هرگز در زندگی تسلیم نشو!

10

در این بخش وبلاگ که به زودی نامش به «آپارات» تغییر پیدا خواهد کرد، در کنار پادکست‌های خودم، پادکست‌های خوب فرنگی و همچنین ویدئوهای جالبی را که می‌بینم، به اشتراک خواهم گذاشت.

اما ویدئوی امروز: دِرِک ردموند یک ورزشکار بازنشسته بریتانیایی است. در جریان یکی از مسابقات، حادثه‌ای برای او پیش آمد که، دستمایه ساخت این ویدئوی بی‌نظیر شد. توصیه می‌کنم حتما ببینید.

مشاهده در یوتیوب

یا دانلود از:

رپیدشیرمگا آپلودمدیا فایر

حدود ۱۵ مگابایت

 
10 نظرات
  1. bahram می گوید

    با درود
    آشنایی با سایت یک پزشک از اتفاقات خوب گشت و گزارم در نت بود. ویدئوی درک ردموند آغاز مبارکی برای بخش آپارات است. قلبا امیدوارم موفق باشید.
    شاد باشید

  2. مسعود می گوید

    عالی بود دکتر… عالی… بخصوص با صدای “جاش گروبان”… انتخاب خوبی بود برای استارت آپاراتتون

  3. mina می گوید

    عالی بود
    کاش یه نفر ترجمه این چند سطر داخل فیلمو می نوشت
    خیلی دوست دارم بدونم

    این بخش مخبوب خواهد شد ممنون

    1. حسن می گوید

      مرد جوان علاقمند بود که تو مسابقات ۴۰۰ متر در المپیک بارسلون پیروز بشه
      ولی ناامیدی درحدود ۲۵۰ متر مونده به خط پایان نصیبش شد
      عضلات پشت پاش گرفت و اونقدر لنگید تا کاملا متوقف شد و با درد روی زمین افتاد.
      وقتی گروه امداد با برانکار واسه بردنش اومدن، اون فهمید که مجبوره تصمیم سختی رو بگیره
      پس باوجود درد زیاد ، بلند شد و شروع کرد به ادامه ی مسیر البته لنگ لنگان
      ناگهان ازمیان جمعیت مرد بزرگی اومد و مامورای امنیتی رو به زور برگردوند. اون پدرش بود.
      ” تو مجبور نیستی اینکارو بکنی ” اینو به پسر گریانش گفت ولی مودبانه پسرش بهش گفت : ” اره ، من انجامش میدم ”
      و بعدش به پدرش گفت ” ما تمومش می کنیم ، … باهم … ”
      پدر اطراف بازوی پسرشو گرفت و کمکش کرد که لنگ لنگان مسیرو ادامه بده
      چند قدم مونده به پایان مسیر به پسرش اجازه داد که خودش مسابقه رو تموم کنه … البته در میان جمعیتی که ایستاده تشویقش میکردن ، جمعیتی حدود ۶۵۰۰۰ نفر
      درک ردمون شاید برای بار اول نتونست که تمومش کنه ولی اون خواست که مسابقه رو به سرانجام برسونه
      با وجود درد … با وجود اشک هاش … اون مصمم بود که همه چیزو واسه مسابقش خرج کنه
      با عشقی عظیم تحریک شد، عشقی که پدرش بهش داده بود وقتیکه افتاده بود
      چه چیزی پدرشو به اینکار واداشت که جایگاهشو ترک کنه و خودشو به پسرش روی مسیر(ترک)مسابقه برسونه
      شاید اون دردی بود که تو چهره ی پسرش موج میزد … پسرش صدمه دیده بود اما میخواست که مسابقه رو تموم کنه. پس پدرش اومد تا کمکش کنه
      خداوند هم همینطوره . وقتیکه آزار یا صدمه ای بهمون میرسه ولی میخوایم بجنگیم تا تمومش کنیم ، میاد و کمکمون میکنه
      شما چطور؟ مسابقه (نبرد زندگی ) شما چی؟ تو هم درد داری؟ خودتو به کلی کنار میکشی؟
      خداوند مصرا ازت میخواد که تمومش کنی … چون اون عاشقته … آیا تو دریچه ی قلبتو به روی آغوش گرمش باز کردی؟ …

  4. محمد می گوید

    ر آن مسابقه درک ردموند دونده انگلیسی در اواسط مسابقه مصدوم شد اما لنگ لنگان مسابقه را ادامه داد. او از این می ترسید که پسرش مصدومیت او را ببیند و مسابقه را نیمه کاره رها کند بنابراین به مسابقه ادامه داد تا به پسرش کمک کند تا از خط پایان رد شود. کل تماشاچیان تحت تاثیر این صحنه قرار گرفته بودند و مدام این دو دونده را تشویق می کردند.

  5. حسن می گوید

    فقط میتونم بگم فوق العاده بود … مرسی

  6. keyhan می گوید

    chera mataleb o shoma o nemishe too facebook share kard?
    in roozha hame facebook darand,shOma?!

  7. نازنین می گوید

    عالی بود باره ها در زندگی درست یه قدم مونده به خط پایان نیرویی فوق طبیعی متوقفم کرد اولش نومید و گریانو شاکی میشدم اما آن نوازشگر بی مثال تنهام نذاشت
    شاد باشید و امیدوار

  8. فاطمه می گوید

    سلام میخواستم بگم دست دردنکنه مطالب بسیار عالی است
    موفق باشید

  9. نیما می گوید

    عالی بود عالیییییییی
    ممنون : )

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.