌دهد که این کار خطر سیلاب را بدون نیاز به دیواره‌های بتنی مهار می‌کند. تغذیه مصنوعی سفره‌های آب زیرزمینی (Aquifer Recharge) نیز روشی کارآمد برای ذخیره‌سازی آب بدون تبخیرهای فزاینده سطحی است.

این رویکردهای غیرسازه‌ای نه تنها هزینه‌های مالی بسیار کمتری در مقایسه با سدسازی دارند، بلکه به حفظ یکپارچگی اکوسیستم‌های رودخانه‌ای کمک کرده و پایداری منابع آب را برای نسل‌های آینده تضمین می‌کنند. بهره‌گیری از تکنیک‌های بازچرخانی آب مصرفی در صنعت، بهینه‌سازی الگوهای کشت و شبکه‌های آبیاری نوین در بخش کشاورزی، پتانسیل صرفه‌جویی بزرگی را فراهم می‌سازد که نیاز به احداث سازه‌های ذخیره‌سازی جدید و ویرانگر را به طور کامل مرتفع می‌سازد.

۲۳. فناوری‌های نوین پایش و لزوم بازنگری در مجوزهای زیست‌محیطی قدیمی

پیشرفت‌های شگرف در فناوری‌های سنجش از دور (Remote Sensing) و داده‌های ماهواره‌ای، ابزارهای بی‌نظیری را برای پایش دقیق تغییرات زیست‌محیطی حوضه‌های آبخیز پیش و پس از احداث سدها فراهم کرده است. با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای چندطیفی، می‌توان پدیده‌هایی نظیر فرونشست زمین، نرخ فرسایش سواحل، میزان تبخیر آب و پدیده اوتریفیکاسیون مخازن را با دقت بالا پایش کرد. این اطلاعات واقعی به مدیران اجازه می‌دهد تا در صورت بروز علائم هشداردهنده، اقدامات اصلاحی را پیش از فاجعه به اجرا بگذارند.

از سوی دیگر، بسیاری از سدهای در حال بهره‌برداری بر اساس مجوزهای زیست‌محیطی قدیمی که دهه‌ها پیش صادر شده‌اند، فعالیت می‌کنند که فاقد استانداردهای مدرن اکولوژیکی هستند. لزوم بازنگری دوره‌ای این مجوزها و اجباری کردن رهاسازی حق‌آبه‌های واقعی زیست‌محیطی بر اساس داده‌های هیدرولوژیکی به‌روز، گامی ضروری در کاهش خسارت‌های زیست‌محیطی سدهای موجود است که باید در قوانین مدیریت آب کشورها به طور جدی پیگیری و اعمال شود.

۲۴. ضرورت برچیدن سدهای ناکارآمد؛ جنبش جهانی احیای رودخانه‌های آزاد

امروزه در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، تمرکز از سدسازی به سمت برچیدن سدهای ناکارآمد و فرسوده (Dam Removal) تغییر یافته است تا پویایی طبیعی رودخانه‌ها احیا شود. پروژه‌های متعددی در ایالات متحده و اروپا نشان داده‌اند که با برداشتن این دیواره‌های بتنی، اکوسیستم‌های رودخانه‌ای با سرعتی باورنکردنی بازسازی می‌شوند و جمعیت‌های منقرض‌شده ماهیان مهاجر دوباره به زیستگاه‌های سنتی خود بازمی‌گردند. این جنبش جهانی گواهی بر این حقیقت است که مزایای رودخانه‌های آزاد و جاری بسیار بیشتر از کارایی سدهای قدیمی و کم‌بازده است.

برچیدن سدها نیازمند برنامه‌ریزی‌های دقیق مهندسی و مدیریت رسوب‌های انباشته شده است تا از آلودگی پایین‌دست در حین عملیات ممانعت شود. این روند، فصل جدیدی از مدیریت زیست‌محیطی را باز می‌کند که در آن انسان تلاش می‌کند خطاهای گذشته خود را اصلاح کرده و حق حیات طبیعی را به شریان‌های حیاتی زمین بازگرداند. سرمایه‌گذاری در احیای رودخانه‌ها نه تنها به نفع حیات‌وحش است، بلکه با بهبود کیفیت آب و بازسازی منابع طبیعی، پایداری اقتصادی و سلامت جوامع انسانی را نیز در بلندمدت تضمین می‌کند.

جمع‌بندی نهایی

سدسازی‌های بی‌رویه و فاقد ارزیابی‌های جامع زیست‌محیطی، شریان‌های حیاتی زمین را به بند کشیده و پیامدهای مخربی چون خشکی تالاب‌ها، انقراض آبزیان، طوفان‌های ریزگرد و فرونشست زمین را به همراه داشته‌اند. تجربه تاریخی فجایعی چون خشک شدن دریاچه آرال ثابت می‌کند که نادیده گرفتن چرخه‌های هیدرولوژیکی به بهای توسعه مهندسی، در نهایت به فقر و آوارگی جوامع انسانی می‌انجامد. امروزه رویکردهای نوین مدیریت آب بر روش‌های غیرسازه‌ای نظیر آبخیزداری بیولوژیک، تغذیه سفره‌های زیرزمینی و حتی برچیدن سدهای فرسوده متمرکز شده‌اند. بازگشت به پویایی طبیعی رودخانه‌ها و رعایت دقیق حق‌آبه‌های اکولوژیکی، تنها راه تضمین بقای زیست‌بوم و پایداری سرزمینی برای نسل‌های آینده است.

سوالات رایج

۱. چگونه سدها باعث افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای می‌شوند؟
با تجمع آب پشت سد، مقادیر زیادی از پوشش گیاهی و مواد آلی در زیر آب غرق می‌شوند. در غیاب اکسیژن در اعماق مخزن، باکتری‌های بی‌هوازی اقدام به تجزیه این مواد آلی می‌کنند. این فرآیند زیستی منجر به تولید و رهاسازی حجم عظیمی از گازهای متان و دی‌اکسید کربن به اتمسفر می‌شود. در نتیجه، مخازن سدها به ویژه در مناطق گرمسیری می‌توانند به کانون‌های بزرگ تولید گازهای گلخانه‌ای تبدیل گردند.
۲. پدیده آب گرسنه (Hungry Water) چیست و چه عواقبی دارد؟
وقتی جریان آب رودخانه پشت سدها متوقف می‌شود، بیش از ۹۰ درصد رسوبات طبیعی در مخزن رسوب می‌کنند. آب خروجی از سد که فاقد بار رسوبی است، انرژی بالایی برای شست‌وشو و فرسایش دارد. این آب به شدت بستر و سواحل رودخانه پایین‌دست را تخریب کرده و فرسایش می‌دهد. فروریختن پل‌ها و تعمیق غیرطبیعی بستر رودخانه از پیامدهای مستقیم جریان این آب گرسنه است.
۳. آیا ساخت کانال‌های عبور ماهی می‌تواند مشکل سدها را برای آبزیان حل کند؟
کانال‌های عبور ماهی تنها برای تعداد محدودی از گونه‌های قوی و با رفتارهای مهاجرتی خاص کارایی دارند. بسیاری از ماهیان بومی به دلیل سرعت کم جریان آب یا تفاوت‌های دمایی قادر به یافتن یا عبور از این ساختارهای مصنوعی نیستند. علاوه بر این، بچه‌ماهی‌ها در زمان بازگشت به سمت دریا اغلب در توربین‌های سد از بین می‌روند. بنابراین، این سازه‌ها هرگز جایگزین کاملی برای مسیرهای آزاد رودخانه‌ای نخواهند بود.
۴. چرا تبخیر آب در مخازن سدهای مناطق خشک یک بحران محسوب می‌شود؟
در مناطق گرم و خشک، نرخ تبخیر سطحی به دلیل دمای بالا و وزش بادهای شدید بسیار بالاست. ایجاد دریاچه‌های مصنوعی با سطح وسیع، حجم بزرگی از آب ذخیره‌شده را مستقیماً به بخار تبدیل کرده و هدر می‌دهد. این پدیده غلظت نمک و املاح را در آب باقی‌مانده به شدت افزایش می‌دهد. در بسیاری از موارد، میزان تبخیر از حجم آب مصرفی بخش‌های کشاورزی و صنعتی فراتر می‌رود.
۵. چه ارتباطی میان احداث سد و فرونشست زمین در دلتاها وجود دارد؟
دلتاهای ساحلی با انباشت مستمر رسوباتی که رودخانه‌ها از بالادست می‌آورند، در برابر فرسایش دریا مقاومت می‌کنند. سدها با حبس رسوبات، این تغذیه طبیعی را قطع کرده و تعادل دلتا را برهم می‌زنند. بدون رسوب جدید، جریان‌های دریایی سواحل دلتا را فرسایش داده و پیشروی می‌کنند. هم‌زمان، برداشت آب زیرزمینی و نبود جریان سیلاب موجب متراکم شدن لایه‌های خاک و فرونشست زمین می‌شود.
۶. زلزله‌های القایی مخزن سد چگونه رخ می‌دهند؟
تجمع وزن فوق‌العاده زیاد آب در مخازن سدهای بزرگ، تنش‌های عمودی سنگینی بر لایه‌های زمین‌شناختی وارد می‌کند. نفوذ آب با فشار بالا به درون درزها و گسل‌های زیرین، اصطکاک سنگ‌ها را کاهش می‌دهد. این تغییر فشار هیدروستاتیکی می‌تواند گسل‌های فعال منطقه را تحریک کرده و موجب وقوع زمین‌لرزه شود. این پدیده تحت عنوان لرزه‌خیزی القایی مخزن در بسیاری از نقاط جهان گزارش شده است.
۷. چرا برچیدن سدهای قدیمی در جهان به یک روند تبدیل شده است؟
بسیاری از سدهای قدیمی کارایی خود را از دست داده و با انباشت رسوب، طول عمر مفیدشان پایان یافته است. هزینه نگهداری و خطرات امنیتی ناشی از احتمال شکست این سازه‌ها بسیار بالا برآورد می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد احیای جریان آزاد رودخانه‌ها، ارزش‌های اکولوژیکی و اقتصادی بیشتری نسبت به حفظ سدهای فرسوده دارد. از این رو، کشورهای توسعه‌یافته با برچیدن این سدها به دنبال احیای تنوع زیستی هستند.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

7 دیدگاه

  1. برای پاسارگاد

    دوستان عزیزم، وبلاگ‌نویسان، و خوانندگان مهربان من!با بسیاری از دوستان قرار گذاشته‌ایم همه‌ی توان خود را به کار گیریم تا متنی آماده را بر

  2. با درود به تمامی دوستداران ایران زمین
    گذشته پرافتخار ما چیزیست که مایه حسرت بسیاری از کشورها و اقمام دنیا و مخصوصا دشمنانمان در طول تاریخ بوده است. چه بسا اگر تنها یکی از ستونهای تخت جمشید در کشوری دیگر بود به آن فخر می فروخت و آن را سند هویت خود قرارداده و تاریخ سازی می کرد.اما ما با این گنجینه اهدایی نیاکانمان چه کردیم.جز اینکه تا جایی که می توانیم به آن ضربه زدیم. همه به خوبی می دانیم که موضوع سد و .. همه بهانه است .می دانیم که دستهایی در کار است تا به هر قیمتی که شده ایران را از گذشته اش جدا کنند و فرزندان فردا را بی هویت بار بیاورند تا دیگر ایران آریایی نتواند سربالا کند. و این بر من و توست که از آخرین برگهای دفتر هویتمان دفاع کنیم . به امید کمکی از جانب دولت نباشید که برای ویرانی این بازمانده های شاهنشاهی لحظه شماری می کند.

  3. من به عنوان یک ایرانی .0000(نه به عنوان یک عاشق کوروش کبیر)میدانم که رطوبت ناشی از تبخیر در سد نه تنها پاسارگاد و دره تاریخی رحمت آباد را نابود خواهد کرد بلکه تخت جمشید (البته بقایای باقی مانده از آن را)به ورطه نابودی خواهد کشانید.ضمن اعلام استمداد از جوامع فرهنگی – تاریخی بین المللی ÷یشنهاد تشکیل دیوار انسانی در برابر آبگیری سد را مطرح می نمایم.
    البته این نکته را هم یادآوری می کنم که کوروش {…..}.
    امیدوارم شاه شاهان کوروش کبیر پادشاه عدل و داد و انصاف و قدرت و اقتدار خود به یاری خداوند یکتا حافظ تمام ثروت تاریخی ما باشد.

  4. زیر آب رفتن را اگر با غرق شدن یکسان بدانیم نخیر پاسارگاد یزر آب نخواهد رفت ولی قول میدهم در 10 سال آینده پاسارگاد که هیچ تخت جمشید هم در اثر رطوبت این سد {…} فرو خواهد نشست {….}

  5. پزشک عزیز.شاید موثق ترین خبر را باید از مجری طرح سیوند شنید. خود وی معترف به نابودی خداقل بخشی از آثار باستانی ست. هرچند میگوید این آثار برای باستان شناسان مهم است و نه مردم!!!! از پزشک صاحب قلم و خوش ذوقی چون شما انتظار میرود نسبت به هویت ما که تاریخمان آن را رقم زده بیش از مردم امی و عامی حساسیت نشان دهید.مطالب شما را ارج مینهم .فقط استدعا دارم حقایق را از زبان آنان که ذی نفع هستند دنبال نکنید . خود بهتر میدانید این جماعت ریا پرور بهر مستمسکی دست می یازند تا اعمالشان را موجه جلوه دهند.دوستدار شما . فرهاد حیرانی

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]